...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::.. - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
زمان کنونی: 14-09-1395،07:48 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 19
بازدید: 774

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
ارسال: #11
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
تقوي و آزادي

كساني كه با نام آزادي خو گرفته اند و دم از آزادي مي زنند ممكن است تقوي را مخالف آزادي بدانند. زيرا انسان متقي هر كاري را انجام نمي دهد و هر حرفي رانمي زند. و هز غذايي را نمي خورد. در حالي كه بايد گفت تقوي مصونيت است نه محدوديت و زندان. درست مثل خانه اي كه انسان آن را مي سازد تا از سرما در زمستان و گرما در تابستان او را حفظ كند و هم چنين لوازم خانگي او را از خطر دزد حفظ كند و مثل لباس كه بدن را در مقابل گرما و سرما حفظ مي كند و مايه ي زينت است و بدن را از آلودگي و كثيف شدن حفظ مي كند آيا به خانه و لباس مي توان گفت كه محدوديت و زندان است. تقوي نيز چنين است يعني خطر را از انسان دفع مي كند و انسان را از مخاطرات صيانت مي كند و اين تعبير صيانت اتفاقاً در سخن ائمه ي معصومين وارد شده امير المؤمنين در اين زمينه مي فرمايد: اَلا فَصُو نُواها وَ تَصَوَّنُوا بِها(26) ، يعني تقوي را حفظ كنيد و به وسيله تقوي براي خود مصونيت درست كنيد. تعبير لباس نيز دقيقاً در قرآن آمده آنجا كه مي فرمايد: و لِباسُ التَقوي ذلك خيرٌ لَكُمْ اجامه و لباس تقوي بهتر است براي شما.(27) تقوي نه تنها مخالف آزادي نيست بلكه موجب آزادي انسان است از هر رقيت و بندگي و بردگي زيرا انساني كه اين نيروي روحاني و معنوي در او نيست، برده و بنده ي هوا و هوس و شهوت و اميال خويش است. آيا نديده اي آن جواني را كه تابع شهوات خويش است و از اين موهبت الهي بي نصيب است چگونه هم چون يك انسان اسير كه هر كاري كه آن اسير گوينده بخواهد انجام مي دهد و به هر جا كه او بخواهد مي رود، هر چه شهوات و اميال او حكم كند انجام مي دهد و گاهي در جلو چشم ديگران حركات بسيار زشتي كه دور از عقل است را در راه ارضاء شهوات خود انجام مي دهد يا لباس هاي بسيار زشت و مستهجن را مي پوشد و .... در خطبه ي 228 نهج البلاغه امير المؤمنين مي فرمايد: فَاِنَّ تَقوَي اللهِ مِفتاحُ سداد وَ ذخيرهُ معادٍ وَ عتقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَهٍ وَ نجاهٌ مِنْ كُلِّ هَلَكهٍ. يعني تقوي كليد درستي و اندوخته ي روز قيامت است، آزادي است از قيد هر رقيت، نجات است از هر بدبختي . تقوي در درجه اول و به طور مستقيم از ناحيه اخلاقي و معنوي به انسان آزادي مي دهد و او را از قيد رقيت هوا و هوس آزاد مي كند و رشته ي حرص و طمع، خشم و شهوت و حسد را از گردنش بر مي دارد ولي به طور غير مستقيم در زندگي اجتماعي هم آزادي بخش انسان است آن كس كه بنده و برده پول و مقام است نه تنها خود نمي تواند از نظر اجتماعي آزاد زندگي كند بلكه همانطور كه در گذشته عده اي كه مطيع پول و مقام بودند آزادي ديگران را سلب مي كردند و محصول كار و فعاليت آنها را در خدمت خود مي گرفتند و آنها را به بردگي مي كشيدند، امروز نيز آن كسي كه مطيع و برده ي پول و مقام است به اشكال ديگري و جديدتري آزادي ديگران را سلب مي كند و از حاصل دست رنج ديگران استفاده مي كند مثل سرد مداران آمريكا كه حاضرند به خاطر منافع خود و نفت ديگر كشورها، انسانهاي زيادي را بكشند و منافع آنها را به نفع خود بهره برداري كنند.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:42 ب.ظ
 
ارسال: #12
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
مراتب تقوي

تقوي درجات و مراتبي دارد. پايين ترين مرتبه آن اين است كه از گناهان كبيره و اصرار بر گناهان صغيره اجتناب شود و عدالت به اين مقدار از تقوي محقق مي شود. عدالتي كه در امام جماعت و قاضي و شاهد و مرجع تقليد معتبر و شرط مي باشد و اگر اين مقدار از تقوي نباشد فاسق است اولئكَ هُمُ الفاسقونَ(28)
مرحله ي بالاتر آن اين است كه از انجام گناهان صغيره نيز اجتناب شود يعني نه گناه كبيره انجام دهد و نه گناه صغيره. گناه كبيره مثل دورغ، غيبت، تهمت ، ربا و .... و گناه صغير مثل نگاه به نامحرم مرحله ي بالاتر اين است كه علاوه بر ترك گناهان كبيره و صغيره از مكروهات نيز اجتناب و خودداري كند. مكروهات مثل غذاي داغ خوردن يا با دست چپ غذا خوردن، چاي خوردن و بعد از غذاي چرب آب سرد خوردن و .... درجه ي بالاتر تقوي اين است كه حتي مباح هم انجام ندهد يعني در انجام مباحات قصد قربت و رضاي الهي كند تا مستحب شود آن عمل مباح، كار مباح مثل راه رفتن، غذا خوردن ، خوابيدن كه قصد مي كند كه مثلاً غذا مي خورد تا نيرو بگيرد و بتواند عبادت الهي را انجام دهد و خدمت به خلق كند.
علامه ي حلي نقل مي كند: كه خواجه نصير الدين طوسي يازده سال عمل مباح انجام نداد و هر چه انجام مي داد يا مستحب بود يا واجب(29) مرتبه ي بالاتر اين است كه تقوي داشته باشد از غير خدا، از توجه به غير خدا، از غفلت از خدا.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:42 ب.ظ
 
ارسال: #13
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
آثار تقوي
تقوي در دنيا موجب روشن بيني و بصيرت انسان مي شود چنانچه قرآن در اين باره مي فرمايد: ان تَتَّقُ اللهَ يَجعلْ لَكُمْ فُرقاناً(30) اگر تقوي الهي داشته باشيد خداوند براي شما قدرت تميز و تشخيص مي دهد. در آيه ي 282 سوره ي مباركه ي بقره مي فرمايد: و اتَّقوا اللهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللهُ تقواي الهي داشته باشيد و خداوند به شما مي آموزد بعضي از مفسرين معتقدند كه ذكر اين دو جمله پشت سر يكديگر اشاره داد كه تقوي تأثير دارد در اين كه انسان مورد موهبت افاضه ي تعليم الهي قرار مي گيرد(31) علامه طباطبايي در تفسير الميزان از كتب اهل تسنن نقل مي كند كه رسول اكرم فرمود: لَولا تَكَثُّرٌ في كَلامِكُمْ وَ تَمريجٌ في قلوبِكُم لَرَأَيْتُمْ ما اَري وَ لَسَمِعْتُمْ ما اَسْمَعُ(32) يعني اگر زياده روي در سخن گفتن شما و هرزه چراني دل شما نبود هر چه من مي بينم شما مي ديديد و هر چه مي شنوم مي شنديد. كلمه تمريج از ماده ي مرج است و به معناي چمن و سرزمين علفزار است كه هر چه حيواني بتواند وارد آن شود و درآن راه رود يعني علفزار بي در و پرچين، كنايه از اين دل شما مثل علفزار بي در و بي حصاري است كه هر فكري به آن راه مي يابد اما اينكه از نظر علمي چگونه تقوي موجب روشن بيني مي شود. حضرت علي (ع) مي فرمايد: اَصدِقائُكَ ثُلاثهٌ و اعدائك ثلاثه فأَصدقائك: صَديقُكَ وَ صَديقُ صَديقك وعدوُّ عدوِّكَ دوستان تو سه دسته اند و دشمنانتان هم سه دسته اند اما دوستانتان : دوست مستقيم تو ، و دوست دوستت و دشمن دشمنت. و اعاژدائك: عدوّكَ وَ عَدوُّ صَديقِكَ و صَديقُ عدوِّكَ(33) و دشمنان تو عبارتند از دشمن تو و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو ، طبق اين حديث امير المؤمنين يك دسته از دوستان را دشمن دشمن انسان مي داند كه اين خود سري دارد چرا كه دشمن دشمن، موجب صرف نيروي دشمن انسان به سوي خود مي شود و دشمن انسان به سوي خود مي شود و دشمن انسان را به خود مشغول مي كند و دشمن نمي تواند يا كمتر مي تواند متوجه انسان شده و به او ضربه بزند و اين خود نوعي كمك و مساعدت است.
در وجود انسان نيز بين قوا و عزائر چنين تأثير و تأثري وجود دارد كه برخي از قوا نيروي برخي ديگر را از بين مي برند. پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: صديقُ كُلُّ امرءٍ عَقْلُهُ(34) دوست راستين هر كس عقل اوست. عقل همچون چراغي فرا روي انسان راه را از چاه به انسان نشان مي دهد و تعبيري ديگر همچون پيامبر دروني به انسان فرمان مي دهد اما اين چراغ در صورتي نورافشاني مي كند و راه را به انسان نشان مي دهد كه گرد و غبار و مه اطراف آن را فرانگرفته باشد و مانع نور افشاني آن نشده باشد و يا در صورتي فرمان اين پيامبر دروني به گوش جان انسان مي رسد كه فريادهاي مخالف بلند نباشد هوا و هوس يكي از اين فريادها مي باشد چنانچه پيامبر فرمود: اَعدي عَدوِّك نفسك الْتي بَينَ جَنبيكَ(35) بزرگترين دشمن تو نفس تو است.
كه بين دو پهلوي تو قرار گرفته و علت اين كه نفس بزرگترين دشمن است اين است كه با عقل مي توان به جنگ هر دشمني رفت اما اگر دشمني عقل انسان را بدزدد و نور آن را خاموش كند با چه سلاحي مي توان به جنگ آن رفت حضرت علي (ع) درباره ي عجب و خود پسندي فرمود: عُجبُ المرءِ بنفسه اَحَدُ حُسّادِ عَقلِهِ(36). خودپسندي انسان يكي از اموري است كه با عقل وي حسادت و دشمني مي ورزد. درباره طمع فرمود اكثر مَصارِع العقولِ تَحتَ بُروِق المَطامِع(37) بيشتر زمين خوردنهاي عقل آنجا است كه برق طمع جستن مي كند. عجب و خوء پسندي و طمع نيز از دشمنان عقل به شمار مي روند.
جايي كه اين فريادهاي مخالف بلند باشد صداي عقل به گوش جان نمي رسد و در حقيقت حاكم اين هواها و هوسها و طمع و .... هستند نه عقل همچون گوينده اي كه براي اينكه صدايش به شنوندگان برسد بايد شنوندگان سكوت كنند و اگر هر كسي بخواهد براي خودش فرياد بزند صداي گوينده را خودش هم نمي شود و يا اگر در خانه اي زيبا گرد و غبار و مه زياد باشد انسان نمي توان در و ديوار آن را ببيند چنانچه شاعر مي گويد:
حقيقت سرايي است آراسته
هوا و هوس گرد برخاسته
نبيني كه هر جا كه برخاست گرد
نبيند نظر گرچه بيناست مرد
اثر تقوي اين است دشمن دشمن انسان است و به فرمايش امير مؤمنان دشمن دشمن يكي از دوستان انسان است يعني تقوي دشمن هوا و هوس و طمع و عجب مي باشد ملكه تقوي كه آمد دشمن عقل را رام و مهار مي كند و نمي گذارد اثر عقل را خنثي كند. اگر انسان در هر چه شك كند در اين نمي تواند شك كند كه گاهي انسان عيوبي را در ديگران مي بيند و بازگو مي كند، عيوب ديگران را ، در حالي كه آن عيب در خود او بيشتر است چه چيزي مانع از آن شده كه آن عيب را در ديگران ببيند و در خود نبيند يعني چه چيزي باعث كوري و كري او نسبت به عيوب خود شده تنها چيزي كه باعث كوري و كري او شده عجب و خود پسندي و غرور او مي باشد.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:43 ب.ظ
 
ارسال: #14
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad


ب)تقوي موجب گشايش در كارها

اثر ديگر در دنيا حل شدن مشكلات و آسان شدن كارها و بيرون آمدن از تنگناها و مضايق است. قرآن كريم مي فرمايد: وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخرجاً.(38) هر كس كه تقوي الهي داشته باشد خداوند براي او راه بيرون شدن از شدائد قرار مي دهد و در 2 آيه بعد مي فرمايد: وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ اَمرِهِ يُسراً هر كسي كه تقوي الهي داشته باشد خداوند يك نوع آساني در كار او قرار مي دهد. مضايق و تنگناهايي كه براي انسان پيش مي آيد دو گونه است. يكي تنگناهايي كه انسان در ايجاد آنها نقشي ندارد مثل تصادف قطارها و طوفاني شدن دريا و غرق شدن و زلزله ها ، تأثير تقوي در حل اينگونه تنگناها همچون استجابت دعا است.
اما نوع دوم تنگناهايي كه در زندگي انسان پيش مي آيد تنگناهايي است كه اختيار انسان در ورود به آنها مؤثر است و در هنگام ورود نيز در خروج از آنها تأثير بسياري دارد. عمده گرفتاريهايي كه در زندگي انسان پيش مي آيد و زندگي انسان را تلخ و شقاوت آلوده مي كند و سعادت دنيوي و اخروي انسان را سلب مي كند ابتلائات سوء اخلاقي و اجتماعي است. در حقيقت اين ابتلائات و گرفتاريها از ناحيه ي بزرگترين دشمن انسان به وجود مي آيد و آن دشمن كسي نيست جز هواي نفس انسان. هم چنان كه پيامبر اسلام فرمود: اعدي عدوُّكَ نَفسُكَ الّتي بَينَ جَنبيكَ . بالاترين دشمن تو نفس تو است كه بين دو پهلوي تو است. ابتلائات و مضايق و گرفتاريها در تاريكي معاصي و غبار هواهاي نفساني پيش مي آيد و تقوي به دليل اين كه اثر اول يعني روشن بيني را داشت در تاريكي معاصي نيز راه خروج از آن تنگنا را به انسان نشان مي دهد درست مثل هنگامي كه شخصي هنگام تب در اتاقي نشسته و يك مرتبه و ناگهان برق قطع شده و همه جا تاريك مي شود اين فرد اگر بخواهد از اين تاريكي خارج شود چون چشمش جايي را نمي بيند با ديوار برخورد مي كند و نمي داند كه درب اتاق كجاست اما هنگامي كه شمعي را روشن كند راه خروج و درب اتاق را پيدا مي كند و به آساني خارج مي شود و اين مشكل براي او آسان مي شود. با آمدن تقوي تاريكي معاصي و هواهاي نفساني روشن مي شود و غبار شهوات فرو مي نشيند در نتيجه عقل راه صحيح را تشخيص مي دهد. و همچنين تقوي موجب مي شود كه انسان به جاي اين كه نيرو و وقت خود را صرف برآوردن اميال نفساني و ارضاء شهوات نا مشروع كند. نيرو و وقت خود را صرف حل مشكلات و خروج از تنگناها كند. دشمن به دشمن آن نپسندد كه بي خرد با نفس خود كند به مراد هواي خويش امير مؤمنان در خطبه ي 181 مي فرمايد: و اعْلَمُوا اَنَّه مَنْ يَتَقَّ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخرَجاً مِنْ الفِتنِ وَ نُوراً مِنَ الظُلَمِ. بدانيد كه هر تقوي الهي داشته باشد خداوند براي او راه بيرون شدن از فتنه ها، و نوري به هنگام تاريكي قرار مي دهد. حضرت يوسف آن هنگام كه برادران براي گرفتن گندم پيش عزيز مصر آمدند و گردن خود را كج كرده و با ذلت گفتند: يا اَيُّها العَزيزُ مَسَّنا وَ اَهْلَنَا الضُرُّ وَ جِئِنا بِبِضاعَهٍ مُزجاهٍ فَأوفِ لَنا الكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلْينا(39) اي عزيز و اي مهمتر و خانواده مان بدبخت شده ايم و وجه ناقابلي براي خريد گندم با خود آورده ايم كيل تمام به ما بده و بر مسكينان تصدق كن تا اين وقت خودش را معرفي نكرده بود در اين وقت خواست خودش را به آنها بشناساند گفت: قالَ هَلْ عَلِمْتُم ما فَعَلْتُمْ بِيُوسفَ وَ اَخيهِ اِذْ اَنْتُمْ جاهِلُونَ(40) ، گفت يادتان هست كه از روي جهالت و ناداني با يوسف و برادرش چه كرديد همين كه اين جمله را گفت كه آيا يادتان هست با يوسف و برادرش چه كرديد آنها يكه خوردند وگفتند: قالوا أَأِنَكَ لَاَنْتَ يوسفُ(41). آيا تو يوسف هستي گفت: قالُ اَنَأ يوسفُ وَ هذا اخي قَدْمَنَّ اللهُ عَلَينا(42). بله من يوسفم و اين هم برادرم است خداوند عنايت خاص خود را شامل حال ما گردانيد.
يعني آنجايي كه بهترين و زيبا ترين زن مصر به من كه غلام و زير دست بودم پيشنهاد و در خواست گناه كرده. من خودم را در پناه تقوي نگه داشتم و گفتم رَبِّ السجنُ اَحَبُّ اِليَّ مِمّا يَدْ عُونَني اليه(43) ، پرودگار من ، زندان برايم از آنچه مرا به آن فرا مي خوانند دوست داشتني تر است و بيشتر دوست دارم و اين تقوي باعث نجات يوسف از آن بن بست و تنگنا شد. اّنَّهُ مَنْ يَتَقَّ وَ يَصْبِرْ فَإنَّ اللهَ لا يُضيعُ اَجَر المُحسنينَ(44) هر كس تقوي پيشه كند و صبر داشته باشد پس به درستي خدا اجر نيكوكاران را ضايع نمي كند.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:43 ب.ظ
 
ارسال: #15
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

ج) تقوي ملاك قبولي اعمال

هر عملي كه انسان انجام مي دهد شرط قبوليش اين است كه انسان متقي باشد يعني تنها اعمال متقين قبول است. نه هر عملي كه هر انساني انجام دهد خداوند متعال در سوره ي مائده آيه ي 27 مي فرمايد: اِنَّما يَتَقَبَّلُ اللهُ مَنَ المُتَقينَ. خدا هر عملي را از متقيان مي پذيرد. و سر آن اين است كه انسان متقي اعمال نيك خود را با خلوص نيت كامل و رضاي الهي انجام مي دهند و همين امر سبب قبولي آن مي شود. و اما آن كسي كه تقوي ندارد اعمال نيكش تنها صورت و ظاهر عمل نيك را دارد اما باطن آن كه نيت خالص است را دارار نيست و لذا عملش قبول نمي شود. مثل آن كسي كه در زمان امام صادق بود به آن حضرت خبر دادند كه فردي است بسيار نيكوكار و به فقرا و مساكين زياد انفاق مي كند. روزي امام صادق آن فرد را زير نظر گرفت و ديد رفت به در دكان نانوايي و تا نانوا مشغول درآوردن نان از تنور بود آهسته و به صورتي كه نانوا متوجه نشود سه قرص نان برداشت و آن را مخفي كرد و بعد به سه فقير رسيد و هر كدام را به يك فقير داد. امام صادق نزد او رفت و از علت كار او جويا شد. آن مرد گفت مگر قرآن نخوانده اي و اين آيه را كه مي فرمايد:
مَنْ جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ اَمثالِها هر كس كار نيكي كند خداوند ده برابر به او پاداش مي دهد وَ مَنْ جائَ بِالسَّيئَه فلا تُجزي(45) اِلّا مِثلَها و هر كس كار بدي انجام دهد تنها همان مقدار مجازات مي شود پس من سه كار نيك كرده ام كه پاداش آن 30 حسنه است و سه سيئه انجام داده ام. نتيجه اين كه 27 حسنه برايم ثبت مي شود. امام فرمود: اِنَّما يَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَقينَ(46) ، يعني پاداش ده برابر تنها به كسي داده مي شود كه متقي باشد.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:43 ب.ظ
 
ارسال: #16
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

د) آمرزش و بخشش گناهان گذشته

تقوي موجب بخشش گناهان گذشته و محو و پاك شدن آنها مي گردد. انسان متقي خود را گناهكار مي داند حتي اگر فقط مكروهي انجام داده باشد يا عملي كه از اخلاق شايسته نيست انجام داده باشد همين امر او را وادار به توبه و در نتيجه آمرزش گناهان مي كند. امير مؤمنان و فرزندان معصوم او با مقام عصمت هنگامي كه به درگاه خدا مناجات مي كردند از خدا درخواست بخشش و استغفار مي كردند به همين صورت انسان متقي نيز خود را گناهكار مي داند و به درگاه خدا استغفار كرده و توبه مي نمايد.
خداوند مي فرمايد: يا اَيُّهَا الذينَ امَنوا اِنْ تَتَقُوا اللهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرقاناً وَ يُكَفِر عَنكُمْ سيئاتِكسمْ وَ يَغْفِرْ(47) لَكُمْ اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر تقوي داشته باشيد خدا به شما فرقان « قوه ي تميز حق از باطل و تشخييص راه سعادت از شقاوت» مي بخشد و گناهان شما را مي پوشاند و شما را مي آمرزد. در اين آيه به صراحت بيان شده كه آنچه موجب مي شود كه خداوند گناهان انسان را ببخشد و بيامرزد تقوي مي باشد.

3- روزه و قناعت

قناعت از صفات پسنديده و نيك اخلاقي است و نقطه اي مقابل و ضد آن طمع مي باشد. طمع در لغت به معناي حرص به چيزي(48) ، چشم داشت ، فريفته بودن و مال دوستي است و در اصطلاح علماي اخلاق عبارت است از توق داشتن در مال مردم و به عبارت ديگر به خدا و خود متكي نبودن و به آنچه دارد قانع و راضي نباشد و هميشه احساس كمبود و نقصان در زندگي كردن و از اين وضع گلايه داشتن اين رذيله ي اخلاقي مي باشد و آثار زيانباري به دنبال دارد. و قناعت در لغت يعني راضي بودن به آنچه قسمت و روزي انسان است(49) يا راضي بودن به قليل و كم و قناعت(50) در اصطلاح : حالتي است براي نفس كه موجب اكتفا كردن به حد نياز و حاجت مي شود به عبارت ديگر انسان قانع به خدا متكي است و به آنچه به او داده راضي و خشنود است و با عزت نفس و آبرو داري به سر برده و چشم به دست ديگران ندوخته است و از نداشتن امور مادي اندوهگين و حسرت زده نمي باشد.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #17
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

ارزش و فوايد قناعت

انسان اگر به آثار و نتايج قناعت پي ببرد ميل و رغبت او به كسب اين صفت پسنديده زياد مي شود.

آثار قناعت

الف) قناعت باعث عزت و سر بلندي

همه ي انسان ها عزت و سربلندي را دوست دارند. قناعت موجب عزت و سربلندي انسان در چشم مردم مي گردد و در مقابل طمع موجب ذلت و خواري انسان در نظر مردم مي گردد. امام علي (ع) مي فرمايد: كَفي بِالقَناعِهُ مُلكاً وَ بِحُسنِ الخُلقِ نَعيماً وَ سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالي: فَلَنُحيِيَنَّهُ حياهً طيبهً(51) . فقال هِيَ القَناعه آدمي را قناعت براي دولتمندي و خوش خلقي براي فراواني نعمتها كافي است. از امام سؤال شد تفسير، آيه ي فَلَنُحيِيَنَّهُ حياه طبيبه چيست؟ فرمود قناعت است.
سعدي مي گويد:
قناعت توانگر كند مرد را
خبر كن حريص جهانگرد را
قناعت كن اي نفس بر اندكي
كه سلطان و درويش بيني يكي
چو سيراب خواهي شدن ز آب جوي
چرا ريزي از بهر برف آبروي

ب) قناعت مال تمام نشدني و بي نيازي واقعي

فقر و احتياج چيزي است كه همه از آن نفرت دارند و غني و بي نيازي چيزي است كه همه آن را دوست دارند بسياري از مردم چون غني و بي نيازي را در پول و ثروت و امور مادي و تجملات مي بينند سعي و تلاش مي كنند تا با فراهم كردن اين امور خود را غني و بي نياز سازند در حالي كه اين امور خود موجب نوعي نيازمندي و احتياج است يعني براي اداره و حفظ اينها از گزند دزد و بقيه ي خطرات به چيزهاي ديگري و يا حتي به ديگران نيازمند مي شوند مثل اين كه هر گاه شخصي ثروتمند بخواهد به مسافرتي برود براي حفظ خانه و اموالش نياز به افراد ديگر پيدا مي كند. اما آنچه موجب بي نيازي انسان مي شود قناعت است. قناعت و سازگاري به آنچه براي انسان فراهم شده و احتياجات ضروري او را برآورده مي كند. حضرت علي (ع) مي فرمايد: القناعتُ مالٌ لا يَنفَدُ(52) قناعت مالي پايان ناپذير . هم چنين آن حضرت مي فرمايد: الغِني الْاَكبرُ اَلْيَأسُ عَما في اَيدي الناسِ(53) برترين بي نيازي و دارايي نوميدي است از آنچه در دست مردم است. شاعر مي گويد:
به قناعت كسي كه شاد بود
تا بود محتشم نهاد بود
و آن كه با آرزو كند خويشي
افتد از خواجگي به درويشي
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #18
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

ج) قناعت باعث آسايش خاطر و آرامش روان

بيشتر مردم آسايش و راحتي تن و روان را در تحصيل مال و ثروت و تجملات و كسب مقام مي دانند در حالي كه مال و ثروت نه تنها باعث آسايش و راحتي نيست بلكه باعث ترس و اضطراب انسان مي گردد ترس از دزديده شدن آن و .... و تنها قناعت و اكتفا كردن به قدر نياز باعث آسايش خاطر و آرامش روان است. حضرت علي (ع) مي فرمايد: لاكَنزَ اَغني مِنَ القَناعَهِ وَ لا مالَ اَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ للرِّضي بِالقُوتِ وَ مِنَ اقْتَصَرَ عَلي بُلغَهِ الكَفافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرّاحَهَ، وَ تَبَوَّأَ خَوضَ الدَّعهِ و الرَّغبَهُ مِفتاحُ النَّصبِ مَطِيَّهُ التَّعَب(54) . هيچ گنجي بي نياز كننده تر از قناعت و هيچ مالي در فقر زدايي ، از بين برنده تر از رضايت دادن به روزي نيست و كسي كه به اندازه كفايت از دنيا بهره مند باشد. به آسايش دست يابد و آسوده خاطر گردد، در جالي كه دنيا پرستي كليد دشواري و مركب رنج و گرفتاري است.
گفت پيغمبر چيست جز گنج روان
گنج را تو وا نمي داني ز رنج
اين قناعت نيست جز گنج روان
تو مزن لاف اي غم و رنج و روان
در جايي ديگر مي گويد:
چو قناعت را پيمبر گنج گفت
هر كسي را كه رسد گنج نهفت

د) قناعت باعث حريت و آزادي

قناعت باعث آزادي فكري و روحي انسان شده و سبب استقلال انسان است هم چنانكه سبب بردگي مي شود امير مؤمنان مي فرمايد: استغنِ عَمَّنْ شئتَ تكن نَظيره(55) ( با قناعت) خود را از هر كسي بي نياز گردان تا در « شخصيت و آزادگي» نظير او گردي بنابراين وقتي انسان به آنچه دارد راضي و قانع باشد و چشم داشتي به ديگران نداشته باشد. آزادانه رفتار مي كند و آزادانه سخن خود و نظر خود را بيان مي كند. ابوذر از صحابه امير المؤمنين است فردي كه پيامبر درمورد او فرمود: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده و اگر كسي زهد عيسي بن مريم را مي خواهد ببيند، ابوذر را ببيند. در زمان خلافت عثمان به تبعيضاتي كه در بيت المال روا مي داشت و بقيه ي اعمال ننگين او اعتراض مي كرد. عثمان براي خاموش كردن فرياد اعتراض او دو نفر را شبانه مأمور كرد كه دويست دينار به در خانه ي ابوذر برده و به او بدهند. وقتي اين دو نفر به در خانه ي ابوذر آمدند. ابوذر پرسيد به هر مسلماني دويست دينار مي دهيد گفتند نه اين مخصوص تو است . ابوذر در جواب گفت : من به اين پولها نيازي ندارم گفتند ما كه در خانه ي تو چيزي نمي بينم گفت: من ولايت علي و اهل بيت او را كه پاك هستند دارم لذا « از هر كس و هر چيز» بي نيازم و بدين ترتيب قناعت ابوذر باعث شد تا بتواند آزادانه سخن خود را بگويد. در اسلام دنيا و نعمت هاي مادي آن هدف نيست بلكه وسيله اي براي تكامل معنوي و سعادت جاويد مي باشد. روزه به انسان مي آموزد كه بايد از نعمتهاي دنيا به قدر حاجت و رفع نياز قناعت و اكتفا نموده و انسان را از غرق شدن در ماديات مي رهاند و تمرين عملي مي باشد براي قناعت.

4-روزه و آمادگي براي دعا

روزه و رمضان باعث پاك شدن انسان از آلودگي ها و رجس گناهان و پليدي ها شده و باعث تلطيف روح و روان انسان شده و انسان آمادگي پيدا مي كند براي دعا و مناجات با خدا بي سبب نيست كه پيامبر مي فرمايد: دعائكم فيه مستجاب(56) دعاي شما « روزه داران» در اين ماه مستجاب است درباره ي دعاء بحث هاي فراواني مطرح است از جمله اين كه حقيقت دعا چيست؟ دعا موجب سستي و تنبلي نمي شود؟ شرايط استجابت دعا چيست؟ كه هر كدام را بايد در جاي خود پاسخ داد اما آنچه مسلم است اين است كه دعا كردن با قلب پاك شده از گناهان و با زبان پاك از آلودگي ها و معاصي به هدف اجابت نزديكتر است. هم چنانكه در حديث آمده كه خدا را با زباني كه با آن معصيت نكرده ايد، بخوانيد و دعا كنيد. زيرا ابزار گناه و نافرماني نمي تواند سبب استجابت دعا شود.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #19
RE: ...:: نکاتی ناب در روزه و رمضان ::..
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

پي نوشت ها :

1. لسان العرب، ج 1
2. مفردات راغب،
3. لسان العرب جلد1
4. مفردات راغب
5. «روزه روشي نوين براي درمان بيماريها» ص65 –چاپ اول
6. فروع كافي-ج4-ص66-وسايل ج7-ص3
7. فروع كافي، جلد 4 صفحه181
8. بحار، جلد 96 صفحه 371
9. سوره ي اعراف، آيه 137
10. بحار الانوار-ج 82- ص 137
11.ميزان الحكمه، ماده صبر و شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص319
12. سوره اعراف،آيه 17
13. سوره ي حجر، آيه 99
14. شرح نهج البلاغه ، ج20، ص253
15. اصول كافي-باب صبر-حديث7
16. سوره معارج، آيه19 تا 22
17. سوره اسراء-آيه 72
18. سوره بلد، آيه 4
19. بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 160
20. بحار الانوار ، جلد 67، ص210
21. بحار الانوار-جلد45 و مشير الاحزان-صفحه90
22. بقره-45
23 -فروع كافي-جلد4-صفحه63و66
24. بقره ، 45
25. بقره ، 183
26. شهيد مطهري، ده گفتار صفحه 25
27. نهج البلاغه ، خطبه 189
28. سوره ي اعراف، آيه 26
29. سوره ي حشر: آيه 19
30. شهيد مطهري آشنايي با قرآن-ص173
31. سوره ي انفال-آيه 29
32. شهيد مطهري-ده گفتار –ص41
33. الميزان – ج 2-ص16
34. نهج البلاغه –حكمت 295
35. بحار الانوار – ج1ص87
36. بحار الانوار – ج70 –ص64
37. نهج البلاغه ، حكمت 212
38. نهج البلاغه،‌حكمت 219
39. سوره طلاق-آيه 2
40. بحار الانوار‌،ج7، ص64
41. سوره يوسف، آيه88
42. سوره يوسف،آيه89
43. سوره يوسف،آيه 90
44. سوره يوسف،آيه 90
45. سوره يوسف، آيه 33
46. سوره يوسف،آيه 90
47. سوره انعام، آيه 160
48. سوره مائده،آيه 27
49. سوره انفال، آيه 29
50. المنجد واژه طمع
51. المنجد واژه ي قنع
52. مجمع البحرين، ج 2،‌ص552
53. سوره نحل، آيه97
54. نهج البلاغه ، حكمت 57
55. نهج البلاغه-حكمت 342
56. نهج البلاغه- حكمت 371
57. جامع السعادات: جلد 2 ، صفحه 82
58. ميزان الحكمه ، جلد 5 ، صفحه 2132
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-04-1391 09:45 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ...:: معنای باز بودن درهای بهشت و بسته بودن درهای جهنم در ماه رمضان ::... Friga 7 338 10-05-1391 06:54 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ...:: پنج عامل مهم تضعیف ارزش روزه ::... Friga 2 276 10-05-1391 06:50 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ...:: کتابشناسی ماه مبارک رمضان ::... Friga 1 300 10-05-1391 06:48 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  ...:: رمضان، دار ضيافت الله و ميزبان كريم ::... Friga 3 309 10-05-1391 06:36 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  درباره رمضان yasna 3 309 09-05-1391 07:01 ب.ظ
آخرین ارسال: yasna

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان