نقد کتاب «زن در نهج البلاغه» - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

نقد کتاب «زن در نهج البلاغه»
زمان کنونی: 13-09-1395،09:05 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 1
بازدید: 186

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: نقد کتاب «زن در نهج البلاغه»
ارسال: #1
نقد کتاب «زن در نهج البلاغه»
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
يکى از موضوعات مورد توجه زن پژوهان در ساليان اخير، به خصوص پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در ايران و برخى کشورهاى اسلامى موضوع زن در نهج البلاغه، يا زن از نگاه امير المؤمنين على عليه السلام است.

توجه به اين موضوع از چند زاويه قابل توجيه است، نخست آن که در ميان امامان معصوم شيعه، امام على عليه السلام از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است به گونه‌اى که حجم روايت‌هاى غير فقهى از ايشان حجم قابل توجهى از روايات شيعى را تشکيل مى‌دهد به خصوص آن‌که مجموعه به نسبت منسجمى از کلمات قصار، خطبه‌ها و نامه‌هاى آن حضرت به همت سيد رضى(ره) به صورت کتابى مستقل در دسترس است که بررسى و خوانش ديدگاه‌هاى آن حضرت را آسان‌تر مى‌کند. اعتنا و پذيرش آن حضرت توسط ساير فرق اسلامى به عنوان صحابى خاص پيامبر اکرم(ص) و يکى از خلفاى برجسته، اهميت ديدگاه‌هاى ايشان را به طور عام و به طور خاص (در موضوع زنان) بيشتر مى‌کند. دوم آن‌که زن در نهج البلاغه از جايگاه خاصى برخوردار است چه به لحاظ تعداد جملات و کلماتى که به زن اختصاص پيدا مى‌کند و چه به لحاظ نوع گويش و توصيف زنان از زبان امام على (ع).

شکى نيست که مواجهه اوليه و سطحى با نهج البلاغه، نوعى بدبينى و مذمت جايگاه و نقش زنان از منظر امام على(ع) را به مخاطب القا مى‌کند و به همين دليل بررسى و تحقيق در اطراف اين موضوع بخشى از دغدغه‌هاى اسلام شناسان و شارحان کلام امير المؤمنين(ع) را به خود اختصاص داده است.

کتاب «زن در نهج البلاغه» تأليف دکتر نجوى صالح الجواد و ترجمه ورود سلامى و مقدمه دکتر سيد محمد بحر العلوم که توسط انتشارات زمزمه زندگى و در تيراژ 3000 نسخه در تابستان 1384 منتشر شده است از جمله آثارى محسوب مى‌شود که به غرض دفاع از حريم نهج البلاغه و در توجيه و تبيين ديدگاه‌هاى امام على (ع) درباره زنان به رشته تحرير درآمده است.

مقدمه کتاب که توسط دکتر سيد محمد بحرالعلوم از دانشمندان عراقى و مقيم لندن به رشته تحرير درآمده است، به شرح حال آشنايى ايشان با نويسنده کتاب، خانم نجوى صالح الجواد و چگونگى شکل گيرى اين کتاب و تدوين آن اختصاص دارد و البته دکتر بحر العلوم در اين مقدمه به ايده اصلى کتاب که بسيار مايه بهت و شگفتى ايشان شده است، اشاره مى‌کند.

« ملاحظه نمودم که دستيابى ايشان به موضوع با دقت و توجه و اعتنايى فراوان بود و سعى داشت آنچه در نهج البلاغه در مورد مذمت زن آمده است و بسيارى از شراح به آن پرداخته‌اند، را توجيه نمايد و تأکيد نمايد که کلام حضرت در اين خصوص نتيجه شرايط خاص و جبهه‌گيريى بود که عليه حضرت شده بود و مسلمانان بهاى سنگين آن را پرداخت کردند از سخنان ايشان به شگفت آمدم و در تمام مدت غرق در سخنان ايشان بودم»(صفحه7)

مقدمه بعدى کتاب مقدمه خانم دکتر نجوى صالح الجواد است که به معرفى اجمالى کتاب و فصول مختلف آن پرداخته و داستان تدوين کتاب را بيان مى‌کند. و در نهايت مقدمه مترجم است که نکته مهمى دربرندارد.

اما اصل کتاب از يک ديباچه و دو بخش اصلى تشکيل شده است. ديباچه که به نسبت مفصل نگاشته شده است، در دو فصل تنظيم شده است که در فصل اول نگاهى اجمالى به زندگانى و فضايل و مناقب امام امير المؤمنين(ع) مى‌شود و در فصل دوم نهج البلاغه آن حضرت به اختصار معرفى مى‌شود و تلاش مى‌شود به برخى شبهات درباره استناد نهج البلاغه به امام على(ع) و يا سيد رضى پاسخ داده شود.

بعد از ديباچه بخش اول کتاب آغاز مى‌شود. در فصل اول اين بخش نگاهى اجمالى به کلمات آن حضرت درباره زنان شده که در چهار بخش خطبه‌ها ونامه‌ها، وصيت‌ها، حکمت‌ها، مثل‌ها و اضافات ابن ابى الحديد دسته بندى شده است. در اين بخش مؤلف به نقل کلمات امام على(ع) پرداخته و ازتفسير و يا توضيح فقرات نقل شده صرف نظر مى‌کند.

در فصل دوم مؤلف به بحث زن در آيات قرآن مى‌پردازد. تلاش مؤلف آن است که بعد از نقل فقراتى از کلام امير المؤمنين با رجوع به آيات قرآنى و سنت نبوى (در فصل سوم) به ملاک و مبناى روشنى براى فهم و تفسير کلمات امام على(ع) دست پيدا کند.

نويسنده با مراجعه به آيات الهى، موضوع زن در قرآن را در سه محور کلى انسانيت زن، زن در جامعه و زن به عنوان زن، پى مى‌گيرد.

در بحث انسانيت زن، وحدت آفرينش و خلقت ميان زنان و مردان و تساوى ايمانى،

(تساوى در ارزش‌هاى ديني) وحدت کمال عقلى را نتيجه مى‌گيرد. از آن جا که يکى از موضوعات جنجالى نهج البلاغه موضوع عقل زنان است مؤلف با تمسک به وحدت در تکاليف وحدت کمال عقل در زن و مرد را تبيين مى‌کند: «اگر بين زن و مرد در تکاليف الهى تفاوتى باشد درآن صورت قواى عقلانى زن و مرد نيز باهم متفاوت است ولى چنان‌چه تکاليف دينى و الهى زن و مرد با هم مساوى باشد در آن صورت چاره‌اى جز اين نيست که به تساوى قواى عقلانى زن و مرد حکم کنيم»(صفحه 99)

در موضوع زن در جامعه نويسنده با استفاده از مدل تفکيک نقش‌ها و وظايف در خانواده به توجيه اختلاف در احکام فقهى از قبيل ارث مى‌پردازد که بر اين اساس تفاوت‌ها نه بيان‌گر تنقيص، که بيان‌گر تفاوت در مسئوليت‌ها و وظايف است. در موضوع سوم يعنى زن بودن زن، به مباحثى از قبيل زينت زن، حجاب و پوشش و احکام نگاه و استقرار در منزل اشاره مى‌شود و به تبيين و توضيح آيات وارده در اين باب پرداخته مى‌شود.

در فصل سوم از بخش اول، مؤلف محترم با بيان مصاديقى از سنت و سيره پيامبر (ص) درباره زنان، به نقش اجتماعى برجسته زنان در زمان پيامبر(ص) اشاره مى‌کند.

بخش دوم که مهم‌ترين بخش کتاب محسوب مى‌شود به تفسير، توجيه و تبيين کلام امير المؤمنين على عليه السلام درباره زنان پرداخته مى‌شود. در مقدمه فصل اول اين بخش به روش نويسنده در تفسير کلام امير المؤمنين على (ع) اشاره مى‌شود که دو رويکرد کلى پيشنهاد مى‌شود.

1- در مواردى که روايت مخالف با آموزه‌هايى است که از قرآن کريم و سنت نبوى به دست مى‌آيد، روايت به عنوان روايت مجعول طرد مى‌شود.

2- تلاش مى‌شود با فهم فضا و زمان صدور روايت به فهم عميق‌ترى از نصوص دست پيدا کرد تا بتوان رواياتى را که به ظاهر در خدمت زنان وارد شده است، توجيه کرد. از جمله رواياتى که بر اساس مدل اول با آنها رفتار مى‌شود، روايت معروف«المرأة شر کلها و شر ما فيها انه لابد منها» است.

مؤلف با توجه به عدم وجود گزارش تاريخى که بتوان اين کلام را بر اساس آن تفسير کرد و از سوى ديگر مخالفت اين روايت با نصوص قرآنى و سنت نبوى اين روايت را رد مى‌کند و کلام شارحان در توجيه اين روايت را نقادى مى‌کند.

بر همين سياق و البته با توضيحات کم و بيش متفاوتى مؤلف محترم نسبت به حديث معروف حضرت ، بعد از جنگ جمل « ان النساء نواقص العقول... برخورد مى‌کند .

اما رواياتى که مى‌توان از آنها فهم عميق‌ترى به‌دست آورد و با توجه به قراين داخلى(ساير کلام آن حضرت) و يا قراين خارجى (رويدادها و وقايع) بتوان آن‌ها را توجيه کرد، دسته بيشترى از روايات را شامل مى‌شوند. از همين قبيل است روايت معروف« فاتقوا شرار النساء و کونوا من خيارهن على حذر و لا تطيعوهن فى معروف حتى لا يطمعن فى منکر» که بر اساس برخى شواهد تاريخى مراد از آن مذمت عايشه ام المؤمنين است و يا رواياتى که در مذمت مشورت با زنان وارد شده است که کلام آن حضرت به ضميمه قراين کلامى ديگر و حکمت کلام آن حضرت نهى از مشورتى است که بر اساس عقل پايه‌گذارى نشده است.

فصل دوم از بخش دوم اين کتاب اصل ارتباط نصوص نهج البلاغه با حوادث و وقايع تاريخى دوباره مورد بازخوانى قرار مى‌گيرد که در توجيه آن مى‌توان به اهميت اين موضوع از ديدگاه مؤلف اشاره کرد. ويژگى مهم اين اصل علاوه بر اين که نصوص بيشترى را توجيه مى‌کند آن است که عملا روايات مورد بحث مورد توجه قرار گرفتند و به تعبيرى به دليل مخالفت با قرآن و يا عقل رد و طرد نمى‌شوند.

مؤلف محترم براى توجيه اين رويکرد به دو مبناى متفاوت در تفسير روايات اشاره مى‌کند: اصل فراگيرى نصوص و اصل تخصيص نصوص. مراد از اصل فراگيرى نصوص، تفسير نصوص بدون توجه به عوامل مکانى و زمانى و اصل تخصيص نصوص يعنى اين‌که نص در چارچوب اوضاع و افرادى که به نوعى با نص در ارتباط هستند باقى بماند.

مؤلف بدون اين که کلامى در رد اصل فراگيرى نصوص ايراد کند از اصل تخصيص نصوص درباره فهم کلام امير المؤمنين درباره زنان مدد مى‌جويد:

« به نظر ما بررسى نصوص نهج البلاغه که در خصوص زنان است بر همين منوال مى‌باشد و اين تنها راهى است که با اصول اسلامى نسبت به ديدگاه آن به زن، قابل انطباق است»( صفحه 225)

در ادامه اين فصل مؤلف با برجسته کردن نقش عايشه در زمان امير المؤمنين و حوادث مربوط به جنگ جمل تلاش مى‌کند حجم بسيارى از روايات وارده در کلام امير المؤمنين درباره زنان را ناظر به عايشه تفسير و توجيه کند.

در فصل سوم و پايانى کتاب با بيان داستان برخى از زنان مهم و تأثير گذار در زندگى امير المؤمنين عليه‌السلام تلاش مى‌شود تا شواهدى از سيره امير مؤمنان مبنى بر عدم زن ستيزى آن حضرت اقامه شود.

يکى از نکاتى که در اولين نظر و با مطالعه اجمالى کتاب به دست مى‌آيد، عدم ترجمه روان و دقيق متن عربى کتاب است، که اين در ترجمه کتاب‌هاى عربى بسيار مشاهده مى‌شود و مصداق اين امر در کتاب مورد بحث چه از نظر ترجمه و چه از نظر ويرايش فراوان يافت مى‌شود.

اما در خصوص محتواى کتاب ذکر چند نکته قابل توجه است:

نخست آن‌که محقق محترم، با تلاش محققانه و عالمانه خود، اطلاعات مفيد و فراوانى در شرح احاديث امام على(ع) در نهج البلاغه ارايه مى‌کند که از پشتکار و دقت وى در فهم و تفسير کلام امام عليه السلام حکايت دارد، کثرت ارجاعات و مراجعه به شروح نهج البلاغه در حد قابل قبولى صورت گرفته است.

دوم آن‌که تلاش محقق محترم در دفاع از حريم امامت و ولايت در خور تحسين است، تلاش مؤلف محترم آن است که تا آن‌جا که مى‌تواند بهترين توجيه و وجه جمع را در تفسير و توجيه کلمات امام بيان کند که هم از زن ستيزى ظاهرى کلمات آن حضرت جلوگيرى کند و هم تا آن‌جا که مى‌توان به ورطه طرد و رد روايات آن حضرت کشيده نشود.

سوم، صرف نظر از طرد و رد پاره‌اى از روايات که از يک سو مضمون آن‌ها به نظر مؤلف قابل دفاع نبوده و از طرفى شاهد تاريخى قابل اعتنايى هم نمى‌توان براى آن اقامه کرد، ايده اصلى مؤلف تاريخيت مجموعه رواياتى است که درباره زنان در نهج‌البلاغه ذکر شده است. به اين معنا که مذمت امير مؤمنان ناظر به فرد يا گروهى از زنان زمان خود است که برخى فتنه‌گري‌ها در زمان آن حضرت را سبب گرديده‌اند.

در اين‌باره چند نکته قابل تأمل است:

الف: اين ايده يکى از ايده‌هاى مطرح در ميان شارحان و مفسران کلام امير مؤمنان(ع) است و نسبت نوآورى به مؤلف محترم آن، آن‌چنان که در مقدمه دکتر بحر العلوم آمده است چندان صحيح نيست.

ب: اگر چه اين راهکار درباره پاره‌اى از روايات نهج البلاغه صادق است، اما درباره بسيارى و يا حداکثر آن روايات اين توضيحات چندان موجه به نظر نمى‌رسد، که در اين مختصر بيان برخى از مصاديق آن ميسر نيست.

ج: اما درباره اصل تخصيص نصوص که مؤلف در تفسير کلام امام در نهج البلاغه به آن استناد مى‌کنند از زواياى مختلفى قابل بحث است. اين‌که عالمان و فقيهان در مواردى به اصالت عدم يا اصالت عدم تخصيص يا اصالت عدم تاريخيت تمسک مى‌کنند درمقام فهم ظاهر کلام معصوم است، و بعد از فهم ظاهر، آن به مقام فهم درآيد حجت و قابل قبول است.

اين‌که بعد از انعقاد ظهور، به دليل عدم توانايى در توجيه کلام و يا پذيرش کلام به اصل تخصيص نصوص تمسک کنيم، از جمله مواردى است که خروج از گفتمان تفسير کلام اهل بيت محسوب مى‌شود.

در خاتمه به يک عقيده کهن و مورد پذيرش شيعه در مورد اهل بيت عليهم السلام توجه ضرورى مى‌نمايد و آن اين‌که اهل بيت عليهم‌السلام به منزله کلمه واحده و نور واحد هستند که کلمه يکى مفسر کلام ديگرى است. بر فرض که بتوان برخى روايات در کتاب شريف نهج البلاغه را بر حوادث تاريخى حمل کرد با حجم وسيعى از روايات ديگر که از زبان ديگر معصومين عليهم السلام صادر شده است و همين مضامين را تأکيد مى‌کنند، چه بايد کرد.
منبع :حوراء، تير و مرداد 1385، شماره 20
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
10-05-1391 12:48 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 1 Friga 113 4,697 11-05-1391 12:53 ق.ظ
آخرین ارسال: Friga
  نهج البلاغه از ديد هانرى كربن ـ امين نخله ـ بولس سلامه ـ جرج جرداق yasna 0 171 11-05-1391 12:18 ق.ظ
آخرین ارسال: yasna
  برگزيده‌هايي از نهج البلاغه yasna 9 563 11-05-1391 12:15 ق.ظ
آخرین ارسال: yasna
  مشتركات قرآن و نهج البلاغه yasna 6 390 11-05-1391 12:08 ق.ظ
آخرین ارسال: yasna
  ترجمه‌هاي نهج البلاغه(2) yasna 4 349 11-05-1391 12:00 ق.ظ
آخرین ارسال: yasna

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان