" مردی که تنها یک روز زندگی کرد " - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

" مردی که تنها یک روز زندگی کرد "
زمان کنونی: 19-09-1395،01:34 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: asroodi
آخرین ارسال: asroodi
پاسخ: 1
بازدید: 246

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: " مردی که تنها یک روز زندگی کرد "
ارسال: #1
4 " مردی که تنها یک روز زندگی کرد "



 
حالت من: انتخاب نشده
ممکنه داستان " مردی که تنها یک روز زندگی کرد " رو بارها شنیده و خونده باشین اما چون این قصه برام جذابه تصمیم گرفتم بزارمش. شایدم نخونده باشین خدا رو چه دیدی؟؟؟!!

دو روز مانده به پایان جهان ، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود . پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته ی مرگ رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت، فرشته سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت ، فرشته سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، فرشته سکوت کرد.کفر گفت و سجاده دور انداخت، باز هم فرشته سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد ، این بار فرشته سکوتش را شکست و گفت : بدان که یک روز دیگر را هم از دست دادی! تنها یک روز دیگر باقیست . بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.

لابه لای هق هقش گفت : اما با یک روز.... با یک روز چه کاری می توان کرد...؟

فرشته گفت : آن کسی که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آن که امروزش را در نیابد، هزار سال هم به کارش نمی آید. آن گاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت : حالا برو و زندگی کن.

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید. می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود، نکند قطره ای از زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد.... بعد با خود گفت : وقتی فردایی ندارم ، نگاه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد ، بگذار این یک مشت زندگی را خرج کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود ، می تواند بال بزند، می تواند پا روی خورشید بگذارد و می تواند....

او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد ، زمینی را مالک نشد ، مقامی به دست نیاورد، اما.... اما در همان یک روز روی چمنها خوابید ، کفش دوزکی را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابر ها را دید و به آنهایی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد ، لذت برد و سرشار شد و بخشید ، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند : او در گذشت ، کسی که هزار سال زیسته بود



13-11-1390 10:41 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  جذاب ترین مردان در کدام کشورها زندگی می کنند؟! Emziper 0 133 19-05-1392 06:08 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  9 موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن Friga 0 132 17-05-1392 03:51 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  چیزهای کوچک در زندگی که مهم هستند Friga 0 141 15-02-1392 07:32 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  5کشوری که بیشترین مهاجر ایرانی در آن زندگی میکنند؟ Ne Da 0 151 29-01-1392 03:32 ب.ظ
آخرین ارسال: Ne Da
  براستی زندگی چیست ؟! Friga 0 127 04-01-1392 10:05 ق.ظ
آخرین ارسال: Friga

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان