یونان - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

یونان
زمان کنونی: 16-09-1395،08:19 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: امین
آخرین ارسال: امین
پاسخ: 5
بازدید: 486

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: یونان
ارسال: #1
یونان
پست‌ها: 79
تاریخ عضویت: 26 اردیبهشت 1390
اعتبار: 23
حالت من: انتخاب نشده
معابد يوناني

معبد يوناني از لحاظ نقشه ، شباهت نزديكي به تالار بارگاه ميسني دارد و حتي در پيشرفته ترين شكل اين معبد ، سادگي بنيادي ساختمان تالار مزبور به چشم مي خورد : يك اتاق تك يا دو اتاق تو در تو بدون پنجره ، با يك در ( دو در براي مقصوره ي تو در تو ) و ( a ) يك رواق با دو ستون بين ديوارهاي پيش آمده ( ستون هاي بين دو جرز ) ، يا (b ) ستون بندي خلفي ( ستون بندي بي ديوار ) ، يا (c ) ستون بندي خلفي و قدامي ، يا هر يك از اين نقشه ها كه به وسيله ي (g,h,i,l,m ) يك رديف يا (f ) دو رديف ستون بندي محاط شده باشند . معابد پيشين ( متعلق به دوره ي كهن ) غالبا ً دراز و باريك بودند (h,i,l ) ، كه نسبت ميان ديوارهاي خلفي و قدامي با ديوارهاي پهلويي تقريبا ً يك به سه بود . نقشه هاي متعلق به دوره ي كلاسيك پسين و دوره ي هلني به نسبت يك به دو نزديك شدند ولي هيچ گاه دقيقا ً يك به دو نبودند . ديوارهاي پهلويي معابد دوره ي كلاسيك غالبا ً كمي بيش از دو برابر ديوارهاي خلفي و قدامي بودند (g) ، همين نسبت در معابد هلني كمي كوتاه تر مي شد (f ) .

شيوه هاي يوناني
توصيف بلندي ساختمان يوناني از پي به بالا با اصطلاحات ستون ، سكو و روبنايا اسپر بيان مي شود . اين گونه تركيب و روابط ميان سه جزء يا واحد را شيوه مي نامند . سه شيوه اي كه معماران يوناني پديد آوردند تا اندازه اي بر حسب جزييات ، ولي عمدتا ً بر حسب تناسب هاي نسبي اجزاء از يكديگر متمايز مي شوند . كهن ترين شيوه هاي قابل فرمول بندي در معماري يوناني عبارت بودند از : شيوه ي دوريك متعلق به سرزمين اصلي يونان و شيوه ي يونيك متعلق به آسياي ميانه و جزاير درياي اژه . شيوه ي كورنتي بعد ها رواج يافت . معابد شيوه ي دوريك ظاهري تناورانه دارند و ستون هايشان محكم بر سكو يا صفحه ي پله دار نهاده شده اند . شيوه ي يونيك در مقايسه با شيوهي سنگين ، جسيم و جدي دوريك ، شيوه اي سبك ، تشريفاتي و به مراتب تزييناتي تر به نظر مي رسد . ستون ها در اين شيوه باريك تر اند و روي پاسنگ هاي برجسته كاري شده اي نهاده شده اند . خياره ها يا قاشقي هاي ستون شيوه ي دوريك با لبه هاي تيز ( نبش تند ) به هم مي رسند ولي قاشقي هاي ستون شيوه ي يونيك تخت هستند . البته آشكار ترين تفاوت هاي موجود بين اين سه شيوه ، در سر ستون هاشان است : سر ستون دوريك ساده و بي تزيين است و سرستون هاي يونيك و كورنتي شديدا ً تزيين يافته اند . شيوه ي كورنتي فقط از لحاظ سرستون با شيوه ي يونيك تفاوت دارد . سرستون يونيك طوري طراحي شده است كه فقط از دو جهت به طرزي موثر قابل ديدن است . براي ستون بندي هاي يونيك كه دور تا دور گوشه هاي بنا مي چرخيدند ، مانند ستون بندي هاي بناهاي دورستوني ، " سرستون هاي گوشه اي " مخصوصي مي بايست طراحي مي شد كه از دو سوي رو به بيننده ، شكل و نماي مشابهي داشته باشند . لبه هاي تيزي كه از برخورد دو مارپيچ يا طوماري پديد مي آمد هيچ گاه معماران كلاسيك را كاملاً خوشنود نمي ساخت زيرا اينان نيز احتمالاً احساس كرده بودند كه اين راه حل فقط به بهاي از دست رفتن منطق ساختماني سرستون يونيك و با دگرواره نماياندن بخش ها و اجزاي كاركردي آن به دست آمده بود . سرستون كورنتي ، كه از همه ي جهات يكسان ديده مي شود ، اين مسئله را حل كرد . شيوه ي كورنتي علاوه بر حل كردن مسائل آزار دهنده و مزاحم شيوه هاي دوريك و يونيك – معماي سه تركي هاي گوشه اي و مارپيچ هاي گوشه اي – با آن آراستگي بي بديلش ، سرانجام با سليقه ي رشد يابنده در جهت آرايش پر شكوه شكل و شبيه سازي واقع بينانه اي جور درآمد كه نيروي رهبري كننده ي تمام فعاليت هاي هنري در دنياي هلني شد .
















کسانی که با تو خشن برخورد میکنند نهایتا زخمی در ظاهر به تو میزنند

اما کسانی که مهربانند زخمی خواهند زد که هزار بار سوزانتر خواهد بود...
18-11-1390 04:56 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: یونان
پست‌ها: 79
تاریخ عضویت: 26 اردیبهشت 1390
اعتبار: 23
حالت من: انتخاب نشده
وضعیت طبیعی و جغرافیایی یونان:
سرزمینی که تمدن و فرهنگ یونان باستان در آن شکل گرفت از یونان و جزایر یونانی تشکیل شده بود که عبارت بودند از: یونان شمالی، مرکزی و جنوبی و همچنین جزایری که در سواحل شمالی و شرقی دریای اژه قرار دارند. به عبارت دیگر شبه جزیره بالکان که در جنوب اروپا قرار دارد، بخش اعظمش را کوههای صخره ای و پر شیب فرا گرفته که تنها در میان جلگه هایی که در وسط این کوهها قرار دارند، اراضی حاصلخیزی جهت کشاورزی وجود دارد. در این کوهها علاوه بر معادن آهن، مس و نقره، سنگ مرمر بسیار زیبایی که به آسانی قابل تراش و تغییر شکل است به فراوانی یافت می شود.
در یونان تابستانها گرم و تقریبا بدون باران و فصل بارندگی در زمستان است و این کشور در اکثر اوقات دارای آسمانی صاف و آبی است.
دریای اژه سواحل شرقی یونان را که بریدگیهای بسیار دارد، احاطه کرده است. شبه جزیره های باریک که در دریا پیش رفته اند به تعداد زیادی در یونان وجود دارد، که باعث پدید آمدن خلیجهایی که تا عمق خشکی نفوذ نموده اند گردیده و همین خلیجها بندرهای مناسبی برای تردد کشتیهاست.
موقعیت جغرافی و طبیعی در شکل دادن به اوضاع سیاسی اقتصادی و فرهنگی یونان نقش بسیار مهمی داشته است. زیرا همین وضعیت طبیعی موجب شده که در بخشهای مختلف یونان دولت شهرهای کوچک مستقل تشکیل گردند که شرایط خاص طبیعی یعنی از یک سو به دریا و از سوی دیگر کو هستانهای صعب العبور مانع آن بودند که این دولت شهرها مورد تهاجم قرار گیرند.
تمدن یونان در واقع با تولد دولت شهرها آغاز شد. ارتباط در یونان که صرفا از طریق دریا امکان پذیر بود این دولت شهرها را با فرهنگ و تمدن دیگر جزایر و کشورهای حاشیه مدیترانه آشنا نمود و از این طریق زمینه های اقتصادی تجاری ایجاد گردید. در برخورد با این تمدنها و رونق اقتصادی، زمینه های رشد هنر طبیعت گرایی یونان روح و قوت گرفت.
به طور کلی تمدن یونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از: انسان، طبیعت، عقل. کشف تئوری انسانی، یا انسانی که تفکر در هر موضوعی او را به شناخت و معرفت می رساند، موجب گذر از تفکرات جادوئی و افسانه ای و رسیدن به تفکر عقلانی شد و در این زمان بود که فلسفه و تاریخ نویسی و علم جانشین تفکرات قدیمی شد. شناخت فرد و احترام به ارزشهای انسان دمکراسی را پدید آورد. در جهان بینی اومانیستی یونان، آنچه اهمیت داشته انسان بوده و انسان محور مقیاس همه چیز بوده است. علاوه بر اینها آنچه در تفکرات یونانی انسان را از سایر موجودات متمایز میکند، عقل اوست. طبیعت و زیبایی نیز در تمدن یونان جایگاه خاصی داشته است. عوامل طبیعی و وجود طبیعت خاص یونان در شکل گیری آثار معماری و سایر هنرها نقش اساسی و تعیین کننده ای را بازی کرده است.

دین یونانیان باستانی
در آغاز، دین و مذهب یونانیان قدیم یک نوع اعتقادبهالهه متعددهبوده که درباره آنها قائل به جسمو صورت انسانی بودند و برای خدایان خود از مادینه و نرینه اشکال و افکار بشری قائلشده و مدت دو سه هزار سال این رشته عقائد نزد ایشان دائما در تحول و تطور بوده است بنابراین یونانیان قدیم نیز بهخدایان نرینه و مادینهمعتقد بودند. هنگامیکههلن هایعنی اجدادیونانیان قدیم از شمال به جنوب آن سرزمین پراکنده شدند قبائلی آریائی نژاد و نیموحشی بودند که بر حسب معتقدات قدیم نژادی خود غالبامظاهر طبیعترا می پرستیدند و همان خدایانی را که درکتاب ودانزد اجداد هندوان قدیم محل عبادتبودند ایشان نیز پرستش می کرده اند.در رأس آنهاخدایآسمانقرار داشته است که او رازئوسو گاهیزئوس پاتریعنیپدرآسمانمی نامیده اند و این مظهر همان الهی است که نزد هندوان باستانی بهدیوس پیتارو بعدها نزد رومیها بهژوپیترموسوم شده است
مجموعه خدایان مورد پرستش ایشان که معمولا با خدایان آریایی قدیم مشترک بودند، عبارتند از:
زئوس، خدای خدایان و خدایکل
آپولو، خدای آفتاب
پوزیدن، خدای دریاها
هستیا، خدای مونث و مادر خانواده، الاهه کانونخانوادگی
دمیتر، خدای مونث، مادر کشاورزیو غلات
هرمس، خدای حکمت، و خدای حکیم وآفریننده
آرس، خدای جنگ
بعد از آنکه قبائل آریایی هلنهای مهاجم بر مردم بومی غلبه یافتند وتمدنآنها را تدریجا در خود هضم کردند ازخدایان و معبودهای محلی نیز آلهه ای چند را اقتباس نمودند. در جزائر شرقی مدیترانهو سواحل غربی آسیا ی صغیر ساکنین بومی نیز که دارای تمدن و فرهنگی به نسبت زمان خودمتکامل بودند، بعضی خدایان محلی را را می پرستیدند کهیونانیانهم به آنها گرویدند از این قرار
هراس، زن زئوس
اتنا، خدای حکمت و خرد و معبود شهر آتن
آرتمیس، دختر زئوس و خواهر آپولو که رومیها او را به نام دیانا نامیدند.
افرودیت، آلهه مادینه خدایعشق و محبت که نزد رومیها به ونوس زهره نامبردار است
بیشتر این آلهه کهمقتبس از عقائد ملل مغلوبه سواحل مدیترانه بودند و مورد پرستش یونانیان قرار گرفتندخدایانی مونث اند که برای آنها جنبه امیت و مادری قائل شده بودند زیرا در پانتئوناقوام آریائی قدیم خدای مونث کمتر دیده می شود.
















کسانی که با تو خشن برخورد میکنند نهایتا زخمی در ظاهر به تو میزنند

اما کسانی که مهربانند زخمی خواهند زد که هزار بار سوزانتر خواهد بود...
18-11-1390 04:57 ب.ظ
 
ارسال: #3
RE: یونان
پست‌ها: 79
تاریخ عضویت: 26 اردیبهشت 1390
اعتبار: 23
حالت من: انتخاب نشده
دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان:
دوره های هنر یونان را در چهار دوره دسته بندی می کنند:
الف) هنر دوره هندسی: به آثار هنری پیش از دوره آرکائیک اطلاق می شود که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرحهای منظم هندسی استفاده شده است.
ب) هنر و معماری دوره آرکائیک(کهن) 630 تا 480 ق. م: در این زمان دوره هندسی جای خود را به مرحله یا شیوه خاور مآبی دوره کهن داد. این دوره گذرا از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شد و تا شروع جنگهای ایران و یونان در زمان خشایارشاه هخامنشی ادامه داشت. بی شک آغاز جنگهای ایران و یونان تاثیری در پیشرفت و توسعه هنر دوره کهن داشته است.
آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگهای تراشیده شده و بدون ملات ساخته شده اند که در مراحل اولیه در ساخت معابد از چوب برای ستونها و پوشش سقفها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است.
ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق. م: این عصر دوران ثبات و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره با عظمت پس از پیروزیهای درخشانی آغاز و با اقدامات کشور گشایانه اسکندر مقدونی پایان یافت.
یونانیان موفقیت و پیروزیهای خود را در جنگها مرهون خدایان می دانستند و همین مسئله در هنر و معماری سرزمینشان کاملا محسوس است.
مرکز فعالیتهای این دوره در شهر آتن بود. مجموعه آکروپلیس که طی جنگها آسیبهای زیادی دیده بود، در این دوره به رهبری پریکلس بازسازی شد.
معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفتهای شایانی کرد. سنگهای مورد استفاده دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بستهای فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره کهن در کنار هم قرار گرفتند. نسب سفالهای بام پوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود.
ساختمان معابد در این دوره دارای پلان سه بخشی بود که شامل بخشهای 1-رواق ورودی(پیشخان) 2-تالار قرارگاه پیکره الهه 3-پستو برای نگهداری نذورات می شد.
پلان اصلی بناها چهار گوش بود. به جز چند پرستشگاه که با نقشه مدور ایجاد شد و دور ستونی بودند.
به جز معابد و ساختمانهای رسمی در این دوره، شهر سازی نیز پیشرفت نمود و انواع بناهای عمومی مانند تالارهای اجتماعات به شکل آمفی تئاتر، گذرگاههای سر پوشیده و ستونهای یادبود در خیابانها، ورزشگاه و باشگاههای پرورش اندام پهلوانان، میدانهای دو و اسب سواری با ردیف جایگاههای پلکانی برای تماشاگران ساخته می شد.
د) هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق. م: پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید. تا آنجا که نیمی از جهان آنروز را زیر سلطه خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون باعث شد که هنر اصیل یونان، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد و در اغلب موارد منحصرا برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخهای حاکمان مقتدر به کار رود. از طرفی این دوره تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آنرا یونانی مآبی یا هلنیسم نام گرفت.
معماری یونان پس از درگیری با مشرق زمین تغییر و دگرگونی یافت. فعالیتهای ساختمانی از مراکز قدیمی واقع در سرزمین اصلی یونان به شهرهای پر رونق پادشاهی هلنی در آسیای صغیر(ترکیه) که مرکزیت بیشتری برای دنیای هلنی داشت، انتقال یافت. مقیاس بزرگ و گسترش استادانه فضاهای درونی بناها که از ویژگیهای معماری هلنی بود، معماری خانگی را گسترش می دهد. که پلیسهای سنتی این شرایط را ایجاد نمی کردند.
انطباق اندیشمندانه فضا بر نیازهای انسان نه همچون باستان که برای ستایش از خدایان و ارضای هوسهای شاهان بود، بلکه بخشی از سنت انسان دوستی یونان است. هلنی ها بر دامنه تصور خویش از طراحی معمارانه افزودند تا شهرهای بزرگ را نیز مانند آنها بسازند.

شيوه های معماری يونان
به طور کلی آثار معماری يونانی براساس شيوه های خاص ساختمانی بنياد شده اند. کهن ترين شيوه های قابل تقسيم بندی در معماری يونانی عبارتند از: شيوه دوريک، ايونيک(ايونيايی) و شيوه کرنتی. سبک هايی که معماران يونانی پديد آوردند، تا حدودی بر حسب جزئيات، ولی عمدتاً براساس تناسبهای اجزاء از يکديگر متمايز می شوند. هر سبکی برای هدف خاصی بکار گرفته می شد و هر يک مفاهيم متفاوتی را مجسم می کرد. لذا بر همين اساس هر يک از شيوه های معماری يونان دارای ويژگيهای خاصی هستند.
الف) شيوه ی دوريک: شيوه دوريک يا دوريسی که نام خود را از سرزمين مرکزی يونان گرفته است، اصلی ترين شيوه معماری يونان است. زيرا هم قديمی تر و هم مشخصتر از ساير شيوه های يونانی است. ستون دوريک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دايره برخوردار است و از پايين به بالا از قطر دايره کاسته می شود.
سطح بدنه ستون با شيارهای کم عمق عمودی به نام قاشقيها تزيين شده است. در انتها بخش بدنه با يک خط افقی معروف به گلوبند يا گلويی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهار گوش واقع بر روی آن تشکيل يافته است. اسپر از دو بخش اصلی ديگر مختلط تر و اجزاء آن عبارتند از: فرسب (رديف سنگهای صيقل خورد، و افقی که مستقيماً بر روی سر ستونها تکيه دارد) و افريز با سه ترکيها و چهار گوشيهای تزئينی اش و طره به صورت مثلثی در می آيد، و با لبه ی برجسته به بيرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.
همه بخشهای بنا از سنگهايی تراشيده شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بديهی است که در نهات استادی ساخته و پرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوريک در اغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسيک اين نسبت به پنج و يک دوم و پنج و سه چهارم می رسد. در دوره ی هلنی نسبت 7 به1 می شود.
ب) شيوه ايونيک (ايونيايي): اين شيوه معماری به سرزمين ايونيا واقع در ساحل آسيای صغير (ترکيه) منسوب بوده و کمتر از شيوه دوريک صلابت و استواری و رسميت دارد و خاستگاه آن نيز همچون دوريک ناشناخته مانده است. نخستين بقايای معماری شيوه ايونيک از پرستشگاههايی است که متعلق به قرن ششم ق. م است از ويژگيهای اين شيوه ستون باريک و بلند با سر ستون پيچ خورده (حلزونی شکل) است. طرح ستون اين شيوه به بيننده از هر طرف ديد مشابهی می دهد. نسبت ارتباع به قاعده ستون در اين شيوه 9 به 1 و 10 به 1 يعنی نسبت به ستون دوريک بلندتر است و تعداد شيارهای روی بدنه ستون نيز 24 عدد است.
مهمترين عنصری که شيوه ايونيک را از نظام دوريک مجزا می کند، تغير شکل سر ستونها است. ستون سنگی در شيوه ايونيک به جای اينکه مستقيماً روی سکوی پله دار (استيلوبات) قرار گيرد بر روی پايه ستون دايره شکلی که از سنگ يک پارچه تراشيده شده و دارای فرو رفتگيهايی نيز می باشد، قرار می گيرد. اين سنگ حجاری شده روی يک لوحه سنگی مربع شکل قرار دارد که به اين نوع پايه ستون در شيوه ايونيک، توروس گفته می شود. سطح جانبی شيارهای قاشقی بدون گوشه سبک ايونيک بخش پايينی آتنا که به شکل مربع در انتهای ديوارهای مقصوره ديده می شود. در صورتی که در شيوه دوريک ساده رها می گردد. معابد بسياری در يونان و سرزمينهای تابعه آن به شيوه ايونيک بر پا شده اند که می توان به معبدار ختئوم (ارختئون) در آتن و معبد آرتميس در افسوس و... اشاره کرد.
ج) شيوه کرنتی (قرنتی): شيوه ی کرنتی در اواخر سده پنجم ق. م توسط معماری بنام کاليماخوس ابداع و به کار گرفته شده و به ناحيه کرنيت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی يونان منسوب است. برای نخستين بار از ستون کرنتی در داخل معابد استفاده گرديد، ولی اوج گسترش اين شيوه در معماری از حدود سال 300 ق. م به بعد است که در ستونهای بيرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است.
ويژگی آن: سر ستونی به شکل کاسه ی زنگ رو به بالا، با آرايش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ستونی کرنتی هم از بدنه ی ستون دوريک باريکتر و بلندتر است. ولی قطر آن، مانند بدنه ستون ايونيک، از روی پايه ستونی به يک ميزان بالا می رود. بهترين نمونه معبدی که به اين شيوه ساخته شده، معبد زئوس (سده دوم ق. م) در شهر آتن است. سر ستون کرنتی با ظرافت بسيار تزئينی اش بيشتر به عنوان يک آلمان تزئينی مورد توجه بوده و دقت بسيار زيادی که در حجاری های پيکره ها بکار رفته، در سر ستونهای اين شيوه نيز ديده می شوند.
سر ستون کرنتی در حقيقت کمال مطلوب يونانيان بود، چون در مورد ستون ايونيک مسئله ديد در گوشه ها برای معماران معابد مشکلی بود و با بکار گيری سر ستون ايونيک در زوايا با ديد دوجانبه آن مشکل ديد کنج ها لاينحل مانده بود، با ابداع شيوه ی کرنتی که سر ستون تزئينی آن از تمام جوانب ديد يکسان داشت؛ همين امر موجب گرديد تا يونانيان در رسيدن به کمال مطلوب مورد نظرشان توفيق حاصل کنند.
















کسانی که با تو خشن برخورد میکنند نهایتا زخمی در ظاهر به تو میزنند

اما کسانی که مهربانند زخمی خواهند زد که هزار بار سوزانتر خواهد بود...
18-11-1390 04:57 ب.ظ
 
ارسال: #4
RE: یونان
پست‌ها: 79
تاریخ عضویت: 26 اردیبهشت 1390
اعتبار: 23
حالت من: انتخاب نشده
آکروپليس:
يکی از مجموعه بناهای باشکوه يونان در عصر کلاسيک آکروپليس در شهر آتن است. اين مجموعه به رهبری پريکلس در اواخر قرن پنجم ق. م يعنی هنگامی که آتن به دوره قدرت رسيده بود احيا گرديد. بزرگترين کاری بود که در تاريخ معماری يونان پديد آمد و موجب آن شد که عاليترين يادگاری از دوران اعتلای هنر بر جای بماند. همه بناهای آکروپليس، هنر معماری دوره ی کلاسيک يونان را در آن هنگام که به کمال رشد خود رسيد بود به منصه ی ظهور رسانده است.

اين مجموعه شامل بناهای: معبد پارتنون، دروازه پروپالايا، معبد ارختئوم، معبد آرتميس، معبد الهه ی پيروزی نيکه، نگارخانه کالکوئيکی محل پيکره ی آتناپروماخوس، محل معبد قديمی آتنا، و چند بنای کوچک است.

معبد پارتنون: مهمترين بنای مجموعه آکروپليس معبد پارتنون است. اين بنا درعصر کلاسيک ساخته شده است و برای الهه آتنا (خدای پيروزی) که به افتخار او آتن هم از او نام گرفته ايجاد شده است. بنا بر روی بلندترين نقطه تپه آکروپليس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفيد مصالح عمده ی بناست.

ساختمان به شيوه ی دوريک ساخته شده است. معمارانی چون کاليمراتيس و ايکتينوس در ساختمان آن نقش اصلی را داشته اند و در فاصله سالهای 432 - 448 ق.م ساخته شده است. بنا دور ستونی است. در ايوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاههای ديگر، به جای شش ستون از هشت ستون (سبک هشت ستونی) و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است. طول و عرض آن 31 * 70 متر و ارتفاع آن 72/13 متر که ارتفاع هر ستون 43/10 متر است يادآوری اين نکته ضروری است که در اين بنا دو شيوه دوريک و ايونيک با هم تلفيق شده اند. در ايجاد نقوش برجسته در چهار گوشيهای تزئينی و سنتوريهای معبد نهايت دقت را به کار برده اندکه دارای موضوعات مختلفی هستند.
فضای داخلی پارتئون دارای دو بخش جداگانه است. فضای کوچکتر (اتاق باکره يا پارتئون) با پلانی تقريباً مربع شکل و فضای بزرگتر (مقصوره) با پلان مستطيل شکل که مجسمه الهه ی آتنا پارتنوس در آن قرار داشته است که مقصوره ی مستطيل شکل را به سه راهرو تقسيم کرده اند. رديف ستونهای دوريک در مقصوره به صورت ستونهای دوتايی بر روی هم قرار گرفته اند و به عنوان ستونهای نگهدارنده سقف بکار گرفته شده اند در حالی که ستونهای نگهدارنده بخش اتاق باکره به شيوه ايونيک است. ستونهای دوريک درنمای معبد نهايت تناسبات اين شيوه را داراست. يعنی ارتفاع هر يک از آنها شش برابر قطر پايه شان است. تعداد خطوط مستقيم بسيار اندک در نمای معبد پراتنون حائز اهميت و دقت است. ستونهای آن انحنای ملايمی به دورن دارند و فاصله های ميان آنها يکسان نيست، اين فاصله ها در گوشه های معبد کمتر می شوند. همچنين ستونهای کناری دارای ضخامت بيشتر هستد. علت اين امر جلوگيری از خطای ديد است. زيرا ضخامت بيشتر ستونهای کناری از تغيير شکل يافتن آنها در اثر خطای ديد جلوگيری می کند. شايد دليل اين ضخامت در گوشه ها برای بيان قدرت تحمل آنها در برابر بار سنگين است و اين کار نه به خاطر عملکرد ساختمانی، بلکه بيشتر برای بيان سمبليک به کار گرفته شده است.

دروازه ی پروپالايا: بنا مدخل ورودی آکروپليس است. بنا به قولی ساختن آن پنج سال طول کشيده است و هيچ گاه تکميل نشده و به وسيله منسيلکس معمار ساخته شده و در طرفين آن کتابخانه و نخستين تالار نقاشی ايجاد شده بوده است.

معبد آتنا (آلهه پيروزی): در کنار سر در ورودی قرار دارد. اين پرستشگاه نخستين و کهن ترين نمونه از شيوه ی معماری ايونيک است که توسط يونانيها ساخته شده، هر چند که پيش از اين معبد چند نمونه در دلفی و المپيا ساخته شده بودند و ليکن ساخت آنها توسط جزيره نشينان در دريای اژه بوده است. پس از فتح جزاير توسط آتنی ها بود، که عناصر معماری شرق يونان به سرزمين اصلی يونان گسترش يافت.

معبد ارختئوم: اين بنا از نظر پلان با تمامی معابد يونانی متفاوت است و به نظر بسياری از پژوهندگان هنر در ميان ساير آثار معماری يونان شاخص تر است. و بر همين اساس دارای ويژگيهای خاص است و شايد علت آن هم ناهمواری زمين زير بنای آن و يا عملکرد چندگانه اين معبد بوده است. احتمالاً اين ساختمان بر اساس نقشه پيشه بينی شده ساخته نشده است. به نظر می رسد که در نقشه اصلی قرار بر اين بوده که رواقهای کناری (شمالی و جنوبی) در مرکز ديوارهای ساده و طولانی معبد اصلی قرار بگيرند تا تزئينات خود را به نمايش گذاشته و از خشکی اين ديوارها بکاهند. معبد به شيوه ی ايونيک ساخته شده و رواق جنوبی آن بر روی ستون پيکره ها استوار است. اين ستونها از استحکام کافی به عنوان ستون و در عين حال انعطاف لازم برای نشان دادن اندام انسان برخوردارند. اين ستون پيکره ها با پوشاکهای چين دار شان، طوری قرار گرفته و ايستاده اند که سنگينی بار ساختمان را بر روی پاهايشان به خوبی القا می کنند پائی که زير بار نيست از زانو خم شده، برعکس پای ديگر عمودی است نکته جالب اين است که در اين ستون پيکره ها، عليرغم تحمل بار يعنی بار بر بودنشان تغيير در حالت تعادل آنها در غالب اندام انسان پديده نيامده است. بنابراين احتمالاً ستون پيکره ها، نمادهايی از شش نديمه های الهه بوده اند. ارختئوم در محل قديمی برگزاری نبرد تن به تن بين پوسيدون و آتنا برای مسلط شدن بر شهر آتن، يعنی موضوع مجموعه تندسيهای سنتوری غربی پرتنون ساخته شده است.
















کسانی که با تو خشن برخورد میکنند نهایتا زخمی در ظاهر به تو میزنند

اما کسانی که مهربانند زخمی خواهند زد که هزار بار سوزانتر خواهد بود...
18-11-1390 04:57 ب.ظ
 
ارسال: #5
RE: یونان
پست‌ها: 79
تاریخ عضویت: 26 اردیبهشت 1390
اعتبار: 23
حالت من: انتخاب نشده
معبد ارتمیس:



در شهر افه سوس در حدود 50 کیلو متری شهر ازمیر ترکیه قرار داشته است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می شده است و به همین دلیلدر میان عجایب هفتگانه جا گرفته است.

معبد آرتمیس هم به عنوان یک محل داد و ستد کالا و هم به عنوان آموزشگاه مذهبیمورد استفاده قرارمی گرفت. در طی سالیان دراز بازرگانان و جهانگردان وصنعتگرانو پادشاهان از این محل مقدس دیدنمی کردند و احترام خود را با آوردن هدایا ابرازمی کردند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی ازاین هدایا که شاملمجسمه های طلا و گوشواره و دستبند های زیبا که اثرصنعتگران پارس و هند هستند منجرشده است.
در شب 21 جولای سال 356 قبل از میلاد مردی به نام هر و ستراتوس برایجاودانه کردن نام خود در تاریخ معبد را آتش زد و در واقع به هدف خود دست یافت عجیباین که اسکندر کبیر هم در همین شب متولد شد. اسکندر پس از فتح آسیای صغیر اقدام بهساخت مجدد معبد کرد. این معبد تا مرگ وی در سال 323 قبل از میلاد همچنان در دستساخت بود.
در قرن اول پس از میلاد هنگامی که سنت پل برای تبلیغ مسیحیت به آفه سوسسفر کرد وبا عده زیادی از پیروان آرتمیس روبه رو شد که به هیچ وجه قصد ترک الهه خودرا نداشتند. در سال 262 میلادی معبد توسط قبیله گوت مجددا ویران شد. اهالی شهر قسمخوردند تا آن را مجددا بنا کنند. در قرن چهارم میلادی بیشتر اهالی آفه سوس بهمسیحیت گرویده بودند و معبد شکوه و جلال گذشته خود را از دست داده بود. اهالی آفهسوس پس از اخرین تهاجم که منجر به ویرانی معبد در سال 401 میلادی شد کم کم شهر راترک کردند و این شهر متروک در اواخر قرن 19 میلادی کشف و حفاری شد. این اکتشافاتزیر بنای معبد را نمایان ساخت.
این معبد با زیر بنای چهار گوش خود بر خلافنمونه های دیگر از مرمر ساخته شده و یک ورودی زیبا و تزئینی به حیاط بزرگ ساختمانداشته است. پلکان مرمری طبقه همکف را به بالکن عظیمی متصل کردهکه کف آن درحدود 8 متر در 130 متر بوده است. 127 ستون در این بنا به کار رفته بود که ارتفاع آنها 20 متر و با سر ستون های ایونیک و کنده کاری شده بوده است. ستون ها در ردیف هایمنظم در کل محوطه به جز منطقه مرکزی که محل قرار گیری خانه الهه بوده قرار گرفتهاست. این معبد تعداد فراوانی از آثار هنری را در خود جا داده بود از جمله چهارمجسمه برنزی باستانی از قبیل امازون که توسط بهترین هنرمندان دوران ساخته شدهبودند. هیچ شاهدی مبنی بر وجود مجسمه الهه آرتمیسدر مرکز معبد وجود ندارد. امابرخی تاریخ نگاران اعتقاد دارند در مرکز این معبد الهه ارتمیس وجود داشته که توسطسنت پل که می خواست آیین مسیحیت را در اخه سوس تبلیغ کند از بین رفته است تا مردمدست از پرستش این الهه بردارند و به مسیحیت روی آورند. امروزه آثار این معبد درترکیه موجود است که در زمره پر بازدید ترین اماکن تاریخی این کشور محسوب می شود. اگرچه امروزه چیز زیادی از معبد آرتمیس باقی نمانده است اما بقایای این معبد خود حاکیاز شکوه و عظمت این بنای تاریخی دارد.



تولوس:
این بناها معبد هستند اما به خاطر شکل پلانشان که دایره است آنها را تولوس نام گذاری کرده اند. در واقع ستونهایی گرداگرد یک اتاق دایره شکل تعبیه می شده است. معبد دور ستونی است ولی با پلان دایره. معمولا پوشش سقف این گونه بناها گنبدی بوده است. در ساختمان این گونه معابد بیشتر مواقع از هر سه شیوه معماری یونانی استفاده می گردید. تولوس های شهرهای دلفی، آتن و اپیداوروس بهترین نمونه های ساخته شده در معماری یونانی هستند.
















کسانی که با تو خشن برخورد میکنند نهایتا زخمی در ظاهر به تو میزنند

اما کسانی که مهربانند زخمی خواهند زد که هزار بار سوزانتر خواهد بود...
18-11-1390 04:57 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان