ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
زمان کنونی: 17-09-1395،02:10 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: oskou
آخرین ارسال: samaneh
پاسخ: 2
بازدید: 272

 
 
رتبه موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
ارسال: #1
8 ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
پست‌ها: 13
تاریخ عضویت: 26 اسفند 1390
اعتبار: 3
حالت من: انتخاب نشده
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.



و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.



خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

«ما هم با خدایمان زود قهر نکنیم اگر اتفاقی افتاد که مورد رضایتمان نبود و زود رابطه خودمان را با خدای خود قطع نکنیم شاید در آن اتفاق مصلحت و حکمتی بوده که ما از آن غافل بودیم.»
















«زندگی دفتری از خاطره هاست .... تا چشم باز کنیم عمرمان میگذردآنچه باقیست فقط خوبی هاست»
03-01-1391 01:21 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
پست‌ها: 450
تاریخ عضویت: 21 آبان 1390
اعتبار: 90
حالت من: Narahat
عالی بود.ممنون



20-08-1391 10:10 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان روشن کردن چهار شمع در ایام کریسمس Friga 0 167 30-09-1392 03:14 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  داستان امشب | ماجرای من mahzad 0 213 03-02-1391 05:19 ب.ظ
آخرین ارسال: mahzad
  جایزه پیدا کردن قاتل !!!! ... mahzad 0 224 02-02-1391 08:13 ب.ظ
آخرین ارسال: mahzad

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان