مدعی خصوصی و صلح - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

مدعی خصوصی و صلح
زمان کنونی: 21-09-1395،05:23 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 82

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: مدعی خصوصی و صلح
ارسال: #1
مدعی خصوصی و صلح
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad

نویسنده : حسين دادپرور

ماده 66 قانون آئين دادرسي كيفري مي گويد در مواردي كه ممكن است ادعاي جزايي بصلح ختم شود . يعني در مواردي كه بعد از صلح طرفين مدعي العموم تعقيب نمي كند قبل از شروع به تحقيقات طرفين را مستنطق احصار كرده تكليف صلح مي نمايد و هرگاه صلح انجام يافت يا مدعي بدن عذر موجه حاضر نشد تحقيقات موقوف مي شود . اگر مشتكي عنه حاضر نشد حكم جلب او را ميدهد . از طرف ديگر ماده 277 قانون مجازات مي گويد در مورد جرايمي كع تعقيب آنها موكول بشكايت مدعي خصوصي است تعقيب جزايي شروع نمي شود مگر به تقاضاي مدعي خصوصي و اگر مشاراليه شكايت خود را مسترد نمود تعقيب جزايي نيز موقوف خواهد شد . از تلفيق اين دو ماده و از ملاحظه مواد ديگر قوانين جزايي مسلم و روشن است كه قانونگذار براي رعايت مصلحت عمومي تعقيب پاره از جرايم را كه شايد اهميت اجتماعي آن چندان موثر نبوده و يا براي مكتوم ماندن اسرار خانوادگي و خصوصي افراد و يا علل ديگر كه از بحث ما خارج است موكول ه شكايت مدعي خصوصي نموده و باز هم براي رفاه حال مردم اضافه كرده كه اگر مشتكي عنه تحت تعقيب كيفري قرار گرفته با استرداد و شكايت شاكي تعقيب جزايي موقوف شود و در بند دوم از ماده 8 قانون آئين دادرسي كيفري تصريح شده كه تعقيب امر جزايي كه از طرف مدعي العموم موافق قانون شروع شده موقوف نمي شود مگر در چند مورد كه من جمله در صورت صلح مدعي خصوصي و متهم در مواردي كه بصلح طرفين تعقيب امر جزايي ترك مي شود (رجوع به قانون جزا ) .گرچه ظاهراً نتاقض بين مواد فوق الذكر وجود ندارد ولي اگر مطالب و مخصوصاً معاني كلمات و جملات دقيقاً تحت برسي قرار گيرد و به تصميمات متداوله دادسراها بدقت رسيدگي شود در همين يك موضوع پيش افتاده اشكالات و ايراداتي بنظر خواهد رسيد كه قسمتي از آنها ذيلاً شرح داده مي شود : 1- فرض شود كسي در خياباني شخصي را كتك بزند و مورد نيز مشمول قسمت اخير ماده 173 و قابل گذشت باشد و مضروب نبز بفاصله كمي بعد از ايراد ضرب گذشت نمايد تكليف اين دعوي چه خواهد شد ؟ زيرا پليس از نقطه نظر حفظ انتظامات مجبور به مداخله است و معمولاً در چنين مواردي طرفين بكلانتري مي روند و در آنجا پرونده مقدماتي تشكيل مي شود و اين پرونده را از لحاظ استحضار بدادسرا مي فرستد در اينجا اگر بازپرس بخواهد طبق دستور ماده 66 طرفين را احضار نمايد در نتجه به رضايت نامه و صلحي كه در مراحل مقدماتي بعمل آمده اظهار شك و ترديد مي كند و بر فرض گذشت شاكي اين احضار و تكليف مجدد در حكم تحصيل حاصل خواهد شد و اگر مشتكي عنه حاضر نشود گرچه ماده مزبور صراحتاً دستور جلب او را داده ولي روي اصول كلي آيا ميتوان قبل از تحصيل دليل كسي را جلب نمود ؟ در صورتيكه ماده 121 قانون آيين دادرسي مي گويد مستنطق نبايد كسي را احضار يا جلب كند مگر دلائل كافي براي احضار يا جلب در دست داشته باشد . آيا اين ماده قانون با مضمون ماده 66 در باره متهم آنهم متهمي كه در باره او حق قانونگذار شروع به تحقيق را نيز جايز ندانسته منافات ندارد ؟ 2- آيا در مواردي كه بشاكي دسترسي نيست و يا در محل اقامت او دادسرا يا دادگاه بخش وجود ندارد مستنطق با آن صراحت ماده 66 كه مي گويد مستنطق احضار و تكليف سازش نمايد مي توان اين تكليف را بعهده ضابطين دادگستري واگذار نمايد يا خير 3- آيا گذشت مدعي خصوصي از نظر مجازات تبعي در مورد امر مختوم تاثير دارد يا نه ؟ نا گفته نماند اگر قانونگزار با توجه بمعناي مدعي خصوصي طرف ديگر را كه از نظر عمومي دعاويرا تحت تعقيب قرار مي دهد اگر مدعي عمومي تعريف كرده بود هم بمقصود نزديكتر بود و هم از موضوع فر بيرون آورده بود زيرا با برداشتن يا نسبي و اضافه الف لام تعريف از معناي حقيقي آن عدول شده است . باري بي مناسبت نيست كمي از همان قبل از شروع به تحقيقات وظايف زيادي دارد و در درجه اول بايد با ملاحظه پرونده تشخيص دهد كه آيا موضوع جزايي است يا حقوقي و اگر جزايي است محل وقوع جرم كجاست و آيا رسيدگي به آن در صلاحيت مقامات دادگستري و آيا بايد در دادسراي ديوان كيفر كاركنان مورد تعقيب قرار گيرد مدعي خصوصي اقامه دعوي نموده يا خير ؟ آيا دعوي حقوقي بوده كه بصورت جزايي درآمده ؟ آيا در اينمورد قبلاً پرونده تشكيل شده يا نه ؟ آيا مورد مشمول مرور زمان مي باشد يا خير ؟ بعد نسبت به نوع اتهام توجه نموده سپس در اطراف متهم مطالعه مي نمايد زيرا ممكن است متهم مصونيت پارلتماني و سياسي و يا قضايي داشته ويا سن او كمتر بوده و يا در هويت وي اشتباه شده و يا اصلاً جرمي واقع نشده و بر فرض وقوع متوجه او نبوده و يا در اين قسمت قبلاً رسيدگي و امر مختومه شده – اينها و مطالب ديگر بايد قبل از شروع به تخقيق توجه بازپرسي (قاضي تحقيق ) را جلب نمايد . زيرا با مختصر مسامحه و عدم دقت ممكن است بيگناهي به زندان برود و حق كسي پايمال شود – ما از مطلب دور افتاده ايم موضوع مربوط به تكليف صلح به مدعي خصوصي بود – بعضي از بازپرسها به گزارش ضابطين عدليه اكتفا نموده و اجگر در پرونده مقدماتي شاكي گذشت نموده قرار موقوفي تعقيب را صادر مي نمايد . برخي احتياط را از دست نداده شاكي را جهت تكليف سازش دعوت مي نمايند و اگر با رويت احضاري بموقع حاضر نشد عدم حضور اورا انصراف از تعقيب تلقي ميكنند – عده طرفين ريا احضار ي كنند و يا حضور طرفين و گذشت زمان مسئله صلح و آشتي بهتر مي شود – در مورد تحقيق نيز سليقه ها مختلف است عده بظاهر ماده مراجعه و به تحقيق شروع نمي نمايند ولي عده قبلاً از شاكي و شهود تحقيق و مدارك را جمع آوري و بعد از ثبوت وقوع جرم بوي تكليف سازش مي نمايد بعضي از شكايات صلح را مشروط و معلق به امور ديگر قرار مي دهند ولي حق اين است كه گذشت بايد منجز باشد – اتفاق افتاده كه بعد از گذشت منصرف شده و گذشت خود را مسترد و اظهار كرده اند كه بحال شكايت باقي هستيم . اساساً بايد اين نكته را فراموش نكرد كه منظور اصلي و علت غائي از تعقيب پرونده كيفري بعد از اهميت برقراري نظم عمومي تحصيل رضايت او را فراهم بياورد ميتوان گفت آن منظور و هدف نهايي عملي شده و بايد پرونده بسته شود .
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

29-01-1392 09:07 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان