( مسئله زودباوری ) - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

( مسئله زودباوری )
زمان کنونی: 15-09-1395،08:02 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 131

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ( مسئله زودباوری )
ارسال: #1
( مسئله زودباوری )
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
مشکلی مهم که گریبان گیر افراد جوامع بشری شده است.
در ابتدا بگویم زودباوری ، از در اختیار نداشتن اطلاعات درست و کافی سر چشمه میگیرد.


آخرالزمان ( خیال واهی دنیای غرب )- زودباروی

1- جنگ جهانی دوم -
اون زمان خیلی ها اعتقاد داشتند که آخر جنگ جهانی دوم پایان دوران یا آخرالزمان است. بعد از بمباران هسته ای دو شهر بزرگ ژاپن در دهه 50 میلادی توسط ارتش وحشی آمریکا و نابودی هزاران انسان بی گناه ، عده ای اعلام کردند که آخرالزمان شده است ، افراد زیادی در جهان این حرف را باور کردند. در نهایت آخرالزمانی در کار نبود.

2- سال 1990 و اخرالزمان .
قبل از ورود به سال 1990 میلادی عده ای می گفتند در سال 90 آخر الزمان به وقوع خواهد پیوست ، بسیاری از مردم غرب و حتی ایرانیان غرب گرا نیز این حرف واهی را قبول کردند اما در نهایت این شایعه هم به دروغ پیوست.


3- سال 2000 و اخرالزمان .
عده معتقد بودند که یقینا سال 2000 آخرالزمان است ، یعنی دنیا متحول میشود ، عده بر نابودی کره زمین اعتقاد و عده هم تغییر روند سیاسی حاکم را آخرالزمان دانستند. مردم زیادی هم این شایعه را باور کردند ، اما در آخر سال 2000 هم پایان دوران نبود.


4- سال 2012 و آخر الزمان.
همانطور که میدانیم در سراسر دنیا حرف از سال 2012 یعنی آخر الزمان به گوش میرسد ، سند این حرف هم می تواند فیلمی با عنوان 2012 محصول هالیوود آمریکا باشد. فیلمی که پایان دوران را مرگ زمین و اتفاقات و بلایای طبیعی بیان کرده است. خیلی از عموم حتی عده ای در ایران که شخصا با بعضی هاشونم صحبت کردم این شایعه را باور دارند و چون دوستان غربی ما اعلام کرده اند که 2012 پایان دوران است و از طرفی نیز دوستان غربی اصلا دروغ نمی گویند و هر چه گفته اند درست بوده آن ها نیز این شایعه را باور دارند.


5- 2036 و آخرالزمان.
عده ای نیز اعتقاد دارند که 2036 آخر الزمان است و دلیلشم مرگ زمین به خاطر برخورد یک ستاره دنباله دار یا یک جرم آسمانی خواهد بود. تا چند ماه پیش احتمال برخورد این جرم آسمان یک بر روی چند ده هزار بود ولی جدیدا احتمال برخورد با زمین را یک بر روی چند میلیون حساب کرده اند. دوستان روسیه ای ما هم اعلام کرده اند که با فرستادن چند بمب اتم به این جرم آسمانی قبل از برخورد زمین را نجات خواهند داد و حرف هایی از این نوع که توی فیلمها گاها می بینیم. خب طبق عادت عده ای هستند که همیشه این حرف ها را باور میکنند.


یه دسته ششمی هم وجود دارند که آخرالزمان را مرگ خورشید یعنی چند میلیون سال دیگه پیش بینی کرده اند ، خب چون تا اون موقع ما تبدیل به فسیل شده ایم و در موزه های انگلستان هم با کمال تعجب نگه داری میشیم ، برایمان مهم نخواهد بود پس بحثی در مورد آن نمی کنیم ولی بدانید خب باز عده ای روشنفکر هستند که جزو این دسته اند و این خیال رو هم باور دارند.

بگذریم...

متاسفانه جوانان امروز ما بسیار زود باور و جو گیر هستند باز هم مثالی بزنم تا حوصله خواندن داشته باشید.

از حدود چند ماه پیش دائم در این گوشه و آن گوشه مخصوصا در ایران علی الخصوص بین جوانان روشنفکر و مغز های متفکر و محقق و... شایعه ای بوجود آمد که 5 شهریور بزرگترین اتفاق نجومی قرن یا بعضا بزرگترین اتفاق نجومی خلقت از ازل الی الابد رخ خواهد داد و ما دو ماه در آسمان خواهیم داشت. گاها می دیدیم همین جوانان روشن فکر چگونه با آب و تاب برایمان این داستان را تعریف می کردند ، خب ما که از نخبگان نیستیم و این شایعه را باور نکردیم به لطف دوستان امل خوانده شدیم ولی سایر اندیشمندان جوان جامعه چنان به این شایعه اعتقاد ( چیزی فراتر از ایمان یا باور ) پیدا کرده بودند که نفی این موضوع برابر مرگ فرد نفی کننده می بود.

خب الان 19 شهریور شد و ما ان دو ماه را ندیدیم. البته احتمال این وجود دارد که دانشمندان جوان اشتباهی مرتکب شده باشند شاید منظورشان 5 شهریور 5652 میلادی باشد.

البته موضوع ما به همینجا هم ختم نمیشود ، مسئله زودباوری و جوگیری در خرداد و تیر سال 88 شمسی بسیار ملموس تر بود ، زمان درگیری های خیابانی گاها تلفن ، پیامک یا پی ام مسنجر می دادند که آی ایها الناس پاشید برید امروز 2200 نفر رو میدان انقلاب ، سپاه پاسداران به رگبار بسته است . عده ای از همان جوانان محقق و متفکر باور می کردند و به خیابان می ریختند و ای داد و بی داد ، سنگ و اتیش.

توی همون موقع ها من گاها پیام تسلیت کشته شدن رفیق رفق های خودم را هم می شنیدم ، ولی نمی دانم چرا بیشتر خنده ام می گرفت تا گریه ، شاید به خاطر این بود که ، رفیق کشته شده من ، دیشب کنارم بوده و با او متن مراسم ترحیمش را می خواندیم. ( بنده خدا امتحان هایش عقب افتاده بود پیش من درس می خواند ).


مثال هایی که در بالا زدم بیشتر اجتماعی بود حالا یکم مذهبی بشیم.

توی نت گاها مقاله هایی دیده یا سوال هایی پرسیده میشود برای به چالش کشیدن مثلا  "دین اسلام ".
سوالی مطرح شده بود چند وقت پیش با این عنوان:

ما اعتقاد داریم که پیامبر اولین بار الله را در قران آورد ، حال سوال این است پس چرا نام پدر پیامبر عبدالله بوده است؟! در حالیکه کلمه الله در قرآن امده است و بعد از تولد پیامبر به دین عرب اضافه شده.

بسیار سوال قشنگ و خنده داری بود ، وقتی این سوال از من پرسیده شد چون می دانستم که این سوال از همان سوال هاست و بیشتر منطق سوال کننده زیر سوال میرود تا موراد موجود در خود سوال ، با کمی کنجکاوی و جستجو به این نتیجه رسیدیم که چه کسی گفته کلمه الله اولین بار در قرآن آمده است. ؟!!!

اللّه نام خدا در زبان عربی است و مسلمانان الله را تنها خدا در عالم می‌دانند. این واژه را عرب‌زبانان مسیحی و یهودی نیز در اشاره به خدا به‌کار می‌بردند؛ ولی در مغرب‌زمین، این کلمه بدلیل به‌کارگیری توسط مسلمانان شهرت یافته‌است.
در دوران پیش از اسلام نیز تازیان به الله باور داشتند. اما راه رسیدن ونزدیکی به او را پرستش بت‌ها می‌دانستند.الله خداوند نادیده بود و دارایدو فرزند دختر به نام لات و عزا بود. ( یعنی پدر لات و عزا الله نام داشت ).

یا می گویند ما به قرآن عمل نمی کنیم چون تحریف شده است ، می گوییم چه دلیلی دارید که می گویید قرآن تحریف شده است می گویند مگر میشود کتابی 1400 سال بدون تحریف و دست نخورده باقی بماند. ما در جواب بهشان می گوییم ، خب اگر بتوانید برای ما ثابت کنید که حتی یک آیه ، دقت کنید: حتی یک آیه تحریف شده است ، البته با مستندات لازم ، آن وقت من حاضرم دین اسلام و قرآن را برای همیشه کنار بگذارم.

این که می گویند فلانی گفته است یا فلان جا نوشته است ، آیا این حرف فلانی یا نوشته فلانی می تواند سندی بر حرف فلانشان باشد ؟!! پس عقل شما ، اندیشه شما به عنوان یک روشنفکر چه شده است آیا فلان شده است؟! و شما هم مثل فلانی هستید؟!!

از این نمونه سوال ها بسیار وجود دارد اما نکته مهم این است :

آیا هر چیزی که در هر جایی می شنویم را باید باور کنیم ؟!!
چرا بدون تحقیق ، وهم ها را باور می کنیم ؟!!!
چرا بدون بصیرت و پرسش گول عده ای مردم فریب را می خوریم؟!!
چرا با باور های غلط ، عقل و انسانیت خود را گاها زیر سوال میبریم؟!!!
به هر حال اگر به کاری اعتقاد دارید ، درست آن را انجام دهید یا کلا انجام ندهید چون نصفه انجام دادن یا بد انجام دادن کارها هم شخصیت شما را زیر سوال میبرد ، هم عقل شما و هم اعتقادات شما و این زشت ترین چیزیست که در عالم وجود دارد.


اگر یادتان باشد زمانی در مورد کوروش کبیر مقاله های زیادی نوشته میشد ، گاها در این مقاله ها مطالب جالبی می دیدیم: مثلا

کوروش کبیر در اواخر عمرش رادیو را اختراع کرده بود ، البته چون برق نبود با سیستم مروارد و  ابزارهایی از جنس نقره این کشف بزرگ را کرده بود.
کوروش کبیر از شرق به همسایگی ژاپن رسیده بود.
و....

خب اون زمان خیلی ها این مطالب رو باور می کردند و می آمدند برای من که کمی سختگیر و دیر باورم تشریح می کردند ، ما هم چون کم و بیش تاریخ ایران کهن را می دانیم فقط با اوردن یک نقشه از نقشه های معتبر ، قلمرو کوروش را بهشان نشان می دادیم و جز عرق شرم  و ضایعگی بر پیشانی شریفشان چیزی دیگر نمی دیدیم.

دوست نداشتم مقاله ای فلسفی بنویسم ، بیشتر مقاله را با نمونه های عینی که روزانه با آن سر و کار داریم بیان کردم تا ملموس تر باشد.

توجه شما را به تست زودباری و دیر باوری انیشتین جلب می کنم:

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است

از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند.
۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق بود : «ما چقدر زود باور هستیم» !!!


عده هم هستند که خیلی افراطی عمل می کنند.
مثلا می گوییم خدا وجود دارد ، چون آدم زودباوری نیست می گوید برای من ثابت کن و من به این راحتی ها این را قبول نمی کنم. البته خودش می داند که خدایی هست ولی نمی داتم با چه کسی لج می کند و نمی خواهد باور کند. یا به چیز های عیان باور ندارند مثلا می گوییم روز روشن است می گوید خیر روشن نیست من باور ندارم. این فرد از نظر من احمق است تا دیر باور. عقل هم خوب چیزی است. مگر نه؟ !!!

عده دیگری هم به حساب خودشان انسان های محقق ، منطقی ، واقع گرا و... هستند ، بارها دیده ام این افراد مثلا در مورد یک مسئله دینی مشکلی دارند. اما سوالشان را نزد یک عالم واقعی نمی برند وجواب نمی گیرند سوال را از یک فرد دانشجویی که کمی مذهبی است می پرسند و چون آن شخص قادر به پاسخ گویی به دلیل اطلاعات کمش نیست ، می گویند این افراد مدعی نیز نمی توانند پاسخ بدهند ، مسخره می کنند و علاوه بر اینکه برای خودشان تا ابد شک و تردید باقی می ماند به سایرین نیز این شک را منتقل می کنند. بدانند و آگاه باشند که عدم توانایی در پاسخ گویی سوال شما از شخصی که شاید مذهبی یا ادعایی هم داشته باشد نمی تواند دلیلی بر عدم توانایی اسلام در پاسخ گویی شما باشد ، خوشحال نشوید و داد و بی داد هم نکنید ، حتما کسانی هستند که می توانند جواب سوال های کودکانه شما را بدهند.

من معتقدم که بعضی روحانیون دینی نیز تقلبی یا شکلاتی هستند و به جای رفع ابهامات با سخنانی مسخره حال فرد سوال کننده را نیز بهم می زنند و وی را از خود و اسلام دورتر می کنند.

توصیه آخر:
اهل تحقیق باشید ، بدون تحقیق تصمیم نگیرید. تحقیق کردن توسط بزرگان دینی و غیر دینی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.

در کتاب های معتبر و افراد شاخص دنبال جواب های خود باشید.

اگر 20 نفر هم گواه بر یک امر دادند دلیل بر درستی آن نیست. ( داستان گالیله را به خاطر بیاورید ).

عقل خود و آموزه های دینی درست ، را سرلوحه کار و عمل خود قرار دهید.

کمی متفاوت با بقیه باشید و گول دوستان و فامیل های منحرف خود را نخورید.

چشم هایتان را بشویید و جور دیگر بنگرید.

اگر همه در چاه جهالت سقوط می کنند دلیل نمیشود شما نیز با آنها به ژرفای نادانی پرت شوید.

در پایان

سعی کنید ساده لوح و زود باور نباشید
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

09-12-1391 03:28 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان