مشاهیر و بزرگان نجـــــوم - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

مشاهیر و بزرگان نجـــــوم
زمان کنونی: 18-09-1395،11:32 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Emziper
آخرین ارسال: Emziper
پاسخ: 1
بازدید: 56

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: مشاهیر و بزرگان نجـــــوم
ارسال: #1
مشاهیر و بزرگان نجـــــوم
پست‌ها: 2,111
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1392
اعتبار: 83
حالت من: Vaaaaay
هرمان جوليوس اوبرت

هرمان جوليوس اوبرت (1989-1894) يكي از پيشگامان و تئوريسين*هاي بزرگ تاريخ عصر فضا به شمار مي*رود. او به همراه تسيلكوفسكي و گودارد پدران دانش و مهندسي موشك*هاي پرتابگر به حساب مي*آيند. اوبرت در جواني نظرات و تحقيقات خود را به صورت چند كتاب منتشر كرد و در زمان جنگ جهاني دوم به طور مداوم در مراكز تحقيقات موشكي آلمان نازي به كار مشغول بود. بعد از جنگ، آمريكايي*ها و ساير متحدان
غربي آنها از دانش اوبرت و همكارانش استفاده زيادي كردند.


[عکس: x1.jpg]



دوران كودكي و نوجواني

[هرمان جوليوس اوبرت] در 25 ژوئن 1894 در شهر [هرمشتات ترانسيلوانياي] روماني، متولد شد . اصالت او مجاري-اتريشي بود، اما بيشتر عمر خود را در آلمان و روماني گذراند. اوبرت به علوم موشكي بسيار علاقه*مند بود و اين علاقه از سن 11 سالگي در او به*وجود آمد. مادر وي براي تشويق اوبرت، كتاب «از زمين تا ماه» نوشته [ژول ورن] را به او هديه داد. هرمان اين كتاب را چندين بار مطالعه نمود و علاقه زيادي به آن پيدا كرد. اين كتاب در واقع اولين جرقه را براي شروع فعاليت او درباره علوم موشكي ايجاد كرد .


[عکس: 19_1.jpg]



تصوير 1- هرمان جوليوس اوبرت در جواني

در سال 1912 (18 سالگي) اوبرت در دانشگاه مونيخ ثبت*نام كرد و در رشته پزشكي مشغول به تحصيل شد. بورسيه تحصيلي وي در دست اقدام بود كه با شروع جنگ جهاني اول در تحصيل او وقفه ايجاد شد. بنابراين اوبرت نيز مانند بسياري ديگر، به صورت غيرمستقيم وارد جنگ شد و در واحدهاي پزشكي به انجام وظيفه پرداخت



زندگي كاري
بعد از جنگ، هرمان به اين نتيجه رسيد كه به صورت ناخواسته و بدون تمايل كامل وارد علوم پزشكي شده است. او در سال 1918 با [ماتيلدا هامل]، كسي كه به او در انجام كارهايش كمك مي*نمود و به فعاليت*هاي اوبرت اعتقاد راسخ داشت، ازدواج كرد . او در 1919 مجدداً به آلمان بازگشت و ابتدا در دانشگاه مونيخ و سپس در [گوتينگن] در رشته فيزيك مشغول به تحصيل شد.
از جمله مهم*ترين مراكز موشكي كه اوبرت در آنجا مشغول بوده، مي*توان به «[وي*اف*آر]»، انجمن پرواز فضايي آلمان، اشاره كرد. اوبرت در سال 1920 ضمن فعاليت در اين مركز، به همكاري با افراد محقق و علاقه*مندي چون [ورنر فون*براون] پرداخت .


[عکس: 19_2.jpg]




تصوير 2- مركز پروژه موشك*هاي بالستيك ايالات متحده، از راست به چپ: رابرت لوسر، ورنر فون*براون، دكتر هرمان اوبرت، ژنرال هولگر تافتوي و دكتر ارنست اشتالينگر

در سال 1922 (28 سالگي) رساله دكتراي او كه در مورد علوم موشكي (پرواز راكت*ها) بود با بهانه [تخيلي، ايده*آليستي و رويايي بودن] مورد پذيرش قرار نگرفت، ولي اين امر اوبرت را هيچ*گاه مأيوس نساخت و او تحقيقات خود را در زمينه مورد علاقه*اش به صورت خصوصي ادامه داد . وي هرگز به تهيه يك رساله جديد و گرفتن مدرك دكتراي خود نيانديشيد. البته رساله مذكور به او در جهت تهيه و آماده شدن اولين كتابش كمك زيادي نمود. او بعدها در مورد تمايلاتش توضيحاتي را ارائه داد و در يادداشت*هاي خود چنين نوشت: «من از نوشتن رساله اي ديگر خودداري كردم و به خود گفتم: مهم نيست. من ثابت خواهم كرد كه مي*توانم بدون اينكه عنوان دكتر در كنار نامم قرار گيرد، از تعدادي از آنها ]منتقدان رساله*ام[ دانشمند بزرگتري شوم» . او از نظام آموزشي آلمان به شدت انتقاد كرد و وضعيت آن را به اتومبيلي تشبيه نمود كه چراغ*هاي عقب آن بسيار درخشان و پرنور، اما جلوي آن فاقد چراغ*هاي روشن است (توضيح). البته رساله اوبرت سرانجام توسط پروفسور [آگوستين ماير] از دانشگاه [بابس-بولياي] روماني پذيرفته شد و او درجه دكتري را از اين استاد دريافت كرد.
در سال 1923 (29 سالگي)*، اوبرت موفق به انتشار كتاب 92 صفحه*اي «[با راكت در فضاي بين سيارات]» شد . اين كتاب كه برگرفته از همان رساله دكتراي او بود باعث شهرت وي شد. اگرچه رساله وي در خصوص موارد فني كمتر بحث كرده بود، ولي به واسطه تدريس او در مراكز مربوط (به خصوص در آلمان) به امور فضايي، كتابش به كمك همين مراكز انتشار يافت. تئوري*هاي ارائه شده در كتاب اوبرت بسيار ارزشمند بودند. اين كتاب به واسطه تئوري*هايش در سراسر مراكز موشكي آلمان مورد توجه قرار گرفت و اين امر باعث شد تا كتاب او به چندين زبان ديگر نيز ترجمه شده و پس از مدتي مطالب آن به طور عملي در وسايل پرنده فضايي به كار گرفته شوند.
امتداد اين كتاب و ساير فعاليت*هاي هرمان اوبرت در زمينه موشك، در سال 1929 به چاپ كتابي 429 صفحه*اي با عنوان «[مقدماتي براي انجام سفر فضايي]» منتج شد كه يكي از موفقيت*هاي بين*المللي او به* حساب مي*آمد و از اهميت علمي فوق*العاده*اي برخوردار بود. اوبرت كه چند سال قبل از انتشار اين كتاب (سال 1925)، با [كنستانتين تسيلكوفسكي] و ايده*ها و تئوري*هايش آشنا شده بود، از دانش و تجربه او نيز در تدوين اين كتاب جديد استفاده كرد. در اين كتاب، تئوري رياضي مربوط به علوم موشكي به*خصوص در زمينه*هاي علوم الكترونيك و پيشرانش راكتي تشريح شده بود. اين كتاب امكان طراحي و ساخت يك راكت را فراهم مي*آورد و همچنين توان بالقوه انسان براي دستيابي به ايستگاه*هاي فضايي و سفر به كرات ديگر را مورد بررسي قرار مي*داد. كتاب جديد اوبرت از طرف [اسنالت]، پيشكسوت در علوم راكتي فرانسه، «[كتاب مقدس فضانوردي علمي]» خوانده شد و مورد تشويق مالي ده هزار فرانكي قرارگرفت كه اوبرت از اين پول براي توسعه فعاليت*ها و تحقيقاتش استفاده كرد .
[فريتز لانگ]، سازنده فيلم*هاي صامت پس از مطالعه كتاب اوبرت تصميم گرفت فيلمي داستاني در مورد سفر فضايي بسازد و سرانجام فيلم «[دختري در فضا]» را در سال 1929 به روي پرده سينما برد. اين فيلم اولين محصول تاريخ سينما بود كه تصاويري مجازي از محيط فضا را به تصوير مي*كشيد. سازنده فيلم مذكور از آنجايي كه مي*خواست محصولش از نظر فني و علمي بي*نقص باشد، تصميم به دعوت از اوبرت به عنوان مشاور علمي در فيلم خود گرفت. در سناريوي انتخاب شده، اوبرت و لانگ به كمك يكديگر موفق به ساخت يك ماكت فضاپيما شدند كه خيلي واقعي به نظر مي*آمد. در جريان تهيه اين فيلم چشم چپ اوبرت ضربه ديد كه براي او بسيار ناراحت*كننده بود اما خللي در راه تحقيقات و علاقه*مندي*اش ايجاد نكرد .


[عکس: 19_3.jpg]




تصوير 3- هرمان اوبرت در حال تدريس

همان*گونه كه ذكر شد، اوبرت در مركز موشكي انجمن پرواز فضايي آلمان با ورنر فون*براون همكار بود. كسي كه خود در آينده از پيشگامان، محققان و مهندسان بزرگ موشكي جهان براي دولت آلمان نازي و سپس ايالات متحده شد.

اوبرت و فون*براون با همديگر مشغول تحقيق بر روي موشك شدند كه اين فعاليت به طراحي و ساخت موشك «[وي2]» آلمان در اواخر جنگ جهاني دوم منتج شد. اوبرت در سال 1929 با موفقيت يك راكت پيشران مايع آزمايشي ساخت كه «[كگلدوس]» نام گرفت .

در سال 1938 خانواده وي از روماني به آلمان عزيمت نمودند و سرانجام در منطقه [پينيموند] مستقر شدند. اوبرت در آنجا به كمك همكارش، فون*براون، مشغول ساخت اولين راكت عملياتي جهان براي آلمان نازي شد. در سال 1941، او و فون*براون رسما پروژه وي2 را آغاز كردند كه البته اوبرت در اين پروژه هرگز جايگاه رسمي مناسبي پيدا نكرد.

اوبرت همچنين در مركزي به نام [واساگ] بر روي راكت*هاي پيشران جامد دفاع هوايي كار مي*كرد. او در زمان آلمان نازي به دريافت نشان نيز مفتخر شد.

او در اواخر جنگ خانواده خود را به [فيوچ] در نزديكي نورنبرگ منتقل كرد. در پايان جنگ جهاني دوم، اوبرت به همراه ساير دانشمندان و مهندسان موشكي آلماني به اسارت نيروهاي آمريكايي درآمد و مورد بازجويي قرار گرفت، اما سرانجام آزاد شد و در آلمان غربي سكونت گزيد. او چهار فرزند داشت كه يك پسرش در جنگ جهاني دوم كشته شد و يك دخترش نيز در اثر انفجار يك كپسول اكسيژن مايع در محل كار او جان خود را از دست داد .

اوبرت در سال 1948 (54 سالگي) به عنوان مشاور مستقل و نويسنده در سوئيس مشغول به كار شد. در سال 1950 همان فعاليتي كه در واساگ براي آلمان نازي انجام مي*داد را اين**بار در خدمت نيروي دريايي ايتاليا كامل كرد . در همين ايام، نظراتي را در مورد اشياي پرنده ناشناس ارائه نمود. او از طرفداران نظريه سفر موجودات فضايي به زمين بود. وي در سال 1953 به فيوچ بازگشت و در آنجا كتاب جديد خود تحت عنوان «[انسان در فضا]» را كه در آن ايده*هايي را براي تلسكوپ*هاي بازتابي فضايي، ايستگاه*هاي فضايي، فضاپيماي الكتريكي و لباس*هاي فضايي ارائه مي*داد، منتشر ساخت.

در سال 1955، فون*براون، رئيس پروژه موشك*هاي بالستيك ايالات متحده، از او براي همكاري دعوت نمود. وي دعوت فون*براون را پذيرفت و تا سال 1958، با او بر روي موشك*هاي بالستيك كار كرد . سپس اوبرت مجددا به شهر فيوچ آلمان بازگشت و ايده*هايش را در مورد ساخت يك كاوشگر كره ماه و برخي مطالب و موضوعات هوافضايي ديگر تحت عنوان كتاب «[توسعه فناوري فضايي در دهه آينده]» به رشته تحرير در آورد [1]. در سال 1960 به عنوان مشاور فني در جهت توسعه و تكميل موشك [پرتابگر اطلس] در ايالات متحده استخدام شد. وي در سال 1962 و در سن 68 سالگي بازنشسته شد. اوبرت از آنجايي كه يكي از پيشگامان عصر فضا بود، در ژوئيه 1969 جهت مشاهده پرتاب موشك حامل ساترن-5 كه فضاپيماي آپولو-11 را به سمت ماه پرتاب مي*كرد، به ايالات متحده دعوت شد.
اوبرت در سال 1973 و با بالا گرفتن بحران نفتي در جهان، به توليد انرژي از طريق باد علاقه*مند شد كه در اين خصوص اقدام به طراحي ايستگاه*هاي توليد برق به كمك باد نمود . يكي از موارد جالب ديگر در دوره بازنشستگي اوبرت، وارد شدن او به حوزه مسائل گوناگون فلسفي بود. به عنوان مثال، او در خصوص پروژه*هاي آينده براي بشريت، ضرورت پرسيدن سوال، آمادگي انسان براي درك مسائل آينده و اينكه خداوند يك ايده را در انسان خلق نمي*كند، مگر آنكه بشر تعليم و تربيت يافته باشد و مسايلي از اين قبيل به بحث و تحليل پرداخت. مهم*ترين كتاب اين دوران از زندگي او [مباني براي حاكمان آينده] نام داشت. او در اين كتاب با جمع*بندي همه نظراتش سعي كرد تا نشان دهد كه بروز اشتباهات ممكن است به سقوط حكومت*هاي دموكراتيك بيانجامد و بر آموزش سياسي درست و بي*غرض رأي*دهندگان تاكيد كرد.


دوران پاياني زندگي و جمع*بندي
اوبرت سرانجام در 29 دسامبر 1989، در سن 95 سالگي، در بيمارستاني در نورنبرگ آلمان درگذشت . اين دانشمند بزرگ در حالي از دنيا رفت كه كمك عظيمي به علوم موشكي، پرواز فضاپيماها و كشفيات فضايي در قرن بيستم نمود. هرمان اوبرت رومانيايي، كنستانتين تسيلكوفسكي روسي و [رابرت گودارد] آمريكايي را در واقع مي*توان پيشكسوتان و پايه*گذاران كشفيات علوم موشكي و فضانوردي به حساب آورد. جالب توجه است كه اگرچه اين سه نفر به بخشي از نتايج علوم موشكي و موارد مربوط به جاذبه زمين دست يافتند، اما بخش بزرگي از اين امور را فقط با اتكا بر كارهاي علمي مستقل خود به ثمر رساندند.
ارزش تحقيقات اوبرت براي هميشه جاودان خواهد ماند. در حال حاضر، موزه*اي به نام او در فيوچ آلمان، در نزديكي نورنبرگ، تاسيس شده و كليه آثار، عقايد و كارهاي علمي وي در آنجا به نمايش عموم گذاشته شده است. انجمني نيز به نام او بنيان نهاده شده است كه تعداد زيادي از دانشمندان، محققان و ستاره*شناسان دنيا عضو آن هستند. دهانه*اي در كره ماه نيز به نام اوبرت نامگذاري شد . او معتقد بود انسان بايد در سراسر زندگي داراي هدف باشد و هدفمند زندگي كند.
بر روي سنگ قبر هرمان جوليوس اوبرت چنين نوشته شده است: «درود بر كساني كه تشنه و گرسنه عدالتند» .


[عکس: 19_6.jpg]



[عکس: clarke.jpg]




آرتور چارلز کلارک (1917-2008)، نویسنده داستان*های علمی- تخیلی، از مشاهیر عصر حاضر است که در اغلب کشورها او را به دلیل رویاهای بلندپروازانه*اش می*شناسند؛ خصوصاً به این خاطر که بسیاری از رویاهای او در زمان زندگی*اش رنگ واقعیت به خود گرفت. وی تالیفات بسیاری در زمینه علوم و کاربردهای فناوری فضایی دارد که بسیاری از آنها الهام*بخش هم*عصرانش در بهره*مندی از موهبت فضا بوده است.



آرتور سي كلارك، شانزدهم دسامبر 1917 در مزرعه اي در ماينهد، شهري ساحلي در غرب سامرست انگلستان، در خانواده اي كشاورز به دنيا آمد. از همان سال*هاي نخستين زندگي اش مجذوب داستان هاي تخيلي و نجوم بود و به مجلات علمی- تخيلی مانند "داستان*های شگفت انگيز" علاقه زيادي داشت.


[عکس: 42_0_Arthur_C_Clarke.jpg]



نام : سِر آرتور چارلز كلارك
شغل : نويسنده ژانر علمي- تخيلي
تولد : 16 دسامبر 1917، انگلستان
وفات : 19 مارس 2008، سريلانكا
به گفته دوستانش، آرتور هميشه در کتابفروشی محل پرسه می*زد و کتاب*های علمی- تخيلی مثل "جنگ دنياها" اثر "اچ. جی. ولز" را ورق می*زد و آنها را تا مرز از بين رفتن مي*خواند. در مزرعه، او دائم در حال آزمايش بود و برای خودش موشک*های کوچک درست می*کرد. او حتی يك*بار يکی از همکلاسی*هايش را راضی کرد موشکی را به هواپيمای مدل او ببندد که بعد از جهشی فشفشه*وار سقوط کرد و سوخت.

وقتي كلارك شانزده ساله بود، "انجمن بين*سياره*ای بريتانيا" در ليورپول تاسيس شد. چندي نگذشت كه كلارك يكي از اعضاي فعال آن شد.
آرتور پس از گذراندن دوران مدرسه در زادگاهش، در سال 1936 به لندن رفت و با پيوستن به اين انجمن، علاقه*اش را به علوم فضايي دنبال كرد. او با نوشتن مطالب علمي- تخيلي همكاري*اش را با اين انجمن آغاز كرد. تحصيلات پيش از دانشگاه را در سامرست گذراند و به عنوان مميز حسابداري در بخش بازنشستگان هيأت آموزشي مشغول به كار شد.
در زمان جنگ دوم، او نيز مانند بسياري از مردان جوان ديگر، درگير جنگ و مسائل مربوط آن شد. در سال 1941 در نيروي هوايي سلطنتي انگلستان نام*نويسي كرد و در آنجا به عنوان تكنسين و سپس مربي رادار تا سال 1946 خدمت نمود.

سامانه دفاعي هشدار راداري از جمله برنامه*هايي بود كه كلارك در آنها شركت داشت و همين موضوع باعث علاقه جدي او به مسائل ارتباطات راداري شد. او در مه 1943 به عنوان افسر خلبان (رده فني) گماشته شد و در نوامبر همان سال به سمت افسر پرواز ترفيع يافت. سپس به سمت مربي ارشد در آراي*اف (رويال ايرفورس يا نيروي هوايي سلطنتي) منصوب شد.
كلارك بعدها رمان گلايد پث (مسير پرواز) را بر اساس تجربه دوران خدمتش نوشت. آن*طور كه كلارك در اين زندگي*نامه نوشته، در زمان جنگ بيشتر وقت خود را در بخش رادار كنترل زميني گذرانده است. شيوه كنترل زميني يا سي*جي*اِي، اگرچه در جنگ خيلي كارآمد نبود، چند سال پس از اختراع در خلال سال*هاي 1948 تا 1949 در حمل و نقل هوايي بسيار مفيد واقع شد. گلايد پث تنها رمان غيرعلمي- تخيلي كلارك است.


در سال 1945، ژورنال علمي وايرلس ورلد (دنياي بي*سيم) مطلبي از كلارك با عنوان "رله*هاي فرازمينی: آيا ايستگاه*های راکتی می*توانند جهان را تحت پوشش راديويی قرار دهند؟" به چاپ رساند. امروزه "ايستگاه*های راکتی" موردنظر آقای کلارک، همان ماهواره*ها هستند. كلارك در اين مقاله، استفاده از سه ماهواره مخابراتي در مدار استوايي را توصيف كرده بود كه برقراركننده ارتباط در سراسر دنيا بودند.

كلارك در اين نوشتار، مداري با ارتفاع 35786 كيلومتر را برگزيده بود چراكه در اين ارتفاع سرعت چرخش زمين با سرعت گردش ماهواره به دور آن يكسان است. در نتيجه، ماهواره در نقطه ثابتي از فضا در بالاي زمين قرار مي*گيرد. دوازده سال پس از آن، بشر براي نخستين*بار در تاريخ، اولين ماهواره دست*ساز خود، اسپوتنيک-1، را به مدار زمين فرستاد. با ارسال اين ماهواره عصر فضا آغاز شد. هفت سال بعد، در 1964، سينکام-3 نخستين ماهواره*اي بود که عازم مداري شد که کلارک پيش*بيني کرده بود. به دليل تلاش*هاي كلارك در اين زمينه، اتحاديه بين*المللي ستاره*شناسي، مدار زمين*ثابت را مدار كلارك ناميد.



[عکس: 42_1_Arthur_C_Clarke.jpg]



آرتور كلارك پس از ارايه پيشنهاداتي در مورد مخابرات ماهواره*اي، مقاله خود را در مجله وايرلس ورلد در سال 1945 منتشر كرد.

نخستين*باري كه كلارك ايده قرارگيري ماهواره*ها در مدار زمين*ثابت را مطرح كرد، به نظر بسياری فکری احمقانه بود، به*طوري كه رئيس مجله وايرلس ورلد نيز در ابتدا نويسنده آن مقاله را ديوانه خطاب كرد و در نهايت مقاله با نظر مثبت سردبير چاپ شد. اگرچه وي اولين كسي نبود كه ايده ماهواره*هاي زمين*ثابت را مطرح كرد، اما يكي از بهترين ايده*هاي وي كه بسيار مفيد واقع شد، اين بود كه اين ماهواره*ها براي مقاصد مخابراتي استفاده شوند. او اين نظريه را در مقاله*اي كه خود در بين اعضاي گروه هسته*اي بريتانيا در سال 1945 پخش كرد، دنبال نمود. بيست سال پس از طرح اين ايده، اِرلي*برد، براي نخستين بار شبكه مخابراتي جهاني براي تلفن، تلويزيون و مخابرات ديجيتالي پرسرعت شامل اينترنت را برقرار كرد.
به بيان ديگر، کلارک کاربردي را پيش*بيني کرده بود که دو دهه پس از آن امكان*پذير شد. به همين دليل است که کلارک را داراي انديشه*اي والا و ادراکي آينده*نگر مي*دانند. پيشنهاد سال 1945 كلارك، در زمينه سامانه ارتباطي ماهواره*اي، در سال 1963 مدال طلاي استوارت بالانتين موسسه فرانكلين و نامزدي دريافت جايزه نوبل ادبيات در سال 1999 را برايش به ارمغان آورد.



پس از جنگ، كلارك در سال 1946 از نيروي هوايي بيرون آمد و تحصيلات رسمي خود را از سر گرفت. وي از كالج كينگ لندن كمك هزينه تحصيلي گرفت و در سال 1948 مدرك كلاس يك رياضي و فيزيك را از اين كالج دريافت كرد. همچنين، بين سال*هاي 1947 تا 1950، رئيس انجمن بين*سياره*اي بريتانيا شد. پس از آن، در سال 1953 نيز دوباره رياست اين انجمن را به دست گرفت. در همان زمان، كتاب*ها، مقالات و نوشته*هاي بسياري را به رشته تحرير در آورد. اولين داستاني كه به صورت حرفه*اي فروخت، داستان ""گروه نجات" بود كه در مارس 1945 آن را نوشت.


[عکس: 42_2_Arthur_C_Clarke.jpg]



در سال 1953 كلارك با مريلين مي*فيلد ملاقات و ديري نگذشت كه با او ازدواج كرد. مي*فيلد يك زن مطلقه 22 ساله امريكايي بود و يك پسر كوچك داشت. وي تنها زن زندگي كلارك بود. آنها پس از شش ماه براي هميشه از هم جدا شدند، اما طلاق آنها در سال 1964 قطعي شد. كلارك در اين*باره مي*گويد: "اين ازدواج از همان ابتدا نامناسب بود". وي ديگر ازدواج نكرد.
كلارك در سال 1954، براي دكتر هري وكسلر، رئيس وقت اتحاديه خدمات علمي اداره هواشناسي ايالات متحده، نامه*اي درباره كاربردهاي ماهواره*ها در پيش*بيني آب و هوا نوشت. در نتيجه مكاتبات بين آن دو، شاخه جديدي از علم هواشناسي متولد شد و دكتر وكسلر تلاش زيادي در توسعه راكت*ها و ماهواره*ها براي تحقيقات هواشناسي به عمل آورد.
در همان دوران، كلارك شيفته غواصي شد كه تداعي*كننده حالت بي*وزني در پرواز فضايي بود. در دسامبر 1954، براي نخستين بار از شهر كلمبو در سريلانكا ديدن كرد و آنجا را براي دنبال كردن روياهايش بسيار مناسب يافت. در نهايت، در سال 1956 به سريلانكا مهاجرت كرد تا با كاوش در صخره*هاي مرجاني طول ساحل، علايق خود را در زمينه غواصي دنبال كند و الهام*بخش روياهايش باشد. كلارك تا زمان مرگ در سريلانكا به سر برد.
در سال 1964، استنلي كوبريك، كارگردان امريكايي، فيلم 2001: اوديسه فضايي خود را بر اساس داستان "ديده*بان" كلارك كارگرداني كرد كه در اين فيلم خود كلارك نيز با وي همكاري داشت. كلارك چهار سال بعد نامزد دريافت جايزه اسكار به صورت مشترك با كوبريك براي اين فيلم شد. سپس در سال 1984، ادامه داستان قبلي خود را با نام "2010: اوديسه دو" به چاپ رساند و با پيتر هيامز روي نسخه فيلم آن كار كرد. همكاري آنها از طريق اينترنت انجام مي*شد كه سِر آرتور را در سريلانكا به پيتر در لوس*آنجلس وصل مي*كرد. مكاتبات آنها منجر به پديد آمدن كتاب علمي- تخيلي ديگري شد.
سِر آرتور در تلويزيون نيز همكاري داشت. يكي از فعاليت*هاي تلويزيوني وي همكاري با شبكه سي*بي*اس در پوشش ماموريت*هاي فضايي آپولو-12 و 15 بود. سريال تلويزيوني سيزده قسمتي او با نام "دنياي رازآلود آرتور سي كلارك" در سال 1981 و "دنياي نيروهاي عجيب آرتور سي كلارك" در سال 1984 در بسياري از كشورها به نمايش درآمد. وي همچنين در سريال*هاي تلويزيوني ديگري درباره فضا مانند سريال "جهان والتر كرانكيت" در سال 1981 همكاري داشت.
گذران زمان و عواقب ابتلا به سندروم پست- پوليو در سال 1988، كلارك را به صندلی چرخ*دار كشاند، اما او را از نوشتن بازنداشت. وي به عنوان نويسنده*اي پركار با هشتاد اثر علمي- تخيلي در زمينه علوم و فناوري فضايي شهرت جهاني يافت.



كلارك تعدادي كتاب غيرتخيلي نيز نوشته است كه در آنها به شرح جزئيات فني و استنباط*هاي اجتماعي پرتاب موشك و پروازهاي فضايي پرداخته است. در بين اين كتاب*ها، كاوش در فضا (1951) و پيمان فضا (1968) از بقيه چشمگيرترند. در بين كارهاي غيرتخيلي سِر آرتور، نمايي از آينده (1962) به چهره احتمالي آينده نظر دارد و حاوي خلاصه*اي از مقالاتش است كه سه قانون وي را نيز بيان مي*كند. قوانين وي عبارتند از:
1. 1وقتي كه يك دانشمند برجسه و باتجربه مي*گويد كه امري امكان*پذير است، به طور حتم حق با اوست. اما وقتي امري را محال مي*داند، به احتمال خيلي زياد در اشتباه است.
2. تنها راه كشف مرز ممكن*ها، اندكي فراتر رفتن از آنها به سوي ناممكن*هاست.
3. هر فناوري به قدر كافي پيشرفته، از جادو غيرقابل تشخيص است.
كلارك اولين قانونش را در مقاله "خطرات پيشگويي: خطاي تخيل" عنوان كرد. قانون دوم به عنوان يك اظهارنظر ساده در همان مقاله بيان شد و ديگران آن را به عنوان قانون دوم كلارك مطرح كردند. در سال 1973، در چاپ جديد خلاصه*اي از مقالاتش (نمايي از آينده)، قانون دومش را تصديق كرد و براي گرد كردن شماره قوانينش سومي را نيز بيان و در اين*باره اظهار كرد: "از آنجايي كه براي نيوتن سه قانون كافي بود، من نيز با فروتني در همين*جا به قوانينم خاتمه مي*دهم". در بين قوانين كلارك، قانون سوم از معروفيت بيشتري برخوردار است. اين قانون تحير بشر را به دليل محدوديت وي معرفي مي*كند و نه به سبب امكان*ناپذيري فناوري.
در سال 1999 در چاپ مجدد نمايي از آينده كه در لندن چاپ شد، كلارك قانون چهارمش را نيز اضافه كرد: "براي هر متخصصي، متخصصي هم*تراز و [با عقيده] مقابل وجود دارد".
در بعضي رمان*ها مانند شهر و ستاره*ها و داستان ديده*بان (كه فيلم اوديسه فضايي 2001 بر اساس آن ساخته شد)، كلارك ما را با فناوري ابرپيشرفته*اي آشنا مي*كند كه تنها با علوم پايه محدود شده است. در رمان در برابر سقوط شب، تمدن بشر پس از يك ميليارد سال به طور مرموزي سير قهقرايي طي مي*كند. در اين داستان، بشريت مواجه با بقاياي افتخارات گذشته خود است. براي مثال، شبكه*اي از جاده*ها و پياده*روها كه مانند رودخانه*اي خروشان در جريان هستند. اگرچه اين امر از نظر فيزيكي امكان*پذير است، اما از ديدگاه آنها غيرقابل توضيح مي*نمايد. اين داستان اشاره*اي به قانون سوم كلارك دارد.


تخيلات و تلاش*هاي كلارك، جوايز و افتخارات بسياري براي وي به همراه داشته است كه از آن جمله مي*توان به: مدال طلاي موسسه فرانكلين در سال 1963؛ مقام استادي سارابهاي*ويكرام آزمايشگاه تحقيقات فيزيكي احمدآباد؛ جايزه ليندبرگ؛ كمك هزينه تحصيلي كالج كينگ لندن؛ نامزدي دريافت جايزه صلح نوبل در سال 1999؛ جايزه كالينگاي يونسكو (يونسكوكالينز) در سال 1961 را براي محبوب*سازي علم؛ مقام شواليه در سال 1998 (در 1998 ملكه انگلستان با كارهاي كلارك آشنا شد و وي را به مقام شواليه*گري مفتخر كرد كه به صورت رسمي دو سال بعد توسط پرنس چارلز در سريلانكا به وي اعطا شد) و درجات افتخاري و جوايزي از سازمان*ها و مراكز بزرگ علمي و نجومي اشاره كرد.

کلارک معتقد است «انسان مي*تواند بدون غذا زندگي کند، اما بدون اطلاعات خواهد مرد». پس از سونامي وحشتناکي كه چند سال پيش در آسياي جنوب شرقي به وقوع پيوست، به همراه دوستقديمي*اش، سِر پاتريک مور، کتابي به نام سيارک را نوشت تا سود فروش آن عايد قربانيان سوناميشود.

وي همچنين بنياد آرتور سي کلارک را بنيان نهاد تا از طريق آن بتواند دنيايي از ايده*ها را پيش روي جوانان بگشايد و خلاقيت آنها را پرورش دهد.
كلارك مطمئن بود روزی فراخواهد رسيد که فضاگردی همچون جهانگردی پديده*ای عادی شود. به نظر او اينکه انسان برای چهل سال به ماه بازنگشته تنها يک "افت" موقتی است؛ همان*طور که وقتی کريستف کلمب آمريکا را کشف کرد، تا چند دهه بعد کسی به آمريکا بازنگشت.
کلارک همچنين اذعان می*کرد که برخی اختراعات بشر حتی او را غافلگير کرده بود. درباره كامپيوتر مي*گفت: "من به خواب هم نمی*ديدم که روزی بيايد که هرکسی روی ميزش يکی از اين ابزارها [کامپيوتر] داشته باشد." به همين دليل، او انتظار داشت در آينده، به*ويژه در زمينه سفر به فضا، اتفاقات غيرمنتظره*ای رخ دهد.
كلارك ابراز اطمينان می*کرد که انسان به مريخ و در نهايت، به ساير منظومه*ها در كهكشان سفر خواهد کرد؛ ابتدا با اعزام ربات*های کاوشگر و سپس اعزام انسان! بسياری از آينده*نگری*های کلارک هنوز تحقق نيافته، اما بعضی از آنها به واقعيت نزديک شده است.


[عکس: 42_Copy-of-3_Arthur_C_Clarke.jpg]



آرتور سي كلارك در دسامبر 2007، در نودمين سال تولدش، پيغامي ويدئويي براي دوستان و طرفدارانش ضبط كرد كه بيشتر حاوي پيام خداحافظي بود. چند ماه بعد، در نوزدهم مارس 2008، در اثر عارضه تنفسي در سريلانكا درگذشت. مرگ وي درست چند روز پس از مرور نسخه نهايي آخرين كارش با نام "آخرين نظريه" به وقوع پيوست. در اين كار، فردريك پل با او همكاري داشت. وي در روز 22 مارس 2008، در كلمبو، بزرگ*ترين شهر و پايتخت تجاري سريلانكا، توسط برادر كوچكترش، فِرِد كلارك، و خانواده سريلانكايي كه با آنها زندگي مي*كرد، طي يك مراسم سنتي در حضور هزاران نفر به خاك سپرده شد.

دستاوردهاي آرتور سي كلارك در بين هم*قطارانش منحصر به*فرد است و پلي بين علم و هنر برقرار مي*كند. تأليفات وي از تخيلات علمي تا كشفيات و واقعيات، از علم و فن تا سرگرمي و بازي وسعت دارد و تاثيري عميق بر زندگي فعلي و نسل آينده گذاشته است.


[عکس: 42_5_Arthur_C_Clarke.JPG]



19-05-1392 12:38 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان