مشاعره سنتی - صفحه 12 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

مشاعره سنتی
زمان کنونی: 18-09-1395،01:49 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: parstooo
پاسخ: 161
بازدید: 10367

 
 
رتبه موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: مشاعره سنتی
ارسال: #111
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 155
تاریخ عضویت: 02 آبان 1390
اعتبار: 11
حالت من: انتخاب نشده
من آ ن نگین سلیمان به هیچ نستانم...................که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد



22-11-1390 02:11 ق.ظ
 
ارسال: #112
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام...


خواهم که جاودانه بنالم به دامنت...
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
22-11-1390 02:15 ق.ظ
 
ارسال: #113
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 155
تاریخ عضویت: 02 آبان 1390
اعتبار: 11
حالت من: انتخاب نشده
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای..............ور خود از گوهر جمشیدو فریدون باشی



22-11-1390 02:21 ق.ظ
 
ارسال: #114
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان ... وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز ... یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
23-11-1390 09:01 ب.ظ
 
ارسال: #115
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیــــر دگرباره جوان خواهــد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
23-11-1390 09:43 ب.ظ
 
ارسال: #116
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم ... کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است ... عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
24-11-1390 12:22 ق.ظ
 
ارسال: #117
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 306
تاریخ عضویت: 24 اردیبهشت 1390
اعتبار: 45
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 25-11-1390 12:26 ق.ظ توسط darya
اشك لرزان ، كی تواند خويشتن داری كند؟
چاره ساز اهل دل باشد می انديشه سوز
كو قدح؟ تا فارغم از رنج هشياری كنــــــــد
دام صياد از چمن دلخواه تر باشد مــــــــــرا
















دور باشـــــــــــ
اما نزديكـــــــــــــــــــــــ من...!!!
من از نزديكـــــــــــ بودن هــــای دور ميترســـــم...!!!
25-11-1390 12:24 ق.ظ
 
ارسال: #118
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
امشب زغمم تاصبح . حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری . تا باز کنی رویم

امشب زمیت نوشم . تا مست کند آن می، من را که گنه کردم . بسیار مدد جویم
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
25-11-1390 05:19 ب.ظ
 
ارسال: #119
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 199
تاریخ عضویت: 28 شهریور 1390
اعتبار: 11
حالت من: انتخاب نشده
میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود، که این شعله بیدار
روشنگرِ شب های بلند قفسم بود
















گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.
ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور.
اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار.
باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور...
25-11-1390 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #120
RE: مشاعره سنتی
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت...،

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست...،

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان...،


عمریست در هوای تو از آشیان جداست...
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
25-11-1390 09:55 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان