ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران
زمان کنونی: 19-09-1395،07:08 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: کوروش بزرگ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
پاسخ: 1
بازدید: 119

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران
ارسال: #1
ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران
پست‌ها: 65
تاریخ عضویت: 10 بهمن 1391
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
ماد نام سرزميني دربرگيرنده بخش غربي فلات ايران بود. مجموعه لشکرکشي هاي آشور به سرزمين ماد در قرن هشتم پ. م. و خطر حمله از غرب بوسيله دولت زورمند آشور، نياز تشکيل يک دولت متمرکز را براي مادها که جديدترين مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد.
ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي (728-550 پ.م.) آريايي‌تباران را در ايران بنياد نهادند. در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق ليديه پادشاهي ماد تبديل به شاهنشاهي بزرگي در آسيا شد. امپراتوري ماد در زمان، هووخشتره به بزرگترين پادشاهي غرب آسيا حکومت مي کرد و سراسر ايران را آن چنان که در نقشه سرزمين ماد هويدا است براي اولين بار در تاريخ به زير يک پرچم اورد. هوخشتره ( كيخسرو ) بنيانگذار اولين قدرت ايراني بود.
پايه گذاري دولت ماد به عنوان نخستين دولت بر پايه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ايران با مشترکات و پيوندهاي فرهنگي را بايد به عنوان مهمترين رويداد در تاريخ ايران به شمارآورد.
سرزمين ماد
ماد نام سرزميني بود که تيره ي ايراني مادها در آن ساکن بودند. اين سرزمين دربرگيرنده بخش غربي فلات ايران بود. سرزمين آذربايجان فعلي در شمال غربي فلات ايران را با نام ماد کوچک و ناحيه امروزي تهران ( ري )،حوزه شمال غربي کوير مرکزي، همدان، کرمانشاه، لرستان‌، و کردستان را با نام ماد بزرگ مي‌شناختند. پايتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغيير نام داد.
 
 اقوام ماد :
مطابق منابع کهن آشوري و يوناني و ايراني در مجموع معلوم مي گردد که سه قوم از شش قوم تشکيل دهندهً اتحاد مادها يعني بوسيان (کردوخي ها و ميتاني ها) ، ستروخاتيان (ساگارتي ها، کرمانجها) وبوديان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه قوم مادي ديگر عبارت بوده اند از آريزانتيان (قوم نجباي ماد) که درحدود کاشان ميزيسته اند و مغها که در ناحيهً بين رغهً آذربايجان (مراغه) و رغهً تهران ( ري ) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانيان (يعني مردمي که درکنار رود زندگي مي کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
مطابق منابع يوناني، در سرزمين کمنداندازان ساگارتي (زاکروتي، ساگرتي) (همان استان کرمانشاهان کنوني) مادي هاي ساگارتي ميزيسته اند که شکل بابلي - يوناني شدهً نام خود يعني زاگروس (زاکروتي، ساگرتي) را به کوهستان غرب فلات ايران داده اند. نام همين طوايف است که در اتحاد طوايف پارس نيز موجود است و خط پيوند خوني طوايف ماد و پارس منجمله از منشا همين طايفه ساگارتي ها (زاکروتي، ساگرتي) است، طوايف پارس قبل از حرکت به سوي جنوب دوراني طولاني را در مناطق ماد ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته اند.
جنگ هاي آشور و ماد :
مجموعه لشکرکشي هاي آشور به سرزمين ماد در قرن هشتم پ. م. نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و بيشتر حملات غارتگرانه بودند. دولت ماننا اتحاديه طوايف ماننايي منطقه و خود، از گذشته جزيي از سازمان هاي حكومتي لولوبيان - گوتيان بودند. دولت ماننا در سده هفتم ق.م. جزيي از دولت بزرگ ماد به شمار مي رفت. اخرين لشکرکشي اشور به ماد در سال 702 پ. م. بود. خطر حمله از غرب بوسيله دولت زورمند آشور، نياز تشکيل يک دولت متمرکز را براي مادها که جديدترين مهاجران به زاگرس بوده اند بوجود آورده است. ماد‌ها پايه‌هاي نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران (728-550 پ.م.) را در ايران بنياد نهادند.
 
 ظهور پادشاهي ماد :
به گفته مورخين يوناني، پس از حملات شديد و خونين آشوريان به مناطق مادنشين، در حدود سال 708 قبل از ميلاد، رهبر يکي از قبايل مادي دياکو بوسيله مجلس اتحاديه، به عنوان رهبر قبايل مادي انتخاب شده و وظيفه تشکيل يک دولت مرکزي به عهده وي گذاشته مي شود. اين رهبر، دياکو (ديوکس در يوناني) با متحد کردن قبايل پراکنده مادي و برقراري قوانين مختلف، به عنوان اولين رهبر ماد شناخته مي شود و اوست که پايتخت خود را در همدان امروز (هنگمتان، همريشه با هنگمن و انجمن، به معناي محل جمع شدن) قرار مي دهد.
يکي از کتيبه هاي آشوري از شخصي به نام دياکو، بيست سال قبل از تاريخ انتخابش به عنوان شاه مادها، نام مي برد. اين شخص آغاز کننده چند شورش برعليه دولت آشور است که براي خواباندن آنها، حضور شخص امپراتور آشور لازم است. دياکو و تمام اعضاي خانواده اش به تبعيد محکوم مي شوند و نام او در کتيبه ها ديگر نمي آيد. بيست سال بعد، دياکو به عنوان شاه ماد انتخاب مي شود و با پايه گذاري دولت ماد، به عنوان يک دشمن متمرکز آشور، دوباره به صحنه تاريخ بازمي گردد .

 برخي از پادشاهان ماد :
هووخشتره
پس از خشتريته، پسر ش هووخشتره (کياکسار)(کيخسرو)به شاهي رسيد. هووخشتره اولين پادشاهي است که يک سلطنت سراسري را در ايران تشکيل داد و ايران را به عنوان يک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد.
ايشتوويگو
ايشتوويگو  واپسين پادشاه ماد و جانشين هووخشتره بود. در مورد حکومت او اطلاعات زيادي در دست نيست و بيشتر روايات يوناني و پارسي، به اواخر سلطنت او و نابودي حکومت ماد به دست کورش بزرگ اشاره مي کنند.
ايشتوويگو متهم به ترجيح دادن شکوه و راحتي دربار آشور به زندگي سخت و ارتشي مادي شده است و انحطاط قدرت ماد را بيشتر به او نسبت مي دهند. در صورت قبول، مي توان تصور کرد که بيشتر آثار باقي مانده از دوران مادها، بخصوص آثار بجاي مانده در تپه نوشي جان[1] ، به دوران سلطنت ايشتوويگو بر مي گردد. همچنين، راحتي هايي که در دوران هخامنشي به عنوان «تن پروري مادي» در سلطنت ايشتوويگو خوانده شده را، شايد به جاي دوران انحطاط ماد، زمان انتقال زندگي قبايل ايراني از طرز زندگي صحرانشيني به شهرنشيني بناميم و آنرا آغاز واقعي تمدن ساکن قبايل ايراني بدانيم.
جنگ هاي اشور و کشور ماد :
از سال 673 پ م جنگهاي مادها و آشور دوباره پا ميگيرد از اين زمان به بعد در اسناد آشوري ها از کشور ماد نيرومند سخن ميرود که نشان از به رسميت شناخته شدن موجوديت دولت مادها از طرف آشوري ها است. در حدود سال 650 پ. م. پادشاهي ماد دولت بزرگي در رديف ماننا و اورارتو و عيلام بود. بعد از کيمري‌ها، يکي ديگر از قبايل صحرانشين شمال قفقاز، سکاها، به منطقه شمال غرب ايران حمله کردند و در سر راه خود، دولت اورارتو در غرب درياچه اورميه و شرق آناتولي را نابود کردند.
آشوربانيپال پادشاه آشور :
در زماني که آشور بانيپال پادشاه نيرومند آشور بر سر قدرت بود جنگي بين مادها و اشوري ها در نگرفت ولي جنگ هاي آشور و عيلام تا نابودي دولت عيلام در سال 640 پ م ادامه يافت. آشور بانيپال در سال 633 پ م در گذشت. دولت ماد در اين فاصله قدرت خود را مستحکم تر کرد.

 
 تشکيل سلطنت سراسري مادها در ايران
هووخشتره، (کياکسار مدارک يوناني)، بزرگترين پادشاه ماد است. توانايي هاي او در منظم کردن ارتش و بستن توافق نامه هاي خارجي با دولتهاي همسايه، او را به قدرتمندترين شاه غرب آسيا در زمان خودش تبديل کرد. هووخشتره در ده سال اول حکومتش موفق شد که رابطه اش را با پادشاه سکاها، پروتوثيس، به اتحاد متقابل تبديل کند.
هووخشتره ارتشش را به دوقسمت پياده نظام مجهز به نيزه و سوارنظام تير انداز (شکلي که از سکاها آموخته بود) تقسيم کرد و براي اولين بار از ارابه هاي جنگي مجهز به نيزه هاي برنده که صد سال بعد در جنگهاي کورش و داريوش معروف شدند، استفاده کرد.
در اين زمان، آشور بني پال دوم، شاه نيرومند و بي رحم آشور، درگذشته بود. از طرفي، يک حکومت کلداني جديد در بابل در حال شکل گيري بود و شاه آن، نبوپولسر، در صدد گسترش مرزهاي کشورش بود و موفق شده بود بخشهايي از مملکت عيلام را نيز تصرف کند. هوخشثره، تصميم به برقراري يک توافق نامه برعليه آشور با نبوپولسر گرفت.
در زمان حکومت هووخشتره ماد قبايل آريازنتا و پارتاکانيان را در نواحي ري و اصفهان و ديگر قبايل ايراني شرق را تا ناحيه گرگان به اطاعت کشاند و دولت نيرومند ماد را تشکيل داد هوخشتره سپس به پارس حمله کرد و قبايل پارس را به اطاعت در آورد.
 حمله ماد و نابودي دولت آشور
هووخشتره شاه ماد در حمايت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه هاي زاگروس گذشت و ضمن تسخير آبادي هاي آشوري سر راه، شهر آشور پايتخت دولت آشور را در محاصره گرفت.پس از سقوط شهر آشور، پادشاه بابل در شهر آشور به ديدار هوخشتره آمد و در آنجا پيمان دوستي ايران و بابل تجديد شد. در سال 613 پ. م. شاه آشور در نينوا بود و اين شهر نيز در سال 612 پ. م. تسخير شد. نيروهاي ماد و بابل، پايتخت عظيم آشور را با خاک يکسان کردند و براي هميشه به تاريخ اين امپراتوري بزرگ پايان دادند.
شکست آشور و فتح شرق ليديه
در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق ليديه پادشاهي ماد تبديل به شاهنشاهي بزرگي در آسيا شد. خاورميانه بين دو پادشاهي نيرومند تقسيم شد: يکي دولت بابل و ديگر دولت ماد
 صعود پادشاهي ماد به شاهنشاهي آسيايي
 امپراتوري ماد (550 پ.م.)
در اين زمان، هووخشتره به بزرگترين پادشاهي غرب آسيا حکومت مي کرد. ماد، اورارتو، آشور و سوريه زير حکومت او قرار داشتند. پادشاهي عيلام که نيم قرن قبل به دست آشوربني پال نابود شده بود، در دروازه هاي شرقي اش را به روي قبايل پارس باز کرده بود. پادشاه انشان، پايتخت شرقي عيلام، در اين زمان يک پارسي بود و پارسيان ديگر کم کم با جامعه نوعيلامي آميخته مي شدند، اما هم انشان و هم بقيه پارس، خراجگذاران پادشاه ماد بودنددولت ماد در کار ايجاد سازماني گسترده و دقيق و متکي بر نهادهاي قدرتمند در زمينه هاي سياسي– اقتصادي– نظامي توفيق يافت. دياکونوف با توجه به سنگ‌نبشته بيستون ميگويد که سازمان دولتي و سازمان اجتماعي پارس تحت نفوذ شديد نظامات مادها بوده است.
هووخشتره در کشورش دست به اقدامات عمراني زد و همزمان قلمرو خود را در شرق به رود جيهون رساند و به زودي پارس و کرمان را نيز ضميمه کشورش کرد و سراسر ايران را آن چنان که در نقشه سرزمين ماد هويدا است براي اولين بار در تاريخ به زير يک پرچم اورد. مردماني که امروزه از تبار مادها به شمار مي‌آيند عبارت‌اند از مردم سرتاسر ايران. هوخشثره بنيانگذار اولين قدرت ايراني بود.
وحدت اقوام مختلف سراسر ايران
پايه گذاري دولت ماد به عنوان نخستين دولت بر پايه "وحدت ملي" اقوام مختلف ساکن فلات ايران با مشترکات و پيوندهاي فرهنگي را بايد به عنوان مهمترين رويداد در تاريخ ايران به شمارآورد.
 نابودي پادشاهي ماد :
با شکستي (550 پ م) که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت شاهنشاهي ماد منحل شد. شاهنشاهي بزرگ ماد دوراني طولاني (728-550 پ.م.) برپاييد و جاي خود را به شاهنشاهي هخامنشي سپرد، که چيزي جز تداوم دولت و تمدن ماد با همان اقوام نبود.
معماري مادي که بعد از آشور تحت تاثير معماري باشکوه اورارتو بود، با وارد کردن عوامل ايراني، پايه گذار آثار درخشان دوران هخامنشي نظير پارسه تخت جمشيد و شوش شد. بسياري ديگر از نشانه هاي تمدن هاي بين النهرين نيز از طريق مادها به هخامنشيان انتقال پيدا کرد، به طوري که تا قرنها بعد، نظم دربار ايران و تقريبا" بيشتر جنبه هاي باشکوه و فرهنگي جامعه ايران، از طرف نويسندگان يوناني به مادها نسبت داده مي شود. سلطنت ايشتوويگو موقعيت ماد را از يک حکومت قدرتمند برمبناي قدرت نظامي به مرکزي براي فرهنگ تغيير داد. آثار اين نفوذ فرهنگي را در توجه بسيار شاهنشاهان هخامنشي به ماد، علاقه آنها به فرهنگ و آداب مادي، نفوذ دين مادي بين مردم ايران از طريق قبيله مغ، و با توجه به سنگ‌نبشته بيستون موقعيت ماد به عنوان مرکز فکري براي نيروهاي مخالف دولت هخامنشي مي توان ديد.
ظهور و صعود هخامنشيان
هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودند با شکست مادها (550 پ م) و تشکيل شاهنشاهي هخامنشي و سپس فتح کامل ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به بزرگ‌ترين شاهنشاهي شناخته شده جهان شد.
















تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش، آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم، کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم، مازيارم، بابکم من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم،
زاده پاک اهـــورا، از نژاد آريـــانم
11-11-1391 05:04 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان