چشم انتظار.... - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

چشم انتظار....
زمان کنونی: 15-09-1395،04:06 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ℕazanin
آخرین ارسال: ℕazanin
پاسخ: 1
بازدید: 114

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: چشم انتظار....
ارسال: #1
چشم انتظار....
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
صندوقچه خاك خورده زندگيم را گشودمتا مفهوم عشق و زندگي كردن را دريابم

اميد داشتم نوري بتابد و من آن عشق را ببينم

آيا عشق زندگي ام هنوز در آن صندوقچه كوچك من بود ؟

اميد داشتم هنوز باشد

اما وقتي ان را گشودم چيزي از عشق در آن پيدا نكردم

يك مشت خاطره بود

يك مشت دفتر خاطرات

يك مشت خاك...!

و آن چيزي كه از من مانده بود

حسرت بود

آن حسرت تمام وجودم را فرا گرفت

به طوري كه حتي حس ميكردم مرا در قفس گذاشته اند

و از اين خاك و از اين زندگي دور مي کنند... !

آيا چنين بود ... ؟ ... !

دفتر خاطرات را ورق زدم به اميد پيدا كردن عشق

اما چيزي در آن نديدم جز نوشته هايي بر روي كاغذ

انگاربه من لبخند ميزند و به من مي گفتند : ما را بخوان

آنها نمي دانستند من فرصت اندكي دارم و وقت خواندن ندارم

باز شروع به گشتن كردم

شايد چيزي بيابم ورقها را زير رو كردم چيزي نبود

هيچ نشاني از عشق نديدم

ولي در ته صندوقچه يك گل سرخ بود

آن گل سرخ خشكيده نشده بود

و بوي معطر گل سرخ همه جا را پر كرد

و آن نشاني از عشق بود كه به دنبالش فرسنگها راه رفتم

تا آن را بيابم و زندگي خاك خورده ام را با عشق بسازم

بي انكه بدانم عشق در درونم است نه جاي ديگر

و من چشم انتظار ، در حسرت يک نگاه تو



به انتظارت نشسته ام ...



06-04-1392 04:12 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان