پیراهن ایمون زاید هم قیمت با پیراهن مسی! - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

پیراهن ایمون زاید هم قیمت با پیراهن مسی!
زمان کنونی: 15-09-1395،10:11 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Maryam.....
آخرین ارسال: Maryam.....
پاسخ: 1
بازدید: 181

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: پیراهن ایمون زاید هم قیمت با پیراهن مسی!
ارسال: #1
پیراهن ایمون زاید هم قیمت با پیراهن مسی!
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
هواداری که برنده حراج پیراهن و کفش ایمون زاید شد، طی مراسمی در مجموعه ورزشی درفشی فر با حضور ستاره بازی دربی 74، این پیراهن و کفش را از دست زاید دریافت کرد.

بهنام قنبرنژادیان با پیشنهاد 90 میلیون ریال برای پیراهن و 48 میلیون ریال برای کفش زاید، برنده حراج اینترنتی باشگاه پرسپولیس برای این دو محصول شد.

او همراه با لباس و کفش، لوحی با امضای رویانیان دریافت کرد. این لوح در واقع هم تقدیرنامه ای از سوی باشگاه و هم سندی برای تعیین اصالت پیراهن و کفش است که در اختیار وی قرار گرفت. به درخواست برنده حراج، این تقدیرنامه به نام دیگری صادر شد، چرا که وی قصد داشت آنرا به دیگری تقدیم کند.
در این مراسم ایمون زاید پیراهن و کفش را مقابل دوربین ها امضاء کرد.

مصطفی دنیزلی هنگام خروج از درفشی فر وقتی مطلع شد که چه برنامه ای جریان دارد با شنیدن رقم پرداخت شده، با تعجب آن را تکرار کرد ولی به این دلیل که باید به قراری می رسید از حضور در برنامه عذرخواست.

* ایمون زاید: بعدا فهمیدم در بازی دربی چه کردم

خود زاید وقتی یکی از خبرنگاران به وی گفت که لباس و کفش او نزدیک به قیمتی است که لباس امضاء شده لیونل مسی به فروش می رسد، بیشتر به وجد آمد.

ایمون زاید در جریان این مراسم پس از امضای لباس و کفش خود خطاب به خبرنگاران و حاضرین در مراسم گفت: «این یک حرکت جالب توجه بود که پیراهن و کفش به حراج گذاشته شد. این مساله برای خودم تجربه خوبی بود، هر چند در اروپا مرسوم است که باشگاه ها نسبت به تدارک چنین برنامه هایی اقدام می کنند. این پیراهن و کفش از نظر مادی برای من ارزشی ندارد، اما از نظر معنوی برای من ارزشمند است که یک هوادار برای آن چنین هزینه ای می کند.»

مهاجم پرسپولیس ادامه داد: «قطعا آن روز فکر نمی کردم سه گل بزنم. هیچکس انتظار نداشت به خصوص که من وقتی وارد بازی شدم، دو گل خورده بودیم، اما در فوتبال هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. همه چیز خیلی سریع ظرف ده دقیقه اتفاق افتاد، بعد از بازی واقعا نمی دانستم چه شد، اما بعداً متوجه شدم چه اتفاق بزرگی روی داد و من امیدوارم برای پرسپولیس بیشتر گل بزنم.»

زاید در پایان درباره کاندید شدن برای بازیکن برتر سال ایرلند گفت: «این برای من افتخار است، اما قبل از این، در ماه دسامبر توانستم طبق یک نظرسنجی از بازیکنان حاضر در لیگ ایرلند به عنوان بهترین بازیکن سال 2011 ایرلند انتخاب شوم.»

* برنده حراج: این تکه از تاریخ پرسپولیس را یادگار بردم

در این مراسم که با حضور حمیدرضا غریب مدیر روابط عمومی باشگاه و خبرنگاران برگزار شد، بهنام قنبرنژادیان دانشجوی رشته متالوژی در دانشگاه آزاد که برنده این حراج شده بود، به سؤالات پاسخ داد.

* چه شد که دست به چنین کاری زدی و حاضر بودی تا چه مبلغی پیش بروی؟

- واقعیت این است که این بازی تاریخی بود. من بخشی از تاریخ پرسپولیس را که همیشه از آن یاد خواهد شد می خواستم. آن روز یک اتفاق استثنایی روی داد. شاید هر چهل سال یکبار، اتفاقات اینگونه روی دهد. این برای دومین بار در تاریخ دربی بود که یک نفر هت تریک کرد. البته مهمتر از همه اینها حس و حال آن بازی بود. باور کردنی نبود، ده نفره ظرف هشت دقیقه آن اتفاقات روی دهد.

* اهل رفتن به ورزشگاه هستی؟ وقتی پرسپولیس یک گل عقب بود و وقتی یک گل جلو افتاد چه حسی داشتی؟

- اهل رفتن به ورزشگاه نیستم، اما شاید از دربی بعد رفتم. بازی را در خانه می دیدم. قبل از شروع بازی با توجه به حضور دنیزلی که با تلاش باشگاه آمد، روی پیروزی حساب می کردم. دو گل که عقب افتادیم، تلفن ها زنگ می خورد. وقتی اولادی اخراج شد ناراحت شدم تا اینکه گل اول را زدیم. بعد از آن، با خودم گفتم دومی را هم می زنیم. وقتی گل دوم را زدیم حال خودم یادم نیست ولی حس می کردم پیروزی برای ماست اما اصلا فکر نمی کردم سومی را هم زاید بزند. این بازی تاریخی شد.

* تاریخی ترین بازی های پرسپولیس برای تو کدام هستند؟

- برای همه، اولی همان شش تایی است. دومی برای من همان بازی روز آخر لیگ 80 بود که استقلالی ها فکر می کردند قهرمان می شوند ولی استقلال در انزلی باخت و پرسپولیس فجر را برد و قهرمان شدیم. سومی هم این بازی بود.

* با این لباس و کفش که فوتبال بازی نمی کنی؟

- نه! لباس را قاب می کنم و به دیوار پذیرایی می زنم و کفش را هم در ویترین می گذارم، بعد باید دوستان استقلالی را یک شام دعوت کنم.
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
12-12-1390 11:34 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان