قرائتی نو از قرآن - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

قرائتی نو از قرآن
زمان کنونی: 13-09-1395،07:09 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 1
بازدید: 238

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: قرائتی نو از قرآن
ارسال: #1
قرائتی نو از قرآن
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
قرائتی نو از قرآن
۱) تكيه بر ديدگاه قرآنى به عنوان اساس فرايند استنباط و تلاش براى به كارگيرى روايات و احاديث در راستاى اين ديدگاه.
۲) تعامل با فرايند استنباط به دور از پيچيدگى هاى فنى اصولى كه در تعامل با روح، دلالت و داده هاى نص، فهم عرفى را دچار تشويش مى كند.
۳) ديدگاه فقهى همه جانبه. وى در اين راه مى كوشد مسأله فقهى را با همه مسائل ديگرى كه در آن گستره قرار دارد، پيوند دهد.
۴) رويكرد آگاهانه و واقع بينانه به مسائل موجود.
۵) درنظر داشتن فرآورده هاى نوين جهان علم.
۶) ذوق والاى ادبى و توان لغوى.
آغاز قرن بيستم، با تلاش مسلمانان براى دستيابى به آزادى و استقلال از استعمار (فرانسه، آلمان، انگلستان، ايتاليا، پرتغال و...) همراه بود و رهبرى بيشتر اين تلاشها و جنبشها را علماى دين عهده دار شدند: انقلاب عراق به سال ۱۹۲۰ ميلادى كه نخستين جرقه ضد انگليسى به شمار مى آيد، به رهبرى مرجع دينى آيت الله شيرازى انجام پذيرفت. در الجزاير، شيخ عبدالقادر جزايرى، در ليبى عمر مختار، در فلسطين عزالدين قسام و در ايران امام خمينى زمام زعامت را به عهده گرفت. چنين جنبشها و رهبريهايى، دیدگاه مسلمانان را ديگرگون كرد.
از اين شمار، علامه فضل الله است. وى از علمايى است كه به مسائل اساسى اسلام و جهان، در زمينه هاى فراوانى اهتمام مى ورزد. فضل الله در زمينه پژوهش هاى قرآنى هفت كتاب، در زمينه فقه و استدلال نوزده كتاب و در باب انديشه اسلامى بيش از شصت كتاب نگاشته است. برخى از اين كتابها، مجموعه سخنرانى ها و يا مصاحبه هايى است كه با وى در اين زمينه ها صورت پذيرفته است. مى توان آثار فضل الله را در سايه قرائت نوين وى از قرآن بررسى نمود. اگرچه گاهى اين قرائت ها و يا فتواها ـ مانند حرمت سيگار كشيدن ـ چندان با مذاق آدم سازگار نباشد اما رويكردهاى واقع بينانه فضل الله با تكيه بر ديدگاه قرآن او را به ابراز چنين سخنان و فتواهايى وامى دارد. فضل الله، آگاهانه و هوشيارانه مسائل روز جهان را دنبال و «ديگرى» را برپايه قوانين و شعارهايش مجاب مى كند. هوشيارى فضل الله در بحران حجاب كشور فرانسه ستودنى است. وى، در نامه اى سرگشاده به ژاك شيراك، حجاب اسلامى را فريضه اى دينى و نه يك نماد و يا شعارى اسلامى ناميد. بدين معنا كه بى حجابى در ديدگاه اسلام، گناهى است همچون ديگر گناهان ... و از اين رو، مبارزه دولت فرانسه با حجاب علاوه بر ناديده گرفتن حقوق شهروندى آنان، دموكراسى و سكولاريزم، به تنگ كردن عرصه بر آزاديهاى فردى مسلمانان مى انجامد حال آنكه دموكراسى وسكولاريزم و درنتيجه آزادى، از شعارهاى آن كشور بوده و هست.
آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله در تفسير قرآن «من وحى القرآن» كوشيده است مفاهيم بنيادين و پوياى قرآن را استخراج كند. اين تفسير تربيتى ـ اجتماعى ـ به تعبير محمدهادى معرفت ـ برترين تفسيرى است كه روح انقلابيگرى را با حيات اسلامى پيوند زده است. اين تفسير، با تفسير سيدقطب «فى ظلال القرآن» مشابهت دارد با اين تفاوت كه فضل الله، آموزه هاى صادره از اهل بيت(ع) در زمينه تربيت مسلمانان را بر آن افزوده و تفسير خويش را متناسب با همه ادوار زمانى ارائه داده است. در اين تفسير كوشش شده رابطه تنگاتنگى ميان انسان و محيط طبيعى و اجتماعى وى به وجود آيد تا خلافت الهى در زمين تحقق يابد. از ديگر مزيت هاى اين تفسير، بايد به شيوه اديبانه آن اشاره نمود. تلاش مفسر آن است كه تفسيرى علمى و استدلالى ارائه دهد. از اين رو نكات دقيق تفاسير ديگران را كاويده و با ريزبينى به تأمل و بررسى مسائل پرداخته تا با ارائه تفسيرى عصرى، به نيازهاى انسان معاصر، پاسخ گويد.
به نگرشفضل الله، بايد قرآن را با خوانشى نو كاويد. زيرا قواعد بسيارى مى توان از آن استخراج نمود؛ و از اين شمار قاعده اى است كه براى سيگارى ها خوشايند نيست؛ يعنى حرمت كشيدن سيگار با استناد به حرمت شراب خوارى و قماربازى «يسألونك عن الخمر و الميسر قل فيهما ائم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما»در منطق و در شكل اول آيه را چنين مى خوانيم: در شراب و قمار، زيانى بزرگ و منافعى براى مردم نهفته است ولى زيان اين دو بيش از سود آنها است و هر چيزى كه زيانش از سود آن بيشتر باشد، حرام است.
نگرش نوين فضل الله درباره روابط زن و مرد و احكام زناشويى يكى ديگر از تفاوت هاى ايشان با ساير علما است. به نگروى، فلسفه ازدواج، صيانت مرد و زن است و آيات قرآن بر اين مسأله دلالت دارد «فامساك بمعروف أو تسريح باحسان» (بقره ‎/ ۲۲۹) و «عاشروهن بالمعروف فان كرهتموهن فعسى أن تكرهوا شيئاً و يجعل الله فيه خيراً كثيرا»(نساء‎/ ۱۹) و همچنين «امسكوهن بمعروف او سرحوهن بمعروف و لاتمسكوهن ضراراً لتعتدوا»(بقره‎/ ۲۳۱)
بنا به نگر او، اين آيات همه و همه بر حسن معاشرت با زنان و اكرام ايشان دلالت دارد.
فضل الله، پس از بررسى ديدگاه علما در اين باره به چهارگونه فتوا مى رسد: ۱ـ تأمين نياز جنسى زن جز در هر چهار ماه يك بار، بر مرد واجب نيست. ۲ـ اگر مردى با زنى ازدواج كند و از او به مدتهاى بسيار طولانى دورى گزيند، زن حق مطالبه تمكين ندارد. ۳ـ زن ـ در صورت غيبت شوهرش ـ تنها مى تواند از حاكم شرع، مطالبه نفقه نمايد. ۴ـ بنابر فتواى مشهور علماى شيعه و سنى، زن حق ندارد بدون اجازه شوهر خود از خانه بيرون رود، چه شوهر او حاضر باشد و چه غايب. بدين معنا كه اذن خروج، حق ذاتى شوهر است. سپس فضل الله، به داورى درباره اين فتاوا در پرتو قرآن مى پردازد و به اين نتيجه مى رسد: با توجه به آياتى چون «ما جعل عليكم فى الدين من حرج» چه تنگنا و فشارى بالاتر از اين كه زنى در اوج سرزندگى و بالندگى، با مردى ازدواج كند كه ا و را يكسره از ضروريات زناشويى و زندگى بازدارد... ما مى گوييم، آنچه مخالف كتاب خدا است باطل است و اين ديدگاه مخالف كتاب خداست؛ زيرا معناى آيه «ولهن مثل الذى عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجة» اين است: هر حقى كه براى مردان به اثبات مى رسد، به يكسان براى زنان ثابت است.
فضل الله اين يك درجه برترى را كه از آيه ۳۴سوره نساء بر مى آيد «الرجال قوامون على النساء»را سرپرستى مى داند: قواميت و قوام بودن، همان نظارت بر خانه، سرپرستى خانواده و حق طلاق است. وى، با بررسى همه جانبه آيات و روايات صحيح نتيجه مى گيرد اگر همه امور را در نظر گيريم درخواهيم يافت كه تأمين نيازهاى جنسى، همان اندازه كه حق مردان است، حق لاينفك زنان نيز مى باشد؛ زيرا ممكن نيست، با برخوردهاى نادرست و ناروا صيانت زن، جامه عمل پوشد.
فضل الله، درباره اعمال خشونت عليه زنان، از اصلى ياد مى كند كه به موجب آن براى هيچ انسانى ـ پدر، برادر، شوهر، فرزند و يا هر يك از نزديكان زن ـ جايز نيست زن را به موجب زن بودنش از آزادى هاى خدادادى اش محروم دارد چرا كه از نظر اسلام، اگر چه زن از لحاظ جسمى، همسر مرد است ولى از نظر حقوق عمومى، همانند خواهر او است. به اعتقاد فضل الله، علماى دين موظف اند با دادن حكم اسلامى روشن در باب تحريم خشونت عليه زنان ـ چه در خانه پدرى و چه در خانه شوهر ـ و بيان آثار منفى و زيانبار مترتب بر اين خشونت و برشمردن آن به مثابه ظلمى انسانى كه خداوند مانند هر جرم ديگرى مرتكب آن را مجازات مى كند، نسبت به آگاه ساختن عمومى جامعه اقدام ورزند.
پذيرش مفاهيم سترگ و نوينى چون دموكراسى به عنوان يكى از شيوه هاى واقع بينانه دستيابى به قدرت و تغيير وضع موجود توسط علامه فضل الله، يكى ديگر از نگرش هاى ويژه او است. پيش از اين، پاره اى از فقيهان كه همكارى با نظام حاكم را مستلزم تأييد و وابستگى به آن بر مى شمردند به شيوه هاى كهن حكومتى ـ يعنى استبدادى و فردى ـ نظر داشتند. اما به نگر فضل الله، اين برداشت از حكومت در دوره كنونى، پسنديده نيست زيرا قبول نهادهاى دموكراتيك، نيازمند بازنگرى در اين مسأله نيست چرا كه اصول دموكراسى به يك فرد يا نهاد اين امكان را مى دهد كه آزادانه براى دستيابى به كرسى هاى نمايندگى يا مناصب سياسى و اقتصادى تلاش كند و از طريق جايگاه هاى ياد شده، ابزار مناسبى براى زير فشار قرار دادن حكومت يا سيطره بر آن در اختيار بگيرد.
فضل الله، ديدگاه گروهى از انديشمندان مسلمانان را در باب نامشروع بودن دموكراسى و انتخابات و منافات اين دو با مبانى حاكميت الهى ـ اسلامى، بر نمى تابد. وى، چهار اشكال عمده بر اين نظرگاه دارد: يكم، پذيرش دموكراسى، براى دستيابى اسلام گرايان به موقعيت هاى برتر و بهتر است كه سلطه آنان را بر اهرم هاى قدرت آسان تر مى كند. دوم، ورود اسلام گرايان به مجالس قانونگذارى راه را بر تصويب قوانين ضداسلامى ـ كه در جهت تأمين منافع استعمارى و نظام هاى خودكامه است ـ مى بندد. سوم، اسلام، دينى فردى و اجتماعى است و از اين رو هر گاه اصلاح جامعه ميسر نباشد، پيروان اسلام موظف به تنظيم زندگى فردى خويش، بر پايه برنامه هاى الهى هستند. بنابراين با پذيرش نهادهاى دموكراتيك و فعاليت در چارچوب نظام هاى سياسى حاكم مى توان از فرو افتادن امت اسلام در دامان جريان هاى صد در صد ضددينى پيشگيرى نمود. چهارم. سخن گفتن از غيراسلامى بودن اصل انتخاب، سخنى ناپخته و غيردقيق است زيرا انتخابات، يكى از مصاديق شورا در اسلام است.
سيدمحمد حسين فضل الله، مفاهيمى چون «گفت وگوى تمدن ها»، «ولايت فقيه»، «شورا» و «دموكراسى» را در سايه پايبندى به سنت ها و اصالت هاى قرآنى ـ روائى از يك سو و رويكردهاى روشن، نو و باز به جهان معاصر و دركى تازه و متناسب با زمانه از سوى ديگر بررسى مى كند. وى، در پاسخ به اين پرسش «اسلام از چه منظرى به سلطه (damination) مى نگرد؟» آورده است: با بررسى متنوع فراوانى و گوناگونى كه جايگاه سلطه را در اسلام تعيين مى كند در مى يابيم اسلام، قدرت را وظيفه اى اجتماعى بر مى شمارد كه براساس آن شأن رهبران، روبه رو شدن با مسائل جامعه از دريچه شريعت اسلامى است. چندان كه رهبر، هيچ گاه نمى تواند با ناديده گرفتن اصول موضوعه حكومت در اسلام، از سلطه استفاده مشخص نمايد... و هرچند پيامبر اسلام، فرستاده خداوند است ولى حتى در واپسين ساعات زندگى، رفتارهاى خود را در برابر توده مردم به محاسبه مى گذارد. هنگامى كه پيامبر در برابر مردم قرار مى گيرد و خويش را در معرض محاسبه قرار مى دهد از موضع حكومت و به عنوان حاكم با مردم سخن مى گويد... درونمايه طبيعى و تجربى رهبرى حكومت ـ حتى اگر در شخصيت پيامبر گردهم آيد ـ پيوند امت با حكومت است. چندان كه حاكم ـ به تنهايى ـ از هر قيد و بندى رهانيست.
فضل الله با سخن گفتن از روايات بيان شده در باب حكومت به اين نتيجه مى رسد كه امر حكومت ـ حتى اگر حاكم در جايگاه و سطحى برجسته همچون نبوت و امامت باشد ـ به عنوان يك وظيفه مطرح است كه برپايه­ى آن، حاكم و حاكمان، براى عملى كردن خطوط ترسيمى اسلام تلاش مى كند نه براى ابراز وجود شخصى و يا اجراى برنامه هاى فردى خويش و از اين رو در نگاه وى، حاكم، محكوم برنامه هاى خويش است و نمى تواند براى ملاحظه خواسته هاى نادرست توده مردم از اصول اساسى حكومت يعنى احياى دين و سرزمين هاى اسلامى و ايجاد امنيت ستمديدگان دست كشد.
فضل الله از نقد پذيرى امام على(ع) در مسأله حكومت نتيجه بزرگى مى گيرد: امام على (ع) ـ باوجود معصوميت اش از خطا ـ مى خواهد امت را به خرده گيرى از خويش تشويق كند تا اين كار در تعامل با حاكمان غير معصوم متداول شود. منظور از قدرت در اسلام به معناى حكومت الاهى اى كه غربيان مى گويند، نيست كه بر پايه آن،حاكم، به نام خدا و بنا به سليقه شخصى خويش حكومت مى كند بلكه حاكم اسلامى پيرو برنامه اى است كه خداوند وضع نموده و حاكم حق ندارد يك كلمه بر آن بيافزايد و يا از آن بكاهد.
از سوى ديگر، در نگاه فضل الله، جامعه موظف است مشروعيت اقتدار رهبرى را بپذيرد و از برنامه هاى اساسى اى كه بر او عرضه و يا تكليف مى شود، تخلف نورزد.
در نزد فضل الله، تاريخ تمدن اسلامى سرشار از درس ها و عبرت ها است. شيوه حكومت در اسلام، ارج نهادن به مقام دانشمندان براى جلوگيرى از فرار مغزها، وعدم تشويق وحمايت جاهدان و نابخردان از ويژگى هاى تاريخ اسلامى بوده است. فضل الله برآن است كه مسلمانان داراى توان و نيروهاى شگرفى براى حركت به سوى پيشرفت هستند اما به شرط آن كه شرايط لازم و فرصت هاى مناسب را براى فعاليت و پژوهش هاى علمى و فرهنگى در جوامع اسلامى فراهم آيد.
علامه فضل الله، تعصب و نه اختلاف ديدگاه هاى اجتهادى را عامل واپس ماندگى مى داند؛ عصبيت در نزد وى انسان را چنان لبريز از انديشه هاى نادرست مى كند كه فهم ديگران را منكر مى شود و چنين انسانى، تنها خويش را از حقيقت مطلق برخوردار مى بيند و براى ديگران هيچ بهره اى از حقيقت قائل نيست؛ عصبيت اين است كه از گفت وگو با طرف مقابل براى شناخت ماهيت و مبانى انديشه اش امتناع ورزد. به نگر فضل الله، اعمال خشونت و فشار بر يك انديشه، به تقويت آن انديشه و تضعيف انديشه مخالف آن مى انجامد. يكى از بارزترين مثال هاى فضل الله، «نصر حامد ابوزيد» است؛ نويسنده اى كم خواننده و كم طرفدار در مصر كه به خاطر مخالفت اسلام گرايان با انديشه ها و كتابش، از شهرت جهانى برخوردارشد.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
12-05-1391 03:11 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ‌مباني‌ نظري‌ ساختار مالكيت‌ از ديدگاه‌ قرآن yasna 6 427 12-05-1391 03:48 ب.ظ
آخرین ارسال: yasna
  اقتصاد در قرآن yasna 2 258 12-05-1391 03:27 ب.ظ
آخرین ارسال: yasna
  ریا در قرآن yasna 3 316 12-05-1391 03:24 ب.ظ
آخرین ارسال: yasna

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان