همه چیز در باره تخت جمشید میراث بزرگ تاریخ (1) - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

همه چیز در باره تخت جمشید میراث بزرگ تاریخ (1)
زمان کنونی: 19-09-1395،05:28 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: کوروش بزرگ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
پاسخ: 1
بازدید: 135

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: همه چیز در باره تخت جمشید میراث بزرگ تاریخ (1)
ارسال: #1
همه چیز در باره تخت جمشید میراث بزرگ تاریخ (1)
پست‌ها: 65
تاریخ عضویت: 10 بهمن 1391
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
منبع این مطلب همشهری دانستنیها/شماره ۵۰:

براساس شواهد و بررسی‌های تاریخی و باستان‌شناسی و آنچه از کتیبه‌ها و نوشته‌ها و آثار ‌یافته‌شده در منطقه به دست آمده، محوطه باستانی مرودشت از گذشته بسیار دور از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار بوده است. می‌دانیم که صفه تخت جمشید در دامنه کوه رحمت ساخته شده است. می‌توان گفت این کوه که به نام میترا یا مهر نیز نامیده می‌شود برای اقوام پیش از آریایی و همچنین آریایی‌ها قداست داشته که به نوعی تمامی سازه‌های تخت جمشید را در پناه خود دارد.

داریوش در کتیبه خود در دیواره جنوبی صفه صراحتا بیان می‌کند که تا پیش از این، هیچ بنا یا معبد یا نیایشگاه و ساختمانی در این محل وجود نداشته است. پس بی‌تردید زمین این مکان اهمیت داشته است. محوطه تخت جمشید از نقش رستم که مکانی متبرک بوده و همچنین با مرکز استقرار قوم پاسارگاد که از سوی کوروش به عنوان پایتخت انتخاب می‌شود و آرامگاه او نیز در همان جا واقع است، فاصله بسیار کمی دارد.

همچنین باید در نظر داشت که این مکان به نوعی در مرکز ایالت پارس واقع است و به سهولت با نواحی مهم پادشاهی مانند شوش و انشان که محل پادشاهی و حکومتی پدران کوروش هخامنشی بوده و همچنین بابل از یک سو و با مراکز شرقی امپراتوری و پایتخت و مرکز اصلی مادها و یکی دیگر از پایتخت‌های هخامنشیان یعنی هگمتانه به سهولت در ارتباط بوده است.




گذشته از اینها وجود معادن بزرگ سنگ که بقایای آنها در اطراف تختجمشید و نقش رستم هنوز به چشم می‌خورد و وجود رودهای مهمی مانند کر و پلوار که امکان دسترسی به آب را جهت انجام کارهای ساختمانی فراهم می‌کرده‌اند و زمین حاصلخیز منطقه همه و همه می‌توانسته دلایلی برای انتخاب این مکان برای ساخت این بنای منحصربه‌فرد باشد.
محققان و پژوهشگران با توجه به نقوش و نوع معماری و مطالعات انجام شده، هر یک کاربرد خاصی را برای تخت جمشید تعریف کرده‌اند. برخی این بنای شگفت‌انگیز را مقر و استراحتگاهی موقت، برخی محل برگزاری آیین نوروزی و جشن‌های بهاری، گروهی رصدخانه‌ای جهت انجام مطالعات نجومی، برخی محل گردهمایی و شورا و پارلمان و برخی نیایشگاهی بزرگ جهت برگزاری انجام مراسم مذهبی و همچنین زیگوراتی برگرفته از معماری زیگورات‌های میان رودان نامیده‌اند.


رصدخانه نبوده است

ابتدا آنچه را باید مورد توجه قرارداد این است که این بنا هر چه بوده به طور حتم محل رصد ستارگان و رصدخانه و محل انجام مطالعات نجومی نبوده است. هخامنشیان در این دوره محاسبات نجومی خود را براساس محاسبات ریاضی انجام می‌دادند و نیازی به رصد چشمی یا اندازه‌گیری سایه‌ها و تابش خورشید آن‌گونه که بسیار پیش از آنان در میان اقوام بومی فلات ایران و بابلیان و آشوریان مرسوم بوده، نداشتند. از سویی دیگر معماری تخت جمشید با هیچ‌کدام از تعاریف موجود در مورد بناهای مورد استفاده برای رصد آسمان منطبق نیست.

برای رصد آسمان نیاز به ساختمان یا برج رصدی با ارتفاع زیاد است و اگر چنین برجی وجود نداشته باشد، باید بنای رصد در محوطه‌ای کاملا باز که بتوان از همه طرف نسبت به افق دید باز و گسترده وجود داشته باشد، ساخته شود. با یک بررسی ساده میدانی در تخت جمشید متوجه این مطلب می‌شویم که نه در محوطه تخت جمشید و نه بر فراز کوه رحمت هیچ برج رصدی وجود ندارد و از سویی یک سمت تخت جمشید تکیه بر کوهی بلند دارد که مانع از دید مستقیم افق در آن سمت می‌شود.


ساعت آفتابی نبوده است

تعیین زمان دقیق نوروز بر اساس تابش نور خورشید و استفاده از ساعت آفتابی در تخت جمشید نیز از جمله مواردی است که برای ساخت این بنا مطرح شده. برخی معتقدند وجود بعضی علائم روی سنگ‌ها و خصوصا سنگی که در کاخ سه دروازه وجود دارد، نشان‌دهنده نوعی ساعت آفتابی برای تعیین دقیق زمان نوروز در اول فروردین برابر با ۲۱ مارس است.

این نظریه درست بود اگر زمان دقیق نوروز در زمان هخامنشیان با زمان وقوع نوروز در زمان حال برابر می‌بود؛ در‌حالی‌که این‌طور نیست. در زمان هخامنشیان تنها یک بار در زمان کمبوجیه سال نو با ۲۱ مارس یا اول فروردین برابر می‌شود و دردیگر موارد، آغاز سال نو از اواخر اسفند تا اوایل اردیبهشت متغیر بوده است.

از سویی دیگر تالاری که این سنگ موسوم به ساعت آفتابی در آن قرار دارد، در زمان هخامنشیان از همه سو با دیوار مسدود بوده و نور خورشید نمی‌توانسته به داخل بتابد، از سویی دیگر همان‌طور که قبلا هم متذکر شدیم تخت جمشید بر دامنه کوه رحمت قرار دارد و کوه مانع از رسیدن نور خورشید در ابتدای طلوع به این بنا می‌شود و نور خورشید در واقع هنگامی که روز کاملا اتفاق افتاده است به کل بنای تخت جمشید و خصوصا بنای سه دروازه برخورد می‌کند.

همچنین باید توجه داشت که محور زمین و جهت تابش خورشید در ۲۵۰۰ سال قبل با امروز بسیار متفاوت بوده است. کارشناسان نجوم و ستاره‌شناسی کاملا به این مساله واقفند که به دلیل چرخش محور زمین در طی ۲۵۰۰ سال، تنها با محاسبات دقیق ریاضی و ستاره‌شناسی می‌توانیم جهت تابش خورشید را براساس محور زمین در زمان هخامنشیان تعیین کنیم.

همچنین امروزه می‌دانیم که علائم و نشانه‌های موجود روی این سنگ نه علائم نجومی و نشانگر چهار جهت اصلی؛ بلکه نشانه‌های معماری و امضای معمار و سنگ تراش آن است که در دیگر پایه ستون‌ها نیز دیده می‌شود. در واقع سنگ مزبور پایه زیرین ستونی است که امروزه دیگر وجود ندارد. هرچند می‌توان گفت که برخی آیین‌های ویژه از جمله جشن‌های بهاری در این محل برگزار می‌شده؛ اما تنها محل برگزاری نوروز نبوده است.


پایتخت نبوده است

در مورد اینکه تخت جمشید یکی از پایتخت‌های اصلی و محل استقرار خانواده سلطنتی بوده نیز جای شک و تردید وجود دارد. صفه تخت جمشید در دشتی باز و بدون هیچ گونه امکانات دفاعی خاص یک ارگ یا قلعه قرار دارد. تمامی صفه و ساختمان‌های آن از سه جهت از فاصله دور قابل رویت هستند.

با وجود نامگذاری کاخ‌ها و آنچه برخی به آن معتقدند، تالارها و بناهای صفه تخت جمشید را نمی‌توانیم مقر استقرار پادشاهان و خانواده سلطنتی بدانیم. این بنا فاقد امکانات زندگی به عنوان پایتخت برای خاندان سلطنتی است. شاید در زمان برگزاری جشن‌های بهاری و در مدت زمانی کوتاه شاه و خانواده و همراهانش در این محل اقامت داشتند؛ اما استقرار موقت در این مکان با استفاده از آن به عنوان پایتخت یک امپراتوری بزرگ تفاوت بسیار دارد.



نیایشگاه بزرگ؟

براساس سنگ‌نگاره‌ها و نقوش دیوارها و پلکان‌ها، بعضی محققان بر این باورند که تخت جمشید یک نیایشگاه بزرگ برای انجام آیین‌های مذهبی است. می‌دانیم که آیین مهر‌پرستی بسیار پیش از مذهب زرتشت در فلات ایران رواج داشته و از میان پادشاهان هخامنشی نیز اردشیر دوم احترام بسیار برای این ایزد قائل بوده.

شاید بتوان نقش برجسته مهم حمله شیر به گاو در تخت جمشید را نوعی نشانه آیین مهرپرستی دانست؛ اما در این تصویر باید به حالت حمله شیر به گاو و نشانه‌های موجود بر بدن گاو توجه کرد. گاو نشان سلطنتی دارد و گاوی عادی نیست.

آیا می‌توان تصور کرد که سنگ نگاران و معماران حیوانی با نشان سلطنتی را به عنوان قربانی مهر نشان داده‌اند. از سویی دیگر نقش نبرد شاه با شیر است که در فاصله کمی از این تصویر دیده می‌شود. اگر آیین مهر در این زمان آن‌قدر گسترش داشته که معماران تخت جمشید را تحت تاثیر خود قرار داده است، چرا شاه باید شیری را که نشانه این ایزد است با خنجر به قتل برساند.

از سویی دیگر با مطالعه دقیق و نزدیک می‌توانیم دریابیم که هر یک از تالارها و بناهای تخت جمشید به نوعی با نقوش خاصی که شاید معرف آیین یا اعتقادات یکی از اقوام و ملل تابعه باشد، زینت‌یافته‌اند، آیا این امر نشان‌دهنده این است که هر یک از این تالارها مخصوص برگزاری یک آیین خاص و مخصوص پیروان یکی از مذاهب متعدد در سراسر امپراتوری پارسیان بوده است؟آیا می‌شود تخت جمشید را مرکزی برای تجمع نمایندگان همه ممالک تابعه دانست که در زمانی مشخص برای تبادل نظر و آرای خود و دیدار نزدیک با شاه به دور یکدیگر گرد می‌آمدند.

این نمایندگان در مدت اقامت خود در تخت جمشید ضمن آنکه می‌توانستند با آزادی به نیایش صخود بپردازند می‌توانستند با عقاید و مناسک مذهبی سایر ملل نیز آشنا شده و به تبادل نظر و بحث و گفت‌وگو بپردازند. شاید بتوان تخت جمشید را یک دایره المعارف بزرگ ساخته شده از سنگ دانست.

هر تازه واردی با نگاه به نقوش و حجاری‌ دیوارها می‌توانسته به راحتی با دیگر ملل تابعه، نوع پوشاک، محصول خاص آن ایالت، اعتقادات مذهبی و فرهنگی و زبان و درجه اهمیت و نزدیکی آنان به حاکمیت امپراتوری آشنا شود. در این گردهمایی، نمایندگان ملل تابعه هر یک هدایایی را به پیشگاه شاه تقدیم می‌کنند.

با وجود برخی اظهارنظرها باید گفت آنچه این نمایندگان با خود حمل می‌کنند، باج و خراج و مالیات سالانه نیست. شاید حتی بتوان گفت منظور از نقوش باریافتگان که هر یک شیء، حیوان، منسوجات، نوشیدنی و خوراکی خاصی را با خود حمل می‌کنند، این است که ملل تابعه را با آنچه مشخصه و محصول و نشانه آن ملت است به تصویر بکشند.

به عنوان مثال نمایندگان لیدیه همواره با بازوبندهای طلا مشخص شده‌اند. نظیر این بازوبندها در گنجینه سیحون که اینک در موزه انگلستان است، یافت شده و گزنفون نیز بازوبند طلا را بهترین و ممتازترین هدیه لیدیه‌ها معرفی کرده است. همچنین نمایندگان ایالات جنوبی آفریقا با حیوانی به نام اُکاپی و عاج‌های فیل نشان داده شده‌اند. به هر سخن هنوز هیچ نظر قطعی در باره دلیل ساخت تخت جمشید نمی‌توان ارائه داد.


گاو دروازه ملل

دروازه ملل تخت جمشید سه درگاه عظیم رو به سه جانب داشته که نقش دو جفت گاو عظیم الجثه بر درگاه‌های غربی و شرقی حجاری شده است. دو جفت گاو بر در گاه غربی و دو جفت گاو با سر انسان در مدخل شرقی. توصیفات مختلفی درباره تصویر سر انسانی گاو گفته شده که بعضی از آنها بسیار عجیب و دور از ذهن است.


کاخ نوروزی یا کاخ جشنهای بهاری؟





قبل از هر چیز باید بدانیم که آیا هخامنشیان نوروز را می‌شناختند، آیا در ابتدای بهار جشنی همانند امروز برگزار می‌کردند و آیا شروع سال نو در روزگار هخامنشیان نیز از نوروز و همزمان با روز اول بهار بوده است یا خیر؟ آرتور کریستن سن آغاز سال نو در ابتدای دوره هخامنشیان را در پاییز و برابر با جشن مهرگان دانسته و می‌نویسد اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان تحت تاثیر تمدن میان رودان و تقویم مصری که براساس آن سال به ۱۲ ماه ۳۰ روزه به اضافه پنج روز اضافه تقسیم شده بود، قرار داشتند و در نتیجه اعتدال بهاری را آغاز سال نو قرار دادند و این سال یعنی سال جدید اوستایی، سال دین زرتشتی شده و تا امروز نیز نزد پارسیان محفوظ مانده است.
بعضی محققان سخت بر این باورند که ساخت تخت‌جمشید خود دلیلی بر برگزاری آیین نوروزی آن هم کم‌و‌بیش همانند امروز در این مکان و در دوره هخامنشیان است. در اینجا منظور تنها نوروز به عنوان آیین سال نو و همانند آیینی است که در روزگار ساسانیان یا امروزه در اول فروردین برگزار می‌شود، نه مراسم جشن‌های بهاری و بزرگداشت شروع دوباره زندگی طبیعت.
نقش برجسته‌های موجود در بنای تخت جمشید به خوبی نشان‌دهنده این امر است که هنگام بهار، مراسم و آیینی خاص اجرا می‌شده است. در نقش برجسته معروف به بارعام که از تالار آپادانا به محل خزانه منتقل شده است، شاه و ولیعهد را می‌بینیم که هرکدام شاخه‌های گل و البته گل‌های نیلوفر به دست دارند. در دست داشتن گل تنها اختصاص به شاه و ولیعهد ندارد؛ به‌طوری‌که در پلکان شمالی و شرقی آپادانا نیز نقوشی از بزرگان پارسی و مادی و سربازان وجود دارد که آنها را در حال گفت‌وگو و درحالی‌که برخی دستان یکدیگر را گرفته و البته شاخه گل نیلوفری نیز همراه دارند دیده می‌شوند.

این گل‌ها که حتما پردیس‌های تخت جمشید محل رویششان بوده، نشان‌دهنده زمان اجرای مراسم بهاری یا سال نو است. فصل گل‌دهی این گیاه وهمچنین فصل گل و زیبایی طبیعت در منطقه فارس از نیمه فروردین تا پایان اردیبهشت است. به این ترتیب زمان اجرای این جشن بهاره باید نیمه‌بهار باشد.

از سویی دیگر نقوش نمایندگان ملل تابعه و باریافتگان و نوع پوشاک آنان موید این امر است که این نمایندگان باید در زمانی که هوا در فارس از اعتدال برخوردار بوده دور هم جمع شده باشند؛ یعنی درحالی‌که گروهی مانند هندیان و مصریان و نمایندگان آفریقایی با کمترین لباس و پای برهنه نشان داده شده‌اند، مادی‌ها یا نمایندگان مناطق سردسیر با لباس‌های ضخیم و پشمین خود دیده می‌شوند. پس هنگام این گردهمایی باید هوا از اعتدال برخوردار باشد. شاید برخی این زمان اعتدال را در ابتدای پاییز بدانند و برگزاری سال نو همزمان با جشن مهرگان را به آن استناد کنند؛ اما در این صورت مساله رویش گل‌های نیلوفر بی‌جواب خواهد ماند.
یکی از دلایلی که بعضی از محققان برای برگزاری جشن سال نو و نوروز در اول بهار در تخت جمشید بیان می‌کنند، نقش معروف شیر و گاو است که تعابیر بسیاری در باره آن شده است. از دیدگاه نجومی برخی نقش گاو را نشان‌دهنده صورت فلکی گاو، و شیر را نشان‌دهنده صورت فلکی اسد می‌دانند. در نیمه زمستان صورت فلکی شیر یا اسد در کنار نصف‌النهار قرار می‌گیرد و صورت فلکی گاو در حال غروب و ناپدید شدن است.

در واقع شیر بر گاو غلبه می‌یابد؛ اما این تصور آن هنگام درست بود که این صورت فلکی یعنی گاو در زمان هخامنشیان جزء صورت‌های فلکی منطقه البروج بوده باشد. لوح بابلی به خط میخی معروف به لوح VAT 4924 متعلق به سال ۴۱۹ قبل از میلاد قدیم‌ترین لوحی است که از ۱۲ صورت فلکی نام می‌برد.

در این لوح به جای صور فلکی گاو، خرچنگ و سنبله ستارگانی مانند خوشه پروین، برساوش و سماک اعزل قرار دارد. پس صورت فلکی گاو تنها یکی از صور فلکی شناخته شده بود، نه جزء صورفلکی منطقه البروج. این در حالی است که صورت فلکی بره در آن زمان شناخته شده و طلوع آفتاب در برج حمل آغاز بهار بود. نقش بره در نقش تخت جمشید که همراه برخی از باریافتگان نشان داده شده می‌تواند به همین دلیل باشد.

با توجه به تغییر محور چرخش زمین در طول نزدیک به ۲۰۰۰ سال امروز سال نو با طلوع آفتاب در برج حوت آغاز می‌شود. به این ترتیب می‌دانیم که در دوره هخامنشیان به مناسبت سال نو و نوروز مراسم و آیین خاصی برگزار می‌شده است؛ اما این مراسم را نباید درست در ابتدای بهار و برابر با ۲۱ مارس دانست.
بدون تردید یکی از آدابی که در زمان برگزاری نوروز در زمان هخامنشیان مورد توجه قرار داشته است، رسم تقدیم هدیه و پیشکش بوده که امروز هم رواج دارد. واژه «دَئوشم» به معنی پیشکش در الواح تخت جمشید بسیار تکرار شده است. آنچه در نقوش تخت جمشید نمایندگان ملل تابعه به همراه خود حمل می‌کنند، باید هدایا و پیشکشی‌هایی باشد برای شاه.

میزان این هدایا و صورت آرام و شاد نمایندگان نشان‌دهنده آن است که با رضایت خاطر و آرامش جهت شرکت در مراسم و آیین خاصی به دور هم جمع شده و هدایایی را که می‌تواند محصول خاص و شناخته شده سرزمینشان باشد به منظور تقدیم به شاه با خود آورده‌اند. براساس گل نوشته‌های تخت جمشید روشن است که جهت انجام برخی آیین‌های مذهبی هدایا و پیشکش‌هایی شامل گوسفند، گندم، جو، آرد، انجیر وخرما تقدیم می‌شده است.

ظاهرا این مواد خوراکی بعد از متبرک شدن میان مردم تقسیم می‌شدند. هرچند امروزه آنچه بر سر سفره‌های هفت‌سین گذارده می‌شود با زمان گذشته بسیار متفاوت است؛ اما جالب است بدانیم که هنوز در برخی از نقاط خرما و جو در سفره هفت سین دیده می‌شود و البته سبزه که گرفته شده از جو و گندم است و نان که برگرفته از آرد است، بر سر سفره‌های هفت‌سین موجود است.

همچنین شایان ذکر است که در زمان هخامنشیان بعضی آیین‌ها و جشن‌ها جیره و مواجب دارند و آیین و مراسم نوروزی نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. پس نوروز و برگزاری این آیین در زمان هخامنشیان با شکوه و زیبایی بسیار در زمانی متفاوت با زمان نوروز فعلی برپا می‌شده و رایج بوده است.


نام نوروز و جشن‌های بهاری

در این باره که نوروز و دیگر جشن‌های مربوط به بهار در زمان هخامنشیان چه نامیده می‌شدند، اطلاع دقیقی در دست نیست و هر آنچه در این باره گفته شده برپایه حدس و گمان و برگرفته از کتاب مقدس زرتشتیان اوستاست؛ اما می‌دانیم که اوستا در دوره هخامنشیان به شکل امروز آن وجود نداشته و در واقع این کتاب یک بار در زمان اشکانیان و سپس در زمان ساسانیان جمع‌آوری و مدون شده است. برخی جشن نوروز در ایران باستان را برگرفته از مراسمی کهن می‌دانند که در پاییز و سپس در ابتدای فصل بهار در بابل برپا می‌شده است.
قدمت این مراسم که «زَگموک» یا «اَکیتو» نامیده می‌شده به هزاره سوم قبل از میلاد می‌رسد و جشنی بوده که به افتخار الهه بزرگ بابلی ها، مردوک برپا می‌شده است. در این روز شاه در معبد حاضر شده و برای تجدید عهد و پیمان دست تندیس یا مجسمه مردوک را می‌گرفت. روایت شده است که کوروش پس از تصرف بابل، ضمن اجرای این مراسم در معبد مردوک، در جشن زگموک کمبوجیه را به عنوان پادشاه بابل معرفی کرده است. بسیار بعید به نظر می‌آید که مراسمی مذهبی که خاص الهه بابلی‌ها بوده، اساس و پایه نوروز در زمان هخامنشیان بوده باشد. به‌هرحال گذشته از سالنامه‌های بابلی، تنها مدارک ارزشمند در باره نوروز و نام آن الواح گلی تخت جمشید و کتیبه‌های باقیمانده از دوران هخامنشیان است.
همان‌طور که گفته شده در این مدارک هیچ نام و صفتی که آشکارا مربوط به عید نوروز یا سایر جشن‌های بهاری باشد، وجود ندارد. در الواح گلی به دست آمده در خزانه و باروی تخت جمشید از مراسم و آیین‌هایی خاص نام برده شده که از طرف خزانه هخامنشی، جیره و مواجب برای آنها در نظر گرفته شده است.
از این میان باید به مراسم آیینی به نام «لن» نام برد که نامش حدود ۷۶ بار در این اسناد تکرار شده است. به درستی مشخص نیست این آیین به چه منظور و با چه آداب و رسومی برگزار می‌شده، در این اسناد یک بار آشکارا ذکر شده که این آیین برای «هومبن» ایزد عیلامی برگزار شده است. گذشته از این در اسناد به‌دست‌آمده از آیین‌ها و مراسم دیگری نیز نام برده شده که از خزانه شاهی جیره دریافت می‌کردند و مردم نیز پیشکش‌هایی از مواد خوراکی تقدیم کاهنان این مراسم می‌کردند.
بیشتر جیره و پرداخت‌های دولتی که از طرف خزانه به این آیین‌ها تعلق می‌گرفته است، شامل آرد و گندم و همچنین بره، جو، کنجد، خرما، انجیر و مرغابی بوده است. اسامی این آیین‌ها و مراسم دوره هخامنشی عبارت بودند از: شیپ Ship ، اَکریش Akrish، نخ Nah، نوئش Nuash ، پومزیش Pumazzish و دئوسیکه Dausika.
در یک نگاه


وجه تسمیه تخت جمشید

خشایارشاه گوید: «به خواست اهورامزدا این دروازه همه کشورها را من ساختم. بسیار بناهای زیبای دیگر در این پارسه من ساختم و پدر من ساخت. هر کاری که به دیده زیباست آن همه را به خواست اهورامزدا ما کردیم.» خشایارشاه گوید: «اهورامزدا مرا و شهریاری مرا پایدار دارد و کشورم را و هر آنچه به وسیله من کرده شده و آنچه به وسیله پدرم ساخته شده، آن را اهورامزدا بپاید.»
نامی که امروزه بر مجموعه کاخ‌های ساخته شده توسط داریوش بزرگ و جانشینانش اطلاق می‌شود، نامی است ساختگی برگرفته از داستان پادشاه اسطوره‌ای سلسله پیشدادی ایران، جمشید. در شاهنامه فردوسی آمده است که جمشید پادشاه عادلی بود که برای ۷۰۰ سال بر ایران زمین حکومت کرد.

او نوروز را بنیان گذارد و تختی داشت که بر دوش دیوان حمل می‌شد. نقش سنگ نگاره داریوش در تخت‌جمشید در‌حالی‌که تخت پادشاهی او بر دوش مردمانی حمل می‌شود و همچنین آنچه اهالی و رهگذران می‌توانستند در گذشته از خرابه‌های این بنای تاریخی ببینند، باعث شد تا تصور کنند تصویری که می‌بینند، تصویر همان جمشید افسانه‌ای است که تختش بر دوش دیوان حمل می‌شود و خطوط ناشناخته پیرامون آن نیز خطی است که دیوان و اجنه با آن می‌نوشتند. به همین دلیل بود که این مکان اسرارآمیز به نام تخت جمشید معروف شد.

براساس کتیبه خشایارشاه بر دیواره تالار ملل می‌دانیم که این بنا از سوی سازندگانش به نام «پارسه» نامیده شده است. یونانیان این بنا را «پرسپولیس» نامیدند و ساسانیان آن را به نام «صد ستون» می‌شناختند. به غیر‌از اینها، این بنا در طول تاریخ با نام‌هایی از جمله، قصر جمشید، چهل منار یا چهل ستون نیز نامیده شده است.


از سیستم فاضلاب پیشرفته تا تالارهای عظیم

رازهای ساخت تخت جمشید؛





دروازه ملل (خشایارشاه)

با رسیدن به بالای صفه اولین بنایی که در مقابل بازدیدکنندگان قرار می‌گیرد، دروازه باشکوه و عظیم سنگی است که به نام دروازه همه ملت‌ها یا دروازه خشایارشاه معروف است. چهار سنگ نبشته هر کدام به سه زبان و تقریبا مشابه یکدیگر در بالای چهار پایه عظیم کنده کاری شده که نشان‌دهنده آن است که این دروازه ورودی توسط خشایارشاه ساخته یا تکمیل شده است. متن فارسی باستان در وسط و متن عیلامی در جهت خارجی و متن بابلی در نزدیک‌تر به داخل بنا قرار دارد.

محور پاشنه در که سنگ بزرگ تزئینی بر گرد آن قرار داشته و در هر دو گوشه داخلی درگاه موجود بوده، نشانه آن است که این درگاه یک در دو لنگه و بلندتر از درگاه‌های دیگر داشته است. براساس عقیده هرتسفلد ارتفاع این درها باید بالغ بر ۳۰ پا بوده باشد. در داخل این بنا چهار ستون ۱۷ متری وجود داشته که دوتای آنها هنوز باقی است.

گذشته از آن در داخل این محوطه در نزدیکی گوشه جنوب شرقی، مخزن آب سنگی وجود دارد. این حوض یا مخزن آب با بنای دروازه و دیگر بناهای تخت جمشید در یک امتداد و جهت قرار دارد. به نظر می‌آید که این مخزن از طریق راه آب‌های زیر زمینی پر می‌شده است. مساحت این بنا درمجموع ۶۰۰ متر مربع است.


کاخ صدستون (تخت گاه)

اردشیرشاه گوید: «این خانه را خشایارشاه ،پادشاه، پدرم، شالوده آن را در پرتو حمایت اهورامزدا ریخت. من اردشیر شاه، آن را ساختم و تکمیل کردم.»


کتیبه اردشیر اول کاخ صدستون

دومین بنای عظیم و بزرگ مجموعه تخت جمشید کاخ یا تالار صدستون یا تخت گاه است. براساس سنگ نبشته مکشوف در گوشه جنوب شرقی تالار از اردشیر اول، کاملا مشخص است که بنای تالار در زمان خشایارشاه آغاز شده و در دوره اردشیر اول به اتمام رسیده است. این کاخ نزدیک به ۴۷۰۰ متر مربع مساحت داشته و از تالار مرکزی آپادانا بزرگ‌تر است.

سقف این تالار بر فراز ۱۰۰ ستون سنگی که در ده ردیف قرار داشته‌اند، استوار می‌گشت. بلندی ستون‌ها براساس محاسبات انجام شده باید ۹۶/۱۲ متر بوده باشد. در سمت شرقی این بنا، اتاق‌هایی که محل استقرار نگهبانان بوده، قرار دارد. از سنگ‌نگاره‌های معروف موجود در این کاخ، نقش تخت پادشاه است که روی دست نمایندگان ملل تابعه حمل می‌شود.


آپادانا (تالار بزرگ بارعام)

بزرگ‌ترین سازه تخت جمشید، تالار بزرگ بارعام یا آپاداناست که توسط داریوش بزرگ، طرح‌ریزی و آغاز شد و توسط خشایار شاه به اتمام رسید. با توجه به کتیبه‌های مربوط به خشایارشاه روشن است که ساخت تالار مزبور حدود ۳۰ سال زمان نیاز داشته. در هیچ کدام از کتیبه‌های یافت شده نام این تالار به صورت آپادانا که امروزه به آن معروف است، نوشته نشده است. این نام از روی کتیبه‌ای متعلق به دوره اردشیر دوم در شوش که برای تالاری شبیه به این تالار به کار رفته، گرفته شده است. به همین دلیل بهتر است که این ساختمان را تالار بارعام اصلی یا تالار ستون دار بزرگ بدانیم.

این ساختمان مشتمل بر تالار بزرگ مربع شکل ستون‌داری است که دیوارهای ضخیم خشتی که در پیرامون آن قرار داشته، آن را از ایوان‌های ستون دار در جوانب شمالی و مشرق و مغرب و یک ردیف اتاق‌های محل انبار در جنوب جدا می‌کند. در چهار گوشه بنا برج‌هایی وجود داشته که به وسیله راه‌پله به بام می‌رسند. در این تالار مجموعا ۷۲ ستون سنگی به ارتفاع ۲۰ متر با سر ستون‌های باشکوه وجود داشته و مساحت کلی بنا نیز در حدود ۱۲۰۰۰ متر مربع است. این تالار در اثر آتش‌سوزی بسیار شدیدی منهدم شده است.

تاثیر آتش در اتاق‌های انبار و برج جنوبی بیشتر نمایان است. میزان شدت آتش در اینجا آن‌قدر زیاد بوده که خشت‌های زیر گچکاری سبز رنگ دیوار به قرمز کمرنگ تبدیل شده و همچنین بخش‌های وسیعی از پوشش سبز خاکستری رنگ کف اتاق به عمق پنج میلی‌متر تا یک سانتی‌متر سوخته و سیاه شده است.


کتیبه کاشی خشایارشاه در حیاط شرقی تالار

از کشفیات مهم در تالار آپادانا باید از کاشی‌های مزین به طرح گل و بته یا دارای نبشته نام برد که در نوع خود بی‌نظیرند و پوشش دیوارهای قسمتی از راهروها و دیوارهای تالار را زینت داده بودند.نقش برجسته‌های موجود در پلکان این تالار نیز از جمله زیباترین و شگفت انگیزترین نقش برجسته‌های این مجموعه هستند. نقش ۲۳ هیات نمایندگی ملل تابعه به همراه نگهبانان و بزرگان و اسب‌ها و ارابه‌ها و همچنین نقوش گل نیلوفر یا لوتوس ۱۲ پر هخامنشی با طرحی بدیع و بسیار زیبا روی این پلکان‌ها نقش بسته است.
















تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش، آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم، کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم، مازيارم، بابکم من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم،
زاده پاک اهـــورا، از نژاد آريـــانم
15-11-1391 09:42 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  جنس سنگ های تخت جمشید کوروش بزرگ 0 105 29-11-1391 07:06 ب.ظ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  جنگ سارد(نبرد کوروش بزرگ با کرزوس) کوروش بزرگ 0 184 29-11-1391 07:03 ب.ظ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  مهرگان آغازشاهنشاهی داریوش بزرگ کوروش بزرگ 0 137 29-11-1391 07:01 ب.ظ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  جهانداری کورش بزرگ کوروش بزرگ 0 154 29-11-1391 06:53 ب.ظ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  شاهنشاهی بزرگ هخامنشی در 330 ق.م. کوروش بزرگ 0 161 26-11-1391 08:02 ب.ظ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان