مشکلات اساسی در تیراندازی در کلت - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

مشکلات اساسی در تیراندازی در کلت
زمان کنونی: 20-09-1395،12:22 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: pajhan
آخرین ارسال: pajhan
پاسخ: 1
بازدید: 209

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: مشکلات اساسی در تیراندازی در کلت
ارسال: #1
مشکلات اساسی در تیراندازی در کلت
پست‌ها: 479
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 60
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 15-01-1392 02:21 ق.ظ توسط Friga
معرفی و مقدمه:


من این مقاله را به مثابه یک گزارش روزانه شروع به نوشتن کردم. تقریباً در تمام طول زندگیم من یک تیرانداز و همزمان یک مربی بوده ام. مربی با دیگران بسیار متفاوت است زیرا من در شش کشور مختلف فعالیت داشته ام که هر کدام از این کشورها دارای سطوح متفاوتی از پیشرفت در این رشته و همچنین نگرش و تفکرات متفاوت هم در فرهنگ و هم به عنوان یک ورزشکار این رشته، بوده اند. هدف عمده این مقاله تشویق کردن مربیان و تیراندازان به یافتن روشها و وسایل نوین، در امر آموزش و و تمرین می باشد این جستجو و تلاش لازم و ضروری است زیرا مدرن ترین روشها در حال از دست دادن کارایی و اثر بخشی خود در طول زمان هستند و بایستی اصلاح شوند. اتفاقی که در انستیتوی پرورش عالی مسکو رخ داد برای من انگیزه ای شد تا آغاز به سیستماتیک کردن( روش مند کردن) نوشته هایم کنم. من به همراه سایر مربیان تیم ملی اتحاد جماهیر شوروی سابق در آن انستیتو مهمان مدرسه عالی مربیان بودم. مدرسان در آن سمینار – که ریاست آن به عهده یفیم حیدراف، طراح کلت Toz-35   معروف، بود- به سختی بر روی چاپ و انتشار نوشته هایی، برای استفاده شاگردانی که در این رشته متخصص اند، تأکید کردند. یکبار ما شاهد گفتگویی ما بین حامیان شیوه معین و مشخص در مورد ایستایی بودیم. چه چیزی در باره این موضوع تا این حد پیچیده بود؟ همه طرفهای گفتگو چنان مشتاقانه درگیر دفاع از آرای خود بودند که می شد این شور و حرارت را در یک مسیر به مراتب پر بارتر، ادامه داد.



در اوج گفت و شنود گئورگی کریلف- مربی طبیبعتاً آرام تیم تفنگ بادی زنان که مهندس شیمی نیز هست – به طور غیرمنتظره ای فریاد زد: همکاران لطفاً مرا ببخشید، به دقت گوش کنید ، خروج داوطلبانه از میان یک روزنه (orifice ) از محصولات دگرکونی خشک چوب تحت اثر حرارت های بسیار بالا، به طور طبیعی از یک شکل چهار ضلعی … برای آنانی که متوجه نشده اند دوباره تکرار می‌کنم : دود از دودکش خارج می‌شود. گفتگو بلافاصله به پایان رسید . اما نویسندگان مقاله ، به نظر می‌رسد ، که این درس را به خوبی نیاموخته اند . هنگامی که مقاله برای فروش عرضه شد،‌یک نسخه از آن را خریدم و متقاعد شدم که درس کریلف بیهوده بوده است. مقاله بسیار علمی شناخته شد. این نوشته همانند دیگر مکتوبات در مورد تیراندازی متذکر می‌شد که ( ایستایی) در رابطه با شرایط فیزیکی و بدنی باید به حالتی باشد که به کارآمدی و کفایت انر‍‍‍ژی منجر شود. چرا در مورد نیاز به کارآمدی و کفایت انرژی در تیراندازی با کلت صحبت نکنیم؟ برای اینکه مصرف انرژی را به حداقل برسانیم، شخص باید تنها ماهیچه ها و اندام های حسی را به کار گیرد که به طور مستقیم در عمل تیراندازی مشارکت دارند. در این مرحله عضلات بایستی ایستایی را شکل دهند که متعادل و متوازن باشد و دارای زوایای مساوی از ثبات باشند و به طور متوازن مورد استفاده قرار گیرند. به عبارت دیگر، امتداد مرکز ثقل جاذبه سیستم کلت تیراندازی باید مرکز سطح حمایت کننده را قطع کند( یا به آن عمود باشد).در عمل بهترین تیراندازان نشان می‌دهند که در حال ایستایی متعادل ( عکس ۱ و a1 ) به شخص اجازه می‌دهد که نمرات ۱۰   بسیاری به دست آورد. اما در عین حال تیراندازی در فواصل بسیار دور نیز وجود دارد . ایستایی تقویت شده ( تصویر ۲ و a2 ) به ما اطمینان می‌دهد که هیچ مسافت دوری نیست که اعتماد به نفس تیرانداز را نسبت به توانایی های خود شدت بخشد. یک مثال واضح از ایستایی تقویت شده، قهرمان کلت آزاد المپیک مکزیک- گریگوری کسی – بود. وی توانست ۲۰۰ شلیک انجام دهد حتی بدون اینکه یک امتیاز ۸ تنها داشته باشد، به طوری که او قادر بود با امتیاز ۱۰ در مسابقات مهم پیروز شود. گریگوری کسی که در حال تمرین ایستایی تقویت شده همراه با ثبات و عدم حرکت مچ بود، تمام طول فصل را با یک اسلحه ماگولین نیمه اتوماتیک که به کلت آزاد شباهت داشت،‌ تیراندازی کرد . کمیته ورزش شوروی حتی به او یک مجوز مخصوص داد که به او اجازه می‌داد با این نوع اسلحه در مسابقات قهرمانی ملی شرکت کند. تقریباً در تمام طول تمرین او بدون این که دستش را پایین بیاورد شلیک می‌کرد. این عمل تمرینی بود که او با صرف مقادیر زیاد انرژی با مچ هایش کار کند. نتیجه این تمرینات بسیار مشهود است . طلای المپیک نیاز به صرفه جویی در رابطه با انرژی به وضوح در همه کتاب هایی که در مورد تیراندازی هستند، ذکر شده است. اما ببینیم واقعاً در عمل چه اتفاقی می‌افتد ؟ هنگامی که در مورد کلت آزاد و بادی صحبت می کنیم نمی توان گفت این نظرات و توصیه ها صددرصد درست است.



بهترین تیراندازان – که برخی از آن ها هنوز فعالند – و نمایندگان جوان ترین نسل و دیگران که کمتر شهرت دارند نمی‌توانند مدعی شوند که در مصرف انرژی چندان اقتصادی اند. به عقیده من بهترین مثال برای روش صرفه جویی والمر پویا تک و مارلون پپا واو … هستند . موفقیت های آن ها شهره است، اما در دنیا اغلب تیراندازان نخبه در مصرف انرژی صرفه جو نیستند. اصطلاح (ایستایی تقویت شده) تقریباً ۲۵ سال پیش به وسیله تیم اتحاد شوروی عنوان شد، اما در عمل چه نوع صرفه جویی در انرژی را می‌توان اعمال کرد؟ چگونه شخص می‌تواند به وسیله صرفه جویی در انرژی به حد اعلا برسد. موفقیت درتیراندازی با استفاده از نیروی عضلانی حاصل نمی‌شود، بلکه به وسیله کار ذهنی سازمان داده شده و متشکل حاصل می‌شود . مقایسه بین تیراندازان – قهرمان جهان و المپیک نشان می‌دهد که کیفیت فیزیکی آن ها بسیار متفاوت است. آن ها دو گروهند یا بلند قامت و قدرت مند هستند یا کوتاه قد و ظریفند . چیزی که در همه آن ها مشترک است ظرفیت و توانایی ذهنی آن هاست. به این دلیل است که شخص بایستی بر روی کسب توانایی در صرفه جویی در مصرف انرژی کار کند. تنها تلاش ذهنی شدید می‌تواند در ناخودآگاه ما باعث به وجود آمدن شلیکی مطمئن شود که در هر موقعیت پرتنش مانند یک خلبان خودکار ( در هواپیما) ایفای نقش می‌کند بهترین نتایج تقریباً همیشه در موقعیت هایی به دست می‌آیند که تیرانداز بدون فکر کردن ، شلیک می‌کند یعنی زمانی که او به فرمان ناخودآگاه خود و بدون قرارگرفتن تحت هیچ استرسی، عمل می‌کند حتی یک تیرانداز بسیار باتجربه نمی‌تواند همیشه در طول مراحل شلیک، ذهن خود را متمرکز کند. بنابراین چرا ما باید انتظار داشته باشیم که تازه کاران که به شدت مبتلا به سندرم تلویزیون هستند قادر باشند به خوبی تمرکز کنند؟ این سندرم مبتلایان را در حالتی قرار می‌دهد که آن ها قادرند سودا بنوشند ، به موسیقی رپ گوش کنند ، با دوستان خود گپ بزنند و در عین حال نیمی از  توجهشان به تلویزیون و چیزی که در آن می‌گذرد است. عدم تمرکز منتج از تماشای یک صفحه بدون نیاز به فعالیت ذهنی است . تیراندازان جوانی که علاقه مند به مطالعه می‌باشند هرگز چنین مشکلی ندارد . در خلال تمرینات فشرده ، از شدت سندرم تلویزیون کاسته می‌شود، مشروط بر این که تمرینات بر هدف سازماندهی مراحل ذهنی ، تمرکز یابد. من معتقدم بهتر است پیرو این عقیده باشیم که وضعیت ایستاندن( ایستایی ) باید کسب امتیاز ۱۰ را تضمین کند و صرفه جویی در انرژی در حین انجام عمل اهمیتی ندارد این مقدمه طولانی را با مورد بحث قرار دادن برخی نظریه ها در مورد چگونگی به دست گرفتن کلت خاتمه می‌دهم. من به عقیده حیدراف علاقه مندم ( او نه تنها یک طراح کلت است بلکه یک تیرانداز خوب و دارنده مدال قهرمانی جهان نیز هست) وی چگونگی در دست گرفتن یک کلت را با در دست گرفتن یک تخم مرغ با پوسته نازک ، مقایسه می‌کند کسی نمی‌تواند آن را خیلی محکم در دست بگیرد و همچنین نمی‌تواند انگشتانش را شل نگه دارد. من چگونگی دست گرفتن در ایستایی تقویت شده را ترجیح می‌دهم به طوریکه انگشت کوچک فشار بیشتری نسبت به انگشت انگشتری و انگشت اخیر به نوبه خود فشار بیشتری نسبت به انگشت میانه وارد می‌کند. انگشت شصت تنها در وسط دسته اعمال فشار می‌کند و نوک انگشتان هیچ گونه فشاری به سطح کلت وارد نمی‌کند . در اینجا من موضوعی را که در مسابقات قهرمانی اتحاد شوروی در ۱۹۶۱ به وقوع پیوست را یادآوری می‌کنم . من با قهرمان روسی کلت آزاد جهان – آلکسی گوشکین – تمرین می‌کردم . افراد زیادی برای تبریک گفتن به او آنجا آمده بودند. مرد جوانی ضمن تبریک گفتن به او پرسید: آلکسی تو چگونه سلاح را می‌گیری؟ شل؟ او پاسخ داد: البته ، خیلی شل. در این هنگام من از آلکسی پرسیدم: به کدامیک از آنان دروغ گفتی؟ آلکسی گفت: هیچ کدام. مقدار نیروی نگهداری اسلحه من بستگی به شرایط و چگونگی رقابت دارد. بعضی اوقات من آن را محکم  و در برخی مواقع آن را شل می‌گیرم، اما این مهم نیست . تو توجه کردی که آن ها چگونه این سؤال را از من پرسیدند؟ آنان در جست و جوی تأیید فرضیه خود بودند و من به آن ها چیزی را که دنبالش بودند ، گفتم. اگر من قبل از یک مسابقه شروع به شرح دادن مسأله به آن ها می‌کردم، نتیجه خوبی از آن حاصل نمی‌شد. چه تیرانداز بزرگ و چه مرد با فراست و باهوشی بود این آلکسی گوشکین . اکنون پس از مقدمه طولانی ، بگذارید در مورد برخی عناصر اصلی و مهم آماده سازی فنی تیراندازی کلت ، صحبت کنیم.


آماده سازی فنی

وضعیت


تکامل ورزش تیراندازی و تحقیقات مربیان دگرگون شده است و تکنیک های تیراندازی و چگونگی ایستایی در میان دیگر موضوعات به تغییر و تکامل ادامه خواهد داد. به عقیده من این مسأله توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. بعضی مواقع عقاید کاملاً متفاوت و حتی متناقض بوده اند. در حال حاضر یک نوع ایستایی وجود دارد که مورد استفاده قرار می گیرد . ما آن را به عنوان ایستایی فعال می‌شناسیم(تصویر۱،a1 )‌. تیراندازان و مربیان متقاعد شده اند که ثبات در هر نوع ایستایی امکان پذیر است و تیرانداز با کمک یا بدون کمک مربی خویش تنوع و دگرگونی خود را در می‌یابد. تجربه مربی در این حالت بسیار سودمند است. به این جهت که به تیرانداز کمک می‌کند تا از خصوصیات آناتومیکی خویش به طرز مؤثری استفاده کند و از تقلید کورکورانه ایستایی قهرمانان، اجتناب کند . پس از پیروزی موریس مایندر در مسابقات قهرمانی جهان درسال ۱۹۷۸ ، با یک رکورد جدید جهانی ، افراد بسیاری از ایستایی او تقلید می‌کردند، اما هیچ کس نتوانست نتایج خوبی کسب کند. مایندر دستش را در یک زاویه تقریباً ۹۰ درجه در سمت راست نگه می‌داشت. تعدادی از تیراندازان با ایستایی متفاوت نتایج خوبی کسب کرده اند و بهترین مثال برای این مورد تکامل ایستایی در قهرمان دوگانه جهان می‌باشد. ولادیمیر استلی پین ، که به مدت ۲۰ سال عضو تیم اتحاد شوروی بود، در ابتدا ایستایی اش در زمان تیراندازی بدین گونه بود که پهلویش به سمت هدف بود و قسمت بالاتنه اش به اندازه بسیار زیادی متمایل به چپ بود. در اواخر دوران ورزشی اش ، به حالت Frontal یا رو به جلو می‌ایستاد که در این حالت سینه اش به طرف هدف بود بدون هیچ گونه زاویه و تمایل به اطراف. قهرمان المپیک از مکزیک عادت داشت طوری بایستد که تقریباً با ایستایی اول ولادیمیر استلی پین همانند بود. این دو مثال برای فهم این مطلب که ایستایی یک موضوع شخصی است ، کفایت می‌کند. به عنوان مثال به طور طبیعی در کتب مربوط به تیراندازی توصیه می‌شود که خط شانه ها بایستی با اختلاف ۱۵-۱۰ به راست ، روی خط پاها قرار بگیرد. اما” سرگئی یانوف”، شانه هایش را به سمت چپ متمایل می‌کرد و در عین حال رکورد دار تیراندازی مرکب (moltiple ) جهان و رکورد دار کنونی کلت بادی می‌باشد. بنابراین می‌توانیم به این نتیجه برسیم که مدل ایستایی عاملی بنیادین در کسب نتایج خوب نیست . نکته مهم این است که شخص قادر به حصول ثبات مطلوب در ایستایی دلخواه خود به همراه فشار عضلانی بهینه باشد . بهینه در این حالت به معنای صرفه جویی در مصرف انر‍‍‍‍‍‍ژی نمی‌باشد . وضعیت عضلات بایستی به ثبات مطلوب منجر شود. برای اکثر تیراندازان این مسئله تنها به وسیله فشار عضلانی مناسب قابل دسترسی است. برای ثبات مطلوب مچ پا، پاها و کمر یا به بیان دیگر به منظور ایجاد ثبات اساسی ، می‌توانیم یک روش بسیار ساده و در عین حال بسیار مؤثر را توصیه کنیم هنگامی که شروع به بالا آوردن اسلحه می‌کنید اندکی به روی پنجه های پای خود بلند شوید و سپس بدون خم کردن پشت خود به پایین و به روی کف پا برگردید . به این طریق فشار عضلانی مورد نیاز را در پاها و کمر خود تولید می‌کنید. بهتر است در این حالت، پاهای خود را به طور موازی نگهدارید.



نتیجه: ایستایی بایستی حداکثر ثبات بر پایه استواری و متعادل کردن پا و کمر را باعث شود، اما برای به دست آوردن این ثبات و استواری باید خود تصمیم بگیرد که مایل است چه مقدار انرژی هزینه کند.



ترتیب اعمال در خلال شلیک:

تجربه سالهای بسیار فعالیت با بهترین تیراندازان در اتحاد شوروی و کشورهای دیگر این امکان را به من می‌دهد که در مورد نیاز به طبقه بندی تغییرات در ترتیب و توالی اعمالی که در خلال تیراندازی اعمال می‌شود به نتایجی معین دست یابم. این تغییرات در عمل یک واقعیت اند اما تنها بخشی از آنها در کتاب مربی آلمانی – الف ستانچ- منعکس شده است. من عمیقاً متقاعد شده ام که پروسه تیراندازی که لحظاتی قبل از حرکت دست به طرف بالا شروع و چند لحظه پس از پایین آوردن دست به پایین می‌رسد، باید به دو بخش تقسیم شود که این دو بخش به یکدیگر مربوط اند و از اهمیت یکسانی برخوردارند. بخش اول که مرحله     آماده سازی است شامل در نظر گرفتن و تفکر در مورد مراحل زیر است: اعمالی که پیش رو قرار دارند ، کنترل وضعیت خویش و تصمیم به شلیک گرفتن ، پیش از آنکه تیرانداز دست خود را جهت نشانه گیری بالا بیاورد ، در ذهن خود گویی فیلمی را در مورد حرکات آینده خود مشاهده می‌کند و تنها پس از دیدن این فیلم است که آن حرکات و مراحل را اجرا می‌کند. زمانی که وی اسلحه خود را کمی بالاتر از هدف نشانه می‌رود، مهمترین نکات مربوط به نحوه ایستایی خود را در ذهن مرور می‌کند که شامل وضعیت مچ پا ، زانو، شانه ها و مچ دست می‌باشد. در این هنگام او بخش اول فرآیند تیراندازی خود را که آماده سازی است، به پایان می‌برد. این موضوع بسیار مهم است که مرحله فوق الذکر را از مرحله دیگر که “شلیک کردن ” است مجزا کنیم. برای مثال پس از فکر کردن و تصور اینکه “خب آماده ام ” ، شخص در حین عمل دم اسلحه خود را بالا می‌آورد و سپس همزمان با اینکه به خود است می‌گوید ،” شلیک”، عمل بازدم را انجام می‌دهد و شروع به پایین آوردن دستش می‌کند. این اولین نشانه و علامت است و به خودی خود فرمان شروع تیراندازی را صادر می‌کند. در مرحله آماده سازی این موضوع بسیار مهم است که نگران از دست دادن زمان برای کنترل وضعیت نباشند. پس از اینکه به خود گفتیم،” آماده ام” شلیک با یک حرکت آرام اما قاطع، تیرانداز اسلحه را به طرف فضای هدف گیری (سیبل)، پایین می‌آورد و همزمان شروع به حرکت دادن انگشت اشاره خود که بر روی ماشه است، می‌کند. تمامی این اعمال بایستی با یک میدان دید کلی و سراسری تحت کنترل باشد و تنها بعد از حرکت انگشت اشاره است که تیرانداز باید چشمش را با بالاترین حد توجه به اسباب نشانه گیری متمرکز کند. شخص بایستی نشانه گیری را در خلال حرکت دادن انگشت نشانه انجام دهد و با حداکثر دقت و توجه به کنترل مکانیسم نشانه گیری، این کار را انجام دهد. نشانه گیری، شلیک ، ثبات و پایداری و حرکت، اعمالی در تقابل با یکدیگرند. هدف ما یافتن حالت میانه و هماهنگی و توافق بین این اعمال متضاد است. شروع حرکت انگشت نشانه در مرحله ظریف و حساس نشانه گیری تقریباً همیشه ثبات را مختل می‌کند. هر چقدر که زمان در فضای هدف گیری بیشتر باشد، دامنه حرکت اسباب نشانه گیر (شکاف درجه) بیشتر است. در این حالت اسیر چرخه معیوب و اشتباهی می‌شویم که در پایان آن یک شلیک بد در انتظارمان  است . اما اگر در هنگامی که انگشت اشاره ما فعال است، نشانه گیری کنیم همه چیر متفاوت خواهد بود و این مطلب به این معناست که در ابتدا نگران از دست دادن اندکی از دقتمان نباشیم . زمان شلیک به هدف بستگی ندارد بلکه سرعت حرکت انگشت اشاره تعیین کننده است.



نتیجه گیری:

مرحله آماده سازی ( پیش شلیک) یک عامل مستقل است که اهمیت آن کمتر از خود شلیک نیست . مرحله آماده سازی بهتر است با حرکات طبیعی انجام شود . شخص همچنین باید پایان شلیک خود را مشخص کند .



نحوه نگهداری اسلحه در هنگام شلیک:

مفهوم چگونگی نگهداری، در مورد کلت آزاد معنای سنتی خود را از دست می‌دهد زیرا نحوه نگهداری اسلحه از نظر کالبد شناسی (تشریحی) چگونگی حالت ثبات و پایداری دست را تضمین می‌کند. در خلال فرآیند تیراندازی با هرنوع کلت شدت فشار عضلانی مهم  نیست ، بلکه تداوم و ادامه چگونگی وضعیت عضلات با اهمیت است. ثبات مچ دست بدون فشار زیاد عضلانی انگشتان ، یک عامل بنیادین در ساختار ظریف و حساس یک شلیک است. هنگامی که اساس محکم و استوار باشد، تیرانداز با اعتماد بیشتری شلیک می‌کند و این نگرانی را که در هنگام شلیک، یکی از عضلات سست شود ، ندارد. استدلال ثبات مچ فرآیند بسیار پیچیده ای است که نیازمند تمرینات ویژه ای می‌باشد . متأسفانه بسیاری از مربیان از این مسئله مهم آگاهی ندارند و زمانی که ورزشکاران جوان شروع به تمرین و فراگیری می‌کنند ، توجه زیادی به این مسئله نمی‌کنند. پس از مدت زمانی یک تیرانداز جوان و مستعد به سطح معینی از پیشرفت می‌رسد و ناگهان نتایجش شروع به تنزل می‌کند. معمولاً این حالت در مواقع بحرانی از قبیل دعوت به تیم ملی اتفاق می‌افتد . این تغییر در کیفیت یک تیرانداز ، باری اضافه را بر دوش تازه واردان تحمیل می‌کند که ممکن است از عهده آن برنیایند. ( در این مورد جای کار و فعالیت بسیاری برای همکاری مربیان و روانشناسان وجود دارد.) در موقعیتی که فرد سابقاً به طور طبیعی تیراندازی می‌کرد اکنون باید نشان دهد که قادر به تیراندزای در سطح بالا می‌باشد. ترس از شکست و نیاز به پیروزی به وی استرس زیادی وارد می‌کند. در این وضعیت آسیب پذیرترین عاملی که می‌تواند آسیب ببیند غالباً ثبات مچ دست است . من می‌توانم از یازده تیرانداز نام ببرم که سابقاً قهرمان اروپایی و جوانی بودند . اما هرگز تیراندازان زبده و برجسته ای نشدند. من مدعی نیستم که دلیل عدم موفقیت بیشتر آنان در زندگی ورزشی‌شان فقط عدم وجود ثبات در مچ دستشان است. به طور واضح دلایل دیگری وجود دارند ، اما در بسیاری از موارد ، این موضوع قطعیت دارد . اطمینان دارم که چهار نفر از این جمع یازده نفره ، که با آنان در   تیم های شوروی و اکراین تمرین کرده ام درمسابقات با آنها به رقابت پرداخته ام موفق به کسب موفقیت در سطوح بالاتر نشده اند و دلیل آن عدم آماده سازی اساسی و بنیادین از زمان شروع فعالیت بوده است. بدین دلیل مایلم به تمامی تیراندازان و مربیان توصیه کنم که به این بخش از تکنیک تیراندازی بها دهند و در تمرینات توجه لازم را بدان معطوف دارند. توصیه هایی چند را می‌توانید درباره تمرینات در نوشته ای با عنوان:” تیراندازی در حالت نشسته با استفاده از تکیه گاه ” ، بیابید. مسئله اساسی در ثبات مچ این است که عضلات این عضو توسط سیستم اعصاب مرکزی کنترل نمی‌شوند، بلکه تحت کنترل اعصاب محیطی (غیرمرکزی) هستند. یک تیرانداز بی‌تجربه نمی‌تواند مچ خود را بدون انقباض انگشتانش، ثابت و استوار کند. دلیل این است که ثبات و استواری به طور مجزا در زندگی روزمره تمرین و عمل نمی‌شود و در نتیجه ارتباط اعصاب بین مچ دست و سیستم اعصاب به تدریج ضعیف  و از بین می‌رود. تنها تمرینات ویژه دراز مدت می‌تواند به ارتقاء و بازسازی این ارتباط کمک کند. این تمرینات به ما امکان نگهداری اسلحه در فضای تیراندازی و حرکت انگشت اشاره به طور مستقل و مجزا می‌دهد. برای اینکه شلیکی مطمئن داشته باشیم چه چیز دیگری نیاز داریم؟ تیرانداز باید بداند که چگونه وضعیت عضلانی به وجود آورد که این وضعیت در قبل و بعد از شلیک یکسان باشد. برخی روشهای تمرین در زیر آمده است.



 شلیک دوبل با یک کلت نیمه اتوماتیک:


بعد از اولین شلیک ، تیرانداز باید وضعیت (فشار) عضلانی جدید خود را تثبیت کند و آن را به خاطر بسپارد و بر پایه این به یاد سپاری، شلیک دوم خود را انجام دهد. این روش ۳۵ سال پیش به وسیله ویکتور میخائلوف در تمریناتش با گریگوری کوسیچ به کار برده شد. اما این موضوع هرگز اعلام نشد. این روش را من بیش از ۳۰ سال با موفقیت کامل به کار برده ام.


شلیک دوبل با کلت بادی و آزاد:


نخستین شلیک در ذهن شخص ساخته می‌شود که این امر باعث ایجاد وضعیت (فشار) عضلانی پس از شلیک می‌شود و بعد از آن شلیک به صورت واقعی انجام می‌شود.


تیراندازی در یک توالی زمانی ۲۰ ثانیه ای با کلت استاندارد:


موفقیت در این تیراندازی به مقدار زیادی بستگی به شلیک اول دارد، چرا که ادامه مرحله به طور خودکار انجام می‌گیرد. این فرآیند خودکار نتیجه ایجاد فشار عضلانی در اولین شلیک است . ۲۰ ثانیه برای ۵ شلیک ، زمانی ایده آل برای این  نوع تمرینات است، زیرا فواصل بین شلیک ها به منظور اجتناب از شتاب و عجله، کفایت می‌کند و همچنین برای جلوگیری از هدف گیری بیش از حد طولانی به اندازه کافی کوتاه و مختصر است. به بیانی دیگر شرایط برای خلق یک سیستم “خلبان خودکار” بهینه است. بدون تردید این نوع تمرین برای تیراندازی با کلت یک نکته کلیدی است. همه شاگردان من می‌توانند این موضوع را اذعان کنند که علیرغم سن و سالم می‌توانم ۲یا ۳دور تیراندازی بهتر از آنان انجام دهم، بدون نیاز به هر نوع تمرین. ( بیش از۲ یا ۳ دور به علت عدم پایداری نمی‌توانم انجام دهم.)


دلیل این امر آن است که مچ راست من به رغم گذر این همه سال هنوز مقاوم و پایدار است. بهترین نتایج من در آخرین مسابقاتم به این شرح است:



کلت بادی ۵۷۸ امتیاز، کلت استاندارد ۵۶۸ امتیاز

آتش مرکزی ۵۸۴ امتیاز.

در آن زمان بیش از ۶۰ سال داشتم .



نتیجه گیری: مهم ترین نکته در تکنیک تیراندازی با کلت ثبات مچ است. به محض اینکه شخص به این مهم فائق آمد، بسیاری از مشکلاتش برطرف می‌شود.



هدف گیری و شلیک:


در بسیاری از کتابها نظرات غلطی درباره تکنیک شلیک با کلت دیده می‌شود.


این نوشته ها اظهار می‌کنند که پس از آغاز فرآیند شلیک بایستی هدف‌گیری کنیم. اما این دو مرحله ( نشانه گیری- شلیک ۹ که در بخش پایانی فرآیند تیراندازی قرار دارند) ایستی همزمان اجرا شوند. من عمیقاً متقاعد شده ام که صحبت کردن در مورد شلیک دقیق در ارتباط با کلت نادرست است زیرا این  نوع تیراندازی همیشه متضمن هماهنگی و اعتدال در اعمال است. این هماهنگی و وفاق شامل نیاز به یک شلیک مطمئن است – زیرا انسان گیره آهنی نیست – و اسلحه همیشه در حال تکان خوردن است. نکته مهمتردر هدف گیری یا ثبات کلت در فضای تیراندازی است. آیا ثبات مچ مهم تر است یا خیر؟ در زندگی روزمره مهمترین اطلاعاتی که کسب می‌کنیم غالباً به صورت بصری است. این امر در مورد تیراندازی هم صحت دارد. اما بایستی مشخص کنیم که آیا هدف گیری کامل ناگزیر و ضروری است و اینکه آیا ما می‌توانیم در صورتی که قادر به نیل به آن باشیم ، از آن استفاده کنیم. بهترین تجهیزات ما سیستم الکترونیکی SCATT تحقیق به عمل می‌آمد به تأییداتی مستدل درمورد بسیاری از فرضیاتم دست یافتم. به عنوان مثال این امر که”عامل ثبات” به تنهایی منجر به نتایج خوب نمی‌شود.



ولادیمیر گنشاروف” قادر است کلت را در ناحیه امتیاز ۱۰ برای مدت ۶-۵ ثانیه نگه دارد. ” نستروف ” شانس بسیار کمی دارد – تا ۱ثانیه – اما او در آن مدت مؤثرترین و بیشترین بهره را می برد. و به مدد تواناییش در درک و استفاده از لحظه ایده آل، بهترین تیرانداز دنیا در سال ۲۰۰۱ برگزیده شد. سیستم SCATT همچنین نشان می‌دهد که هر تیرانداز در آخرین ثانیه قبل از شلیک در دایره ۵/۹ ، کمان حرکتی خاص خود را دارد (AM ) . این بدان معناست که اگر در زمان شلیک حرکتی که متأثر از AM نباشد، وجود نداشته باشد، شلیک در محدوده همان دایره باقی می‌ماند . بنا بر تجربه شخصی ام می‌دانم که ثبات در محدوده ۵/۹ مشخصه اختصاصی تیراندازان نخبه نیست ، بلکه متعلق به تیراندازان متوسط ( که اکثریت نیز می‌باشند) است. همه تیراندازان با این فرآیند که شلیک ها تقریباً به طور خودکار از پس هم رخ می‌دهند، آشنا هستند. نشانه گیر اسلحه محوطه شلیک ( فضای تیراندازی) وارد می‌شود و انگشت اشاره بدون تلاش آگاهانه عمل می‌کند . در این حالت گویی مانند سیستم خلبان اتوماتیک به صورت عمل ناخودآگاه. حال آزمایشی انجام می‌دهیم که در آن تلاش می‌کنیم اعمال خودآگاه و ناخودآگاه را از یکدیگر جدا کنیم. تیراندازی که نقش طرف خودآگاه را برعهده دارد و بایستی تمامی اعمالش را مطابق معمول انجام دهد و مربی به عنوان طرف ناخودآگاه، ماشه را بدون نگاه کردن به هدف شلیک می‌کند مناسب تر خواهد بود که آزمایش به کمک یک مکانیسم ساده ( تصویر Dis.1 ) یا با استفاده از شیوه ای که در تصویر ۳ دیده می‌‌شود، انجام شود . در ۱۰۰% موارد شلیک های ناخودآگاه بهتر از شلیک های معمولی هستند که این امر تأییدکننده این مطلب است که مرحله هدف‌گیری نقش فرعی‌تری را در فرآیند تیراندازی ایفا می‌کند. نکته مهم ، بدون توجه به دقت در تیراندازی ، عدم حرکت اسلحه در زمان شلیک است. ثبات و عدم حرکت معمولاً از آنچه تصور می‌کنیم بهتر است. جمع بندی کلی: اگر بعد از اینکه اسباب نشانه‌گیری اسلحه وارد فضای شلیک شد، تیرانداز انگشت اشاره خود را بدون توجه به هدف‌گیری‌اش حرکت دهد. شلیک در محدوده AM خواهد بود که بدین طریق تیرانداز متوجه پتانسیل خود می شود. نخستین باز این تجربه را در ۴۰ سال پیش با یک تفنگ انجام دادم. من به همراه ” کولیا نچوک” که یک تیرانداز تفنگ کامل است، در حال تمرین بودم.ناگهان او به من گفت: هنگامی که ایستاده شلیک می‌کنم اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهم . من در سمت چپ او ایستادم و مشاهده کردم که اسلحه او کمابیش بی‌‌حرکت است، با کلت خودم ماشه را کشیدم. نتیجه اولین دور تیراندازی بسیار اعجاب آور بود امتیاز ۹۵٫ ما چند دور دیگر تیراندازی کردیم و نتایج مشابهی به دست آمد. یک هفته بعد ” کولیا نچوک” رکورد جدیدی در تفنگ آزاد۲۰×۳ ، ۳۰۰ متر از خود به جای گذاشت. نتیجه ۵۶۰ امتیاز (۱۹۷+۱۹۳+۲۰۰) حتی امروزه نیز خوب است. این رکورد هرگز شکسته نشد و مردم به سادگی از رقابت در این نوع مسابقه دست کشیدند. تجربه کردن این آزمایش بدون هیچ مکانیزمی و با استفاده از کلت های بادی و استاندارد و امکان‌پذیر است. مربی دست شاگرد را با دست خود می‌گیرد و پس از ثبات و سکون دست به آرامی اما قاطعانه انگشت اشاره خود را بر روی انگشت شاگرد قرار می‌دهد تا شلیک انجام شود( عکس۳). کسانی که هنوز متقاعد نشده اند می‌توانند دوباره نتایج SCATT را از نظر بگذرانند. در نمودار تغییر زمان می‌توانیم مشاهده کنیم که اگر تیرانداز ۱/۰ تا ۳/۰ ثانیه زودتر شلیک کند ، نتیجه بهتر خواهد بود. اما این موضوع کاملاً صحیح نیست زیرا با زودتر شلیک کردن، تیرانداز همان اشتباه را مرتکب خواهد شد، منتها این اشتباه زودتر انجام می‌شود. این اشتباه در اثر عدم ثبات و سکون در آخرین لحظه شلیک است. در این حالت نتیجه یکسان است. عدم حرکت دست در لحظه شلیک عامل اصلی یک شلیک مطمئن است. فرآیند تیراندازی با کلت به چگونگی حواس بستگی ندارد و این فرآیند همیشه یکسان است. در هر تیراندازی شخص باید اسباب نشانه را در یک امتداد نگه دارد و نباید توجه خود را به وضعیتش در رابطه با هدف معطوف کند. یک گفته بسیار قدیمی در میان تیراندازان روسی صحت دارد: آرام کشیدن، نفس کشیدن، و کنترل نشانه‌گیر. این گفته به وضوح ترتیب اعمال ما را نشان می‌دهد. اول بکشید و در مرحله دوم هدف‌گیری کنید . می‌دانم که کنترل نشانه‌گیر و داشتن فاصله زیاد از هدف، توأمان مشکل است . اما این از اصول بنیادین است. به منظور تطبیق هدف‌گیری بدون نشانه رفتن می‌توان از مکانیسمی سود برد که توسط یک تیرانداز و پزشک تیم اکراین ابداع شده است. یک قطعه مربع شکل پلاستیکی شفاف با یک دایره بر روی آن، برای پوشاندن هدف (سیبل )، بر روی نشانه‌گیر عقب اسلحه ( شکاف درجه) قرار می‌گیرد. وقتی که تیرانداز هدف‌گیری می‌کند قادر به دیدن نشانه نیست. این وسیله برای کاهش فشار روانی، به او کمک می‌کند. همه تیراندازان با حالتی که در آن انگشت دست قفل می‌شود آشنا هستند . فعال سازی ارادی انگشت می‌تواند ثبات را تغییر دهد و این امر معمولاً هنگامی رخ می‌دهد که تیرانداز نمی‌تواند مرتکب اشتباه شود. ترس از انجام شلیک بد، شخص را وادار می‌کند که بسیار زودتر از آنکه باید بر هدف متمرکز شود که این امر به نوبه خود باعث قفل شدن انگشت می‌شود. به منظور ارتقاء و تقویت هماهنگی حرکات شخص، بایستی تمرینات خشک به همراه کنترل فعال سازی انگشت پیش از هدف‌گیری، انجام شود. تحت این شرایط مهمترین عامل اعتماد به نفس شخص تیرانداز در ثبات و ایستایی‌اش ، می‌باشد. این عامل تیراندازی به حدی احساس روانشناسانه دارد که نباید با آن صرفاً به عنوان یک عامل فنی رفتار کرد. اعتماد و اطمینان یک تیرانداز به توانایی اش از اهمیت بیشتری نسبت به آماده سازی فنی وی برخوردار است. هر کسی می‌تواند تکنیک تیراندازی را فرا گیرد اما به کار بردن این تکنیک در زمان شلیک، بستگی به هدف ندارد بلکه به سرعت حرکت انگشت اشاره وی، بستگی دارد . تیرانداز بایستی در خلال حرکت انگشت، هدف‌گیری کند و همزمان حداکثر توجه به کنترل فرآیند هدف‌گیری را داشته باشد. در حالات پر تنش (Dis.13 ) تنها کسانی موفقند که کمترین نگرانی را در مورد نتایج داشته باشند و کسانی که به تکنیک خودشان اعتماد دارند و توجه عمده آنها به کار بردن این تکنیک است. گمان می‌کنم که در اینجا حکایت ” بوهر” نوعی تکرار در بر دارد زیرا می‌تواند این مسئله را شرح دهد. ” نوبل لاریت” روزی با عده ای از شاگردانش در خارج از شهر در حال قدم  زدن بودند. مرد جوانی سنگی را پرت می‌کند و میله ای را در فاصله ۴۰ متری مورد اصابت قرار می‌دهد “بوهر” که نابغه ای بود، از این رویداد به یک نتیجه کلی دست می‌یابد و می‌گوید: هدف‌‌گیری چیزی در دوردست است و آن را مورد اصابت قرار دادن، البته غیرممکن است. اما اگر ما سنگی را در مسیر درست پرتاب کنیم تصور احتمال زدن آن شیء ضریب موفقیت را بیشتر می‌کند. در این حالت اطمینان از اینکه این امر می‌تواند محقق شود مهم تر از تمرین و خواست و اراده ماست. ما بایستی در هر میدان و هر گستره تیراندازی این نوع تفکر را به کار بریم : آماده سازی روانی که در چند حرف فشرده شده است .



نتیجه گیری:

بدون ترس از محکوم شدن به محافظه کاری و عوام پسندی می‌توانم بگویم که عامل اصلی در یک شلیک کامل و موفق ، سکون و ثبات اسلحه در آخرین لحظه قبل از چکاندن ماشه است، صرف نظر از اسباب نشانه‌گیر اسلحه در محدوده کمان حرکت.




اعمال تیرانداز:

پس از شلیک تیرانداز باید نه تنها ایستایی بلکه حالت درونی خود را نیز به مدت ۵-۳ ثانیه حفظ کند. فشار عضلانی باید در همان حالت حفظ شود. انگشت اشاره باید به وارد کردن فشار ادامه دهد و اسباب نشانه‌گیر باید در فضای شلیک در راستای صحیح نگه داشته شود. دراین حالت به موضوع زیر کمتر فکر می‌شود که در شلیک بعدی من تلاش خواهم کرد که اسباب نشانه روی این صورت … سپس با یک عمل دست را بالا می‌آوریم و بعد از آن همراه یک بازدم آن را پایین می‌آوریم . این دومین نشانه ماست که بیانگر پایان فرآیند شلیک است. زمانی که کلت پایین آورده می‌شود تیرانداز عضلات خود را شل می‌کند و به تجزیه و تحلیل شلیکی که انجام داده، می‌پردازد . اگر اصابت با فرضیه وی هم خوانی ندارد ولی تیرانداز اطمینان دارد که اسباب نشانه‌گیری اسلحه در راستای درستی بوده است، وی مجبور خواهد بود که تصحیح مختصری را اعمال کند. (یک شلیک در هر دقیقه یا سریعتر) . در صورت شلیک ناموفق این نکته بسیار اهمیت دارد که توقفی انجام شود نه برای پی بردن به اشتباهات بلکه به منظور بهبود دادن الگوهای عادتی تیراندازی به وسیله تمرین خشک یک یا دو بار. یک مثال در مورد اینکه چگونه ممکن است شخص این قانون را ناچیز بشمارد در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی اتفاق افتاد. در حین تیراندازی با کلت آزاد بعد از ۴ دور – سرجیو سانچز- یک تیرانداز با استعداد و باتجربه که قبلاً دو بار در فینال رقابتهای جهانی شرکت کرده بود، در میان پیش تازان بود. ناگهان در دور پنجم او یک شلیک ۸ امتیازی انجام داد که با تصورات وی هم خوانی نداشت. او عصبانی شد و بلافاصله یک شلیک ۸ امتیازی دیگر انجام داد که این حادثه همراه با انفجار غیرقابل کنترل خشم او بود. فقط پس از اینکه او یک شلیک ۸ امتیازی دیگر و حتی یک ۷ امتیازی دیگر داشت، توانست خود را کنترل کند اما امتیازاتی که او از دست داده بود و امید داشت که با کسب آنها به فینال راه پیدا کند، برای همیشه از دست رفته بود.( برای راه یابی به فینال کسب ۴ امتیاز از ۹ امتیاز لازم بود.)




نتیجه گیری:

تیرانداز باید وضعیت پیش از شلیک خود را بهبود بخشیده ، این وضعیت را برای چند ثانیه حفظ کند. شلیک بعدی را در ذهن خود تصور کند و دست خود را تا نشانه ویژه پایین بیاورد. اگر انتظار شخص با چگونگی اصابت شلیک ها هم خوانی داشت بهتر است که تیراندازی با سرعت زیاد ادامه یابد . اگر چگونگی اصابت با انتظارات ما هماهنگ نبود، جستجو برای یافتن اشتباهات ارزشی ندارد و شخص بایستی چند شلیک خشک، به منظور بهبود طرح کلی شلیک انجام دهد.



تمرینات ویژه: در این بخش در مورد روش های تمرینات غیر سنتی بحث خواهم کرد. پیش از این یک مورد از آن ها را دیده ایم (تیراندازی دو گانه ) همه این روش ها بسیار شخصی هستند و نیازمند یک مربی علاقه مند و مقدار زیادی انزژی است اما به شما اطمینان می‌دهد که ارزش آن را دارد.




تیراندازی دو گانه:


این روش تمرین برای تازه کاران سودمندتر است، اما می‌تواند برای باتجربه ها نیز مثمرثمر باشد. به ویژه زمانی که آن ها شروع به از دست دادن اعتماد به نفس می‌کنند. بدین طریق تیراندازان مبتدی شانس تجربه کردن احساس یک شلیک خوب را به دست می‌آورند تا در مورد توانایی های خود اعتماد به نفس کسب کنند . اکثر تیراندازان جوان به میدان می‌روند تا یاد بگیرند چگونه امتیاز ۱۰ را کسب کنند، نه برای اینکه یک شلیک کاملاً موفق و تکنیکی انجام دهند. روش دوگانه بدون شک به جوانان کمک می‌کند که به دلسردی و ناامیدی غلبه کنند، که این امر پس از چند تجربه بد اولیه اساسی و مهم است. مربی که در صدد است با شیوه های آموزش با تماس دست را آموزش دهد بایستی خود را با صبر زیاد و کار سخت مجهز کند زیرا این شیوه ها بسیار طاقت فرسا هستند. مربی در طرف چپ شاگرد می‌ایستد و با دست راست خود، دست شاگرد را که اسلحه در آن است، در دست می‌گیرد. انگشت شصت با دسته کلت در تماس است. مابقی انگشتان در تماس با مچ و دست شاگرد است. ( تصاویر ۴و۵ ) . مربی در حالت فعال می‌ماند و فقط عمل حمایت را انجام می‌دهد . این تماس ظریف است و ثبات تیرانداز را افزایش می دهد و مربی را قادر می سازد که به تیرانداز اطلاعات واقعی درباره ثبات و پایداری و عملکرد مچ شاگرد، ارائه کند. اگر مشکل تیرانداز قفل شدن انگشت است مربی می تواند از روش دیگر تماسی استفاده کند. در این روش دو گانه مربی درطرف راست تیرانداز می ایستد و انگشت شصت خود را کمی جلوتر از مفصل مچ قرار می دهد و مابقی انگشتان روی انگشتان شاگرد قرار می گیرد( تصویر۳). زمانی که او مشاهده می کند که حرکات آرام هستند وی انگشت اشاره خود را به همراه انگشت شاگرد حرکت می دهد و توجه خود را فقط به ثبات مچ معطوف می کند. برای تیراندازان جوان عادی است که فکر کنند که دلیل نتایج بد آنها عدم ثبات است. این موضوع تا حدود زیادی درست است، اما ثبات حتی در مبتدیان برای زدن دایره سیاه معمولاً کافی است. دلیل اصلی برای شلیک از فواصل دور عدم توانایی مبتدیان در حفظ فشار یکسان عضلانی در طول مرحله شلیک است. به منظور نشان دادن این امر که ثبات مهمترین اولویت ما نیست. مربی می‌تواند اقدامات زیر را انجام دهد.



اول – چند دور شلیک با ثبات بد انجام دهد.مراقب باشید. شخص باید پیشاپیش آموزش دیده باشد تا از تأثیر منفی در این مورد اجتناب شود.


دوم-یک دور تیراندازی با استفاده از Dis.1   با توجه به تکنیکهایی که در تصویر۳ ملاحظه می شود، انجام شود. شیوه نخست خالص تر است اما شیوه دوم در هر زمان قابل اجراست.



شلیک کردن در حالت نشسته با استفاده از تکیه گاه:


این شیوه برای هر تمرین کننده ای سودمند است. از مبتدی گرفته تا قهرمانان. تکیه گاه می تواند از چوب یا ابر یا ترکیبی از هر دو ساخته شود. (تصاویر ۷-۶ )استفاده از تکیه گاه برای مبتدیان ساده است و نیازمند توضیحات زیادی نیست. همانطور که می دانیم آموزش تیراندازی با تفنگ تقریباً همیشه با تیرانداری همراه با تکیه گاه شروع می شود و این دوره چند ماهی به طول می انجامد تنها برای ادامه دادن تیراندازی با استفاده از بند آن.همچنان که می دانیم نگه داشتن تفنگ با بندش آسان تر ازنگه داشتن کلت با یک دست است. برای بسیاری از مبتدیان، مشکلات نگه داشتن یک کلت، ثبات مچ، فعال کردن ماشه و همه اینها با یک دست، بیش از حد به نظر می رسد و باعث به وجود آمدن عدم اعتماد در توانایی شخص برای حل این مشکلات می شود. نتیجه نهایی این است که بسیاری از تیراندازان از ادامه این ورزش منصرف می شوند. استفاده از تکیه گاه عملاً مردم را به این ورزش علاقمند نگه می دارد.



مراحل به شرح زیر است:

تیرانداز قسمت شیب دار تکیه گاه را تنها با انگشت، نه با کلت، لمس می کند(تصویر۶) این عمل برای ایجاد ثبات در وضعیت دست همراه با کلت، کافی است. اما در حقیقت وزن کلت به تکیه گاه وارد نمی شود. هنگام تیراندازی در حالت نشسته باید وضعیت بالا تنه خود را مانند زمانی که در حالت ایستاده هستیم، نگه دارد. مرحله آماده سازی پیش از شلیک با بالا آوردن مختصر کلت از تکیه گاه انجام می شود. بعد از گفتن جمله : ” من حاضرم، برو” دست خود را پایین می‌آوریم تا جایی که به تکیه گاه برخورد کند، و همزمان ماشه را می‌کشد. عمل کشیدن ماشه بایستی با یک حرکت بدون انقطاع و قاطع انجام گیرد. جنس نرم تکیه گاه به کسی اجازه نمی‌دهد که عضلات دستش را بر روی آن استراحت دهد. اما باعث ایجاد ثبات تکاملی می‌شود که برای مدتی طولانی باقی می‌ماند. در هنگام تمرین و آموزش در کسب توانایی برای ایجاد ثبات مچ، استفاده از       تکیه گاه بسیار مؤثر است. تفاوت در این نوع تمرین با تمرین قبلی در نحوه ( تصویر۷ ) . هدف این روش چیست؟ هنگامی که در حال ایستاده تیراندازی می‌کنیم اسلحه دارای حرکت و نوسان است. هر قسمت از بدن در ارتباط با دیگر قسمت ها حرکت می‌کند. هنگامی که در حالت نشسته ایم و ساعدمان به وسیله تکیه گاه حمایت می‌شود، حرکت های بدن و دست را از بین می‌بریم و کنترل ثبات مچ را در اختیار می‌گیریم. اگر کسی فکر می‌کند که تیراندازی با تکیه گاه کار آسانی است، اولین  شلیک این عقیده را از سر او خارج خواهد کرد. بگذارید به شما بگویم یک تیرانداز کامل کسی است که در حال حاضر مربی تیم روسیه است. چگونه اولین شلیکش را با کمک تکیه گاه انجام داد. در اوایل سال ۱۹۸۶ در کمپ تیراندازی نیروهای مسلح شوروی در ” لوف ” مرکز تیراندازی اکراین، در حالی که داشتم اساس تمرین با تکیه گاه را شرح می‌دادم، از آنان خواستم مورد موضوع به اجماع برسند و به همراه مربیان خود نظریه مرا رد یا قبول کنند . همه ۱۰ تیرانداز نظریه مرا تأیید کردند. در روز سوم ” یشچین” وارد شد و زمانی که مشاهده کرد همکارانش در حال نشسته مشغول تیراندازی هستند یکی از من پرسید: چکار داری می‌کنی؟ وقتی او توضیحات مرا شنید، گفت: اکنون قصد دارم امتیاز ۶۰۰  را کسب کنم. تصور کنید زمانی که اولین شلیک او یک شش بالا و پس از آن یک شش پایین بود، چه احساسی داشت. وی شیوه تمرینی خود را خیلی سریع فراگرفت، سریعتر از همه تیراندازان جوان ،اما او زمانی که با کلت آزاد در اوج فعالیتش تیراندازی می‌کرد با ۵۸۱ امتیاز یکی از بهترین های جهان بود . تیراندازان ارتش در سال ۸۸-۸۷-۱۹۸۶ شیوه کار او را به کار بردند. اولین رقابتی که ما در آن شرکت کردیم، فقط پس از دو ماه تمرین بود و هفت
















دوستان قبل از خارج شدن از صفحه لطفا تشکر کنید تا کاربران برای بیشتر کردن مطالب دل گرم شن 


در دنيا هيچ بن بستي نيست. يا راهي‌ خواهيم يافت و يا راهي‌ خواهيم ساخت....
15-01-1392 02:01 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زمین تیراندازی pajhan 0 161 12-11-1391 01:07 ق.ظ
آخرین ارسال: pajhan

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان