کمی بخندیم - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

کمی بخندیم
زمان کنونی: 13-09-1395،05:06 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahzad
آخرین ارسال: utobupvc
پاسخ: 4
بازدید: 346

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: کمی بخندیم
ارسال: #1
کمی بخندیم
پست‌ها: 567
تاریخ عضویت: 26 مهر 1390
اعتبار: 21
حالت من: انتخاب نشده
يه روز معلم به شاگرداش ميگه: بچه ها بيايد بريم براي اومدن بارون دعا کنيم.
بچه ها میگن: دعاي ما که برآورده نمي شه!
معلم ميگه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!
بچه ها میگن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودین.


غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده میگه: پدر سگ خودتی.
راننده میگه: من که چیزی نگفتم!
غضنفر میگه: بعداً که میگی.


یارو پشت در اتاق عمل بوده پرستار صدا ميزنه: همراه مريض...
یارو میگه: یادداشت کن 0912134...


پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه: چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند
ایمنی بستی برنده 60 هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟
مرد میگه: میرم گواهینامه می گیرم.
زنش سریع میگه: جناب سروان، به حرفاش گوش ندین، این وقتی اكس می زنه پرت و پلا
میگه.
بچّشون از اون پشت میگه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟
یه صدا از صندوق عقب میاد: از مرز رد شدیم یا نه؟



مرد: چرا دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟ زن: خودمو کنترل می کنم.
مرد: چه جوری؟ زن: توالت میشورم.
مرد: چه ربطی داره؟ زن: آخه با مسواک تو میشورم!!!



پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب
فکرهایت رو بکن.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.

پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم.




اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه: آقا شما برای سيركتون اسب نمي خواين؟
یارو ميگه: هنرت چيه؟
اسبه ميگه: احمق نمی بینی دارم باهات حرف میزنم!؟



07-12-1390 10:23 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: کمی بخندیم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
خدا بیامرز، تا زنده بود، سالی دوبار می رفت آنتالیا، بعد تو اعلامیه ترحیمش زدن: جوان ناکام!!!
...............................................................................
تو مترو زده: «حضرت هرگز به کسی آزاری نمی‌رساند. وقتی شب ها برای نماز شب از خواب برمیخاست آهسته قدم برمیداشت تا مبادا کسی از خواب بپرد». یه جور میگه انگار ما شب اگه واسه دستشویی بلند بشیم ترومپت می‌زنیم!
..............................................................................
مجریه تو رادیو میگه بخشنده‌ترین آدمی که تو زندگیتون دیدین کیه؟ طرف زنگ زده میگه خدا!!
................................................................................​..
رفیقم اس‌ام‌اس داده امشب شب لیلة‌الرغائبه شب آرزوهاست، در آرزوهات ما رو هم فراموش نکن! التماس دعا! واسه‌ش نوشتم تو چی آرزو کردی؟ جواب داده برو بابا من به این خرافات اعتقاد ندارم!‬
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
16-12-1390 12:30 ق.ظ
 
ارسال: #3
RE: کمی بخندیم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
فرخنده،میلاد،مسعود،رسول ،اکرم،محمد ، مصطفی.......
.
.
.
.
دیشب در پارتی دستگیر شدن........
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
27-12-1390 01:33 ب.ظ
 
ارسال: #4
RE: کمی بخندیم
پست‌ها: 2
تاریخ عضویت: 26 اسفند 1391
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟

میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!



26-12-1391 01:18 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان