هر انچه سهراب سروده! - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

هر انچه سهراب سروده!
زمان کنونی: 14-09-1395،07:28 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: KHANʘ‿ʘMI
آخرین ارسال: KHANʘ‿ʘMI
پاسخ: 21
بازدید: 607

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: هر انچه سهراب سروده!
ارسال: #11
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
وقتی لطیف شن
-------------------------
باران
اضلاع فراغت را مي شست‌.


من با شن هاي
مرطوب عزيمت بازي مي كردم
و خواب سفرهاي منقش مي ديدم‌.
من قاتي آزادي شن ها بودم‌.
من
دلتنگ
بودم‌.
در باغ
يك سفره مانوس
پهن
بود.
چيزي وسط سفره‌، شبيه
ادراك منور:
يك خوشه انگور
روي همه شايبه را پوشيد.
تعمير سكوت
گيجم كرد.
ديدم كه درخت ، هست‌.


وقتي كه درخت هست
پيداست كه بايد بود،
بايد بود
و رد روايت را
تا متن سپيد
دنبال
كرد.
اما
اي ياس ملون‌!
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:22 ق.ظ
 
ارسال: #12
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
دنگ...

دنگ...

دنگ...ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی زنگ

زهر این فکر که این دم گذرد

می شود نقش به دیوار رگ هستی من

لحظه ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلوده است

لیک چون باید این دم گذرد

پس اگر می گریم گریه ام بی ثمر است

و اگر می خندم خنده ام بیهوده است

دنگ...، دنگ...

لحظه ها می گذرد

آنچه بگذشت نمی آید باز

قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز

مثل این است که یک پرسش بی پاسخ

بر لب سرد زمان ماسیده است

تند بر می خیزم تا به دیوار

همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد

آویزم، آنچه می ماند از این جهد به جای

خنده لحظه پنهان شده از چشمانم

و آنچه بر پیکر او می ماند نقش انگشتانم

دنگ...

فرصتی از کف رفت

قصه ای گشت تمام

لحظه باید پی لحظه گذرد تا که جان گیرد در فکر دوام

این دوامی که درون رنگ من ریخته زهر، وارهانیده از اندیشه من

رشته حال و ز رهی دور و دراز

داده پیوندم با فکر زوال

پردئه ای می گذرد، پرده ای می آید

می رود نقش پی نقش دگر، رنگ می لغزد بر رنگ

ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ

دنگ... دنگ... دنگ...
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:22 ق.ظ
 
ارسال: #13
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
به سراغ من اگر میآیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگهای هوا، پر قاصدهایی است

که خبر میآرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.

روی شنها هم، نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا میآید.
آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر میآیید،

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:22 ق.ظ
 
ارسال: #14
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
حرف ها دارم
با تو ای مرغی كه می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی!
چه ترا دردی است
كز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از كف من می ربایی؟
در كجا هستی نهان ای مرغ!
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخه های شوق؟
می پری از روی چشم سبز یك مرداب
یا كه می شویی كنار چشمة ادراك بال و پر؟
هر كجا هستی، بگو با من.
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن.
آفتابی شو!
رعد دیگر پا نمی كوبد به بام ابر.
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید.
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا.
روز خاموش است، آرام است.
از چه دیگر می كنی پرواز؟
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:23 ق.ظ
 
ارسال: #15
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
«خانه ي دوست كجاست ؟» در فلق بود كه پرسيد سوار .

آسمان مكثي كرد .

رهگذر شاخه ي نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها

بخشيد .

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت :

« نرسيده به درخت ،

كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه ي پرهاي صداقت آبي ست.

مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ ، سر بدر مي آرد ،

پس به سمت گل تنهايي ميپيچي ،

دو قدم مانده به گل ،

پاي فواره ي جاويد اساطير زمين مي ماني

و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد .

در صميميت سيال فضا ، خش خشي ميشنوي :

كودكي ميبيني

رفته از كاج بلندي بالا ، جوجه بر دارد از لانه ي نور

و از او ميپرسي

خانه ي دوست كجاست؟ »
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:23 ق.ظ
 
ارسال: #16
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
صبح

شوري ابعاد عيد

ذايقه را سايه كرد

عكس من افتاد در مساحت تقويم

در خم آن كودكانه هاي مورب

روي سرازيري فراغت يك عيد

داد زدم

به چه هوايي

در ريه هايم وضوح بال تمام پرنده هاي جهان بود

آن روز

آب چه تر بود

باد به شكل لجاجت متواري بود

من همه مشقهاي هندسي ام را

روي زمين چيده بودم

آن روز

چند مثلث در آب

غرق شدند

من

گيج شدم

جست زدم روي كوه نقشه جغرافي

آي هليكوپتر نجات

حيف

طرح دهان در عبور باد به هم ريخت

اي وزش شوراي شديدترين شكل

سايه ليوان آب را

تا عطش اين صداقت متلاشي

راهنمايي كن
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:28 ق.ظ
 
ارسال: #17
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
زن دم درگاه بود

با بدني از هميشه

رفتم نزديك

چشم مفصل شد

حرف بدل شد به پر به شور به اشراق

سايه بدل شد به آفتاب

رفتم قدري در آفتاب بگردم

دور شدم در اشاره هاي خوشايند

رفتم تا وعده گاه كودكي و شن

تا وسط اشتباه هاي مفرح

تا همه چيزهاي محض

رفتم نزديك آبهاي مصور

پاي درخت شكوفه دار گلابي

با تنه اي از حضور

نبض مي آميخت با حقايق مرطوب

حيرت من بادرخت قاتي مي شد

ديدم در چند متري ملكوتم

ديدم قدري گرفته ام

انسان وقتي دلش گرفت

از پي تدبير مي رود

من هم رفتم

رفتم تا ميز

تا مزه ماست تا طراوت سبزي

آنجا نان بود و استكان و تجرع

حنجره مي سوخت در صراحت ودكا

باز كه گشتم

زن دم درگاه بود

با بدني از هميشه هاي جراحت

حنجره جوي آب را

قوطي كنسرو خالي

زخمي مي كرد
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:28 ق.ظ
 
ارسال: #18
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
باران

اضلاع فراغت مي شست

من با شنهاي

مرطوب عزيمت بازي مي كردم

و خواب سفرهاي منقش مي ديدم

من قاتي آزادي شن ها بودم

من دلتنگ بودم

در باغ يك سفره مانوس پهن بود

چيزي وسط سفره شبيه ادراك منور

يك خوشه انگور

روي همه شايبه را پوشيد

تعمير سكوت گيجم كرد

ديدم كه درخت هست

وقتي كه درخت هست پيداست كه بايد بود

بايد بود

و رد روايت را تا متن سپيد دنبال كرد

اما اي ياس ملون
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:29 ق.ظ
 
ارسال: #19
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
صبح است

گنجشك محض مي خواند

پاييز روي وحدت ديوار

اوراق مي شود

رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را

از خواب مي پراند

يك سيب درفرصت مشبك زنبيل مي پوسد

حسي شبيه غربت اشيا

از روي پلك مي گذرد

بين درخت و ثانيه سبز

تكرار لاجورد با حسرت كلام مي آميزد

اما اي حرمت سپيدي كاغذ

نبض حروف ما

در غيبت مركب مشاق مي زند

در ذهن حال جاذبه شكل از دست مي رود

بايد كتاب رابست

بايد بلند شد

درامتداد وقت قدم زد

گل را نگاه كرد

ابهام را شنيد

بايد دويد تا ته بودن

بايد به بوي خاك فنا رفت

بايد به ملتقاي درخت و خدا رسيد

بايد نشست

نزديك انبساط جايي ميان بيخودي و كشف
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:30 ق.ظ
 
ارسال: #20
RE: هر انچه سهراب سروده!
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
كاج هاي زيادي بلند

زاغهاي زيادي سياه

آسمان به اندازه آبي .

سنگجين ها، تماشا، تجرد .

كوچه باغ فرا رفته تا هيچ .

ناودان مزين به گنجشك .

آفتاب صريح .

خاك خوشنود .

چشم تا كار ميكرد

هوش پاييز بود .

***

اي عجيب قشنگ !

با نگاهي پر از لفظ مرطوب

مثل خوابي پر از لكنت سبز يك باغ،

چشم هايي شبيه حياي مشبك،

پلك هاي مردد

مثل انگشت هاي پريشان خواب مسافر!

زير بيداري بيدهاي لب رود

انس

مثل يك مشت خاكستر محرمانه

روي گرماي ادراك پاشيده مي شد .

فكر

آهسته بود .

آرزو دور بود

مثل مرغي كه روي درخت حكايت بخواند .

در كجا هاي پاييز كه خواهند آمد

يك دهان مشجر

از سفرهاي خوب

حرف خواهد زد؟
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 04:30 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پاسخ به اشعار سهراب سپهري Sky Girl 6 161 03-11-1392 03:24 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  چشم ها را باید شست/ سهراب سپهری Friga 0 90 22-06-1392 09:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  شعر دوست از سهراب سپهري برای فروغ فرخزاد Friga 0 204 21-10-1391 08:28 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  زیباترین قســـم سهراب سپهری mahzad 0 225 05-09-1390 02:13 ب.ظ
آخرین ارسال: mahzad

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان