همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س) - صفحه 9 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
زمان کنونی: 15-09-1395،09:59 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 106
بازدید: 5147

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
ارسال: #81
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
گریه
با رفتنت تمام غزل گریه کرده بود
دیگر لغات عشق دلم جای خود نبود
با یاد خنده های تو من اه میکشم
یا اشک و یا که دود ولی باز هم چه سود
گل را برای بوسه تو چیده بوده ام
بادی وزید و جای لبت را ز من ربود
من با غزل برای گلم کریه کرده ایم
شاید به قدر شمع و یا در همین حدود
دارد زمان رفتن من دیر میشود
مردن بدون روی تو بهتر که هر چه زود
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:44 ب.ظ
 
ارسال: #82
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
رابطه‏ى غصب فدك و خلافت ابوبكر
امام معتزلى مى‏گويد؛ از يكى از اساتيد عالى مقام مدرسه غربى بغداد به نام على بن فارقى پرسيدم:
اكانت فاطمة صادقة؟ قال: نعم، قلت: فلم لم يدفع اليها أبوبكر فدك و هى عنده صادقة؟ فتبسم، ثم قال: لو اعطاها اليوم فدك لمجرد دعواها لجائت اليه غدا و ادعت لزوجها الخلافة، و زحزحته عن مقامه...
آيا فاطمه عليهاالسلام كه نسبت به فدك ادعا داشت راستگو بود؟
استاد بغداد: بلى.
امام معتزلى: پس چرا ابوبكر فدك را به وى نداد، در حالى كه مى‏دانست فاطمه عليهاالسلام راست مى‏گويد؟!
استاد بغداد ضمن تبسم گفت: «اگر در آن روز ابوبكر فاطمه عليهاالسلام را به مجرد ادعايش تأييد كرده و فدك را به او مى‏داد، روز ديگر مى‏آمد و مى‏گفت: خلافت مال شوهرم است و بدين طريق ابوبكر را از مقامش معزول مى‏داشت...»
امام معتزلى پس از نقل نظر استاد آنگاه خودش چنين مى‏گويد: «و هذا كلام صحيح»و اين گفتار حقيقت دارد. (1)
در اينجا معلوم مى‏شود كه تصرف فدك و مبارزه غير منطقى با فاطمه و اميرالمؤمنين عليهماالسلام به چه منظورى بوده است؟!
پی نوشت
1_شرح ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 284.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:45 ب.ظ
 
ارسال: #83
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
دو رفتار متفاوت با دو دختر پيامبر در طول تاريخ
در تاريخ، جنگ بدر آمده است كه شوهر حضرت زينب (دختر پيامبر خدا) به نام ابوالعاص جزو اسيران بود و زينب براى نجات شوهر خود، گردنبندش را كه از مادرش حضرت خديجه به او رسيده بود، به خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرستاد، تا در برابر آن ابوالعاص را آزاد سازد. چون چشمان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به آن گردنبند افتاد شديداً متأثر شد و خطاب به مسلمانان فرمود: اگر صلاح مى‏دانيد هم اسير دخترم را آزاد سازيد و هم اين گردنبند را به وى برگردانيد؟
مسلمانان نيز اين خواهش پيامبر را پذيرفته، ابوالعاص را آزاد ساخته و گردنبند را به زينب برگرداندند.(1) امام معتزلى مى‏گويد: من اين جريان را براى استاد و نقيب خود ابوجعفر خواندم و سؤال كردم: آيا ابوبكر و عمر در اين صحنه نبودند؟ و آيا سزاوار بود با فاطمه عليهاالسلام در مورد فدك چنين كردند؟ و اضافه كردم كه اگر فدك مال زهرا هم نبود، مناسب نبود كه از مسلمانان، مانند پيامبر اجازه مى‏گرفتند و فدك را به او مى‏دادند، تا بدين طريق دل زهرا شكسته نمى‏شد؟ و آيا فاطمه عليهاالسلام با اينكه برترين زن عالمين است. (سيدة نساء العالمين) به اندازه خواهرش زينب ارزش نداشت؟!
نقيب گفت: آرى، چه مى‏شد ابوبكر اين كار را مى‏كرد و به مردم مى‏گفت: اين دختر پيامبر شماست، او فدك و اين چند درخت را مى‏خواهد و بدون ترديد مردم نيز مانع نمى‏شدند... ولى ابوبكر و عمر به روش محبت حركت نكردند.
(انهما لم يأتيا بحسن فى شرع التكرّم)(2)
پی نوشت
1_تاريخ طبرى، ج 2، ص 164 تا 17- كامل ابن‏اثير، ج 133- 134.
2ـ ابن ابى‏الحديد، ج 14
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:45 ب.ظ
 
ارسال: #84
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
چرا اميرالمؤمنين فدك را در زمان حكومتش پس نگرفت؟
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر فدك مال زهرا بود، چرا اميرالمؤمنين پس از رسيدن به خلافت، آن را شخصاً تصاحب نكردند و يا به فرزندان فاطمه تقسيم ننمودند؟ جواب اين سؤال را مى‏توان از نامه‏ى چهل و پنج نهج‏البلاغه استفاده كرد كه مولا مى‏فرمايند: «ما اهل‏بيت نيز سخاوتمندانه از آن گذشتيم.» (و سخت عنها نفوس قوم آخرين).
و بدين‏وسيله مى‏رسانند كه مسائل مادى براى ما اهل‏بيت ارزش چندانى ندارد، بلكه تعقيب فدك روى يك سلسله مسائل اسلامى و اجتماعى و سياسى بود، كه با كمال تأسف از سوى خليفه‏ى وقت بروز كرده بود... و چون على عليه‏السلام از فدك گذشته بود، قهراً فرزندان فاطمه عليهاالسلام نيز به اين عمل راضى بودند و هرگز دوست نداشتند پس از گذشت بيست و پنج سال دوباره طرح مسأله فدك سوء تفاهمى در بين مسلمانان ايجاد نمايد.
در اين زمينه مرحوم سيد مرتضى- رضوان‏اللَّه‏عليه- مى‏فرمايند: چون حكومت به على عليه‏السلام رسيد، از آن حضرت خواستند فدك را از فيى مسلمين خارج سازد، آن حضرت در جواب فرمودند:
انى لاستحيى من اللَّه ان ارد شيئا منع منه ابوبكر و امضاه عمر.(1) من از خدايم شرم مى‏كنم چيزى را كه ابوبكر آن را منع كرد و عمر بر آن صحه گذاشت به صاحبان اصليش برگردانم. على عليه‏السلام در اين فراز، هم به تصرف عدوانى فدك و عمل خلاف ابوبكر و عمر اشاره كرده و هم، بزرگوارى و بى‏اعتنايى خويش را به مال و منال دنيا نشان داده است.
و چون از امام صادق عليه‏السلام در اين زمينه سؤال كردند، آن حضرت فرمودند:
للاقتدا برسول‏اللَّه لما فتح مكة و قدباع عقيل بن ابى‏طالب داره، فقيل له: يا رسول‏اللَّه! الا ترجع الى دارك؟ فقال: هل ترك عقيل لنا دارا؟ انا اهل‏بيت لانسترجع شيئا يؤخذ منا ظلما. (2)
على عليه‏السلام در اين مورد از پيامبر خدا تقليد و تبعيت نموده است، زيرا: از آن حضرت پس از فتح مكه پرسيدند كه به خانه‏ات نمى‏روى؟ فرمودند: عقيل بن ابى‏طالب براى ما خانه‏اى نگذاشته، همه را فروخته است و ما اهل‏بيت چنين عادت داريم هنگامى كه چيزى را به ظلم از ما گرفتند، ديگر به آن رجوع نمى‏كنيم.
و در يك روايت ديگر از امام صادق عليه‏السلام آمده است:
با شهادت فاطمه و با مرگ ابوبكر و عمر، هر دو طرف مخاصمه به پيشگاه خدا رسيده‏اند و به ترتيب، پاداش و كيفر نيز ديده‏اند. بنابراين مناسب نيست بعد از عقاب غاصب و ظالم و پاداش مظلوم فدك را دنبال كرد. (3)در اينجا متوجه مى‏شويم كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام پس از رسيدن به حكومت، چرا مسأله‏ى فدك را مطرح نكرده و از تصرف آن خوددارى ورزيده است.
پی نوشت
1_ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 252.
2ـ عوالم، ج 11، ص 440- طرائف، ص 406.
3ـ علل‏الشرايع، ج 1، ص 149 به نقل طرائف
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:46 ب.ظ
 
ارسال: #85
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
پيشگويى خداوند و پيامبر درباره‏ى غصب فدك
اهميت و عظمت ماجراى غصب فدك را از آنجا مى‏توان فهميد كه در پيشگوئى‏هاى غيبى كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بدست ما رسيده درباره‏ى آن خبر داده شده است. در اينجا به سه مورد اشاره ميشود:
1. از اخبارى كه خداوند در شب معراج به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خبر داد اين بود: دختر تو مورد ظلم قرار مى‏گيرد و از حق خود محروم مى‏شود و همان حقى كه تو براى او قرار مى‏دهى غاصبانه از او مى‏گيرند... و او هيچ مدافعى براى خويش پيدا نمى‏كند». (1)
2. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «من هرگاه فاطمه را مى‏بينم بياد مى‏آورم آنچه بعد از من با او رفتار خواهند كرد. گويا او را مى‏بينم كه خوارى وارد خانه‏اش گشته و حرمت او شكسته شده و حق او غصب شده و ارث او را نمى‏دهند... او در آن هنگام مى‏گويد: «پروردگارا من از زندگى سيرم و از اينان خسته شدم. مرا به پدرم ملحق فرما». خداوند او را به من ملحق مى‏نمايد، و او اول كسى از اهل‏بيتم خواهد بود كه به من ملحق مى‏شود. فاطمه نزد من مى‏آيد در حالى كه محزون و مصيبت كشيده و غمگين است. حقش غصب شده و خود شهيد شده است. در آن هنگام من خواهم گفت: «خدايا هركس بر او ظلم كرده لعنت كن، و هركس حق او را غصب كرده عذاب فرما، و هركس ذلت بر او وارد كرده ذليل كن، و هركس به پهلوى او زده تا فرزند خود را سقط نموده در آتش دائمى قرار ده». ملائكه هم آمين مى‏گويند». (2)
3. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «ملعون است كسى كه بعد از من به دخترم فاطمه عليهاالسلام ظلم كند و حق او را غصب نمايد و او را به شهادت برساند... اى فاطمه اگر همه‏ى پيامبران مبعوث خداوند و همه‏ى ملائكه‏ى مقرب الهى درباره‏ى مبغض تو و غاصب حق تو شفاعت كنند، هرگز خداوند آنان را از آتش بيرون نمى‏آورد». (3)
4. هنگامى كه رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيد آن حضرت گريه كرد بطورى كه اشك محاسن حضرت را تر كرد. پرسيدند: يا رسول‏اللَّه، براى چه گريه مى‏كنيد؟ فرمود: «براى فرزندانم و آنچه اشرار امتم با آنان رفتار مى‏كنند. گويا فاطمه را مى‏بينم كه بعد از من به او ظلم شده و او صدا مى‏زند: «اى پدر، بفريادم برس»، ولى احدى از امتم به او كمك نمى‏كند». (4)
5. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «دخترم، تمام بدبختى بر كسى كه به تو ظلم كند، و خوشبختى عظيم بر كسى كه تو را يارى كند». (5)
پی نوشت
1_بيت‏الاحزان: ص 98.
2ـ بيت‏الاحزان: ص 31.
3ـ بحارالانوار: ج 29 ص 346.
4ـ بحارالانوار: ج 43 ص 151 ح 2.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:46 ب.ظ
 
ارسال: #86
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
شكايت حضرت زهرا ع از غاصب فدك
يكى از برگهاى مصيبت‏بار دفتر فدك دل سوخته‏ى فاطمه عليهاالسلام در اين ماجرا است كه با اشك خود شكايت به پدر برد.
حضرت زينب كبرى عليهاالسلام مى‏فرمايد: «آنگاه كه ابوبكر تصميم نهائى درباره‏ى فدك را گرفت و حضرت زهرا عليهاالسلام از پاسخ مثبت آنها به كلام خود مأيوس شد، كنار قبر پدرش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و خود را روى قبر انداخت و رفتار مردم با او را به پيشگاه آن حضرت شكايت برد و آن قدر گريه كرد كه تربت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از اشك فاطمه عليهاالسلام تر شد و اشعارى حاكى از مصائب وارده خواند».(1)
البته اشك فاطمه عليهاالسلام خشك نخواهد شد، و به اشك او ائمه عليهم‏السلام و شيعيانشان تا آخر روزگار اشك خواهند ريخت تا يكدلى محبان زهرا عليهاالسلام بر همه ظاهر و معلوم گردد.
پی نوشت
1_بحارالانوار
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:46 ب.ظ
 
ارسال: #87
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
حرمت مصرف اموال غصبى فدك
نكته‏اى كه غاصبين بايد بدانند آنست كه پس از غصب فدك هر تصرفى هم كه در آن صورت بگيرد غاصبانه بوده و حرام است، ولى چه جالب است كه اين مطلب را عيناً از كلام حضرت زهرا عليهاالسلام بشنويم كه فرمود:
«اگر آن دو نفر مايه‏ى قوت مرا از تصرف من بيرون آوردند و آن آذوقه‏ى كم را از من مانع شدند، ولى اين را براى روز محشر درجه‏اى حساب مى‏كنم، و خورندگان محصولش آن را به جوش آورنده‏ى جحيم در شعله‏هاى جهنم خواهند يافت».
بنابراين غاصبين و هر كه تا روز قيامت غصبى بودن آن را بداند و در آن تصرف كند، لقمه‏اى را مى‏خورد كه فاطمه عليهاالسلام راضى نيست، و در واقع شعله‏هاى آتش است كه در دهان مى‏گذارد و زندگيش را با آن مى‏سازد. چنين تصرفى بى‏اعتنائى به آه دل فاطمه عليهاالسلام است، و شكى نيست كه آه آن بانوى بزرگ از هر سوزى مؤثرتر است.
بنابراين غاصبين و هر كه تا روز قيامت غصبى بودن آن را بداند و در آن تصرف كند، لقمه‏اى را مى‏خورد كه فاطمه عليهاالسلام راضى نيست، و در واقع شعله‏هاى آتش است كه در دهان مى‏گذارد و زندگيش را با آن مى‏سازد. چنين تصرفى بى‏اعتنائى به آه دل فاطمه عليهاالسلام است، و شكى نيست كه آه آن بانوى بزرگ از هر سوزى مؤثرتر است.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
29-05-1391 08:25 ب.ظ
 
ارسال: #88
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
اقرار غاصب فدك به محكوميت در مقابل مرد يمنى
مردى نزد ابوبكر و عمر آمد و گفت: من مردى از اهل يمن هستم، كه بقصد حج از ديار خود بيرون آمده‏ام. در همسايگى ما بانويى است كه هنگام سفر به من گفت: تو بزودى اين كسى را كه خود را جانشين پيامبر مى‏داند ملاقات مى‏كنى. هرگاه او را ديدى پيام مرا هم به او برسان. ابوبكر گفت: پيام او را بازگو كن.
آن مرد گفت: آن زن چنين پيغام داده است كه من زنى ضعيف و عائله‏مند هستم. پدرم در زمان حياتش زندگى مرا اداره مى‏كرد. او زمينهايى داشت كه خود و همسر و فرزندانم از درآمد آن زندگى خود را اداره مى‏كرديم. وقتى پدرم از دنيا رفت حاكم آن شهر زمينها را به زور از دست من گرفت و به تصرف خود درآورد و نماينده‏ى خود را به آنجا فرستاد. اكنون محصول آن را برمى‏دارد و از خرما و گندم آن چيزى به من نمى‏دهد.
ابوبكر گفت: چنين حقى ندارد، و اين لقمه بر آن ظالم متجاوز گوارا مباد! بخدا قسم آبرويش را مى‏برم و او را از مقامش بركنار مى‏كنم و بر ضد او اقدام مى‏نمايم!
عمر رو به ابوبكر كرد و گفت: اى خليفه‏ى پيامبر! آن حاكم خبيث نابكار را مهلت مده و كسى را سراغ او بفرست تا او را دست بسته حاضر كند، و او را به خاطر خيانت و فسقش به اشد مجازات برسان كه ظلم و ##### را از حد گذرانده است!!
ابوبكر پرسيد: اين حاكم كيست و در كدام شهر است و نام آن بانوى مظلوم چيست؟
مرد يمنى گفت: از ناخشنودى خدا به خدا پناه مى‏برم و از غضب او به حضرت او پناهنده‏ام! چه كسى ظالم‏تر و ستمگرتر از كسى است كه به دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ظلم نموده است؟!!
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
29-05-1391 08:25 ب.ظ
 
ارسال: #89
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
قتل نماينده‏ ى ابوبكر در فدك بدست اميرالمؤمنين(ع) ابوبكر، مردى بنام «اشجع بن مزاحم ثقفى» را كه منافقى بى‏دين بود، به عنوان نماينده‏ى خود در فدك و چند منطقه‏ى اطراف مدينه قرار داد. برادر اين شخص در يكى از جنگهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بدست اميرالمؤمنين عليه‏السلام بقتل رسيده بود.
اشجع، از مدينه به قصد جمع‏آورى اموال حركت كرد و اولين جايى كه وارد شد يكى از باغهاى اهل‏بيت عليهم‏السلام بنام «بانقيا» بود. او بدون اطلاع قبلى وارد اين منطقه شد و اموال و صدقاتى كه قبلاً به اميرالمؤمنين عليه‏السلام پرداخت مى‏شد جمع‏آورى كرد و در مقابل اهل آنجا قدرت‏نمائى كرد.
اهل روستا نزد اميرالمؤمنين عليه‏السلام آمدند و رفتار فرستاده‏ى ابوبكر را به حضرت اطلاع دادند.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام اسبى كه «سابح» نام داشت فراخواند و عمامه‏ى مشكى بر سر بست و دو شمشير حمايل نمود و اسب ديگر خويش كه «مرتجز» نام داشت نيز همراه برداشت و با امام حسين عليه‏السلام و عمار ياسر و فضل بن عباس و عبداللَّه بن جعفر و عبداللَّه بن عباس حركت كردند تا به روستا رسيدند.
بزرگ آن روستا حضرت را به مسجد «القضاء» در آنجا برد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام امام حسين عليه‏السلام را سراغ اشجع فرستاد، ولى اشجع از آمدن امتناع ورزيد. وقتى امام حسين عليه‏السلام نيامدن او را گزارش داد حضرت عمار را فرستاد. عمار با او درگير شد و خبر به اميرالمؤمنين عليه‏السلام رسيد. حضرت جمعى را كه همراهش بود سراغ او فرستاد و فرمود: از او نترسيد و او را نزد من بياوريد.
وقتى او را كشان‏كشان آوردند حضرت فرمود: واى بر تو؟ به چه حقى اموال اهل‏بيت را تصرف نموده‏اى؟
اشجع گفت: تو به چه دليل اين مردم را در حق و باطل مى‏كشى؟
حضرت فرمود: «آرام باش كه جرم من نزد تو كشتن برادرت در جنگ هوازن است...»! در اينجا اشجع پاسخهاى نامناسبى به حضرت داد و فضل بن عباس برآشفت و شمشير كشيد و سر او را همراه دست راستش از تن جدا كرد!
سى نفر كه همراه اشجع آمده بودند حمله آوردند ولى اميرالمؤمنين عليه‏السلام با يك نگاه همه را به عقب راند بطورى كه همگى فرياد اطاعت برآوردند.
حضرت فرمود: «اُف بر شما، سر صاحبتان را نزد ابوبكر ببريد...» و آنان سر بريده‏ى اشجع را نزد ابوبكر آوردند. ابوبكر مردم را جمع كرد و داستان را بازگو كرد و از مردم خواست خود را براى مقابله با اميرالمؤمنين عليه‏السلام آماده كنند! ولى مردم چنان سر بزير افكنده بودند و وحشت داشتند كه در نهايت به او گفتند: اگر خودت همراه ما بيايى به جنگ على بن ابى‏طالب مى‏رويم!! عمر پيش آمد و گفت: كسى جز خالد بن وليد نمى‏تواند به جنگ او برود.
خالد با پانصد سوار حركت كردند تا به محلى كه حضرت آنجا بود رسيدند.
وقتى لشكر خالد از دور ظاهر شد اميرالمؤمنين عليه‏السلام به عنوان بى‏اعتنايى افسار اسب را بستند و در كنارى بخواب رفتند، تا آنكه از صداى شيهه‏ى اسبان از خواب بيدار شدند و فرمودند: خالد براى چه آمده‏اى؟ خالد گفت: خود بهتر مى‏دانى! و حضرت را تهديد كرد!
حضرت فرمود: اى خالد، مرا به خود و پسر ابوقحافه مى‏ترسانى؟
خالد گفت: من مأمورم اگر دست از كارهايت برندارى تو را اسير كرده نزد او ببرم!!
حضرت فرمود: مثل تو مى‏خواهد مرا اسير كند؟ اى پسر زنِ مرتد از اسلام...؟ اگر بخواهم تو را بر در همين مسجد به قتل مى‏رسانم.
خالد بار ديگر سخنان خود را تكرار كرد. در اينجا حضرت ذوالفقار را از نيام بركشيد و آن را به سوى او گرفت.
خالد كه اين منظره را ديد وحشت‏زده گفت: تا اين حد قصد نداشتم. حضرت در همان حال نوك ذوالفقار را بر كمر خالد گذارد و او را از اسب به زير انداخت. اين منظره اصحاب خالد را به وحشت انداخت و به التماس از حضرت خواستند از آنها درگذرد و اين در حالى بود كه خالد از درد آن ضربت بى‏حركت و ساكت مانده بود.
حضرت فرمود: اى خالد، عجب براى خائنين و بيعت‏شكنان مطيع هستى؟ آيا روز غدير براى تو كافى نيست؟ بدانكه اگر تو و دو رفيقت ابوبكر و عمر قصد سوئى نسبت به من داشته باشيد اول كسانى خواهيد بود كه به دست من كشته مى‏شويد. سپس فرمود: بخدا قسم خالد را جز آن خائن ظالم حيله‏گر يعنى پسر صهاك نفرستاده است، چرا كه او دائماً قبائل را بر ضد من تحريك مى‏كند و از من مى‏ترساند و گذشته‏ها را در ياد آنان زنده مى‏كند و به زودى هنگام جان دادن نتيجه‏ى كارش را خواهد ديد. بهر حال اميرالمؤمنين عليه‏السلام با گروه خود و خالد با گروه خود به مدينه بازگشتند و خالد قضايا را براى ابوبكر و عمر بازگو كرد.
ابوبكر از عباس درخواست كرد كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام را فراخواند تا درباره‏ى اشجع با حضرت صحبت كند.
عباس اميرالمؤمنين عليه‏السلام را صدا زد. وقتى حضرت نشست عباس گفت: ابوبكر مى‏خواهد درباره‏ى آن ماجرا با شما صحبت كند. حضرت فرمود: اگر او مرا فرامى‏خواند نمى‏آمدم.
ابوبكر گفت: اى ابوالحسن، براى مثل تو چنين كارى را مناسب نمى‏بينم!!
حضرت فرمود: كدام عمل؟ ابوبكر گفت: مسلمانى را بغير حق كشته‏اى؟ حضرت فرمود: پناه بر خدا كه مسلمانى را بكشم، چرا كه وقتى كشتن او واجب باشد نام اسلام از او برداشته شده است. و اما كشتن «اشجع»، بدانكه اگر اسلام تو هم مثل اسلام اوست عجب به رستگارى بزرگ دست يافته‏اى!!!؟ و من او را به حجت پروردگارم كشته‏ام و تو حلال و حرام را بهتر از من نمى‏دانى! اشجع ملحد منافقى بود كه در خانه‏اش بتى از سنگ داشت و هر روز دست بر سر و روى او مى‏كشيد و سپس نزد تو مى‏آمد! عدالت خداوند اقتضا نمى‏كند كه مرا بخاطر كشتن بت‏پرستان و ملحدان مؤاخذه كند.
پس از سخنان طولانى كه بين اميرالمؤمنين عليه‏السلام و ابوبكر رد و بدل شد حضرت همراه عباس برخاستند و به خانه آمدند. حضرت در بين راه به عباس فرمود: اى عمو، اينان را رها كن. آيا روز غدير برايشان كافى نبود؟ بگذار هر قدر مى‏خواهند ما را ضعيف بشمارند كه خداوند صاحب اختيار ما است و او بهترين حكم‏كنندگان است
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
29-05-1391 08:25 ب.ظ
 
ارسال: #90
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
دفاع ائمه و بزرگان دين از فدك
ائمه عليهم‏السلام خود بزرگترين حافظان مسئله‏ى فدك و مدافعان آن بوده‏اند، و در زمانهاى بسيار سخت ذكر آن را فراموش نكرده‏اند. از اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام سجاد و امام باقر و امام صادق و امام كاظم و امام رضا عليهم‏السلام روايات مفصلى نقل شده كه در آنها مسئله‏ى فدك را مطرح كرده‏اند.
همچنين از حضرت زينب كبرى عليهاالسلام به عنوان ناظر و شاهد بر خطابه‏ى مادر در مسجد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله چندين روايت نقل كرده كه خطبه‏ى كامل حضرت را براى مردم بازگو كرده‏اند.
از سوى ديگر تنى چند از صحابه‏ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مانند ابوسعيد خدرى و عطيه عوفى ماجراى فدك را براى مردم نقل كرده‏اند.(1)
پی نوشت
1_ابوسعيد خدرى: بحارالانوار: ج 29 ص 111، 121، 123. عطيه عوفى: بحارالانوار: ج 29 ص 245 122 121
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
29-05-1391 08:26 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س) Friga 0 301 26-12-1392 12:18 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس (ع) Friga 0 140 22-08-1392 12:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ازدواج حضرت زینببا عبدالله بن جعفر Armin 2afm 0 218 21-10-1391 06:44 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  کودکی حضرت زینب (سلام الله علیها) Armin 2afm 0 180 21-10-1391 06:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  مولود حضرت زینب Armin 2afm 0 193 21-10-1391 06:16 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان