همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س) - صفحه 7 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
زمان کنونی: 20-09-1395،12:26 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 106
بازدید: 5161

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
ارسال: #61
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل طبرى


محمد بن جرير طبرى (متوفاى 310)، فقيه و تاريخ‏نگار برجسته اهل سنت در تاريخ خود، رويداد فجيع هتك حرمت به خانه‏ى وحى را چنين بيان مى‏كند:
«أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة و الزبير و رجال من المهاجرين، فقال واللَّه لاُحرقنّ عليكم أو لتخرُجُنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزبيرُ مُصلِتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من يده فوثبوا عليه فأخذوه». (1)
«عمر بن خطاب به در خانه‏ى على آمد، در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند! خانه را به آتش مى‏كشم مگر اين كه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالى كه شمشيرى بر دست داشت، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دست او بر زمين افتاد. در اين موقع ديگران بر او هجوم آورده و شمشير را از دست او گرفتند».
اين صحنه‏ى تاريخى، حاكى از آن است كه اخذ بيعت براى خليفه‏ى اول، با تهديد و ارعاب صورت گرفته و آزادى و انتخابى در كار نبوده است حال، آيا اين نوع بيعت ارزشى دارد يا نه؟ خواننده بايد در آن داورى نمايد.
اكنون سند اين رويداد را بررسى مى‏كنيم تا براى افرادى كه در صحت اين رويدادها به علت پيشداورى شك و ترديد مى‏كنند، مجال هيچگونه شك و ترديدى باقى نماند.
پی نوشت

1_تاريخ طبرى 2/ 443، چاپ بيروت.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:28 ب.ظ
 
ارسال: #62
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل ابن عبدربه



شهاب‏الدين احمد معروف به «ابن عبدربه اندلسى» مؤلف كتاب «العقدالفريد» (متوفاى 463 ه) در كتاب مزبور بحثى مشروح درباره‏ى تاريخ سقيفه انجام داده و با اشاره به كسانى كه از بيعت ابى‏بكر تخلف جسته‏اند چنين مى‏نويسد:
«فأمّا علي و العباس و الزبير فقعدوا فى بيت فاطمة حتى بعث إليهم أبوبكر عمر بن الخطاب ليُخرجهم من بيت فاطمة و قال له:
إن أبوا فقاتلهم، فأقبل بقبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمة فقالت: يا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلت فيه الأُمّة». (1)
«على و عباس و زبير در خانه‏ى فاطمه نشسته بودند تا اين كه ابوبكر، عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بيرون كند و به او گفت: اگر بيرون نيامدند با آنان نبرد كن. عمر بن خطاب با مقدارى آتش به سوى خانه‏ى فاطمه رهسپار شد تا خانه را به آتش بكشد. در اين هنگام فاطمه با او روبه‏رو شد و گفت: اى فرزند خطاب!
آمده‏اى خانه‏ى ما را بسوزانى؟! او در پاسخ گفت: بلى، مگر اين كه شما نيز آن كنيد كه امت كردند (با ابوبكر بيعت كنيد»).
پی نوشت

1_عقدالفريد 4/ 260، چاپ مكتبه هلال
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:28 ب.ظ
 
ارسال: #63
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل عبدالفتاح عبدالمقصود



اين دانشمند خبير و شهير مصرى، داستان در دربار هجوم به خانه‏ى وحى را در دو مورد از كتاب خود آورده است كه ما به نقل يكى از آنها بسنده مى‏كنيم:
«إنّ عمر قال: و الّذى نفسى بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فيها...! قالت له طائفة خافت اللَّه و رعت الرسول فى عقبه: يا أباحفص، إنّ فيها فاطمة...! فصاح لا يبالي: و إن...!» واقترب وقرع الباب، ثم ضربه و اقتحمه... و بدا له عليّ... ورنّ حينذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فإن هي إلّا رنة استغاثة أطلقتها: يا أبت رسول‏اللَّه...
تستعدي بها الراقد بقربها في رضوان ربّه على عسف صاحبه، حتّى تبدّل العاتي المدل غير إهابه، فتبدّد على الأثر جبروته، و ذاب عنفه و عنفوانه، وودّ من خزى لو يخرَّ صعقاً تبتلعه مواطى قدميه ارتداد هدبه إليه....
و عند ما نكص الجمع، و راح يفرّ كنوافر الظباء المفزوعة أمام صيحة الزهراء، كان عليّ يقلّب عينيه من حسرة و قد غاض حلمه، وقل همّه، و تقبضت أصابع يمينه على مقبض سيفه كهمّ من غيظه أن تغوص فيه...». (1)
«قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست، بيرون بياييد والا خانه را بر سر ساكنانش به آتش مى‏كشم! گروهى كه از خدا مى‏ترسيدند و حرمت پيامبر را در نسل او نگه مى‏داشتند، گفتند: اى اباحفص! فاطمه در اين خانه است. و او بى‏پروا فرياد زد: باشد! عمر نزديك آمد و در زد، سپس با مشت و لگد به در كوبيد تا به زور وارد شود. على عليه‏السلام پيدا شد.
صداى ناله‏ى زهرا در آستانه‏ى خانه بلند شد. آن صدا، طنين استغاثه‏اى بود كه دختر پيامبر سر داده و مى‏گفت: پدر! اى رسول خدا... مى‏خواست از دست ظلم يكى از اصحابش او را كه در نزديكى وى در رضوان پروردگارش خفته بود، برگرداند، تا سركش گردن فراز بى‏پروا را به جاى خود نشاند و جبروتش را زايل سازد و شدت عمل و سختگيرش را نابود كند و آرزو مى‏كرد قبل از اين كه چشمش به وى بيفتد، صاعقه‏اى نازل شده او را درمى‏يابد.
وقتى جمعيت برگشت و عمر مى‏خواست همچون آهوان رميده، از برابر صيحه‏ى زهرا فرار كند، على از شدت تأثير و حسرت با گلويى بغض گرفته و اندوهى گران، چشمش را در ميان آنان مى‏گردانيد و انگشتان خود را بر قبضه‏ى شمشير فشار مى‏داد و مى‏خواست از شدت خشم در آن فرورود...».
پی نوشت

1_عبدالفتاح عبدالمقصود، على بن ابى‏طالب 4/ 274- 277 و نيز 1/ 192- 193.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:29 ب.ظ
 
ارسال: #64
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل ابن أبى‏دارم



احمد بن محمد معروف به ابن أبى‏دارم، محدّث كوفي (متوفاى 357)، كسى است كه محمد بن أحمد بن حماد كوفي درباره‏ى او مى‏گويد: «كان مستقيم الأمر عامة دهره; او در سراسر عمر خود، پوينده‏ى راه راست بود».
ذهبى نيز مى‏نويسد:
«كان موصوفاً بالحفظ و المعرفة إلّا انّه يترفض». (1)
«او به حافظ و معرفت حديث شهرت دارد، نقطه ضعفش اين است كه به تشيع ميل داشته است».
اصولاً جاى تاسف است كه علاقه به اهل‏بيت، يكى از نقاط ضعف محدثان شمرده شود.
به هر روى، ابن أبى‏دارم نقل مى‏كند كه در محضر او اين خبر خوانده مى‏شود:
«انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن».
«عمر لگدى بر فاطمه زد، در نتيجه او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كرد». (2)
پی نوشت

1_سير اعلام النبلاء 15/ 577، شماره ترجمه 349
2ـ ميزان الاعتدال 1/ 139.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:29 ب.ظ
 
ارسال: #65
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل مسعودى


ابوالفرج مسعودى (متوفاى 345) در مروج‏الذهب مى‏نويسد: ابوبكر در حال احتضار چنين گفت:
من سه چيز انجام دادم و آرزو داشتم كه كاش آنها را انجام نمى‏دادم، يكى از آن سه چيز اين بود كه:
«فوددت انّي لم أكن فتشت بيت فاطمة و ذكر في ذلك كلاماً كثيراً». (1)«آرزو مى‏كردم كاش حرمت خانه‏ى زهرا را زير پا نمى‏نهادم و در اين مورد سخن زيادى گفت».
مسعودى، با اينكه نسبت به اهل‏بيت پيامبر، گرايش‏هاى سالمى دارد، ولى باز به ملاحظاتى كه بر آگاهان به تاريخ پوشيده نيست، از بازگويى سخن خليفه خود دارى كرده و با كنايه رد شده است و تنها به اين اكتفا نموده كه خليفه سخن زيادى در اين مورد گفت. حالا اين سخن زياد چه بوده است خدا مى‏داند؟!
پی نوشت

1_مروج‏الذهب 2/ 301، چاپ داراندلس، بيروت.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:29 ب.ظ
 
ارسال: #66
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل مبرد



محمد بن يزيد بن عبدالأكبر بغدادى (210- 285) اديب و نويسنده معروف اهل سنت- كه آثار گران‏سنگى از او به يادگار مانده است- در كتاب «الكامل» خود، داستان آرزوهاى خليفه‏ى اول را به نقل از عبدالرحمان بن عوف آورده و يادآور مى‏شود:
«وددت أني لم أكن كشفت عن بيت فاطمة و تركته ولو أغلق على الحرب(1)
«آرزو مى‏كردم اى كاش بيت فاطمه را هتك حرمت نمى‏كردم و آن را رها مى‏نمودم هر چند براى جنگ بسته شده باشد».
پی نوشت

1_شرح نهج‏البلاغه 2/ 47، چاپ مصر
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
15-05-1391 09:30 ب.ظ
 
ارسال: #67
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل نظام


ابراهيم بن سيار نظام معتزلى (160- 231) از ادبا و دانشمندان مشهور است كه به علت زيبايى كلامش در نظم و نثر، به «نظّام» معروف شده است.
در كتابهاى متعددى از نظّام، با اشاره به حضور خليفه ثانى نزد در خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام، چنين آمده است:
«انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها».(1)
«عمر در روز اخذ بيعت براى ابى‏بكر بر شكم فاطمه زد، در نتيجه، فرزندى كه وى در رحم داشت و نام آن را محسن نهاده بود سقط شد».
پی نوشت

1_الوافى بالوفيات 6/ 17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى 1/ 57، چاپ دارالمعرفه، بيروت. درترجمه نظام به كتاب «بحوث فى الملل والنحل» 3/ 248- 255 مراجعه شود
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
17-05-1391 01:22 ق.ظ
 
ارسال: #68
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل طبرانى



ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى (260- 360) شخصيتى است كه ذهبى در «ميزان الاعتدال» در حق او مى‏نويسد: حافظ و ثبت. (1)مولف كتاب «المعجم الكبير»- كه كرارا چاپ شده است- آنجا كه درباره‏ى ابى‏بكر و خطبه‏ها و وفات او سخن مى‏گويد يادآور مى‏شود: ابى‏بكر به هنگام مرگ، آرزو كرد:
كاش سه چيز را انجام نمى‏دادم.
كاش سه چيز را از رسول خدا سؤال مى‏كردم.
سپس، درباره‏ى آن سه چيزى كه ابوبكر آرزو مى‏كرد كاش آن را انجام نمى‏دادم، چنين مى‏گويد:
«فأمّا الثلاث اللاتي وددت أني لم أفعلهنّ، فوددت انّي لم أكن كشفت بيت فاطمة و تركته».
«آن سه چيزى كه آرزو مى‏كنم كاش انجام نمى‏دادم چنين بود:آرزو مى‏كنم حرمت خانه‏ىفاطمه را زير پا نمى‏نهادم و آن را به حال خود واگذار مى‏كردم».
پی نوشت

1_ميزان الاعتدال 2/ 195.
2ـ المعجم الكبير طبرانى 1/ 62، شماره حديث 43، تحقيق حمدى عبدالمجيد سلفى
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
17-05-1391 01:23 ق.ظ
 
ارسال: #69
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل ابوعبيد



ابوعبيد قاسم بن سلام (متوفاى 224) در كتاب نفيس خود به نام «الأموال» كه مورد اعتماد فقيهان بزرگ مسلمان قرار دارد، به طور مستند از عبدالرحمان بن عوف نقل مى‏كند كه مى‏گويد:
در بيمارى ابوبكر، براى عيادتش ، وارد خانه‏ى او شدم. او پس از گفتگوى زياد، به من گفت:
آرزو مى‏كنم كاش سه چيز را كه انجام داده‏ام انجام نداده بودم همچنان كه آرزو مى‏كنم كاش سه چيز را كه انجام نداده‏ام انجام مى‏دادم. همچنين آرزو مى‏كنم سه چيز را از پيامبر سؤال مى‏كردم. اما آن سه چيزى كه انجام داده‏ام و آرزو مى‏كنم اى كاش انجام نمى‏دادم عبارتند از:
1. «وددت أنّي لم أكشف بيت فاطمة و تركته وان اُغلِقَ على الحرب». (1)
«كاش، پرده‏ى حرمت خانه‏ى فاطمه را پاره نمى‏كردم و آن را به حال خود وا مى‏گذاشتم، هرچند براى جنگ بسته شده بود».
ابوعبيد هنگامى كه به اينجا مى‏رسد به جاى جمله: «لم اكشف بيت فاطمه و تركته...» مى‏گويد:
كذا و كذا. و اضافه مى‏كند كه من مايل به ذكر آن نيستم.
ولى اگر «ابوعبيد» روى تعصب مذهبى يا علت ديگر از نقل حقيقت سر بر تافته، خوشبختانه محققان كتاب «الأموال» در پاورقى توضيح داده‏اند كه: جمله‏هاى حذف شده‏ى فوق، در كتاب «ميزان الاعتدال» (به نحوى كه بيان گرديد) وارد شده است و افزون بر آن، طبرانى در معجم خود، ابن عبدربه در عقدالفريد و افراد ديگر در جاهاى ديگر، عبارت حذف شده را آورده‏اند.
پی نوشت

1_الأموال، ص 195، چاپ نشر كليات ازهريه، الأموال، ص 174، چاپ بيروت، نيز ابن عبدربه در عقدالفريد 4/ 268 جمله‏هاى حذف شده را نقل كرده است چنانكه خواهد آمد
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
17-05-1391 01:23 ق.ظ
 
ارسال: #70
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
دختر پيغمبر در بستر بيمارى



«صبت على مصائب لو انها صبت على الايام صرن لياليا»
در اين بلا بجاى من ار روزگار بود روز سپيد او شب تاريك مى‏نمود(1)
مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه دگرگونى‏هائى كه پس از رسول خدا – به فاصله‏اى اندك - در سنت مسلمانى پديد گرديد، روح و سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت. چنانكه تاريخ نشان مى‏دهد، او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است.
برخي نوشته‎اند، حضرت زهرا سلام الله عليها در آن وقت ‏بيمار بود!(2) بعضي از معاصران نوشته‏اند فاطمه اساسا تنى ضعيف داشته است. (3)
نوشته مؤلف كتاب ‏«فاطمة الزهراء» هر چند در بيمار بودن او در آن روزها، صراحتى ندارد، لكن بى اشارت نيست. عقايد چنين نويسد:
«زهرا لاغر اندام، گندمگون و رنگ پريده بود. پدرش در بيمارى مرگ، او را ديد و گفت او زودتر از همه كسانم به من مى‏پيوندد (4) هيچ يك از اين دو نويسنده، سند خود را نياورده‏اند.
داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد.

ظاهر عبارت "عقايد" اين است، كه چون پيغمبر، دخترش را ناتندرست و يا كم بنيه ديد به او چنين خبرى داد. نمى‏خواهم چون بعضي گويندگان قديم بگويم فاطمه عليهاالسلام در هر روزى به قدر يك ماه و در هر ماهى به قدر يك سال ديگران رشد مى‏كرد(5) اما تا آنجا كه مى‏دانم و اسناد نشان مى‏دهد نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.
داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد. اگر درست است راستى چرا و براى چه اين خشونت‏ها را روا داشته‏اند؟ چگونه مى‏توان چنين داستان را پذيرفت و چسان آن را تحليل كرد؟
به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.»

مسلمانانى كه در راه خدا و براى رضاى او و حفظ عقيده خود سخت‏ترين شكنجه‏ها را تحمل كردند، مسلمانانى كه از مال خود گذشتند، پيوند خويش را با عزيزترين كسان بريدند، خانمان را رها كردند، به خاطر خدا به كشور بيگانه و يا شهر دور دست هجرت نمودند، سپس در ميدان كارزار بارها خود را عرضه هلاك ساختند، چگونه چنين حادثه‏ها را ديدند و آرام نشستند. به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.» (6)
از نخستين روز دعوت پيغمبر تا اين تاريخ بيست و سه سال و از تاريخ هجرت تا اين روزها ده سال مى‏گذشت. در اين سال‌ها گروهى دنياپرست كه چاره‏اى جز پذيرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام جاى دادند. دسته‏اى از اينان مردمانى تن آسان و رياست جو و اشراف منش بودند. طبيعت آنان قيد و بند دين را نمى‏پذيرفت. اگر مسلمان شدند براى اين بود كه جز مسلمانى راهى پيش روى خود نمى‏ديدند.

قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.
از هم‌چشمى و بلكه دشمنى عرب‏هاى جنوبى و شمالى در سده‏هاى پيش از اسلام آگاهيم (7) مردم حجاز به مقتضاى خوى بيابان‌نشينى، مردم يثرب را كه از تيره قحطانى بودند و به كار كشاورزى اشتغال داشتند خوار مى‏شمردند. قحطانيان يا عرب‏هاى جنوبى ساكن يثرب، پيغمبر اسلام را از مكه به شهر خود خواندند، به او ايمان آوردند، با وى پيمان بستند. در نبردهاى بدر، احد، احزاب، و غزوه‏هاى ديگر، با قريش در افتادند، و سرانجام شهر آنان را گشودند. قريش هرگز اين خوارى را نمى‏پذيرفت. از اين گذشته مردم مدينه در سقيفه چشم به خلافت دوختند. تنها با تذكرات ابوبكر كه پيغمبر گفته است ‏«امامان بايد از قريش باشند» عقب نشستند.
اسناد نشان مى‏دهد که حضرت زهرا عليهاالسلام نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.


اگر انصار چنان كه گرد پيغمبر را گرفتند؛ گرد خانواده او فراهم مى‏شدند و اگر حريم حرمت اين خانواده همچنان محفوظ مى‏ماند، چه كسى تضمين مى‏كرد كه قحطانيان بار ديگر دماغ عدنانيان را به خاك نمالند. اينها حقيقت‏هايى بود كه دست اندركاران سياست آن روز آن را به خوبى مى‏دانستند. ما اين واقعيت را بپذيريم يا خود را به خوش باورى بزنيم و بگوئيم همه ياران پيغمبر در يك درجه از پرهيزگارى و فداكارى بوده‏اند و چنين احتمالى درباره آنان نمى‏توان داد، حقيقت را دگرگون نمى‏سازد. دشمنى ميان شمال و جنوب پس از عقد پيمان برادرى بين مهاجر و انصار در مدينه موقتأ فراموش شد و پس از مرگ پيغمبر نخستين نشانه آن ديده شد. و در سال‌هاى بعد آشكار گرديد. و چنانكه آشنايان به تاريخ اسلام مى‏دانند، اين درگيرى بين دو تيره در سراسر قلمرو اسلامى تا عصر معتصم عباسى بر جاى ماند.
من نمى‏گويم خداى نخواسته همه ياران پيغمبر اين چنين مى‏انديشيدند. در بين مضريان و يا قريشيان نيز كسانى بودند كه در گفتار و كردار خود خدا را در نظر داشتند نه دنيا را. و گاه براى رعايت ‏حكم الهى از برادر و فرزند خود هم مى‏گذشتند، اما شمار اينان اندك بود. آيا مى‏توان به آسانى پذيرفت كه سهيل بن عمرو، عمرو بن عاص، ابوسفيان و سعد بن عبدالله بن ابى سرح هم، غم دين داشتند؟ بسيار ساده‏دلى مى‏خواهد كه ما بگوئيم آن كس كه يك روز يا چند مجلس يا يك ماه يا يك سال صحبت پيغمبر را دريافت، مشمول حديثى است كه از پيغمبر آورده‏اند: «ياران من چون ستارگانند به دنبال هر يك كه رفتيد، راه را يافته‏ايد» من بدين كارى ندارم كه اين حديث از جهت متن و سند درست است ‏يا نه، اين كار را به عهده محدثان مى‏گذارم، آنچه مسلم است اين كه در آن روزها يا لااقل چند سال بعد، اصحاب پيغمبر روبروى هم قرار گرفتند. چگونه مى‏توان گفت هم آنان كه به دنبال على رفتند و هم كسانى كه پى طلحه و زبير و معاويه را گرفتند راه راست را يافته‏اند.
قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.

خواهند گفت‏ خليفه و ياران او از نخستين دسته مسلمانان و از طبقه اول مهاجرانند. درست است. اما از خليفه و يك دو تن ديگر كه بگذريم پايه حكومت را چه گروهى جز قريش استوار مى‏كرد؟ و مجريان حكومت كدام طايفه بودند؟ براى استقرار حكومت، ‏بايد قدرت يك پارچه شود. و براى تامين اين قدرت بايد هر گونه مخالفتى سركوب گردد و بسيار طبيعى است كه با دگرگونى شرايط، منطق هم دگرگون شود.

پى‏نوشت‎ها:
1- منصوب به فاطمه (عليهاالسلام)
2- انساب الاشراف، ص 405.
3- فاطمه فاطمه است، ص 117.
4- فاطمة الزهراء، ص 66.
5- روضة الواعظين، ص 144.
6- فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون (حسين بن على عليهماالسلام) .
7- رجوع شود به پس از پنجاه سال، ص 69، چاپ دوم و نيز رجوع شود به فصل‏«براى عبرت تاريخ‏»در همين كتاب.

منبع:
کتاب زندگاني فاطمه زهرا، دکتر جعفر شهيدي.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
17-05-1391 01:24 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س) Friga 0 302 26-12-1392 12:18 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس (ع) Friga 0 141 22-08-1392 12:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ازدواج حضرت زینببا عبدالله بن جعفر Armin 2afm 0 221 21-10-1391 06:44 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  کودکی حضرت زینب (سلام الله علیها) Armin 2afm 0 181 21-10-1391 06:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  مولود حضرت زینب Armin 2afm 0 196 21-10-1391 06:16 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان