چه بگویم از این تاخت و تاز...! (زود قضاوت نکن) - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

چه بگویم از این تاخت و تاز...! (زود قضاوت نکن)
زمان کنونی: 14-09-1395،07:48 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Emziper
آخرین ارسال: Emziper
پاسخ: 1
بازدید: 46

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: چه بگویم از این تاخت و تاز...! (زود قضاوت نکن)
ارسال: #1
چه بگویم از این تاخت و تاز...! (زود قضاوت نکن)
پست‌ها: 2,111
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1392
اعتبار: 83
حالت من: Vaaaaay
چه بگویم از این تاخت و تاز فرهنگی... تاخت و تازی چه بسا وحشتناک تر از تاخت و تازی خونین بار! که بگویم تاخت و تاز خونین بهتر از تاخت و تاز فرهنگی است ، دورغ نگفته ام...
از تاخت و تاز اعراب گرفته تا تاخت و تاز ملیت ها دیگر.که هم تاختی خونین بود و هم تازی فرهنگی!
دوم آذر...چه روزیست؟کمتر کسی این را می داند...ما خوب میدانیم که 13 آبان چه روزیست،22 بهمن چه روزیست،اعیاد و روز های اعزاء مان چه روزیست ، اما به گمان که کمتر کسی این را میداند...روز دوم آذر ، روز نبرد قادسیه.نبردی که در بین ایرانیان و اعراب در سرزمین قادسیه اتفاق افتاد. که در طی آن سپاهیان ایران شکست خوردند و منجر به سقوط کامل دولت ساسانی و کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانیان، شد.
از این تاخت و تاز های بیشمار بگذریم ، از حمله مغولان و تاتار ها گرفته تا حملات اسکندر مقدونی ، و جدا از آسیب ها و خسارت هایی که به مملکت وارد شد ، از سوزاندن کتابخانه های هخامنشیان به دست اسکندر و یا فرستادن کتب گرانبهای ایرانیان به اسکندریه تا به آبریختن کتب ایرانیان در زمان حمله اعراب به فرمان عمر بن خطاب که نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین در مورد کتابسوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن گفته است که درباره کتابسوزی مسلمانان در ایران چنین آمده‌است:


از آنجایی که سلسله‌های ایرانی قدرتمند بودند و بدون وقفه حکومت کردند، در میان ایرانیان علوم عقلی نقش بزرگ و با اهمیتی ایفا می‌ کرد. گفته می‌‌شود علوم عقلی، زمانی‌ که اسکندر داریوش را کشت و کنترل امپراتوری هخامنشی را به دست گرفت، از ایرانیان به یونانیان رسید. در آن زمان او کتابها و علوم ایرانیان را نگه داشت. با اینحال زمانی که مسلمین ایران را فتح کردند و به تعداد غیر قابل توصیفی کتاب و جزوات علمی رسیدند؛ سعد بن ابی وقاص در نوشته‌ای از عمر بن خطاب درخواست کرد اجازه دهد تا این کتابها به عنوان غنیمت جنگی میان مسلمین تقسیم شود؛ در آن زمان عمر پاسخ داد: آنها را به آب بیانداز؛ اگر آنچه در آنها است رهنمودهای درستی است؛ خداوند برای ما رهنمودهای بهتری فرستاده و اگر نادرست است خداوند ما را از آنها نجات داده‌است. بنابر این مسلمانان کتابها را به آب یا آتش انداختند و دانش ایرانیان از میان رفت و به ما نرسید» .


و همچنین عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت (۱۳۳۶)، درباره کتابسوزی اعراب در ایران می گوید:
... شک نیست که در هجوم اعراب بسیاری از کتابها و کتابخانهٔ های ایران دستخوش آسیب فنا گشته‌ است. این دعوی را از تاریخها می‌توان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید می‌کنند. با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند. این تردید چه لازم است. برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی‌دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می‌توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام شواهد نشان می‌دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده‌است فایده‌ای نمی‌برده‌است. در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی‌دیده‌است. از اینها گذشته، در دوره‌ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده‌است، با از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی‌گذاشته‌است. مگر نه این بود که در حمله اعراب، موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمی‌خورده موجبی برای بقا نداشت.
از همه و همه تاخت و تاز هایی که به ایران صورت گرفت بگذریم ، تاخت و تاز اعراب از لحاظ فرهنگی سهمگین تر از مابقی بود.که چرا میگویم سهمگین تر از مابقی ، دلیلش آنست که فرهنگ و زبانشان با زبان و گویش ما مخلوط شد . بی تردید زبان یکی از راههای نفوذ فرهنگی است. گفتار عرب به واسطه این مخلوطی زبان کم کم در بین مردمان ایرانی رواج پیدا کرد ، و چه بسا برآنشد که به سلطه گفتاری هم برسد.
به گفته برخی تحلیلگران حمله اعراب ، باعث ورود دین مبین اسلام به ایران شد.اما اگر انصاف داشته باشیم مگر ما آنان نیستیم که قبل از ورود اعراب پیروی آئین زرتشت پیامبر و خدا یگانه بودیم! ما همانانیم که بر دیوار های تخت جمشید زن را برهنه نکشیدیم ، ما همانانیم که اعراب هنگام ورود به ایران، خطاب به ما گفتند که چرا زنانتان روپوش و حجاب ندارند؟ و در جواب گفتیم که حجاب و حیاء زنان ما در چشمان مردان پاک ماست...آری،ما همانانیم!
اما اکنون چه ؟ از کلاممان و فرهنگ پارسیمان چه باقی مانده؟خرده کلامی ناچیز که آن را نه پارسی بلکه فارسی نامیدیم زیرا در الفبای اعراب گجپژ جایی ندارد!
می دانستید که در الفبای عربی چهار حرف جایی ندارند...و آن کلمات شامل گ.چ.پ.ژ است.اما آن چهار حرف جای خود را در کلمات فارسی به این چهار حرف داده اند ، ف.ک.ز.ج.
اکنون بیائید به طور جزئی این تغییرات را در کلمات ناب پارسی بررسی کنیم.


چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها، به کتاب زبان پارسی می گوییم زبان فارسی!
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به خلیج همیشه پارس می گوییم خلیج همیشه فارس!
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پیل می‌گوییم: فیل
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پلپل می‌گوییم: فلفل
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به سپیدرود می‌گوییم: سفیدرود
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به سپاهان می‌گوییم: اصفهان
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پردیس می‌گوییم: فردوس
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پلاتون می‌گوییم: افلاطون
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پالوده می‌گوییم: فالوده

چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به تهماسپ می‌گوییم: تهماسب
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پارس می‌گوییم: فارس
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پساوند می‌گوییم: بساوند
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پارسی می‌گوییم: فارسی!
چون اعراب‌ نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به پاداش هم می‌گوییم: جایزه

چون اعراب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به گرگانی می‌گوییم: جرجانی
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به به بزرگمهر می‌گوییم: بوذرجمهر
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به لشگری می‌گوییم: لشکری
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به گرچک می‌گوییم: قرجک
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها به گاسپین می‌گوییم: قزوین!


چون اعراب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به چاچ‌رود می‌گوییم: جاجرود
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به چزاندن می‌گوییم: جزاندن

چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به کژ می‌گوییم:کج
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به مژ می‌گوییم: مج
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به کژآئین می‌گوییم: کج‌آئین
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به کژدُم می‌گوییم : کج دم !
چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به لاژورد می‌گوییم: لاجورد

فردوسی بزرگ می فرماید:
به پیمان که در شهر هاماوران سپهبد دهد ساو و باژ گران

اما چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به باژ می‌گوییم: باج


فردوسی فرماید:
پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست همی رفت شیدا به کردار مست!

اما چون اعراب‌ها نمی‌توانند «ژ»را برزبان رانند، ما ایرانی‌ها به اسپ می‌گوییم: اسب
به ژوپین می‌گوییم: زوبین


چون مردمی سخندان هستیم و از نوادگان فردوسی،اما گذشتمان از یاد رفته...

به ویرانه می‌گوییم : خرابه
به ابریشم می‌گوییم: حریر
به یاران می‌گوییم : صحابه!
به ناشتا وچاشت بامدادی می‌گوییم : صبحانه یا سحری!
به چاشت و شامگاهی می‌گوییم: عصرانه یا افطار!
به خوراک و خورش می‌گوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی !

به آرامگاه می‌گوییم: مقبره
به گور می‌گوییم: قبر
به برادر می‌گوییم: اخوی
به پدر می‌گوییم: ابوی

و سخت است که اکنون نمی‌دانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم وبکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!
توصیه من آنست که از همکنون شروع کنید و ابتدا سعی کنید که در لغات و گفتارتان تحول و انقلابی ایجاد کنید و کلمات پارسی را جایگزین کلمات عربی کنید.بنابراین،چون ما ایرانیان در زبانپارسی واژه‌ی گرمابه نداریم به آن می‌گوئیم: حمام!
چون در پارسی واژه‌های خجسته، فرخ و شادباش نداریم به جای «زاد روزت خجسته باد» ، می‌گوئیم: «تولدت مبارک» .

به خجسته می گوئیم : میمون
اگر دانش و «فضل» بیشتری بکار بندیم می‌گوییم: تولدت میمون و مبارک!!!
چون نمی‌توانیم بگوییم: «دوستانه» می گوئیم با حسن نیت!
چون نمی‌توانیم بگوییم «دشمنانه» می گوییم خصمانه یا با سوء نیت...
به «آرامش » می‌گوییم تسکین، سکون
به شهر هم می‌گوییم مدینه تا «قافیه» تنگ نیاید!

ما ایرانیان، چون زبان نیاکانی خود را دوست داریم:
به جای درازا می گوییم: طول
به جای پهنا می‌گوییم: عرض
به ژرفا می‌گوییم: عمق
به بلندا می‌گوییم: ارتفاع
به سرنوشت می‌گوییم: تقدیر
به سرگذشت می‌گوییم: تاریخ
به خانه و سرای می‌گوییم : منزل و مأوا و مسکن
به ایرانیان کهن می گوییم: پارس


این بود نگاهی جزئی به تغییرات ایجاد شده در زبان پارسی.اکنون متوجه شدید که زبان پارسی دستخوش تغییراتی تاسف بار شده است.چه بگویم از این تغییرات که درست زبان پارسی را به دست فراموشی سپرده است.
من با افتخار می گویم که یک ایرانی مسلمان هستم ، که در روز ، پنج نوبت به زبان عربی با خدای خود نیایش میکنم، با قرآن و ادعیه و کلمات نورانی وارده از اهل بیت علیهم السلام آشنایی دارم و می دانم کلام خدا که راهنمای سعادت ابدی ماست،به زبان عربی است.حال زبان ، گویش و فرهنگ پارسی خود را حافظم که مبادا بیش از این مورد تعرض ملیت های دیگر قرار نگیرد.
و در آخر توصیه من آنست که انقلابی در کلام و گویشتان ایجاد کنید و بیش از این پارسی را دستخوش تغییرات ملیت های دیگر نکنید.
همیشه به یاد داشته باشید که گذشته خود را بشناسید و سپس آینده خود را کامل کنید.بدانید که از کجا آمدید و به کجا میروید ، پدران و اجدادتان چه کسانی بودند ، و آیا شما میتوانید همانند آنان ، نقشی در سرگذشت این مملکت داشته باشید ، کسانی شوید که آیندگان هرگاه نام شما را در کتب تاریخی بردند ، با نیکی از شما یاد کنند!


















[عکس: 95456232072032872674.jpg]


سخت است! اتفآقے رآ انتظآر بڪشے که خودت هم بدآنے... در رآه نیست..  [عکس: sad_red.png]
25-05-1392 05:58 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان