همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س) - صفحه 8 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
زمان کنونی: 19-09-1395،03:07 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 106
بازدید: 5153

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
ارسال: #71
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
همه دانستني درباره ياس


«الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انالله و انااليه راجعون‏»؛ آنان كه چون مصيبتى بديشان رسد گويند: همانا ما از آن خدا و به سوى او باز گردانده‏ايم. (البقره/ 56)
دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه پيکر دختر پيغمبر را شبانه به خاك سپردند.
ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب، عروه، عايشه، زهرى و ديگران است گويد فاطمه (عليهاالسلام) را شبانه دفن كردند و حضرت على عليه السلام او را به خاك سپرد. (2)بلاذرى نيز در دو روايت ‏خود همين را نوشته است (3) بخارى نيز چنين نويسد:
«شوى او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود.» (4)
كلينى كه از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه‏ترين سندهاى شيعه بشمار مى‏رود، چنين نوشته است:
چون حضرت فاطمه سلام الله عليها درگذشت. اميرالمؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:
- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!
مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد.

خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به تو به پيوندد. پس از او شكيبائى من به پايان رسيده و خويشتن‎دارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پيشه كردم، در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم كه شكيبائى بر مصيبت ‏سنت است. اى پيغمبر خدا! تو بر روى سينه من جان دادى! تو را به دست‏ خود در دل خاك سپردم! قرآن خبر داده است كه پايان زندگى همه بازگشت ‏به سوى خداست.
اكنون امانت ‏به صاحبش رسيد، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد.
اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد، و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد. (5) چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.
مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد. (6)
سلامى كه به تو مى‏دهم به درود است نه از ملالت، و از روى شوق است، نه كسالت. اگر مى‏روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى‏مانم نه به وعده خدا بدگمانم. و چون شكيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم كه هر چه هست از اوست و شكيبائى نيكوست.
خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه.

اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مى‏ماندم و در اين مصيبت ‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشك از ديدگانم مى‏راندم.
خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. (7)
در مقابل اين شهرت، ابن سعد روايت ديگرى دارد كه ابوبكر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تكبير گفت.(8) پيداست كه اين روايت و يك دو حديث ديگر، در مقابل آن شهرت، ارزشى ندارد، و دور نيست كه آن را براى مصلحت وقت ‏ساخته باشند.
فقدان دختر پيغمبر، على عليه السلام را سخت آزرده ساخت. نمونه اين آزردگى را از سخنانى كه بر كنار قبر او خطاب به پيغمبر گفت ديديم. در سندهاى ديرين، دو بيت زير را نيز به او نسبت داده‏اند كه نشان‎دهنده سوز درونى اوست. اما شمار اين بيت‏ها در ماخذهاى ديگر بيشتر است چنانكه در ديوان منسوب به آن حضرت نوزده بيت است. (9)
زبير بن بكار در كتاب خود الاخبار الموفقيات كه آن را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى‏رود چنين نويسد:
مداينى گويد چون اميرالمؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه فراغت ‏يافت ‏بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء كرد:
لكل اجتماع من خليلين فرقة و كل الذى دون الممات قليل (10)
و ان افتقادى واحدا بعد واحد دليل على ان لا يدوم خليل. (11)

پى‏نوشت‌ها:
1. طبقات، ج 8، ص 18- 19.
2. انساب الاشراف، ص 405 .
3. صحيح بخاري، ج 5، ص 177، / بحارالانوار، ص 183.
4. السلام عليك يا رسول الله عنى. والسلام عليك عن ابنتك و زائرتك و البائنة فى الثرى ببقعتك و المختار الله لها سرعة اللحاق بك. قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و عفا عن سيدة نساء العالمين تجلدى. الا ان فى التاسى لى بسنتك فى فرقتك موضع تعز فلقد و سدتك فى ملحودة قبرك و فاضت نفسك بين نحرى و صدرى. بلى و فى كتاب الله (لى) انعم القبول. انالله و انااليه راجعون. قد استرجعت الوديعة. و اخذت الرهينة و اختلست الزهراء فما اقبح الخضراء و الغبراء. اما حزنى فسرمد.
5. و اما ليلى فمسهد. و هم لا يبرح قلبى او يختار الله لى دارك التى انت فيها مقيم. كمد مقيح و هم مهيج‏ سرعان ما فرق بيننا و الى الله اشكو و ستنبئك ابنتك بتظافر امتك على هضمها. فاحفها السؤال. و استخبرها الحال. فكم من غليل معتلج ‏بصدرها لم تجد الى بثه سبيلا. و ستقول و يحكم الله و هو خير الحاكمين.
6. سلام مودع لا قال ولا سئم. فان انصرف فلا عن ملالة. و ان اقم فلا عن سوء ظن بما وعدالله الصابرين. واها واها و الصبر ايمن و اجمل و لو لا غلبة المستولين لجعلت المقام و اللبث لزاما معكوفا ولا عولت اعوال الثكلى على جليل الرزية. فبعين الله تدفن ابنتك سرا و تهضم حقها و تمنع ارثها. و لم يتباعد العهد و لم يخلق منك الذكر. و الى الله يا رسول الله المشتكى و فيك يا رسول الله احسن العزاء. صلى الله عليك و عليها السلام و الرضوان. (اصول كافى، ج 1، ص 458- 459) .
7. طبقات، ج 8 ، ص 19.
8. بحارالانوار، ص 216.
9. جمع هر دو دوست را پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است.
10. اين كه من يكى را پس از ديگرى از دست مى‏دهم نشان آن است كه هيچ دوست جاويد نمى‏ماند. (الاخبار الموفقيات، ص 194 و رجوع شود به عقد الفريد.)
11. مناقب، ج 1، ص 501 .

منبع:
کتاب زندگاني فاطمه زهرا، جعفر شهيدي
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
17-05-1391 01:24 ق.ظ
 
ارسال: #72
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
وقتی که دعا مستجاب می‎شود


یكى از مهمترین و لازم‎ترین امور زندگى یك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طریق دعا و نیایش است در زندگى اولیاء خدا دعا جایگاه اساسى و ویژه دارد و بخش مهمى از بهترین اوقات آنها اختصاص به دعا و نیایش دارد.
یكى از مسائل دعا رعایت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولیاء خدا مترصد اوقات بودند و بهترین زمان‎ها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اینجا به روایتى مى‏پردازیم كه یكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا علیهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.
قالت فاطمة الزهرا علیهاالسلام:
سَمِعتُ النَّبىُ صلى الله علیه و آله، انَّ فِى الجُمعةِ لِساعةِ لا یَراقبها رَجل مُسلم یَسال الله عَزّ و جَلّ فیها خیراَ الا اِعطاهُ ایاهُ قالت فقلتُ: یا رسول‏ الله اى ساعة هى؟ قال اِذا تَدلى نِصف عین الشمس لِلغروبِ قال و كانت فاطمة علیهاالسلام تقول لِغلامُها: اَصعد عَلى الضرابِ فاذا رایتُ نِصفَ عینَ الشمس قد تدّلى لِلغروبِ فاعلمنى حتى ادعو. (1)
فاطمه زهرا علیهاالسلام مى‏فرماید: از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم، در روز جمعه ساعتى است كه هیچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خیرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آن كه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه علیهاالسلام مى‏گوید عرض كردم یا رسول ‏الله آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه علیهاالسلام به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون دیدى نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.

منبع:
كوثر ولایت، ح 88، ص 51 .
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:10 ب.ظ
 
ارسال: #73
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
دوران تلخ كودكى حضرت زهرا علیهاالسلام


حضرت فاطمه علیهاالسلام در زمانى به دنیا آمد كه پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله دعوت خویش را علنى ساخته و تمام قبایل و ملل را به دین اسلام فراخوانده بود. قریش كه به دلیل تسلط بر مكّه و تجارت در این منطقه و حفاظت از نظام دینى جاهلى، سرورى عرب را به دست آورده بودند، موقعیت خویش را در خطر مى‏دیدند و به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏گفتند: بد یمن‏تر از تو براى قومش در میان عرب ندیدیم، تو جماعت ما را متفرق كرده، امور ما را در هم ریخته، از دین ما عیب‏جویى كرده و ما را در میان عرب مفتضح كرده‏اى.(1) از اینرو به جز اندكى از اصحاب و یاران، اكثر قبایل عرب با آن حضرت مخالفت و دشمنى مى‏كردند و حتى در پاره‏اى اوقات درصدد قتل ایشان بودند.
این وقایع گویاى این حقیقت بود كه حضرت فاطمه علیهاالسلام از همان ابتداى تولد روزگار سختى را در پیش‏رو خواهد داشت و رنج‎ها و محنت‎هاى بسیارى را متحمل خواهد شد. براى نمونه، هنوز دو سال از تولد ایشان نگذشته بود كه واقعه شعب ابى طالب به وقوع پیوست و قریش پیمانى بر ضدّ بنى هاشم منعقد كردند كه بر طبق آن كسى حق ازدواج و خرید و فروش و رابطه با آنان نداشت. مورخین عرب در مورد شعب مى‏نویسند: «قَطَعُوا عَنْهُمْ المادَّةَ والْمَیْرَةَ؛(2) راه ورود غذا و آب را به روى آنان بستند.» این امر سبب شد كه فرزندان آنان (از جمله فاطمه علیهاالسلام) به قدرى دچار سختى شوند كه صداى ناله آنها از بیرون شعب شنیده مى‏شد.(3) حضرت على علیه‏السلام در نامه‏اى به معاویه به وقایع تلخ شعب اشاره مى‏كند و مى‏فرماید: «وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ و فَعَلُوا بِنَا الأَفاعیلَ وَ مَنَعُونَا العَذْبَ و أحْلَسُونا الخَوْفَ واضطَرُّونا اِلى جَبَلٍ وَعْرٍ ... فَعَزَمَ الله‏ُ لَنا عَلَى الذَّبِّ عن حَوْزَتِهِ؛(4) [قریش] غم و اندوه را به [جان‎هاى] ما ریختند و هر چه مى‏توانستند [بدى] درباره ما انجام دادند و ما را از زندگانى خوش و راحت باز داشتند و ترس و خوف را با ما قرین گردانیدند و ما را به پناه بردنِ به كوه صعب العبور مجبور ساختند... ولى خداوند اراده نمود كه به وسیله ما شریعتش را نگهدارى كند.»

پی‎نوشت‎ها:
1. المصنف فى الأحادیث والآثار، ابن ابى شیبه، چاپ هند، ج14، ص296.
2. الطبقات الكبرى، همان، ج1، ص209.
3. همان.
4. نهج البلاغة، نامه9.

منبع:
مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:10 ب.ظ
 
ارسال: #74
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
يكى از شبهاتى كه از سوي عامه مطرح مى‎شود اين است كه جرياناتى چون سوزاندن درب خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام و شهادت حضرت محسن عليه السلام در جريان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شيعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در اين مقاله قسمتى از عبارات‎ و رواياتي‎ كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهيم آورد كه تصريحاً و تأويلاً اشاره به وقايع مذكور دارد.
پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليهالسلام در خانه ايشان جمع شده بودند. مردم که حسابي جوگير شده بودند به بهانه بيعت گرفتن از اين افراد براي خليفه اول، راهي منزل حضرت شدند و در اين بين حرمت خاندان وحي و دختر نبي و اهل بيت ايشان را حفظ نکردند و بي‎حرمتي‎هاي بسياري در آنجا صورت گرفت. تا جايي که از آتش زدن درب خانه هم کوتاهي نکردند. علماي عامه نيز اين موارد را در کتاب‎هاي خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مي‎نمائيم.
1ـ ابن أبى شيبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، صفحه 432 روايت شماره 37045(چاپ بيروت) .
2ـ ابن قتيبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السياسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.
3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقيفه» در حديث شماره 1184.
4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاريخ الاُمم و الملوك» ج 2، ص 443، چاپ بيروت.
5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصيه» ص 142، تحت عنوان «حكاية السّقيفه» .
6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفريد» ج 3، ص 64، چاپ مصر.
7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بيروت.
8 ـ ابن ابى الحديد (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بيروت).
پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند.

9- اسماعيل عمادالدين (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.
10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بيروت، در قسمت حرف «فاء» ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله).


شهادت حضرت محسن عليه السلام

گفتيم که مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله اين که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود و هنوز به دنيا نيامده بود را سقط نمايد. در بسياري از منابع عامه نيز به سقط حضرت محسن بن علي عليهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مي‎نماييم.
1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى اين واقعه را نقل کرده است.
2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه» صفحه 142.
3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بيروت، ج 1، ص 57.
4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.
5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات»، ج 6، ص 17.
6ـ الاسفرائينى التميمى در كتاب «الفرق بين الفرق»، ص 107.
7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطين»، ج 2، ص 35.
8ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بيروت، ج 14، ص 192.
مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند.

نارضايتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه

از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط روزهاي آخر زندگي حضرت زهرا عليهاالسلام مي‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه رسول خدا است (چه اين كه نارضايتى حضرت فاطمه عليهاالسلام، نارضايتى رسول خدا و در نتيجه نارضايتى خداوند بارى تعالى است) ما در اين جا با ذكر اسناد و مداركى از اسلاف عامه كه از معتمدين و بزرگان ايشان هستند، اين مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار مي‎دهيم.

قسمت اول ـ تدفين شبانه

از دلايلى كه نارضايتى حضرت زهرا عليهاالسلام را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خويش ذكر كرده‎اند، تدفين مخفيانه و شبانه است. به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!
پاسخ اين سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود مي‎باشد.
1- محمدبن اسماعيل بخارى در الصحيح، ج 5، ص 177، چاپ احياء الثرات ـ بيروت.
2- احمد البيهقى در السنن الكبرى، ج6، ص 300، چاپ بيروت.
3- مسلم بن الحجّاج القشيرى در الصحيح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.
4ـ ابن اثير در كتاب «الكامل فى التاريخ»، ج 2، ص 126
5- حافظ عبدالدّين محمد بن أبى شبيه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141. «انّ عليّاً دفن فاطمه ليلاً.»
6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:
«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عميس و على (عليه السلام) و دفنها ليلاً.»
به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!


7- سيوطى در كتاب الثغور الباسمه، ص 15،چاپ بمبئى آورده است.
«و غَسلها زوجها على، و صَلّى عليها و دفنها ليلاً»؛ همسرش علي او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.
8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاريخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گويد: «توفّيت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب ليلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پيامبر رحلت کرد و علي (عليه السلام) شبانه دفنش کرد.
9ـ ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .
لازم به يادآورى است كه در منابع ذكر شده در اين قسمت از اهل سنت علاوه بر تدفين شبانه به مورد ديگرى نيز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (عليهاالسلام) از خليفه اول و عدم تكلّم ايشان با او تا زمان وفات است و اين خود نيز دليلى ديگر بر غضب حضرت فاطمه (عليهاالسلام) بر او دارد.

قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(عليهاالسلام) در مسجد و در بستر بيمارى

در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه عليهاالسلام از شيخين) تصريح شده است:
ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة، ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفاية الطالب.
از ديگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(عليهاالسلام) بر برخي از صحابه است خطبه ايشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است:
(در قديمي‎ترين نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بليغ زنان عرب است.
آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!


بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بيروت
و ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78
و المناقب، احمد بن موسى كه سند آن منتهى به عايشه است
و السقيفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى كه از بزرگان اهل‎‎سنت است و در كتابش به سندهاى مختلف اين خطبه را نقل كرده است.
آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!
پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بيمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسيد شايد براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عيادت آمدند و از احوال حضرت پرسيدند؟ حضرت در پاسخ به اين سؤال فرمودند:

«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنيا كنّ، قاليةً لرجالكنّ»؛ «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»
آيا اين سخنان، سخنان كسى نبود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!
و از طرفى در كتب اهل سنت آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتي من است.
لازم به ذکر است که علامه امينى در جلد 7 كتاب الغدير صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كرده‎اند كه حديث فوق را در كتب خويش آورده‎اند.
و يا اين كه «ان اللهَ تبارك و تعالى يغضبُ لِغضب فاطمة و يرضى لرضاها.» و نيز «من غضبت عليه ابنتى فاطمة غضبتُ عليه و من غضبتُ عليه غضب الله.»
چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اينگونه سخن مى‎گويند و اين چنين نارضايتى خويش را اعلام مى‎كنند! آيا بهانه‎اى و ابهامى براى كسى در طول تاريخ باقى مى‎ماند؟!
پس بنابر آنچه خود اهل سنت به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(عليهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ايشان از جانب برخي از صحابه و تابعين آنان مسلم است و بنابر احاديث صحيح السند كه متفق بين علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (عليهاالسلام)، اذيت رسول خدا که، اذيت خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آيات قرآن داشته باشد، نتيجه خواهد گرفت: به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!


اولاً صدمه به حضرت زهرا(عليهاالسلام) كه همان اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنيا و آخرت مى‎گردد.
«ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهينا» (احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصيان و مخالفت اذيت مى‎كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهيا است .
«والذين يؤذون رسول الله لهم عذابٌ اليم»(التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذيت كنند، عذاب دردناكى است .
و ثانياً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من يحلل عليه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.
و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و ياور قرار داد چون كه خداوند مى‎فرمايد:
«يا ايهاالذين آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله عليهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ايمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود نگيريد .
يعنى اين كه به دستور خداوند نبايد آنان را كه خدا و رسول مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (عليهاالسلام) غضبناك و به اذيت او خشمناك مى‎شوند.
به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:10 ب.ظ
 
ارسال: #75
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
حضرت فاطمه علیهاالسلام


در نهایت زهراى اطهر علیهاالسلام پس از تحمل مصائب و محنت‎ها و بى‏وفایی‎هاى بسیار، در اثر بیمارى و تألمى كه از ضربات دشمنان بر بدن مباركشان حاصل شده بود به شهادت رسیدند و به دیار حق و ملاقات با پدر شتافتند.(1) پس از آن بر طبق وصیت آن حضرت جسد شریفشان شبانه غسل داده و كفن شد(2) و آنگاه غریبانه به خاك سپرده شد، بدون این كه كسى از محل دفن آگاهى یابد.
از واقدى نقل شده: «انّ فاطِمَةَ لَمّا حَضَرَتْها الوَفاةُ أَوصَتْ عَلیّا أنْ لایُصَلِّی عَلَیْها أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرُ فَعمِلَ بِوَصِیَّتِها(3)؛ هنگامى كه فاطمه علیهاالسلام در بستر شهادت بود، به على علیه‏السلام وصیت فرمود كه خلیفه اول و دوم بر جنازه‏اش نماز نگزارند و امیرمؤمنان هم به وصیت ایشان عمل نمود.»
در روز بعد وقتى این خبر به آن دو رسید، به سرعت خودشان را به بقیع رساندند و وقتى نتوانستند قبر را پیدا كنند، خلیفه دوم به امیرمؤمنان علیه‏السلام گفت: به خدا قسم قبر او را پیدا كرده و نبش خواهیم كرد و بر بدن او نماز خواهیم گذاشت. آن حضرت با چهره‏اى غضبناك فرمود: «یَا ابْنَ السَّوْداءِ أَمّا حَقّی فَقَدْ تَرَكْتُهُ مَخافَةَ أَنْ یَرْتَدَّ النّاسُ عَنْ دِیْنِهِمْ، أَمّا قَبْرُ فاطِمَةَ فَوَ الَّذی نَفْسُ عَلِىٍّ بِیَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحابُكَ شَیْئا مِنْ ذلكَ لاَسْقِیَنَّ الأَرْضَ مِنْ دِمائِكُمْ؛ اى فرزند سوداء (زن سیاه‏رو)! از حق خودم (خلافت) گذشتم تا مبادا مردم از دینشان خارج شوند، امّا در مورد قبر فاطمه علیهاالسلام، نه. قسم به كسى كه جان على در دست اوست اگر تو و یارانت قصد چنین كارى داشته باشید، هر آینه زمین را از خون‎هاى شما سیراب خواهم كرد.» در این هنگام خلیفه اول قسم یاد كرد كه چنین كارى انجام ندهد و سپس آنجا را ترك كردند و مردم متفرق شدند.(4)
آرى فاطمه علیهاالسلام از میان شعله‏هاى ظلم و نامهربانى رهایى یافت، اما على علیه‏السلام و یتیمان فاطمه علیهاالسلام غریب و تنهاتر از گذشته راه سخت و دشوارى را در پیش رو داشتند. با شهادت آن بانوى بزرگ امیرمؤمنان شریك روزهاى تلخ و پر درد زندگى خویش را از دست داد و زندگى براى او دشوارتر گردید. در این هنگام بود كه این شعر را انشاء نمود:
نَفْسی عَلى زَفَراتِها مَحْبُوسَةٌ یا لَیْتَها خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَراتِ
لاخَیْرَ بَعْدَكِ فِی الحَیاةِ و إنَّما أبْكی مَخافَةَ أَنْ تَطُولَ حَیاتی
«جان من در بین نَفَس‎هایش حبس شده، اى كاش جانم به همراه آنها [از بدنم] خارج مى‏شد. بعد از تو هیچ خیرى در زندگى [دنیا] وجود ندارد و من در حالى گریه مى‏كنم كه مى‏ترسم [بعد از تو] عمرم طولانى شود.»(5)
اى كاش مى‏آمد ز تن من جان من برون همراه ناله‏هاى اسف خیز زار من
از سوز دل بنالم و ترسم كه از قضا گردد دراز زندگى رنج‎بار من
امیرمؤمنان علیه‏السلام هنگام دفن زهراى مرضیّه در حالى كه با فاطمه علیهاالسلام وداع مى‏نمود، وداع با پیامبر را به یاد آورد و به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چنین گفت: «قَلَّ یا رَسُولَ الله‏ِ عن صَفِیَّتِكَ صَبْرى وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدی... فلَقَدِ استُرْجِعَتِ الوَدیعَةُ و أُخِذَتِ الرَّهینَةُ، أَمّا حُزْنی فَسَرْمَدٌ و أمّا لیلی فَمُسَهَّدٌ إلى أَنْ یَخْتارَ الله‏ُ لی دارَكَ الّتی أَنْتَ بِها مُقیمٌ وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بتَضافُرِ أُمّتِكَ عَلى هَضْمِها، فأحفِها السُّؤالَ وَاستَخْبِرْهَا الْحالَ، هذا و لم یَطُلِ العَهْدُ و لَمْ یَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ(6)؛ اى پیامبر خدا! از فراق دختر برگزیده‏ات صبرم كم شده و طاقتم از دست رفته است... امانت باز گردانده شد و آنچه در دست من بود گرفته شد، اما اندوهم همیشگى است و شب‎هایم همراه بیدارى، تا آن دم كه خداوند سر منزل تو را كه در آن اقامت گزیده‏اى برایم انتخاب كند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّتت در ستم كردن به وى اجتماع كرده بودند، سرگذشت وى را از او بپرس و چگونگى حال را از وى خبر گیر، وضع این چنین است در حالى كه هنوز فاصله‏اى از زمان حیات تو نگذشته و یادت فراموش نگردیده است.»

پی‎نوشت‎ها:
1. در تاریخ شهادت ایشان اختلاف زیادى وجود دارد، ولى مشهورترین اقوال از نظر شیعه 75 یا 90 روز بعد از رحلت رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است.
ر.ك: مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص132؛ بحارالانوار، همان، ج43، ص188؛ كشف الغمّة، همان، ج1، ص128.
2. كشف الغمّة، همان، ص120.
3. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص362.
4. دلائل الأمامة، همان، ص134؛ بحارالأنوار، همان، ج43، ص171.
5. مقتل الحسین، همان، ج1، ص84.
6. نهج‏البلاغة، خطبه 202.

منبع:
مجله مبلغان، ‏شماره 56 ، علی تقوی.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:11 ب.ظ
 
ارسال: #76
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
هجوم به خانه زهرا علیهاالسلام


هنوز از وفات رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چند لحظه‏اى بیش نگذشته بود و وجود شریف آن حضرت كفن و دفن نشده بود كه فریب خوردگان دنیا گرد هم جمع شدند و بر خلاف وصایا و سفارشات پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به تعیین خلیفه اقدام كردند. پس از این واقعه، براى گرفتن بیعت از حضرت على و حضرت فاطمه علیهماالسلام به طرف خانه فاطمه آمدند. علماى متعصّب اهل سنّت كه بسیارى از حقائق را مخفى كرده‏اند، نوشته‏اند: یکی از افراد شعله‏اى از آتش در دست داشت و تهدید كرد كه اگر با ابوبكر بیعت نكنید خانه را به آتش خواهم كشید. فاطمه علیهاالسلام فرمود: اگر چه خانه دختر رسول خدا باشد؟ او گفت: آرى.(1)
در ادامه این رویداد ابن جریر طبرى مى‏نویسد: سبب شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام این بود كه قنفذ غلام عمر با غلاف شمشیر به ایشان ضربه‏اى وارد كرد كه در اثر آن فرزندش محسن را سقط كرد و دچار بیمارى سختى شد و بعد از آن به أحدى از كسانى كه او را اذیت نمودند اجازه نداد تا بر او داخل شوند.»(2)

پی‎نوشت‎ها:
1. الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، مؤسسة الحلبى، ج1، ص18؛ العقد الفرید، ابن عبد ربّه، مطبعة الأزهریّة، ج3، ص63؛ تاریخ الامم والملوك، همان، ج3، ص202؛ شرح نهج‏البلاغة، ابن ابى الحدید، داراحیاء التراث العربى، ج2، ص56.
2. دلائل الامامة، ابن جریر طبرى، مؤسسة البعثة، ص134؛ بحارالأنوار، همان، ص170.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:11 ب.ظ
 
ارسال: #77
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
واقعه غمبار فدك

واقعه غمبار فدك


فدك طبق نقل مورخین قریه‏اى آباد و حاصلخیز در سرزمین حجاز و در نزدیكى خیبر بود.(1) هنگامى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از فتح خیبر باز مى‏گشت، خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدك كه از یهودیان سرسخت بودند، افكند و آنان به خاطر ترس از كشته شدن صلح نامه‏اى را با پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله امضاء نمودند و بر اساس آن نیمى از فدك را به آن حضرت صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بخشیدند و چون براى به دست آوردن فدك جنگى انجام نشده و سربازان اسلام هیچ دخالتى در آن نداشتند، مشمول عنوان غنیمت نگشته و «فِىْ‏ء» محسوب مى‏شود كه اختیار آن با پیامبر است.(2) به همین دلیل وقتى برخى از سران مسلمین از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درخواست كردند كه فدك را مانند دیگر غنائم بین آنها تقسیم كند، این آیه نازل شد: «وَ ما أفاءَ الله‏ُ على رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما اَوْ جَفْتُمْ عَلَیْهِ من خَیْلٍ وَلا رِكابٍ ولكنَّ الله‏َ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ یَشاءُ وَالله‏ُ عَلى كُلِّ شى‏ءٍ قَدیرٌ»(3)؛ «آنچه را خدا به رسولش از آنها (یهود) باز گرداند، چیزى است كه شما براى به دست آوردن آن نه اسبى تاختید و نه شترى، ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مى‏سازد و خدا بر هر چیز قادر است.»
از اینرو پس از این كه آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»(4)؛ «حق خویشاوندان نزدیك خود را بده.» نازل شد، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فدك را به حضرت فاطمه علیهاالسلام بخشید. دانشمندان بزرگ اهل سنّت همچون ابى یعلى موصلى(5)، ذهبى(6)، سیوطى(7)، هیثمى(8)، خوارزمى(9) و حاكم حسكانى(10) نقل مى‏كنند كه وقتى آیه فوق نازل شد، «دَعَا النَّبىُّ فاطمةَ و أَعْطاها فَدَكَ؛ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فاطمه علیهاالسلام را فرا خواند و فدك را به او اعطا نمود.»
ابن ابى الحدید دانشمند اهل تسنّن مى‏گوید: از استادم على بن فارقى پرسیدم: آیا فاطمه راستگو و صادق بود؟ پاسخ داد: آرى. گفتم: پس چرا خلیفه اول «فدك» را به ایشان برنگرداند؟ استادم لبخندى زد و گفت: اگر در آن روز فدك را به فاطمه علیهاالسلام داده بود، در روز بعد فاطمه خلافت شوهرش را ادّعا مى‏كرد و او نمى‏توانست هیچ عذرى بیاورد؛ چرا كه یقین داشت فاطمه در مورد خلافت شوهرش راست مى‏گوید.

از مطالب بیان شده روشن مى‏شود كه «فدك» ملك شخصى حضرت فاطمه علیهاالسلام بوده و خلیفه اول به زور و بدون هیچ مدرك معتبرى و به صرف یك حدیث جعلى دالّ بر این كه پیامبران از خود ارثى به جاى نمى‏گذارند،(11) آن را غصب كرد. نقل شده كه بعد از وفات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد ابوبكر رفت و فرمود: «یا اَبابَكْرٍ مَنْ یَرِثُكَ إذا مُتَّ؛ اى ابابكر! هنگامى كه بمیرى چه كسى از تو ارث مى‏برد؟» ابوبكر گفت: اهل و فرزندانم. ایشان فرمودند: «فمالی لا أرثُ رسولَ الله‏ِ؛ پس چگونه است كه من از رسول خدا ارث نمى‏برم؟» و سپس فرمودند: «والله‏ِ لا أُكَلِّمُكَ بِكَلِمَةٍ ما حَیَیْتُ؛ به خدا قسم تا وقتى كه زنده‏ام كلامى با تو سخن نخواهم گفت.» و لذا تا وقتى كه ایشان زنده بود، با او سخن نگفت.(12)
البته «فدك» اگر چه از نظر اقتصادى براى اهل‏بیت علیهم‏السلام مهم بود ولى از آنجا كه سند مشروعیت و حقانیت و قرب معنوى آنان به رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله محسوب مى‏شد، دشمنان اسلام سعى داشتند به هر نحوى كه شده آن را در اختیار گیرند و به كار خود (غصب) مشروعیت بخشند. شاهد گویا بر این مطلب این است كه ابن ابى الحدید دانشمند اهل تسنّن مى‏گوید: از استادم على بن فارقى پرسیدم: آیا فاطمه راستگو و صادق بود؟ پاسخ داد: آرى. گفتم: پس چرا خلیفه اول «فدك» را به ایشان برنگرداند؟ استادم لبخندى زد و گفت: اگر در آن روز فدك را به فاطمه علیهاالسلام داده بود، در روز بعد فاطمه خلافت شوهرش را ادّعا مى‏كرد و او نمى‏توانست هیچ عذرى بیاورد؛ چرا كه یقین داشت فاطمه در مورد خلافت شوهرش راست مى‏گوید.(13)
آرى این هم ظلم و مصیبتى دیگر، اما فاطمه كه در كوران حوادث تلخ روزگار همچون كوهى پرصلابت و استوار ایستادگى نموده بود، از حقّ مسلم خود گذشت و همچون دیگر موارد صبر و پایدارى نمود و دردهاى خود را با خالق خویش در میان گذاشت و این سخن پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در ذهن او تداعى مى‏كرد كه: «اِلَى الله‏ِ أَشكُو ظالِمیكِ مِنْ أُمَّتی؛ نزد خداوند از ستمكاران امتم كه در حق تو ظلم مى‏كنند شكایت مى‏كنم.»(14)

پی‎نوشت‎ها:
1. معجم البلدان، مادّه «فدك.»
2. ر.ك: سیرة النبویة، ابن هشام، دارالمعرفة، ج3، ص353.
3. حشر/6.
4. اسراء/ 26.
5. مسند ابى یعلى موصلى، دارالمأمون، ج2، ص334.
6. میزان الأعتدال، ذهبى، ج2، ص228.
7. الدر المنثور، سیوطى، ذیل آیه فوق.
8. مجمع الزوائد، هیثمى، دارالكتاب العربى، ج7، ص49.
9. مقتل الحسین، خوارزمى، مكتبة المفید، ج1، ص71.
10. شواهد التنزیل، حاكم حسكانى، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیّة، ج1، ص438.
11. تاریخ المدینة، ابن شَبّه، دارالفكر، ج1، ص197 ـ 198.
12. كشف الغمّة، همان، ج1، ص103؛ تاریخ المدینة، همان.
13. شرح نهج‏البلاغة، همان، ج16، ص284.
14. كشف الغمّة، همان، ج1، ص123؛ بحارالأنوار، همان، ج28، ص27.

منبع:
مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:11 ب.ظ
 
ارسال: #78
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
پنج گریه کننده تاریخ

به راستى اوج مصائب و محنت‎هاى حضرت فاطمه علیهاالسلام از زمانى شروع شد كه پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به دیدار حق شتافت و آن بانوى گرامى غریب و تنها در كنار همسر وفادارش على علیه‏السلام در آماج طعنه‏ها و كینه‏هایى قرار گرفت كه از جنگهاى بدر، اُحد، حنین، احزاب و فتح مكه نسبت به رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على علیه‏السلام به وجود آمده، و در زمان حیات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در دل‎هاى مشركان و منافقان مخفى مانده بود. زهراى اطهر علیهاالسلام در مقابل تمام این نامهربانی‎ها صبر و بردبارى از خود نشان مى‏داد و در خلوت خود اشك غم جارى مى‏ساخت به حدّى كه در زمره كسانى كه بسیار گریه مى‏كردند نام برده شد.
از امام صادق علیه‏السلام نقل شده كه فرمودند: «البَكّاؤُونَ خَمْسَةٌ: آدمُ و یَعقوبُ وَ یُوسفُ و فاطمةُ بنتُ محمّدٍ و علىُّ بن الحسینِ علیهم‏السلام؛ بسیار گریه كنندگان پنج نفرند: آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر رسول خدا و على فرزند حسین علیه‏السلام.» اما آدم گریه كرد به خاطر بهشت تا این كه بر گونه‏هاى او جاى جارى شدن اشك باقى مانده بود، و اما یعقوب آنقدر براى یوسف گریست كه بینایى‏اش از دست رفت و اما یوسف آنقدر براى پدرش یعقوب گریست كه اهل زندان به ستوه آمدند و گفتند: یا روزها گریه كن و شب را براى استراحت ما بگذار و یا شب‎ها گریه كن و روز را براى استراحت ما بگذار، «وَ أَمّا فاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلى رَسُولِ الله‏ِ حَتَّى تَأَذّى بِهِ أَهْلُ المَدینَةِ فَقالُوا لَها: قَدْ آذَیْتِنا لِكَثْرةِ بُكائِكِ فكانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمقابِرِ، مقابرِ الشُّهَداء فَتبْكِى حتّى تَقْضِى حاجَتَها ثَمَّ تَنْصَرِفُ؛ و اما فاطمه علیهاالسلام آن قدر براى پدرش گریست كه مردم مدینه در سختى قرار گرفتند و به ایشان گفتند: با زیادى گریه‏ات ما را اذیت كردى، از اینرو آن بانوى گرامى به مقابر شهداء مى‏رفت و مى‏گریست (در بیت الأحزان كه على علیه‏السلام براى ایشان مهیّا نموده بود) و پس از آن كه حاجتش محقق مى‏شد باز مى‏گشت.» و اما على بن الحسین علیهماالسلام براى پدرش امام حسین علیه‏السلام مى‏گریست.»(1)
شدت غم و اندوه فاطمه علیهاالسلام در این دوران به حدّى بود كه مورخین نوشته‏اند: «انّها ما زالَتْ بَعْدَ أَبیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ ناحِلَةَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ الرُّكْنِ باكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرَقَةَ القَلْبِ؛(2) همانا فاطمه بعد از رحلت پدرش پیوسته (به خاطر زیادى مصیبت) شال بر سر بسته بود و جسم او ضعیف و رنجور شده و پهلویش شكسته و چشم‎هایش گریان بود و قلبى سوزان داشت.»

پی‎نوشت‎ها:
1. أمالى شیخ صدوق، مجلس 29، ح5؛ كشف الغمّة، همان، ج1، ص124؛ بحارالأنوار، همان، ص155.
2. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص137.

منبع:
مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
18-05-1391 04:12 ب.ظ
 
ارسال: #79
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
افتاده روی خاک و سرش را گرفته بود
از بس که درد دور و برش را گرفته بود

او زنده مانده بود علی را کمک کند
اما زدرد بال و پرش را گرفته بود

او ناتوان نبود ولی ضربه سخت بود
تیزی میخه در سپرش را گرفته بود

بعد از هجوم فضه به دادش رسیده بود
ای خاک بر سرم کمرش را گرفته بود

با رختهای بچه نوزاد گریه داشت
لابد که ماتم پسرش را گرفته بود

دیگر صدای نافله هایش نمی رسید
وقتی که درد ها سحرش را گرفته بود

یک لحظه سیر چهره اولاد خود ندید
گریه امان چشم ترش را گرفته بود

با حرفهاش ریخت دل کودکان او
وقتی بهانه پدرش را گرفته بود

وقتی که رفته بود نشانی نماند از او
حتی ز چشم ما اثرش را گرفته بود
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:41 ب.ظ
 
ارسال: #80
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
ایام گل یاس

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا

بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته

افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا

بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین

جز اشک محبان نبود مرهم زهرا

پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی

هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا

خواهی عرق شرم نریزی به قیامت

درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا

کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی

از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا

ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن

گردیم چو سلمان شما محرم زهرا

بردار زبانم ببرید و بنویسید

تو میثم تماری و من میثم زهرا
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
23-05-1391 07:43 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س) Friga 0 302 26-12-1392 12:18 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس (ع) Friga 0 141 22-08-1392 12:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ازدواج حضرت زینببا عبدالله بن جعفر Armin 2afm 0 220 21-10-1391 06:44 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  کودکی حضرت زینب (سلام الله علیها) Armin 2afm 0 180 21-10-1391 06:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  مولود حضرت زینب Armin 2afm 0 196 21-10-1391 06:16 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان