هرگز - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

هرگز
زمان کنونی: 15-09-1395،08:05 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: libra
آخرین ارسال: libra
پاسخ: 1
بازدید: 205

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: هرگز
ارسال: #1
هرگز
پست‌ها: 5
تاریخ عضویت: 24 شهریور 1390
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 29-08-1390 08:53 ب.ظ توسط Friga
خانه دلتنگ غروبی خفته بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم اه کشید
زود برخواهد گشت
ابری اهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت هست این همه درد؟
در کمین دل ان کودک خرد؟
اری ان روز چو میرفت کسی
داشتم امدنش را باور
من نمیدانستم
معنی"هرگز" را
تو چرا باز نگشتی دیگر؟
اه ای واژه شوم
خو نکرده است دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم,اه!!!



28-08-1390 03:29 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان