قدرت نرم و قدرت سخت - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

قدرت نرم و قدرت سخت
زمان کنونی: 15-09-1395،01:57 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 183

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: قدرت نرم و قدرت سخت
ارسال: #1
قدرت نرم و قدرت سخت
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
1 در جامعه بین المللی هر یك از اعضا، به سهم خود نقش آفرین و در تعاملات جهانی اثرگذار هستند. در این میان میزان، كیفیت، دوام، حوزه و عمق این تاثیر به عوامل گوناگونی بستگی دارد. از جمله آنها می توان به بزرگی، پیشرفت و توسعه و قدرت كشورها در زمینه های مختلف اشاره كرد. نقشی كه كشورها در صحنه جهانی ایفا می كنند و یا اثری كه در شكل دادن به روابط بین الملل از خود برجای می گذارند عموما می تواند فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و یا نظامی و یا مجموعه ای از آنها باشد
یك كشور توسعه یافته به لحاظ اقتصادی بیش از دیگران تولید می كند تولید كالا و خدمات آن هم نه فقط برای خود بلكه برای بخش دیگری از مردم دنیا و بالطبع در این میان بیشترین مصرف تولیدات از آن خود اوست. از همین رو نیز كیفیت كالای تولیدی اش نه منطبق بر استانداردها بلكه بیانگر مناسبات اجتماعی ویژه ای نیز هست كه مصرف كنندگان كالا در سراسر جهان نیز بدان توجه می كنند. این كشورها با امكاناتی كه در اختیار دارند می توانند در مناسبات میان كشورها و در شكل دادن به مناسبات جهانی نقش ایفا كنند. نمونه بارز این كشورها از سویی گروه هشت است و از سوی دیگر كشورهای در حال توسعه ای كه با افزایش تولید ملی و پیشی گرفتن در تولید ناخالص ملی قدرت اثرگذاری قابل توجهی در عرصه جهانی یافته اند. تلاش این گروه از كشورهای در حال توسعه چنان بوده است كه گروه هشت دریافته بدون همكاری آنان قادر به تعیین تكلیف برای مناسبات اقتصادی جهان نیست. چند سال پیش اقتصاددان برجسته «گلدمن ساكس» پیشنهاد كرد برای آنكه گروه هشت تاثیرگذار باشد باید پذیرای چهار كشور در حال توسعه نوظهور در صحنه جهانی یعنی برزیل، روسیه، چین و هند باشد كه او آنها را «بریكس» نامید. او معتقد بود كه بدون حضور و مشاركت این كشورها نمی توان در باره روابط اقتصاد جهانی تصمیم گرفت. سخن او درست بود و به همین دلیل اكنون چند سالی است كه این كشورها به اجلاس سران گروه هشت دعوت می شوند و در تصمیم گیری و شكل دهی به نظام اقتصاد بین الملل مشاركت می كنند.
حوزه نظامی و امنیتی، زمینه نقش سازی دیگری است كه كشورهای نیرومند از نظر نظامی در پی آنند. آنها با تكیه بر قدرت نظامی و تهدیدگر خود دیگران را وادار به تمكین و از این طریق نقش خود را در شكل دهی به روابط جهانی ایفا می كنند. كشور برخوردار از تمدن و فرهنگ غنی و كهن و توانا به ابتكارهای بدیع فرهنگی نیز بسیار در عرصه جهانی اثرگذارند. در واقع این كشورها هر قدر فرهنگ شان توان و خلاقیت در سازگاری با طبع بشر داشته باشند به همان میزان تاثیر بیشتری بر مردمان دیگر سرزمین ها خواهند داشت و بر شمار علاقه مندان شان در سراسر جهان افزوده خواهد شد.
۲ البته درباره عمق نفوذ و میزان دوام تاثیر حوزه های اقتصادی، نظامی و فرهنگی تجربیات تاریخی نشان دهنده رابطه معكوس میان شدت و سرعت اثر گذاری از یك سو و دوره و عمق نفوذ از سوی دیگر است. نیروی نظامی با شدت و سرعت بیشتری می تواند مناسبات را برهم زند و شكل دلخواه خود را به وجود آورد. این كار، معمولا هم، در چارچوب زمانی كوتاه تری صورت می پذیرد، گرچه از تداوم و عمق نفوذ كمتری نیز برخوردار است. در مقابل، سرعت تاثیر نقش آفرینی اقتصادی كمتر و عمق آن بیشتر است. در واقع گرچه در حوزه اقتصاد به زمان بیشتری برای اثر گذاری نیازمندیم، ولی اثر به همان نسبت عمیق تر و پایدارتر است. در حوزه فرهنگ این نسبت باز هم بیشتر است. تاثیر گذاری فرهنگی نیز به تدریج صورت می گیرد.
در واقع تاثیر فرهنگی، امری بین نسلی است و از همین رو ظرف زمانی آن نیز در مقیاس نسل ها معنا می یابد چندان كه آثار رفتاری و اجتماعی برجای مانده از نفوذ فرهنگی ملل دیگر گاه قرن ها پایدار می ماند. این در حالی است كه تاثیر تغییرات نظامی پایدار نیست. مقایسه تجربه ایجاد اسرائیل و یا تغییرات ناشی از جنگ جهانی دوم در آلمان با تاثیر و گستره نفوذ فرهنگی و اجتماعی رنسانس به روشنی گویای این مدعاست.
۳ در این میان تاثیر ایران در طول تاریخ در حوزه های فرهنگی و تمدنی از یك سو و نیز در حوزه تجارت و اقتصاد عمیق تر و گسترده تر است. ایرانیان همواره قدرت خود را در نفوذ عمیق فرهنگی و علمی بر جهان پیرامون خود و سراسر كره خاك تجربه كرده اند. ایران چه در دوران باستان و چه قبل و پس از اسلام توانسته است آثار سترگ و ماندگار از خود به یادگار بگذارد. شگفت آنكه به هنگام حمله اقوام دیگر و به ویژه در دوران حمله سهمگین مغول ها و تسلط آنان بر ایران، كه مصداق گویایی از اثربخشی نظامی است، ایرانیان توانسته اند در حوزه های فرهنگ و تمدن و مناسبات اجتماعی بر دشمنان نظامی خود چیره شوند و آنان را نه تنها از رسیدن به مقصود خود بازدارند، بلكه موجبات تغییرات آنان را نیز فراهم ساخته اند. نفوذ عمیق فرهنگی و اجتماعی ایران بر مغول ها و رواج مدیریت و زبان و فرهنگ ایران بر دربار مغول، تا عمق آسیای مركزی، همه نشانه های پیروزی در چنین حوزه ای است. بدین ترتیب ایران همواره قدرت فرهنگی تمدنی و در مقاطعی قدرت اقتصادی بوده است. حتی در زمانی كه ایران از نظر نظامی در اوج قرار داشته و از طریق آن به تغییر مناسبات و روابط بین الملل توانا شده است، از تاثیر نهادن بر دیگر ملت ها و فرهنگ ها غافل نمانده است. كتیبه كوروش در مورد چگونگی برخورد با دیگر اقوام و آداب، سنن و مذهب شان گویای همین امر است. اگر بپذیریم كه نقش كشورها خطی در امتداد تاریخ است آنگاه درمی یابیم كه نقش حال و آینده ما نیز نمی تواند از آنچه نیاكان مان در طول تاریخ رقم زده اند متفاوت باشد.
۴ در تحلیل نقش ایران قبل از انقلاب اسلامی می توان به نوعی انحراف از مسیر طبیعی و تاریخی پی برد. چرا كه ایران به جای ایفای نقش طبیعی خود، یعنی نقش فرهنگی، علمی، معنوی و اقتصادی، به ژاندارم منطقه تبدیل شده بود. این نقش كم عمق، سطحی و ناپایدار و مهلك تر از همه بر گرفته از زور و توان ارعاب ابرقدرت آمریكا و استوار بر پایه های استبداد بود. به همین دلیل نیز احترام اعراب خلیج فارس نسبت به ایران نه ناشی از جوهره معنوی و یا اقتصادی كشورمان، بلكه ناشی از ترس و احساس تهدید و لاجرم ناپایدار و كم عمق بود.
۵ پس از انقلاب، به دلیل عدم درك صحیح غرب، به ویژه آمریكا، از ماهیت مردمی انقلاب، مبارزه بی امانی با كشورمان آغاز شد. این مبارزه نه فقط برای جلوگیری از ایفای نقش طبیعی ایران، بلكه علیه موجودیت انقلاب صورت گرفت. اوج این مبارزه در سال های نخست انقلاب و در جنگ تحمیلی علیه كشورمان رخ نمود. بسیاری از رخدادهای پس از انقلاب درون و بیرون كشورمان را در پرتو همین واقعیت می توان تجزیه و تحلیل كرد. در واقع زمانی كه یك كشور پیوسته در معرض انكار دائمی نقش و حتی موجودیت خود قرار می گیرد، تهدید می شود و مورد تجاوز قرار می گیرد طبعا از خود واكنش نشان می دهد و برای بقای خود تلاش می كند. انقلاب اسلامی در تاریخ كوتاه چنددهه خود، در حالی كه روند تكامل اجتماعی و سیاسی خود را پیموده، بی وقفه نیز در معرض تهدیدها علیه موجودیت خود بوده است. در چنین شرایطی طبیعی است كه میل كشور به دفاع و داشتن سازو كارهای دفاعی گسترش یابد. در این راه به موفقیت های درخور توجهی نیز نائل شود. در عین حال تلاش های صورت گرفته در سال های پس از جنگ برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و علمی و سیاسی كشور نشان از تمایل همیشگی ایران به گام برداشتن در مسیر طبیعی تاریخی و افزودن بر قدرت نرم افزاری خود در حوزه های اقتصادی، فرهنگی، تمدنی و علمی است. در واقع تلاش های كشور از یك سو معطوف به اعتلای فرهنگی، علمی و اقتصادی و از سوی دیگر متوجه دفاع از موجودیت و رفع تهدیدات بوده است. گرچه این دو تلاش گاه مكمل هم به نظر می رسند در واقع امر هم تركیبی از آن دو با نسبتی مشخص نقطه تعادل را برقرار می كند ولی در عین حال این دو حوزه با هم رقابت دارند و تا حدود زیادی از تئوری بازی مجموع صفر ۱ نیز پیروی می كنند.
۶ اكنون، پس از سال های انقلاب اسلامی و به ویژه پس از تحولات چند سال اخیر در افغانستان و عراق و خاورمیانه فضا برای نقش آفرینی ایران باز شده است. امروزه حتی تحلیل گران واقع گرای آمریكایی مانند «ریچارد هاس»، رئیس شورای روابط خارجی آمریكا، اذعان دارند كه «ایران بانفوذترین كشور خاورمیانه است و باید برای حل مسائل این منطقه با ایران مشورت كرد.» این گفته و نیز واقعیات منطقه و جهان گواه توانایی ایران برای نقش آفرینی بیشتر است. تحولات اخیر لبنان و شكست اسرائیل در برابر مقاومت اسلامی صحنه سیاسی منطقه را تا حدودی تغییر داده است. بعضی عناصر جدید ظهور یافته و برخی دیگر نیز شفاف شده اند. از جمله آنها پتانسیل ایران برای نقش آفرینی موثر در منطقه است. نفوذ و تاثیرگذاری ایران به حدی است كه باید برای پیدا كردن راه حل مناقشات منطقه همكاری و نظر او را جلب كرد و یا لااقل از اعمال فشار به او دست برداشت. در چنین شرایطی پرسش مهم این است كه ما به كدام جهت كشانده می شویم و یا كدام استراتژی را ترجیح می دهیم در تشخیص راه باید توجه داشت كه با وجود گشوده تر شدن فضا برای ایران و آشكارتر شدن توانایی كشورمان برای نقش آفرینی بیشتر تهدیدات علیه موجودیت ایران و علیه نقش آفرینی آن كماكان به قوت خود باقی است. در واقع به نظر می رسد كه ایران در این برهه باید نقش خود را در یكی از دو قدرت نرم افزاری و سخت افزاری آنها تعریف كند. یا لااقل نسبتی از قدرت دفاعی از یك سو و قدرت اقتصادی و فرهنگی را از سوی دیگر با هم تركیب كند كه منجر به نقش آفرینی قدرت نرم افزاری ما شود. اقتصاد و فرهنگ ما می توانند نقش آفرین باشند و در روح و جان ملت های دیگر نفوذ كند. طبعا ماهیت تدریجی این نوع نفوذ نه تنها تهدید تلقی نمی شود و خاطری را آزرده نمی سازد، بلكه موجبات مشاركت و هم پیوندی پایدار را فراهم می آورد.تنها در زمان گشودگی و اقتدار سیاسی می توان به گزینه های گوناگون اندیشید و بهترین را برگزید. اكنون زمان بهره گرفتن از قدرت نرم افزاری در امتداد مسیر طبیعی و تاریخی ایران است. اقتدار فرهنگی و اقتصادی ایران، ما را از توسل به قدرت سخت افزاری بی نیاز می كند. همه تجربیات تاریخی مان بر درستی این مسیر گواهی می دهند.
پی نوشت :۱- Zero Sum Game
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

26-08-1390 01:55 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  آنها قدرت انتخاب را از مردم می گیرند moderator 0 232 20-06-1390 11:55 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان