وقت رفتن - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

وقت رفتن
زمان کنونی: 18-09-1395،03:19 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Armin 2afm
آخرین ارسال: Armin 2afm
پاسخ: 1
بازدید: 196

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: وقت رفتن
ارسال: #1
وقت رفتن
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 29-10-1391 12:51 ق.ظ توسط Friga
سخته حرفم ولی باید رفتدیگه تمومه دیگه بریدم دیگه خستم از این كه هر چیهی اومدم و نرسیدم سخته حرفم ولی باید بدونی خستمولی باید بدونی كه میرم با یه یادگاری رو دستم با یه یادگاری رو دستم سخته رفتن بس كه سردممن حرف دل های شكستم من با هر خاطره با غم -- میرم با اینكه وابستم سخته رفتن تلخه حرفم -- ببین من در ها رو بستم.من از غروب جمعمحتی از سكوت صبحم خستم  سخته حرفم رسیده وقت رفتنبه یاد اون روزا كه اسمت هر یه سطر دفتر نقش می بست چشم با اشك خیرست بهفردایی كه توی زندگیم یه بخش دیگست من نمی دونم بهت نمیومدكه خودتو بكشی كنار از كنار من تو بری گلم نخواستی بفهمی این رو كه من عاشقتم؟؟؟فهمیدم حق میدم بهت باشه بخند، به من واقعا كه حق داری بخندیكه با اون نگاهت منو به رگباری ببندی كه بدتر از صد تا گلوله سرب داغهبا تو فكر می كردم طلوع صبحه آخه تا وقتی بودی توی زندگیم من غم نداشتم

واست تا جایی كه تونستم من كم نذاشتم
 البته خودم می خواستم اینا منت نیست

ولی با تو بودن واسه مَن مِن بعد ریسكه
 دیگه با خاطرات با تو خوشم پسچون كه حتی فكر بی تو بودن كشندست.بذار بگم آخرین سطرم رو بخونیمن میرم تا شاید تو قدرم رو بدونی  سخته رفتن بس كه سردممن حرف دل های شكستم من با هر خاطره با غممیرم با اینكه وابستم سخته رفتن تلخه حرفمببین من در ها رو بستم من از غروب جمعمحتی از سكوت صبحم خستم  سخته حرفم رسیده وقت رفتنگذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف أول حس می كردم أخیرا حرفات با خراشهاونجا بود كه فهمیدم این قصه آخراشه وقت رفتنه وقت دفن قلبمه

و خودت می دونی تمومه الكی جو نده
 حرف های تلخت هم كه نمك زخممه

و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
 و باز منم و حسرت اینكه دوباره تنهامو از خدا حالا می خوام من دو بال پرواز می دونی چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟بگذریم دیگه زدستم در رفته شمار دردام تو كه می دونستی من تكیه گاه محكمتمبگو با من دیگه چرا آخه نوكرتم؟؟؟ من كه هر دقیقم وابسته به دقیقه تو بودمن كه حتی لباس تنم به سلیقه تو بود منی كه دست هیچكسی رو با وجودم نمی گرفتمتو باعث شدی كه توی قلبم بمیره نفرت رسیده وقت رفتنهرچند من از دلت خیلی وقته رفتم باشه تو بردی و اینا برات افتخارن؟؟؟تو ختم عالمی و منم اند خامم؟؟؟ فکر نكنی أهل جبران یا انتقاممخودم باید دقت می كردم تو انتخابم سخته رفتن بس كه سردممن حرف دل های شكستم من درد تموم دنیامكه زخم هام رو خودم بستم سخته رفتن تلخه حرفمببین من در ها رو بستم من از غروب جمعمحتی از سكوت صبحم خستم.
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
29-10-1391 12:18 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان