هرکسی را جلوه ای است!؟ - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

هرکسی را جلوه ای است!؟
زمان کنونی: 15-09-1395،01:58 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: moderator
پاسخ: 1
بازدید: 240

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: هرکسی را جلوه ای است!؟
ارسال: #1
هرکسی را جلوه ای است!؟
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مرد ثروتمندی دختری زیبا و صاحب جمال داشت. روزی پسری با شرایط بسیار مناسب به خواستگاری دختر آمد و مرد ثروتمن شرط ازدواج را آن گذاشت که پسر به مدت سه ماه در آسیاب دهکده کنارآسیابان و دختر آسیابان کار کند و نشان دهد که حاضر است به کار سختی مثل آسیابانی برای رسیدن به دختر ایده آلش تن در دهد. پسر قبول کرد و در آسیاب همراه آسیابان و دختر آسیابان شروع به کار کرد.

هفته ای که گذشت مرد ثروتمند نزد شیوانا آمد و قضیه را برای شیوانا تعریف کرد گفت: من این کار را کردم تا آن پسر جوان ثابت کند می تواند در سخت ترین شرایط زندگی همراه دختر من باشد! نظر شما چیست استاد!؟ شیوانا لبخندی زد و گفت: تو چگونه گمان کردی که پسری جوان به مدت نود روز در آسیاب کنار آسیابان و دختر دم بختش کار کند و به دختر آسیابان دل نبندد!!؟ مرد ثروتمند با غرور گفت:

می دانید چه می گویی استاد! دختر من در کمال زیبایی و وجاهت است. پوست بلورین و چشمان آبی او در این دیار یکتا ندارد. به انواع هنرها آراسته است و در سخنوری و شعر همتا ندارد. از بابت ثروت هم که تمام ثروت من به او خواهد رسید. چگونه ممکن است پسرک، دختر مرا رها کند و با دختر آسیابان جفت گردد.


این از محالات است! شیوانا سری به علامت مخالفت تکان داد و گفت: اشتباه مکن!! شاید تک دختر تو زیبا و صاحب جمال باشد اما فراموش نکن که هر دختری در عالم حتی زشت ترین آن ها هم جلوه ای برای دوست داشتن دارد. اگر آن پسر در طول این نود روز فقط برای لحظه ای آن جلوه خواستنی را در رفتار و سکنات دختر آسیابان و خانواده اش ببیند، دیری نخواهد پایید که قید دختر و مال و منال تو را خواهد زد و با همان دختر آسیابان ازدواج خواهد کرد.


خطاست اگر تصور کنیم دختران و پسران هم سن و سال و آماده ازدواج وقتی کنار همدیگر قرار می گیرند در بین خود به جست و جوی جلوه ای خواستنی برای دل باختن و همسر شدن نگردند. بی جهت خواستگاری به این خوبی را از دست دادی! مرد ثروتمند نیشخندی زد و گفت: استاد! مطمئن باشید که چنین نخواهد شد! من دختر آسیابان را بارها در بازار دهکده دیده ام و امکان ندارد چیز زیبایی در رخسار او پیدا شود که کسی را به سمت خود جلب کند!


مرد ثروتمند از نزد شیوانا رفت و چهل روز بعد دوباره به سراغ استاد آمد و با حالتی غمگین و افسرده گفت:
حق با شما بود استاد!! پسرک به دختر آسیابان دل باخت و او را به جای دختر بی نظیر و یکتای من برگزید! من متاسفانه خواستگار خوبی را از دست دادم. اما از این بابت ناراحت نیستم. فقط می خواهم بدانم پسرک در دختر آسیابان چه دید که دختر صاحب جمال من را پس زد و به سراغ دختر آسیابان رفت؟ از شما می خواهم شخصا این مساله را از پسرک بپرسید و خبرش را به من بدهید! عصر همان روز پسر و دختر آسیابان نزد شیوانا آمدند تا با دعای خیرش پیوند زناشویی شان را متبرک گرداند. شیوانا از پسر پرسید:

در بین جلوه های دوست داشتنی همسرت کدام یک تو را شیفته او ساخت؟ و پسرگفت:

روزها و هفته ها که در آسیاب به سختی کار می کردیم. هر وقت نزدیک غروب می شد، گرد سفیدی آرد تمام سر و شانه و ابروهای من و آسیابان و دخترش را می پوشاندو ما دم غروب بیرون آسیاب کنار جوی آب بساط چای و عصرانه فراهم می ساختیم و با همان سر و صورت آردی استراحت می کردیم. دیدن دختر آسیابان در آن حالت خاکی و آرد آلود برای من یکی از جالب ترین صحنه ها بود که مطمئنم دختر مرد ثروتمند هرگز نمی تواند چنان صحنه ای را در زندگی برایم فراهم کند. به همین خاطر تصمیم آخر را گرفتم و دختر را از آسیابان خواستگاری کردم.


روز بعد مرد ثروتمند نزد شیوانا آمد و دلیل پسرک را پرسید. شیوانا در حالی که نمی توانست خنده خود را نگه دارد گفت:

چیزی راجع به آرد و خستگی گفت اما من می دانم او در این مدت توانست برای لحظه ای جلوه پسندیدنی و خواستنی دختر آسیابان را شاهد باشد. اشتباه تو از ابتدا این بود که جلوه های شخصی اشخاص را نادیده گرفتی و پسرک را به آن آسیاب فرستادی.

برخیز و برو که اگر دختر زیبای تو الان هزاران خروار آرد بر سر و رویش بمالد باز هم در نظر آن پسر، از لحاظ دلربایی نمی تواند به گرد پای دختر آسیابان برسد! تو مگر این شعر قدیمی را نشنیده بودی که :

هر کسی را جلوه ای است ............. زان جلوه ها اندیشه کن!
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 10:02 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان