7اشتباه مهلک در زندگي مشترک - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

7اشتباه مهلک در زندگي مشترک
زمان کنونی: 18-09-1395،03:14 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: arazd
آخرین ارسال: arazd
پاسخ: 1
بازدید: 191

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: 7اشتباه مهلک در زندگي مشترک
ارسال: #1
7اشتباه مهلک در زندگي مشترک
پست‌ها: 206
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 29
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 21-06-1391 06:05 ب.ظ توسط arazd
قطره‌قطره جمع گردد وانگهي دريا شود. اين ضرب‌المثل در زندگي مشترک مصاديق متعددي دارد که يکي از بارزترين آنها برمي‌گردد به دلخوري‌هاي زن و شوهري که اگر در همان مرحله «قطره» جلوي آنها را نگيريم، «دريا»يي از دلخوري انتظارمان را خواهد کشيد...





در اینجا شما را با 7 مورد از دلخوري‌هاي کوچکي که ممکن است بزرگ?شدن‌شان زندگي شما را دچار سيلاب کنند، آشنا مي‌کنیم.





مشکل اول



بي‌توجهي به آلرژي‌زاهاي ارتباطي



متاسفانه بسياري از ما رفتارهايمان را بدون اينكه در موردشان فکر كنيم، انجام مي‌دهيم. اينکه در همه اوقات به واکنش ديگران به رفتارهايمان توجه داشته باشيم، مطلوب است، اما افرا‌د خيلي‌وقت‌ها رفتارهاي «خودکاري» انجام مي‌دهند که خودمحورانه و بر مبناي عادت‌هايشان است و در انجام آنها به افراد ديگر توجهي ندارند.



روان‌شناسان در يک بررسي درباره دلخوري‌ها در روابط شخصي روي 160 زوج، دريافتند اين افراد در شروع رابطه رفتارهاي آزاردهنده را مهار مي‌کردند، اما پس از ازدواج و زندگي مشترک متعهدانه، دست از مهار اين رفتارهاي شخصي بر‌داشته‌اند. به نظر مي‌رسد در ابتداي رابطه عاطفي، دو طرف به شدت مراقب رفتارشان هستند اما پس از پذيرش تعهد زندگي مشترک و ازدواج، خود را در اين زمينه مكلف نمي‌دانند. کارشناسان دلخوري‌هاي ناشي از اين رفتارهاي شخصي آزاردهنده براي طرف مقابل را«آلرژي‌زاهاي ارتباطي» مي‌نامند. اين آلرژي‌زاهاي ارتباطي مانند آلرژي‌زاهاي جسمي هستند و هنگامي که براي اولين بار در معرضشان قرار مي‌گيريم، واکنش منفي جزئي ايجاد مي‌کنند، اما با هر بار تماس بيشتر، حساسيت به آنها را بيشتر مي‌‌كند. به همين دليل است که يک ازدواج طولاني‌مدت ناگهان بر سر موضوعي به ظاهر جزئي از هم فرومي‌پاشد.





مثال: اولين باري که يکي از طرفين براي مثال حوله را کف حمام رها مي‌کند، ممکن است دلخوري جزئي در همسرش ايجاد کند، اما اگر چندين‌بار اين کار را تکرار کند، انفجاري رخ خواهد داد.



راه‌حل: اگر همسرتان عادتي دارد که شما را آزار مي‌دهد ولي از اين موضوع آگاه نيست، او را با مهرباني از اين موضوع آگاه کنيد. شايد اگر همسرتان واقعا بداند اين رفتار براي شما آزاردهنده است، ديگر آن را تكرار نكند. اگر در مورد رفتار آزاردهنده‌‌اي با همسرتان صحبت کرده‌ايد، ولي باز هم آن را ادامه مي‌دهد، به نظر مي‌رسد نمي‌تواند اين رفتار را تغيير دهد. در چنين وضعيتي بايد ببينيد اين رفتار بر زندگي مشترک?تان چقدر تاثير دارد.



مثال: زني را مي‌شناختم که بر سر هر مساله کوچکي، خنده بلند و گوشخراشي سر مي‌داد که براي شوهرش مانند صداي کشيدن ناخن روي تخته سياه آزاردهنده بود. اين زوج خصوصيات مشابه زيادي داشتند، اما همين عادت رابطه آنها را در طول زمان تحت‌تاثير قرار داد و وقتي پس از 15 سال زندگي مشترک، زن به سرطان دچار شد و درگذشت، مرد حاضر بود همه چيزش را بدهد تا يک بار ديگر صداي آن خنده گوشخراش را بشنود.





مشکل دوم



ايجاد اختلال در روابط عاطفي



تفاوت‌هاي رفتاري ناشي از تربيت شما و همسرتان در دو خانواده متفاوت ممکن است باعث ايجاد سوءتفاهم و مختل شدن رابطه عاطفي‌تان شود.



مثال: ماجرايي که آنتوني رابينز، نويسنده مشهور کتاب‌هاي روان‌شناسي، درباره رابطه‌اش با نامزدش تعريف مي‌کند، از اين جهت آموزنده است. رابينز در خانواده‌اي بزرگ شده بود که اعضاي آن تشويق مي‌شدند احساس ناراحتي خود را نسبت به ديگران آشکارا و با شدت بيان و بلافاصله اختلافاتشان را حل و فصل کنند. رابينز که در چنين خانواده‌اي بار آمده بود، اين قاعده را ناخودآگاه پذيرفته بود.



بعدها او عاشق زني شد که پدرش در خانواده هرگز صدايش را بالا نمي‌برد و هر وقت دلخور مي‌شد، اتاق را ترک مي‌کرد. قاعده ذهني رابينز اين بود که ناراحتي عاطفي‌اش را به شدت ابراز و آن را حل کند؛ اما نامزدش فکر مي‌کند آدم در چنين موقعيت‌هايي نبايد حتي صدايش را بالا ببرد.



اين تفاوت فرهنگ خانوادگي باعث اختلاف ميان آن دو شد. وقتي رابينز ناراحت مي‌شد، صدايش را بالا مي‌برد و اين داد زدن او باعث مي‌شد به نامزدش بربخورد و اتاق را ترک کند تا از اين فضا دور شود ولي رابينز با مشاهده اين واکنش به اين نتيجه مي‌رسيد که نامزدش به او توجهي ندارد. هريک از آنها فکر مي‌کرد ديگري او را دوست ندارد. براي حل اين مشکل، آن دو قراردادي بستند. رابينز قول داد صدايش را بالا نبرد و نامزدش هم در چنين مواردي اتاق را ترک نکرد. اين قرارداد تا مدتي مشکل را کاملا حل کرد- تا روزي که هردو تحت استرس شديد قرار گرفتند؛ رابينز فرياد کشيد و نامزدش از اتاق بيرون رفت. رابينز داد زد: «قول داده بودي در اتاق بماني!» و نامزدش هم از همان بيرون اتاق گفت: «تو هم گفته بودي که ديگر داد نمي‌کشي!» رابينز به دنبال نامزدش رفت و نامزد او ناگهان از پشت در جلوي او پريد و گفت: «آهاي!» هر دو به خنده افتادند و دعوايشان را فراموش کردند.



راه‌حل: در وضعيت بالا، بازيگوشي نامزد رابينز حالت ذهني منفي‌شان را برطرف کرد و به يادشان آورد که چقدر به يکديگر اهميت مي‌دهند.



يک راه ديگر براي مقابله با فرياد زدن طرف مقابل، ابراز مداوم عشق است. رابينز مي‌گويد: «فرياد زدن ممکن است در واقع درخواست کمک باشد. شايد فرد با اين رفتار مي‌خواهد بگويد راهي براي برطرف کردن نيازهايم ندارم، تحت فشارم و دارم کنترلم را از دست مي‌دهم.» ايجاد يک رابطه گرم و صميمي، بدون توجه به اينکه طرف مقابل چقدر آشفته است، «حضور کامل داشتن» به معناي متمرکز بودن، متوجه ديگري بودن و ارتباط برقرار کردن با او، الگوي رفتاري طرف مقابل را تغيير مي‌دهد. هنگامي که همسرتان با شما درگير مي‌شود يا احساس مي‌کنيد به شما محبتي ندارد، بايد رفتاري داشته باشيد که اين روند فکري را متوقف کند و ارتباط دوجانبه شما را در آن لحظه تغيير دهد تا در چرخه معيوب ستيز بيشتر و جدايي عاطفي نيفتيد. به جاي اينکه شما هم بر سر همسرتان فرياد بکشيد و به اين فکر کنيد که داد و فرياد همسرتان چقدر احساساتتان را جريحه‌دار کرده است، متوجه باشيد که همسرتان در آن لحظه متوجه معناي حرف‌هايي که مي‌زند نيست. بايد هم خودتان را آرام کنيد وهم به همسرتان آرامشي که لازم دارد، بدهيد.





مشکل سوم



قـدرناشـناسي



حسن نيت، اساس همه روابط ما با ديگران است؛ نيت خير است که ما را وامي‌دارد همسرمان را خشنود کنيم، به‌خصوص اگر تلاش‌هايمان در اين مسير مورد توجه و تحسين او قرار گيرد. اگر احساس کنيم همسرمان به تلاش‌هاي‌ ما توجهي ندارد، يا حتي بدتر، فقط ما را به علت کارهايي که انجام نداده‌ايم، سرزنش مي‌کند، علاقه‌مان را به انجام آن کارهايي که روابطمان را شکوفا مي‌کند، از دست خواهيم داد و دلخور و تحريک‌پذير مي‌شويم. درنهايت هم اين احساس به ما دست مي‌دهد که قدرمان را نمي‌دانند.



راه‌حل: هريک از همسران بايد با طرف مقابلش درباره چگونگي ايجاد اين احساس صحبت کند. نبايد فرض را بر اين بگذاريد که همسرتان مي‌داند براي قدرداني از شما چه بايد بکند. اگر احساس مي‌کنيد او براي تلاش‌هايتان از شما به اندازه کافي قدرداني نمي‌کند، براي اينکه در اين باره آگاهش کنيد، موقعيت را با يک «بازي» به شکل زير تغيير دهيد.



مثال: اگر همسرتان توجهي به زحمات شما در پختن غذا، ندارد مي‌توانيد وقتي او حضور دارد با خودتان بگوييد: «عالي بود، دستت درد نکند!»، «خواهش مي‌کنم. قابلي نداشت!»، «واقعا مزه غذا فوق‌العاده بود. متشکرم.» انجام چنين کاري، احتمالا کافي خواهد بود و همسرتان را هم متوجه مي‌کند که بايد از شما تشکر کند. حتي اگر اين شگرد موثر واقع نشود، حداقل با اين کار عواطفتان را کنترل خواهيدکرد و وارد يک حالت واکنشي نخواهيدشد. به اين ترتيب ديگر احساس نمي‌کنيد قرباني بي‌تفاوتي همسرتان شده‌ايد و بر مشکلتان مسلط مي‌شويد.



تذکر: البته نبايد تصور کنيد همه مشکلات مربوط به طرف مقابل است؛ شما هم الگوهاي رفتاري خاص خودتان را داريد که ممکن‌است لازم باشد برخي از آنها را اصلاح کنيد. ما معمولا به چيزهايي توجه مي‌کنيم که پيشداوري‌هايمان را تاييد مي‌کنند و شواهد مخالف را ناديده مي‌گيريم. در نتيجه ممکن‌است فقط بر کارهايي که همسرتان انجام نمي‌دهد، متمرکز شويد و نشانه‌هاي بسياري از بي‌تفاوتي او پيدا کنيد اما بايد به ياد داشته باشيد رفتار همسرتان ممکن است به خودي خود معنايي نداشته باشد و معنايي که شما به آن مي‌دهيد، باعث آزارتان مي‌شود بنابراين هنگامي که همسرتان از شما مي‌پرسد سطل آشغال را بيرون گذاشتي يا نه؟ و مي‌خواهيد پاسخ دهيد: «مگر من برده تو هستم؟»، به ياد حسن نيتي بيفتيد که در آغاز زندگي مشترکتان داشتيد و به جاي اينکه هميشه انتظار گرفتن چيزي از طرف مقابل داشته باشيد، سعي کنيد چيزي به او ببخشيد.





مشکل چهارم



رفتار سلطه‌جويانه



احساس زير سلطه‌بودن يکي از رايج‌ترين شکايت‌ها در روابط همسران است. (يک بررسي ميزان آن را 40 درصد نشان داده است). معمولا از اينکه به ما بگويند چه کاري بايد انجام دهيم، خوشمان نمي‌آيد. در اين مورد هم ممکن است مشکل اصلي رفتار همسرتان نباشد، بلکه برچسبي است که شما به آن مي‌زنيد. ممکن است همان وضعيتي که يک فرد آن را به عنوان زير سلطه بودن تفسير مي‌کند، براي فردي ديگر به معناي عشق و مراقبت باشد. هنر شما اين است که حتي هنگامي که طرف مقابل با شما همکاري نمي‌کند، او را قانع کنيد با شما رابطه برقرار کند.



مثال: زوج جواني ابتداي زندگي مشترکشان بودند. يک روز شوهر روي کاناپه لم داده بود و پس از کار روزانه روزنامه مي‌خواند و زن مشغول آماده کردن شام بود. مرد گفت: «يک ليوان آب به من مي‌دهي؟» زن پاسخ داد: «خودت برو آب بردار.» همين جمله تير خلاصي بر رابطه آن دو بود. زن اين تقاضاي شوهر را به معناي تلاش او براي تحت کنترل گرفتن خودش تفسير مي‌کرد. زن در خانواده‌اي بار آمده بود که پدر نظامي‌اش هميشه به افراد دستور مي‌داد چه کاري بکنند و زن نمي‌خواست دوباره وارد موقعيتي شود که فکر مي‌کرد شبيه دوران کودکي‌‌اش است. شوهر از واکنش تند زن مبهوت شده بود.



راه‌حل: براي اينکه رابطه‌تان با همسرتان بهبود يابد، بهترين راه اين است که فرض را بر آن بگذاريد که او در انجام کارهايش حسن نيت دارد. به جاي اينکه از اول رفتارهاي همسرتان را سلطه‌گرانه بدانيد، از خودتان سوال کنيد چه عواملي انگيزه اين رفتارها شده است. اگر همسرتان مخالف بيرون رفتن شما با دوستانتان است، ممکن است علت اين مخالفت سلطه‌گري‌اش نباشد و صرفا انگيزه اين رفتار ترسش از تنها ماندن و طردشدن يا تمايل شديدش به محافظت از شما باشد. به جز نسبت دادن نيت خير به رفتارهاي همسرتان از خودتان بپرسيد او چه نيازهايي داشته است که شما برآورده نکرده‌ايد. متعهدبودن شما به برآورده کردن کامل نيازهاي همسرتان به احتمال زياد کل رابطه‌تان را دگرگون خواهد کرد. همسري که از دادن يک ليوان آب به شوهرش خودداري مي‌کند، بهتر است ابتدا به مشکلات خودش در دوران کودکي كه زمينه‌ساز اين رفتار شده است، بپردازد. او بايد به اين پرسش پاسخ دهد چرا يک تقاضاي ساده همسرش به اصطلاح «آلرژي ارتباطي»‌اش را برانگيخته و او را خشمگين کرده است.





مشکل پنجم



عدم صميميت



نبود صميميت مانند ساير عوامل آزاردهنده در روابط شخصي، يک مسير دوطرفه است. اگر شما همه نيازهاي همسرتان را برآورده و هر روز او را سرشار از عشق و مهرباني کنيد، هر دو احساس صميميت و نزديکي خواهيد کرد. در خيلي از موارد مي‌شنويم يکي از همسران از اينکه طرف مقابل ناگهان او را ترک کرده است، شکايت مي‌کند و مي‌گويد علت اين رفتار را درک نمي‌کند. اين همسر مي‌گويد: «من همه چيز به او داده بودم» اما مشکل اين است او همه چيز را به همسرش داده بود، به جز چيزهايي که او به آنها نياز داشت!



مثال: يک زوج جوان موفق که هر دو وکيل بودند، مي‌خواستند بچه‌دار شوند اما يکبار چنان مشاجره‌اي بينشان درگرفت که باعث شد فکر کنند ديگر نمي‌توانند با هم زندگي کنند. يک روز هنگامي که زن از سر کار به خانه بازگشته بود، مي‌خواست با شوهرش درباره مسايل مالي‌شان بحث کند اما شوهرش مي‌خواست استراحت کند و حوصله حرف زدن نداشت. زن او را اتاق به اتاق دنبال مي‌کرد تا سر صحبت را با او باز کند، اما مرد زير بار حرف زدن نمي‌رفت. در نهايت زن جلوي شوهر را گرفت و شوهر او را هل داد. همين مشاجره ساده کار را به جايي رساند که هنگامي اين دو به مشاور مراجعه کردند، به اين نتيجه رسيده بودند که اصلا نبايد بچه‌اي به چنين محيط پرخشونتي وارد شود.



راه‌حل: مشاور به شوهر توصيه کرد: «در آينده هر وقت همسرت دنبالت راه افتاد تا درباره پول با تو صحبت کند، او را در آغوش بگير!» زن معتقد بود شوهرش از عهده انجام چنين کاري بر نمي‌آيد اما شوهر گفت حتما اين کار را انجام خواهد داد و موفق هم شد. اين شگرد ساده توانست به‌طور موفقيت‌آميزي الگوي رفتاري برخورد عصبانيت‌آميز اين دو را تغيير دهد و شکل صميمانه و بازيگوشانه‌اي به آن دهد. هنوز يک ماه نگذشته بود که زن باردار شد.





مشکل ششم



بي‌توجهي به تفاوت‌هاي شخصيتي



يک دليل دلخوري تفاوت شخصيت است. ممکن است شما از خصوصيتي در همسرتان شکايت داشته باشيد که همسرتان هم از وجود خصوصيت متضاد آن در شما ناراحت باشد.



مثال: براي مثال ممکن است از اينکه همسرتان زيادي اجتماعي است ناراحت باشيد، اما همسرتان هم از اينکه شما زيادي منزوي هستيد، دلخور باشد.



راه‌حل: کافي است که تفاوت‌هاي شخصيتي ميان خودتان و همسرتان را درک کنيد تا از بسياري از اين دلخوري‌هاي جلوگيري شود و در اين صورت قبول خواهيد کرد که تفاوت با يکديگر چيز بدي نيست و امري اجتناب‌ناپذير است. ما در بسياري از اوقات دچار اين اشتباه مي‌شويم که گمان مي‌کنيم همسرمان همان نيازهاي ما را دارد يا اينکه نيازهايي که متفاوت از نيازهاي ما باشد، کمتر اعتبار دارند يا برآورده‌کردن آنها چندان ارزشمند نيست. حتي باحسن‌نيت‌ترين افراد تمايل دارند به همسرانشان چيزي را بدهند که خودشان به آن علاقه دارند، نه چيزي را که آنها دوست دارند!



مثال: فرض کنيد شما آدمي درونگرا هستيد، نياز به محيط خلوتي داريد تا انرژي‌‌تان را بازيابيد، اما همسرتان آدمي برونگراست. با هم به يک مهماني رفته‌ايد. يک ساعتي از شروع مهماني نگذشته که مي‌خواهيد به خانه بازگرديد، اما همسرتان تازه سرش گرم شده است و مي‌‌خواهد بماند. همين تفاوت ساده ممکن است ريشه مشاجره‌هاي بي‌شماري شود.



راه‌حل: يکي از راه‌هايي که مشاوران براي حل اين مشکل به زوج‌ها پيشنهاد مي‌کنند، انجام تست شخصيت است. بسياري از افراد با ديدن شواهد عيني تفاوت‌هاي بنيادي شخصيتشان با شخصيت همسر‌شان از مقاومت دست برمي‌دارند و تمايل بيشتري پيدا مي‌کنند تا خودشان را با آنها تطبيق دهند. در مورد مثال مهماني نه تمايل شما به زودتر ترک‌کردن مهماني و نه تمايل همسرتان به ماندن بيشتر به معناي آن نيست که هر يک از شما براي ديگري ارزش قائل نيست. اين تفاوت در تمايلات را مي‌توانيد به سادگي حل کنيد؛ براي مثال مي‌توانيد توافق کنيد که جدا از هم به خانه بازگرديد. هر دوي شما بايد اين تفاوت را بپذيريد و ديگر از آن دلخور نشويد.



مشکل هفتم



بـي‌انـصـافـي



يکي از سخت‌ترين جنبه‌هاي رابطه دوجانبه هنگام بروز گريزناپذير خواسته‌‌هاي متضاد اين است كه به مصالحه برسيم.



مثال: چه کسي بايد کارهاي خانه را انجام دهد؟ چگونه زمان تعطيلات را براي رفتن به خانه والدين هريک از همسران تقسيم کنيم؟ چه کسي تصميم مي‌گيرد براي تعطيلات به کجا بايد رفت؟ اختلافات در اين موارد اغلب خودش را به صورت شکايت درباره رعايت نکردن انصاف نشان مي‌دهد. يکي از همسران ممکن است احساس کند ديگري به اصطلاح دارد سرش کلاه مي‌‌‌گذارد. البته در اين مورد هم مانند ساير عوامل دلخوري‌اي که در بالا ذکر شد، ديدگاه کلي شما و معنايي که به رفتار طرف مقابل مي‌دهيد، اهميت دارد.



راه‌حل: نکته طعنه‌آميز اين است که زوج‌هايي که تلاش مي‌کنند مسووليت‌هاي زندگي‌شان را دقيقا ميان دو نفر تقسيم کنند، کمتر از زندگي مشترکشان رضايت دارند. بر اساس پژوهش‌ها علت اين نارضايتي اين است که زوج‌هايي که هدفشان اين است که انصاف را دقيقا رعايت کنند، همه وقتشان را به حساب و کتاب، مقايسه و بحث کردن درباره تقسيم وظايف مي‌گذرانند. مهم‌تر اين است که احساس کلي دو طرف اين باشد كه هر کدامشان تقريبا به يک اندازه براي زندگي‌ مشترکشان وقت و انرژي مي‌گذارند، هر چند فعاليت آن دو ممکن است در حوزه‌هاي متفاوتي باشد.



تقسيم وظايف براساس ترجيح و توانايي در زمينه‌هاي گوناگون، باعث مي‌شود رقابت کنار گذاشته شود و ديگر هر يک از همسران مرتب به مقايسه کارکرد خودش با ديگري نپردازد.



21-06-1391 05:40 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  روابط جنسی مناسب و صحیح ضامن بقا و بهبود زندگی مشترک است samaneh 0 158 09-12-1391 05:13 ب.ظ
آخرین ارسال: samaneh
  ارتباط جنسی مناسب و سالم یکی از ارکان زندگی مشترک است... samaneh 0 107 26-11-1391 07:44 ب.ظ
آخرین ارسال: samaneh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان