همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س) - صفحه 5 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
زمان کنونی: 14-09-1395،09:46 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 106
بازدید: 5145

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
ارسال: #41
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد

يا زهرا مظلوميتت آنچنان بر وجود تو سايه افكنده است كه
يادت بي اراده و ناگزير آتش بر خرمن وجود مي افكند و خاطرت بغض را در گلو مي شكند ...

آري آن مظلوميت نيلي كه بر چهره تو نشسته بود نمي گذارد
لبخند بر چهره نه تشيع و نه اسلام كه حتي انسانيت پس از تو بنشيند .
به هر حال آن در بر آن پهلو ، شكسته است ...

مهم اين است كه تو مظلوم بزرگترين جنايت تاريخ گشته اي .
مهم اين است كه صبر لا يتناهي خدا در جانكاه ترين حادثه آفرينش در تو به تجلي نشسته است .

مسئله اشكهاي علي است و لرزش گونه هاي او به هنگام شستشوي پيكر مطهر تو .

مهم ، گريه هاي دادخواه و اشكهاي ظلم بر انداز توست و سر بر ديوار نهادن علي و زار زدنش .

و از همه مهم تر تشييع شبانه و مظلومانه پيكر توست ...

چه كردند باتو كه اين تازيانه اعتراض جاودانه- المخفيه قبرا - را بر پشت تاريخ روا دانستي .
اين چه اعتراضي بود كه خدا نيز به حمايت از آن برخاست ...

همان علي كه مامور به سكوت بود ،
همان علي كه شمشير را عليرغم كارسازي و برندگي در نيام پسنديده بود ،
همان علي كه سخت ترين جنايت تاريخ را تاب آورده و دم بر نياورده بود
چه شد كه در حمايت از اين اعتراض شكوهمند تو بر بالاي بقيع ايستاد
و شمشير از نيام كشيد و دشمن را تهديد كرد بر جاري كردن سيل خون بر زمين ...

باري اين اعتراض تو در تشييع شبانه است و در مخفي كردن قبرت ،
اگر چه تاريخ را از تحريف مصون مي داشت و اگر چه فرياد تظلم تو را بر جانيان ، تا ابد طراوت مي بخشيد ،
اما سنگين ترين غم شيعيان تو گشت و بزرگترين درد اسلام و عظيم ترين اندوه انسانيت .

آن كه عزيزترين كسش را ، پدرش را ، فرزندش را ، برادرش را ، در جامه شهادت به خدا تقديم مي كند ،
دلخوش است به اينكه هر از گاه در كنار قبر او مي نشيند و به تيشه اشك راه بسته دل مي گشايد،
ولي آن كس كه قبري براي عزيزش نمي شناسد چطور ؟
او بغضش را با خود به كجا مي تواند ببرد ؟
كجا مي تواند عقده دل بگشايد ؟

كجا گريه كنند عاشقان تو بر مصائب تو ؟
كجا اشك بريزند دلدادگان برمظلوميت تو
و كجا ضجه زنند فرزندان تو در فقدان تو ؟

اين است مظلوميت تو و به تبع ، مظلوميت شيعيان تو . و اين است كه :
ياد تو به هر بهانه اي - وفات يا ولادت - بغض را در گلويمان مي شكند و جگرمان را آتش مي زند.

يا فاطمه اشفعي لنا في الجنه
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:27 ب.ظ
 
ارسال: #42
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
فاطمه نخستین شهید راه ولایت است که به انگیزه بازخواهی فدک, نه فدک را مد نظر داشت که ولایت را...
فاطمه با آن ناله های دردناکش, حق امام و ولی امرش را می خواست بازستاند
و اگر نتوانست ـ که نمی توانست ـ باید حق را برملا سازد و مظلومیت علی را آشکار نماید و پرده از سقیفه پردازان بردارد
ولی فریاد دختر معصوم پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قلب های تیره کارساز نبود,
اما تاریخ, آن سخنرانی جاودانه را ثبت و ضبط کرد تا آیندگان بدانند.. بسنجند.. بفهمند.. و تصمیم بگیرند.
زهرا همو که خشمش خشم خداست, فریادش بی پاسخ ماند;
نه, اشتباه نکنم, پاسخش را با سوزاندن در و شکستن پهلو دادند, آن سنگدلان جاهلی تبار.
و اکنون که حجت را بر همگان تمام کرد و نقش دفاع از ولایت را به خوبی ایفا نمود,
با دلی شکسته و بدنی علیل به خانه باز می گردد;
او شکایت را به خدا می برد و به پدرش, رسول خدا
و چنین با خدایش راز و نیاز می کند که:
(پروردگارا; نیرو و قدرت از آن تو است و انتقام ظالمان را تو خواهی گرفت;
پس به تو پناه می برم و از تو استمداد می جویم و به درگاهت روی میآورم
که حق شویم را از این نااهلان بازستانی.)
زهرا مناجات می کرد و علی به او گوش می داد.
شاید در دیدگان علی قطرات اشک گرد آمده بود که بر رخساره مبارکش سرازیر شود
ولی خودداری می کرد تا زهرا بیش تر نرنجد;
به هر حال باید زهرا را تسلی دهد و قلب شکسته اش را آرامش بخشد,
به او فرمود:
(لا ویل لک بل الویل لشإنئک, نهنهی عن وجدک یا ابنه الصفوه و بقیه النبوه فما إمد لک إفضل مما قطع عنک فاحتسبی لله)
بدبختی برای تو نیست, برای دشمنانت است,
اندوهت را برگیر و بر خویشتن سخت مگیر
ای دخت برگزیده ترین انسان و ای بازمانده خاتم پیامبران.
همانا آن چه خدا برای تو آماده ساخته برتر است از آن چه از تو گرفته شده,
پس برای خدا بردبار باش و صبر را پیشه خود ساز.
و این سان سایه تبسمی آرام بر رخساره رنجور و بی رنگ فاطمه نقش بست
چنان که تابش غروب, هنگام هجرت آفتاب در دریای تار شب بر افق آسمان.
با صدایی ضعیف چونان همسه بلبلی بال شکسته در قفس تنهایی,
در برابر تنها یار و یاورش, که اکنون غریبانه در خانه, زندانی شده است,
پاسخ داد: ((حسبی الله)) خدا مرا بس است.
و این بود آغاز هجرت غریبانه زهرا, چرا که
قلب, نالان.. سینه, تنگ.. زخم, ژرف.. بدن, رنجور.. پهلو, شکسته.. دیده, اشکبار
و غربت در وطن, افزون بر بلا و رنج شده بود.
و چه سان سخت است و دردناک که
ستمدیده ای, با بیان رسا و استدلال محکم و برهان روشن و حجت هویدا
نتواند فریاد دلش را به دیگران برساند, نه به ظالمان و غاصبان حقش که به دوستان نادان
و آنان که آماج فریب و نیرنگ صحنه سازان تراژدی سقیفه شده بودند و اینک که زور بر حق چیره شده بود,
در پاسخ زهرا که به در خانه هایشان می رفت و آنان را به دفاع از امام زمانشان فرا می خواند می گفتند:
(اگر او زودتر به میدان آمده بود, چه کسی از علی برتر! ولی او در میان قهرمانان نبود! و قرعه به نام دیگری درآمد)
اینان چگونه می اندیشیدند؟ و چه در سر می پروراندند؟
مگر تازه پیامبر از دنیا نرفته بود؟
و مگر علی مشغول کفن و دفن رسول خدا نبود؟
و مگر می شد بدن مبارک اشرف کائنات را بر زمین نگه دارد
و از غسل و کفنش دست بردارد و به سوی چادر بنی ساعده بشتابد؟
و تازه اگر هم می رفت آیا می توانست از حق خود دفاع کند؟
و اگر دفاع می کرد آیا گوش شنوایی بود؟
این ها حقایقی بود که زهرا را رنج می داد;
چنان رنجی که درد شکستن پهلو و سقط کردن محسنش در برابر آن کم رنگ می نمایاند.
آری! اگر آنان می خفتند و می آرمیدند, زهرا را آرامش نبود. چرا که اندوه را خوابی نیست.
و اگر هم دیده هایش را برهم می گذاشت خواب به دیدگانش ره نمی یافت,
باید همچنان در درد و رنج به سر برد تا قضای الهی برسد.
و اگر زهرا را رنج دردهای جسمانی بی تاب کرده بود, درد روان صدچندان, او را مضطرب و نالان می ساخت
و چه دردناک تر از این که زبان در کام باشد و توان سخن گفتن نباشد.
چه اندوهناک تر از این که حقش روشن و آشکار باشد و حق خواهی نیابد.
چه شدیدتر و سهمگین تر از این که داد زند و دادخواهی نبیند؟!
و آیا می شود این بار سنگین را بر این قلب نازک اندوهبار بار کرد؟
و آیا زهرا
ـ که یثربیان از فریاد سوزان و ناله دلش به تنگ آمده بودند و از علی می خواستند او را وادار کند که یا شب گریه کند و یا روز ـ
در برابر آن همه ناملایمات جز صبر تلخ چه چاره دارد؟!
زهرا در حالی که
چون شمعی سوزان آب می شد و آرام آرام به سوی ابدیت با کوله باری از شکو ِه ولی با شکوه رهسپار می شد,
گاهی به علی می نگریست و در رخساره مقدسش غم تنهایی می یافت
و گاهی به کودکان معصومش ـ فرزندان رسول خدا ـ نگاه می کرد و یتیمی زودرس را در سیمای پاکشان مشاهده می کرد;
آن ها را به خدا می سپرد که خدا آنان را بس بود, و چاره ای جز فراق جانکاه نداشت.
اینک دیگر بدن زهرا تاب تحمل آن همه رنج و اندوه را نداشت,
و آن چنان ضعف بر او چیره شده بود که از درد نمی نالید;
یا این که شاید دمی از روح بلند محمد در روان قدسی او تابیده بود ک
ه او را آرامش بخشد و یادآردش که: وعده دیدار نزدیک است.
و مگر نه پیامبر در واپسین لحظات عمر مبارکش به او روی کرد و گفت:
از هجرت من نالان مباش که تو نخستین کسی باشی که به من بپیوندی!
پس حال که ساعاتی چند به دیدار پدر باقی نمانده, جا ندارد که
زهرا برنجد و برای علی ـ بیش از این ـ از ظلم روزگار گلایه کند!
ولی شاید بیش تر به حال علی می گریست که پس از او سال های زیاد, باید غریب وار زندگی کند;
همو که از صفآرایی تمام اعراب هراس ندارد
و با ضربه های ذوالفقارش بینی یلان عرب را بر خاک می مالد
و برق شمشیرش دل شیر ژیان را می لرزاند;
امروزه برای نگهداری اسلام چاره ای جز سکوت ندارد.
((فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی))
او با این که میراث خود را در دست نااهلان می بیند باید صبر کند
گویی که استخوان در گلویش گیر کرده است.
هان! وقت هجرت زهرا فرا رسیده و اینک گل زیبای نبوت پژمرده می شود.
تمام مدت عمرش در این دنیای ستم و زور,
هیجده سال است یعنی تازه فروغ جوانی تابیده و گل وجودش شکفته که باید رخت بربندد و غروب کند.
هیجده سال است که زهرا در باغ وجود انسانی, هم چون گلی خوشبو و مقدس
که از نور سرمدی تابشی چون تابش محمد دارد,
و از سرشت پاک جاودانه خاتمیت, روانش با عطر محمدی عجین شده است,
چنین می زیسته و اکنون در عنفوان جوانی و در آغاز زندگانی, زندگی جاودانه را آغاز می کند
و چون نفس مطمئنه ای به سوی پروردگارش با قلبی شکسته ولی آرام بازمی گردد,
او از خدا راضی و خدا از او راضی است, به سوی او می رود
تا در روز رستاخیز در برابر تمام کائنات, از دشمنانش انتقام بگیرد
و دوستان و پیروانش را به سوی بهشت موعود فرا خواند.
(یا إیتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه, فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی)

فرا رسیدن غروب گل محمدی را به پیشگاه فرزند داغدیده اش ولی الله الاعظم ارواحنا فداه
و سیل پیروان درگاهش که در غم جانسوز آن حضرت دیده هایشان روان و قلوبشان نالان است,
تسلیت عرض می کنیم و انتظار داریم هرچه زودتر آن منتقم حقیقی از پشت پرده غیبت بیرون آید
و انتقام مادرش را از غاصبان و ستم گران باز گیرد.
والسلام
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:29 ب.ظ
 
ارسال: #43
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
به یاد یاس کبود در سوگ نشسته ام.
دوباره آسمان دلم تار گشته است انگار غمی بزرگ تمام عالم را فرا گرفته انگار کسی از میان زمینیان پر کشیده است که زمین طاقت دوری اورا نخواهد داشت٫ این ایام ٫سراسر حزن و اندوه است ٫ این ایام آغاز مظلومیت شیعه است ٫این روزها چشم حجه ابن الحسن خونین است ٫ این روزها دلم فقط و فقط دعای فرج را زمزمه میکند تا مهدی بیاید٫مهدی بیاید و انتقام سیلی زهرا (س) بگیرد بیاید و عقده از دل شیعیان بگشاید ٫آری در همین روز ها بود که سرنوشت شیعه اینگونه رغم خورد.
آن شب که نور مه عیان در آسمان بود در صحن خانه نعش زهرای جوان بود
آن شب علی از دیده در ناب می سفت از سوز دل با نعش زهر ا راز می گفت
آن شب ، شب درد وشب رنج محن بود آن شب سرای فاطمه بیت الحزن بود
آن شب که مولاهمسرش راغسل می داد روح القدس از مرگ زهرا داشت فریاد
آن شب علی آگه شد از بازوی زهرا از استخوان بشکسته ی بازوی زهرا
آن شب که زینب بوسه زد بر روی نیلی شیر خدا آگه شد از آن جای سیلی
اسما به روی نعش زهرا آب می ریخت ازچشم زینب دم به دم خوناب می ریخت
شد کربلایی زین مصیبت دیده خونبار شدروزوشب درپیش چشمش چون شب تار
التماس دعا..
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:29 ب.ظ
 
ارسال: #44
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
ماه وحور روشن شد از نور ضياء فاطمه
خيره ماند تا ابد چشمش زحيراني از آنک
چون بديدي بوالبشر يکدم لقاي فاطمه
کيميا گرهست اکسيروجودش بس عزيز
کيميا را خوار دارد خاک پاي فاطمه
به عالم قدر هر دلداره را دلدار ميداند
چنانکه سوز دل را چشم گوهر بار ميداند
ظهور ليله القدر از ديار خفتگان دور است
که قدر نور را انسان به شام تار ميداند
حريم حرمت وحي وهجوم آتش افروزان
چه گويم من که تنها محرم اسرا ميداند
در جهان تا زنده ام گويم ثناي فاطمه
دست حاجت مي برم سوي خداي فاطمه
گر براي درد بي درمان مداوا طالبي
رايگان درمان كند دارالشفاي فاطمه
در رتبه ز انبيا مقدم زهرا(س)ست
به ز همتاي علي(ع)، مرد دو عالم زهرا(س)ست
برگوي بر آنکه اسم اعظم جويد
شايد که تمام اسم اعظم زهرا(س)ست
چون فاطمه(س) مظهر صفات يکتاست
انوار خدا ز روي زهرا(س) پيداست
همتاي علي(ع) و در جهان بي همتاست
زهرا(س)ست محمد(ص) و محمد (ص)زهرا(س)ست
زهرا(س)ست که هم تراز و همراز علي(ع) است
پر پر شده بشکسته گل ناز نبي(ص) است
مفقودالاثر پس از شهادت قبرش
ما بين در و جدار جانباز علي(ع) است
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:30 ب.ظ
 
ارسال: #45
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
بشارت بهشت بر شيعيان حضرت زهرا(س)



جناب جابر در يك حديث مفصل از حضرت باقر سلام‏اللَّه‏عليه نقل مى‏كند كه فرمود:
«... واللَّه يا جابر انها ذلك اليوم لتلتقط شيعتها و محبيها كما يلتقط الطير الحب الجيد من الحب الردى‏ء، فاذا سار شيعتها معها عند باب الجنه، يلقى اللَّه فى قلوبهم ان يلتفتوا، فاذا التفتوا فيقول اللَّه عز و جل: يا احبائى ما التفاتكم؟ فقد شفعت فيكم فاطمه بنت حبيبى. فيقولون: يا رب احببنا ان يعرف قدرنا فى مثل هذا اليوم. فيقول اللَّه: يا احبائى ارجعوا و انظروا من احبكم لحب فاطمه، انظروا من اطعمكم لحب فاطمه، انظروا من كساكم لحب فاطمه، انظروا من سقاكم شربه فى حب فاطمه، انظروا من رد عنكم غيبه فى حب فاطمه، خذوا بيده و ادخلوه الجنه. قال ابوجعفر: واللَّه لا يبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق...». (بحارالانوارج8/ص52)
«به خدا قسم يا جابر، اين است همان روزى كه مادرم زهرا شيعيان خود را از ميان اهل محشر جدا مى‏كند چنان مرغى كه دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شيعيانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنين القاء مى‏فرمايد كه به پشت سر خويش نگاه كنند؛ آنگاه كه به عقب سر خود نظر افكنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چيست كه شما به پشت سرتان نگاه مى‏كنيد؟ من كه شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد را درباره‏ى شما پذيرفتم. عرض مى‏كنند: پروردگارا دوست مى‏داريم قدر و منزلت ما شيعيان فاطمه در چنين روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگرديد، برگرديد (به صحنه‏ى محشر)، نظر افكنيد (در ميان آن جماعت و) هركس را كه براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر كس را كه به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام كرده؛ نيكى نموده، و با جرعه‏ى آبى سيرابتان كرده، و يا از غيبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست او را بگيريد و به بهشت واردش كنيد، سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر) عليه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از بركت محبت جده‏ام زهرا كسى بر جاى نمى‏ماند جز آنكسى كه نسبت به مقام والاى آل‏محمد ترديد داشته و يا كافر و يا منافق باشد».
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:31 ب.ظ
 
ارسال: #46
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
افتاده روی خاک و سرش را گرفته بود
از بس که درد دور و برش را گرفته بود
او زنده مانده بود علی را کمک کند
اما زدرد بال و پرش را گرفته بود
او بی توان نبود ولی ضربه سخت بود
تیزی میخه در سپرش را گرفته بود
بعد از هجوم فضه به دادش رسیده بود
ای خاک بر سرم کمرش را گرفته بود
با رختهای بچه نوزاد گریه داشت
لابد که ماتم جگرش را گرفته بود
شبهای جانماز یادش به خیر باد
حالا که درد ها سحرش را گرفته بود
یک لحظه سیر چهره اولاد خود ندید
گریه امان چشم ترش را گرفته بود
با حرفهاش ریخت دل کودکان او
وقتی بهانه پدرش را گرفته بود
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:32 ب.ظ
 
ارسال: #47
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
يك آسمان غريبي و مظلوميت بر سقف كوتاه دلم آوار مي شود حالا كه زمان رفتن
تو رسيده است مادر... سرزنشم مكن؛ مي دانم كه هيچ نشانه اي از تو در من نيست
اما اين كه گستاخانه تو را مادر خطاب مي كنم دليل ديگري دارد... كرانه ي مهر
مادري ات آنچنان گسترده است كه تو نه تنها مادر پدرت (برگزيده ترين فرستاده ي
خدا) كه مادر تمام آدميان هم هستي و من آنقدر از وصف مهرباني ها و سخاوتت
شنيده ام كه با وجود اين همه ظلمت و سرگرداني خويش باز هم مادر صدايت
مي كنم... خسته ام مادر! گام هايم روز به روز سست تر و بي اراده تر مي شوند و
من مي مانم و دلبستگي هاي پوچم به دنيايي كه تو از آن فقط سه چيز را دوست داري
( حضرت فاطمه (س) فرمودند: من از دنيا فقط سه چيز را دوست دارم :
۱- تلاوت قرآن ۲- نگاه كردن به چهره رسول الله ۳- انفاق كردن در راه خدا )
مي بيني مادر چقدر از تو فاصله گرفته ام ؟!... و حال كه تو قصد سفر داري

من مانده ام و لحظه هاي بي مادري ... دستم را رها مكن مادر... ر ه ا

السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 06:32 ب.ظ
 
ارسال: #48
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
شیطان به بیت حی تعالی چه می‌کند؟ آتش به گرد خانه مولا چه می‌کند؟
از باغ خلد دود چرا می‌شود بلند؟ بر روی حور، سیلی اعدا چه می‌کند؟
رویش سیاه گردد و دستش شکسته باد قنفذ کنار خانه مولا چه می‌کند
دارالزیّاره نبی و آستان وحی ای وای من، مغیره در آن جا چه می‌کند؟
گیرم رواست سوختن خانه، میخ در در سینه شکسته زهرا چه می‌کند؟
باید ز تازیانه بپرسم که در بهشت آثار خون به قامت طوبی چه می‌کند؟
زن در میان خانه و مرد غریب او با دستِ بسته و تن تنها چه می‌کند؟
در بیت وحی، حرمت یاسین به زیر پا یک لحظه بنگرید که طاها چه می‌کند؟
گل‌ها ز غم فسرده و پروانه منتظر شمع ز پا فتاده به صحرا چه می‌کند
با بودن دو داغ بر او گریه گشته منع (میثم) ببین به فاطمه دنیا چه می‌کند
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
14-05-1391 04:47 ب.ظ
 
ارسال: #49
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
لاله‌ها پژمرده بلبل را دگر آوا نبود هیچ کس در باغ، مثل باغبان تنها نبود
یک مدینه دشمن و یک خانه‌ی بی فاطمه بانوی آن خانه کس جز زینب کبری نبود
روی سیلی خورده زهرا شهادت می‌دهد از علی مظلوم‌تر مردی در این دنیا نبود
نیست جایز خانه کفار را آتش زدن ای مسلمانان مسلمان بود زهرا، یا نبود؟
ای جنایت کار، ای بیدادگر، رویت سیاه اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود
مصطفی از تو مودت خواست، تو سیلی زدی بی حیا سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود
ریخت دشمن بر سر زهرا، ولایت را ببین بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود
من نمی‌گویم چه شد گویند در چشم علی سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود
ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود
آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
14-05-1391 04:48 ب.ظ
 
ارسال: #50
RE: همه دانستني ها درباره حضرت فاطمه و زينب (س)
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نقل علامه مجلسى از زبان عمر

علامه مجلسى عهدنامه‏اى از خليفه دوم براى معاويه در بحارالانوار آورده كه ماجراى خود را با زهرا عليهاالسلام در آن حكايت كرده است. (1)
از جمله در آن آمده: «به خانه على آمدم تا مگر او را به زبانى بيرون كشم. كنيزك فضّه كه به او گفتم: به على بگو براى بيعت با ابوبكر بيرون آيد كه مسلمانان بر خلافت او اجماع كرده‏اند; گفت: اميرالمؤمنين مشغول است. گفتم: اين را فراموش كن و به او بگو بيرون آيد و الّا داخل مى‏شويم و او را به اكراه بيرون مى‏آوريم.
فاطمه بيرون آمد. پشت در ايستاد و گفت: اين گمراهان دروغگو; چه مى‏گوييد؟ و چه مى‏خواهيد؟ گفتم: فاطمه! گفت: عمر! چه مى‏خواهى؟! گفتم پسر عمويت را چه شده كه تو را براى پاسخ فرستاده و خودش پشت پرده نشسته است؟
گفت: اى شقى! طغيان تو مرا بيرون آورد و حجت را بر تو تمام كرد...
گفتم: اين اباطيل و افسانه‏هاى زنانه را از سرت بيرون كن و به على بگو بيرون بيايد.
گفت مورد احترام ما نيستى، عمر! مرا از حزب شيطان مى‏ترسانى؟ در حالى كه حزب شيطان بس ضعيف است.
گفتم: اگر على نيايد، هيزم مى‏آورم و خانه را به روى ساكنانش آتش مى‏زنم، و آنان را به آتش مى‏كشم يا على را براى بيعت مى‏بريم. تازيانه قنفذ را گرفتم و زدم. به خالد بن وليد گفتم: تو با مردان هيزم فراهم كنيد. خودم خانه را آتش مى‏زنم.
فاطمه گفت: اى دشمن خدا و دشمن رسول او و دشمن اميرالمؤمنين. فاطمه دستهاى خود را پشت در گذاشت تا مرا از باز كردن در بازدارد خواستم در را باز كنم. نتوانستم. پس با تازيانه به دستهايش زدم چنانكه دردش گرفت و من صداى ناله و گريه‏اش را مى‏شنيدم. نزديك بود كه نرم شوم و از دم در بازگردم، اما كينه‏هاى على و حرص او به خون دليران عرب را به ياد آوردم... پس لگدى به در زدم كه فاطمه شكمش را به آن چسبانده بود و پشت آن پنهان شده بود. چنان فرياد زد كه گمان كردم كه فريادش مدينه را زير و رو كرد شنيدم كه گفت: پدر! يا رسول‏اللَّه! اينگونه با حبيبه و دخترت رفتار مى‏شود؟ آه: فضّه! مرا بگير كه به خدا قسم جنين داخل شكمم كشته شد. و شنيدم كه او را درد زايمان گرفته است. او به ديوار تكيه داده بود.
در را به داخل راندم و داخل شدم. به گونه‏اى در مقابلم ايستاد كه جلوى ديدم را گرفت. از روى مقنعه چنان به گونه‏اش سيلى زدم كه گوشواره‏اش كنده شد و روى زمين افتاد. على بيرون آمد. چون احساس كردم كه مى‏آيد، به سرعت بيرون دويدم و به خالد و قنفذ و كسانى كه با آن دو بودند، گفتم: از خطر بزرگى نجات پيدا كردم».
در روايت ديگرى آمده: «جنايت بزرگى مرتكب شدم و اينك بر خودم ايمن نيستم. اين على است كه از خانه بيرون آمده. همه با هم طاقت او را نداريم. على بيرون آمد. فاطمه دستانش را به سر برد تا آن را باز كند و از آنچه به او رسيده بود، از خداى بزرگ استغاثه كند. على، پيراهنش را روى فاطمه انداخت و به او گفت: دختر رسول خدا! خداوند پدرت را براى جهانيان رحمت فرستاده است، پس تو نيز، اى سرور زنان! براى اين خلق نگون‏بخت رحمت باش نه عذاب. درد زايمانش سخت شد. وارد خانه شد و جنينى را سقط كرد كه على او را محسن ناميد.
جمعيتى زياد فراهم كردم نه براى مقابله با على بلكه قلبم به آنان محكم شود. آمدم و او را كه در محاصره قرار داشت، از خانه‏اش بيرون آوردم... ابوبكر مى‏گفت: واى بر تو عمر! چه كارى بود كه با فاطمه كردى؟!». (2)

1 ـ بحارالانوار، ج 30، صص 293- 295; الهدايةالكبرى، ص 417.
2 ـ بحارالانوار، ج 39، صص 41- 42; معانى‏الاخبار، صص 205- 207.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
14-05-1391 04:49 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س) Friga 0 301 26-12-1392 12:18 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس (ع) Friga 0 140 22-08-1392 12:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ازدواج حضرت زینببا عبدالله بن جعفر Armin 2afm 0 218 21-10-1391 06:44 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  کودکی حضرت زینب (سلام الله علیها) Armin 2afm 0 180 21-10-1391 06:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  مولود حضرت زینب Armin 2afm 0 193 21-10-1391 06:16 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان