قانون مدنی با آخرین اصلاحات - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

قانون مدنی با آخرین اصلاحات
زمان کنونی: 20-09-1395،02:23 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: moderator
پاسخ: 34
بازدید: 2383

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
ارسال: #11
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مبحث پنجم - درخيارات واحكام راجعه به آن
فقره اول - درخيارات
ماده 396 - خيارات ازقراذيلند -
1 - خيارمجلس
2 - خيارحيوان
3 - خيارشرط .
4 - خيارتاخيرثمن .
5 - خياررويت وتخلف وصف .
6 - خيارغبن .
7 - خيارعيب .
8 - خيارتدليس .
9 - خيارتبعض صفته .
10 - خيارتخلف شرط.
اول - درخيارمجلس
ماده 397 - هريك ازمتبايعين بعدازعقدفي المجلس ومادام كه متفرق نشده انداختيارفسخ معامله رادارند.
دوم - درخيارحيوان
ماده 398 - اگرمبيع حيوان باشدمشتري تاسه روزازحين عقداختيارفسخ معامله رادارد.
سوم - درخيارشرط
ماده 399 - درعقدبيع ممكن است شرط شودكه درمدت معين براي بايع يا مشتري ياهردوشخص خارجي اختيارفسخ معامله باشد.
ماده 400 - اگرابتدامدت خيارذكرنشده باشدابتداءآن ازتاريخ عقد محسوب است والاتابع قراردادمتعاملين است .
ماده 401 - اگربراي شرط مدت معين نشده باشدهم شرط خياروهم بيع باطل است .
چهارم - درخيارتاخيرثمن
ماده 402 - هرگاه مبيع عين خارجي ويادرحكم آن بوده وبراي تاديه ثمن يا تسليم مبيع متبايعين اجلي معين نشده باشداگرسه روزازتاريخ بيع بگذردودر اين مدت نه بايع مبيع راتسليم مشتري نمايدونه مشتري تمام ثمن رابه بايع بدهدبايع مختاردرفسخ معامله مي شود.
ماده 403 - اگربايع بنحوي ازانحاءمطالبه ثمن نمايدوبه قرائن معلوم گرددكه مقصودالتزام بيع بوده است خياراوساقط خواهدشد.
ماده 404 - هرگاه بايع درظرف سه روزازتاريخ بيع تمام مبيع راتسليم مشتري كنديامشتري ثمن رابه بايع بدهدديگربراي بايع اختيارفسخ نخواهدبود اگرچه ثانيابنحوي ازانحاءمبيع به بايع وثمن به مشتري برگشته باشد.
ماده 405 - اگرمشتري ثمن راحاضركردكه بدهدوبايع ازاخذآن امتناع نمودخيارفسخ نخواهدداشت .
ماده 406 - خيارتاخيرمخصوصي بايع است وبراي مشتري ازجهت تاخيردر تسليم مبيع اين اختيارنمي باشد.
ماده 407 - تسليم بعض ثمن يادادن آن به كسي كه حق قبض نداردخياربايع راساقط نمي كند.
ماده 408 - اگرمشتري براي ثمن ضامن بدهديابايع ثمن راحواله دهدبعداز تحقيق حواله خيارتاخيرساقط مي شود.
ماده 409 - هرگاه مبيع ازچيزهائي باشدكه كمترازسه روزفاسدوياكم قيمت مي شودابتداءخياراززماني است كه مبيع مشرف به فسادياكسرقيمت مي گردد.
پنجم - درخياررويت وتخلف وصف
ماده 410 - هرگاه مالي رانديدوآن رافقط به وصف بخردبعدازديدن اگرداراي اوصافي كه ذكرشده است نباشدمختارمي شودكه بيع رافسخ كندبه همان نحوكه هست قبول نمايد.
ماده 411 - اگربايع مبيع رانديدولي مشتري آن راديده باشدومبيع غير اوصافي كه ذكرشده است داراباشدفقط بايع خيارفسخ خواهدداشت .
ماده 412 - هرگاه مشتري بعضي ازمبيع راديده وبعض ديگررابه وصف يا ازروي نمونه خريده باشدوآن بعض مطابق وصف يانمونه نباشدمي تواندتمام مبيع راردكندياتمام آن راقبول نمايد.
ماده 413 - هرگاه يكي ازمتبايعين مالي راسابقاديده وبه اعتمادرويت سابق معامله كندوبعدازرويت معلوم شودكه مال مزبوراوصاف سابقه راندارد اختيارفسخ خواهدداشت .
ماده 414 - دربيع كلي خياررويت نيست وبايع بايدجنسي بدهدكه مطابق بااوصاف مقرره بين طرفين باشد.
ماده 415 - خياررويت وتخلف وصف بعدازرويت فوري است .
ششم - درخيارغبن
ماده 416 - هريك ازمتعاملين كه درمعامله غبن فاحش داشته باشدبعد ازعلم به غبن مي تواندمعامله رافسخ كند.
ماده 417 - غبن درصورتي فاحش است كه عرفا قابل مسامحه نباشد. ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 418 - اگرمغبون درحين معامله عالم به قيمت عادله بوده است خيار فسخ نخواهدداشت .
ماده 419 - درتعيين مقدارغبن شرايط معامله نيزبايدمنظورگردد.
ماده 420 - خيارغبن بعدازعلم به غبن فوري است .
ماده 421 - اگركسي كه طرف خودرامغبون كرده است تفاوت قيمت رابدهد خيارغبن ساقط نمي شودمگراينكه مغبون به اخذتفاوت قيمت راضي گردد.
هفتم - درخيارعيب
ماده 422 - اگربعدازمعامله ظاهرشودكه مبيع معيوب بوده مشتري مختار است درقبول مبيع معيوب يااخذارش يافسخ معامله .
ماده 423 - خيارعيب وقتي براي مشتري ثابت مي شودكه عيب مخفي وموجود درحين عقدباشد.
ماده 424 - عيب وقتي مخفي محسوب است كه مشتري درزمان بيع عالم به آن نبوده است اعم ازاينكه اين عدم علم ناشي ازآن باشدكه عيب واقعامستوربوده است يااينكه ظاهربوده ولي مشتري ملتفت آن نشده است .
ماده 425 - عيبي كه بعدازبيع وقبل ازقبض درمبيع حادث شوددرحكم عيب سابق است .
ماده 426 - تشخيص عيب برحسب عرف وعادت مي شودوبنابراين ممكن است برحسب ازمنه وامكنه مختلف شود.
ماده 427 - اگردرموردظهورعيب مشتري اختيارارش كندتفاوتي كه بايد به اوداده شودبطريق ذيل معين مي گردد.
قيمت حقيقي مبيع درحال بي عيبي وقيمت حقيقي آن درحال معيوبي به توسط اهل خبره معين شود.اگرقيمت آن درحال بي عيبي مساوي باقيمتي باشدكه درزمان بيع بين طرفين مقررشده است تفاوت بين اين قيمت وقيمت مبيع درحال معيوبي مقدارارش خواهدبود.
واگرقيمت مبيع درحال بي عيبي كمتريازيادترازثمن معامله باشد نسبت بين قيمت مبيع درحال معيوبي وقيمت آن درحال بي عيبي معين شده وبايع بايدازثمن مقرربه همان نسبت نگاهداشته وبقيه رابعنوان ارش به مشتري رد كند.
ماده 428 - درصورت اختلاف بين اهل خبره حدوسط قيمتهامعتبراست .
ماده 429 - درموادذيل مشتري نمي تواندبيع رافسخ كندوفقط مي تواند ارش بگيرد -
1)درصورت تلف شدن مبيع نزدمشتري يامنتقل كردن آن به غير.
2)درصورتي كه تغييري درمبيع پيداشوداعم ازاينكه تغييربه فعل مشتري باشديانه .
3)درصورتي كه بعدازقبض مبيع عيب ديگري درآن حادث شودمگراينكه در زمان خيارمختص به مشتري حادث شده باشدكه دراين صورت مانع ازفسخ ورد نيست .
ماده 430 - اگرعيب حادث بعدازقبض درنتيجه عيب قديم باشدمشتري حق ردنيزخواهدداشت .
ماده 431 - درصورتي كه دريك عقدچندچيزفروخته شودبدون اينكه قيمت هريك عليحده معين شده باشدوبعضي ازآنهامعيوب درآيدمشتري بايدتمام آن راردكندوثمن رامستردداردياتمام رانگاهداردوارش بگيردوتبعيض نمي تواندبكندمگربه رضاي بايع .
ماده 432 - درصورتي كه دريك عقدبايع يك نفرومشتري متعددباشدودر مبيع عيبي ظاهرشوديكي ازمشتريهانمي تواندسهم خودرابه تنهائي ردكندو ديگري سهم خودرانگاه داردمگربارضاي بايع وبنابراين اگردرردمبيع اتفاق نكردندفقط هريك ازآنهاحق ارش خواهدداشت .
ماده 433 - اگردريك عقدبايع متعددباشدمشتري مي تواندسهم يكي رارد وديگري رابااخذارش قبول كند.
ماده 434 - اگرظاهرشودكه مبيع معيوب اصلاماليت وقيمت نداشته بيع باطل است واگربعض مبيع قيمت نداشته باشدبيع نسبت به آن بعض باطل است و مشتري نسبت به باقي ازجهت تبعض صفته اختيارفسخ دارد.
ماده 435 - خيارعيب بعدازعلم به آن فوري است .
ماده 436 - اگربايع ازعيوب مبيع تبري كرده باشدبه اينكه عهده عيوب راازخودسلب كرده ياباتمام عيوب بفروشدمشتري درصورت ظهورعيب حق رجوع به بايع نخواهدداشت واگربايع ازعيب خاصي تبري كرده باشدفقط نسبت به همان عيب تحق مراجعه ندارد.
ماده 437 - ازحيث احكام عيب ثمن شخصي مثل مبيع شخصي است .
هشتم - درخيارتدليس
ماده 438 - تدليس عبارت است ازعملياتي كه موجب فريب طرف معامله شود.
ماده 439 - اگربايع تدليس نموده باشدمشتري حق فسخ بيع راخواهدداشت وهمچنين است بايع نسبت به ثمن شخصي درصورت تدليس مشتري .
ماده 440 - خيارتدليس بعدازعلم به آن فوري است .
نهم - درخيارتبعض صفقه
ماده 441 - خيارتبعض صفقه وقتي حاصل مي شودكه عقدبيع نسبت به بعض مبيع به جهتي ازجهات باطل باشددراين صورت مشتري حق خواهدداشت بيع رافسخ نمايديابه نسبت قسمتي كه بيع واقع شده است قبول كندونسبت به قسمتي كه بيع باطل بوده است ثمن رااستردادكند.
ماده 442 - درموردتبعض صفقه قسمتي ازثمن كه بايدبه مشتري برگرددبه طريق ذيل حساب مي شود - آن قسمت ازمبيع كه به ملكيت مشتري قرارگرفته منفرداقيمت مي شودوهرنسبتي كه بين قيمت مزبوروقيمتي كه مجموع مبيع در حال اجتماع داردپيداشودبه همان نسبت ازثمن رابايع نگاهداشته وبقيه را بايدبه مشتري ردنمايد.
ماده 443 - تبعض صفقه وقتي موجب خياراست كه مشتري درحين معامله عالم به آن نباشدولي درهرحال ثمن تقسيط مي شود.
دهم - درخيارتخلف شرط
ماده 444 - احكام خيارتخلف شرط بطوري است كه درمواد234الي 245 ذكرشده است .
فقره دوم - دراحكام خيارات بطوركلي
ماده 445 - هريك ازخيارات بعدازفوت منتقل به وارث مي شود.
ماده 446 - خيارشرط ممكن است به قيدمباشرت واختصاص به شخص مشروط له قرارداده شوددراين صورت منتقل به وارث نخواهدشد.
ماده 447 - هرگاه شرط خياربراي شخصي غيرازمتعاملين شده باشدمنتقل به ورثه نخواهدشد.
ماده 448 - سقوط تمام يابعضي ازخيارات رامي توان درضمن عقدشرط نمود.
ماده 449 - فسخ بهرلفظ يافعلي كه دلالت برآن نمايدحاصل مي شود.
ماده 450 - تصرفاتي كه نوعاكاشف ازرضاي معامله باشدامضاي فعلي مثل آنكه مشتري كه خيارداردباعلم به خيارمبيع رابفروشديارهن بگذارد.
ماده 451 - تصرفاتي كه نوعاكاشف ازبهم زدن معامله باشدفسخ فعلي است .
ماده 452 - اگرمتعاملين هردوخيارداشته باشندويكي ازآنهاامضاكندو ديگري فسخ نمايدمعامله منفسخ مي شود.
ماده 453 - درخيارمجلس وحيوان وشرط اگرمبيع بعدازتسليم ودرزمان خياربايع يامتعاملين تلف ياناقص شودبرعهده مشتري است واگرخيارمختص مشتري باشدتلف يانقص بعهده بايع است .
ماده 454 - هرگاه مشتري مبيع رااجاره داده باشدوبيع فسخ شوداجاره باطل نمي شودمگراين كه عدم تصرفات ناقله درعين ومنفعت برمشتري صريحايا ضمناشرط شده كه دراين صورت اجاره باطل است .
ماده 455 - اگرپس ازعقدبيع مشتري تمام ياقسمتي ازمبيع رامتعلق حق غيرقراردهدمثل اينكه نزدكسي رهن گذاردفسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبورنخواهدشدمگراينكه شرط خلاف شده باشد.
ماده 456 - تمام انواع خياردرجميع معاملات لازمه ممكن است موجودباشد مگرخيارمجلس وحيوان وتاخيرثمن كه مخصوص بيع است .
ماده 457 - هربيع لازم است مگراينكه يكي ازخيارات درآن ثابت شود.
فصل دوم - دربيع شرط
ماده 458 - درعقدبيع متعاملين مي توانندشرط نمايندكه هرگاه بايع درمدت معيني تمام مثل ثمن رابه مشتري ردكندخيارفسخ معامله رانسبت به تمام مبيع داشته باشدوهمچنين مي توانندشرط كنندكه هرگاه بعض مثل ثمن را ردكندخيارفسخ معامله رانسبت به تمام يابعض مبيع داشته باشددرهرحال حق خيارتابع قراردادمتعاملين خواهدبودوهرگاه به ثمن قيدتمام يابعض نشده باشدخيارثابت نخواهدبودمگرباردتمام ثمن .
ماده 459 - دربيع شرط به مجردعقدمبيع ملك مشتري مي شودباقيدخيار براي بايع بنابراين اگربه شرايطي كه بين اوومشتري براي استردادمبيع مقرر شده است عمل ننمايدبيع قطعي شده ومشتري مالك قطعي مبيع مي گرددواگر بالعكس بايع به شرايط مزبوره عمل نمايدومبيع رااستردادكندازحين فسخ مبيع مال بايع خواهدشدولي نماآت ومنافع حاصله ازحين عقدتاحين فسخ مال مشتري است .
ماده 460 - دربيع شرط مشتري نمي توانددرمبيع تصرفي كه منافي خيار باشدازقبيل نقل وانتقال وغيره بنمايد.
ماده 461 - اگرمشتري درزمان خيارازاخذثمن امتناع كندبايع مي تواند باتسليم ثمن به حاكم ياقائم مقام اومعامله رافسخ كند.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:24 ب.ظ
 
ارسال: #12
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
ماده 462 - اگرمبيع به شرط بواسطه فوت مشتري به ورثه اومنتقل شودحق فسخ بيع درمقابل ورثه به همان ترتيبي كه بوده است باقي خواهدبود.
ماده 463 - اگردربيع شرط معلوم شودكه قصدبايع حقيقت بيع نبوده است احكام بيع درآن مجري نخواهدبود.
فصل سوم - درمعاوضه
ماده 464 - معاوضه عقدي است كه بموجب آن يكي ازطرفين مالي ميدهدبه عوض مال ديگركه ازطرف ديگراخذمي كندبدون ملاحظه اينكه يكي ازعوضين مبيع وديگري ثمن باشد.
ماده 465 - درمعاوضه احكام خاصه بيع جاري نيست .
فصل چهارم - دراجاره
ماده 466 - اجاره عقدي است كه بموجب آن مستاجرمالك منافع عين مستاجره مي شود.اجاره دهنده راموجرواجاره كننده رامستاجرومورداجاره راعين مستاجره گويند.
ماده 467 - مورداجاره ممكن است اشياءياحيوان ياانسان باشد.
مبحث اول - دراجاره اشياء
ماده 468 - دراجاره اشياءمدت اجاره بايدمعين شودوالااجاره باطل است .
ماده 469 - مدت اجاره ازروزي شروع مي شودكه بين طرفين مقررشده واگر درعقداجاره ابتداي مدت ذكرنشده باشدازوقت عقدمحسوب است .
ماده 470 - درصحت اجاره قدرت برتسليم عين مستاجره شرط است .
ماده 471 - براي صحت اجاره بايدانتفاع ازعين مستاجره بابقاءاصل آن ممكن باشد.
ماده 472 - عين مستاجره بايدمعين باشدواجاره عين مجهول يامرددباطل است .
ماده 473 - لازم نيست كه موجرمالك عين مستاجره باشدولي بايدمالك منافع آن باشد.
ماده 474 - مستاجرمي تواندعين مستاجره رابه ديگري اجاره بدهدمگر اينكه درعقداجاره خلاف آن شرط شده باشد.
ماده 475 - اجاره مال مشاع جائزاست ليكن تسليم عين مستاجره موقوف است به اذن شريك .
ماده 476 - موجربايدعين مستاجره راتسليم مستاجركندودرصورت امتناع موجراجبارمي شودودرصورت تعذراجبارمستاجرخيارفسخ دارد.
ماده 477 - موجربايدعين مستاجررادرحالتي تسليم نمايدكه مستاجر بتوانداستفاده مطلوبه ازآن رابكند.
ماده 478 - هرگاه معلوم شودعين مستاجره درحال اجاره معيوب بوده مستاجرمي توانداجاره رافسخ كنديابهمان نحوي كه بوده است اجاره راباتمام اجرت قبول كندولي اگرموجررفع عيب كندبه نحوي كه به مستاجرضرري نرسد مستاجرحق فسخ ندارد.
ماده 479 - عيبي كه موجب فسخ اجاره مي شودعيبي است كه موجب نقصان منفعت ياصعوبت درانتفاع باشد.
ماده 480 - عيبي كه بعدازعقدوقبل ازقبض منفعت درعين مستاجره حادث شودموجب خياراست واگرعيب دراثناءمدت اجاره حادث شودنسبت به بقيه مدت خيارثابت است .
ماده 481 - هرگاه عين مستاجره بواسطه عيب ازقابليت انتفاع خارج شده ونتوان رفع عيب نموداجاره باطل مي شود.
ماده 482 - اگرمورداجاره عين كلي باشدوفردي كه موجرداده معيوب درآيدمستاجرحق فسخ نداردومي تواندموجررامجبوربه تبديل آن نمايدواگر تبديل آن ممكن نباشدحق فسخ خواهدداشت .
ماده 483 - اگردرمدت اجاره عين مستاجره به واسطه حادثه كلايابعضا تلف شوداززمان تلف نسبت به مقدارتلف شده منفسخ مي شودودرصورت تلف بعض آن مستاجرحق دارداجاره رانسبت به بقيه فسخ كنديافقط مطالبه تقليل نسبي مال الاجاره نمايد.
ماده 484 - موجرنمي توانددرمدت اجاره درعين مستاجره تغييري دهدكه منافي مقصودمستاجرازاستيجارباشد.
ماده 485 - اگردرمدت اجاره درعين مستاجره تعميراتي لازم آيدكه تاخير درآن موجب ضررموجرباشدمستاجرنمي تواندمانع تعميرات مزبوره گردداگر چه درمدت تمام ياقسمتي اززمان تعميرنتواندازعين مستاجره كلايابعضا استفاده نمايددراين صورت حق فسخ اجاره راخواهدداشت .
ماده 486 - تعميرات وكليه مخارجي كه درعين مستاجره براي امكان انتفاع ازآن لازم است بعهده مالك است مگرآنكه شرط خلاف شده ياعرف بلد برخلاف آن جاري باشدوهمچنين است آلات وادواتي كه براي امكان انتفاع ازعين مستاجره لازم مي باشد.
ماده 487 - هرگاه مستاجرنسبت به عين مستاجره تعدي ياتفريط نمايدو موجرقادربرمنع آن نباشدموجرحق فسخ دارد.
ماده 488 - اگرشخص ثالثي بدون ادعاءحقي درعين مستاجره يامنافع آن مزاحم مستاجرگردددرصورتي كه قبل ازقبض باشدمستاجرحق فسخ داردواگرفسخ ننمودمي تواندبراي رفع مزاحمت ومطالبه اجرت المثل بخودمزاحم رجوع كندو اگرمزاحمت بعدازقبض واقع شودحق فسخ نداردوفقط مي تواندبه مزاحم رجوع كند.
ماده 489 - اگر شخصي كه مزاحمت مي نمايد مدعي حق نسبت بعين مستاجره يا منافع آن باشد مزاحم نمي تواند عين مزبوره را از يد مستاجر انتزاع نمايد مگر بعد از اثبات حق با طرفيت مالك و مستاجرهردو .
ماده 490 - مستاجر بايد -
اولا - در استعمال عين مستاجره به نحو متعارف رفتاركرده وتعدي ياتفريط نكند.
ثانيا - عين مستاجره براي همان مصرفي كه در اجاره مقررشده و در صورت عدم تعيين در منافع مقصوده كه از اوضاع و احوال استنباط مي شود استعمال نمايد.
ثالثا - مال الاجاره را در مواعدي كه بين طرفين مقرراست تاديه كندو درصورت عدم تعيين موعد نقدا بايد بپردازد.
ماده 491 - اگرمنفعتي كه دراجاره تعيين شده است به خصوصيت آن منظور نبوده مستاجرمي توانداستفاده منفعتي كندكه ازحيث ضررمساوي ياكمتراز منفعت معينه باشد.
ماده 492 - اگرمستاجرعين مستاجره رادرغيرموردي كه دراجاره ذكرشده باشدياازاوضاع واحوال استنباط مي شوداستعمال كندومنع آن ممكن نباشد موجرحق فسخ اجاره راخواهدداشت .
ماده 493 - مستاجرنسبت به عين مستاجره ضامن نيست به اين معني كه اگر عين مستاجره بدون تفريط ياتعدي اوكلايابعضاتلف شودمسئول نخواهدبود ولي مستاجرتفريط ياتعدي نمايدضامن است اگرچه نقص درنتيجه تفريط يا تعدي حاصل نشده باشد.
ماده 494 - عقداجاره به محض انقضاءمدت برطرف مي شودواگرپس از انقضاءآن مستاجرعين مستاجره رابدون اذن مالك مدتي درتصرف خودنگاهدارد موجربراي مدت مزبورمستحق اجرت المثل خواهدبوداگرچه مستاجراستيفاء منفعت نكرده باشدواگربااجازه مالك درتصرف نگاه داردوقتي بايد اجرت المثل بدهدكه استيفاءمنفعت كرده باشدمگراينكه مالك اجازه داده باشدكه مجانااستفاده نمايد.
ماده 495 - اگربراي تاديه مال الاجاره ضامني داده شده باشدضامن مسئول اجرت المثل مذكوردرماده فوق نخواهدبود.
ماده 496 - عقداجاره بواسطه تلف شدن عين مستاجره ازتاريخ تلف باطل مي شودونسبت به تخلف ازشرايطي كه بين موجرومستاجرمقرراست خيارفسخ از تاريخ تخلف ثابت مي گردد.
ماده 497 - عقداجاره بواسطه فوت موجريامستاجرباطل نمي شودوليكن اگرموجرفقط براي مدت عمرخودمالك منافع عين مستاجره بوده است اجاره به فوت موجرباطل مي شوداگرشرط مباشرت مستاجرشده باشدبه فوت مستاجر باطل مي گردد.
ماده 498 - اگرعين مستاجره به ديگري منتقل شوداجاره به حال خودباقي است مگراينكه موجرحق فسخ درصورت نقل رابراي خودشرط كرده باشد.
ماده 499 - هرگاه متولي باملاحظه صرفه وقف مال موقوفه رااجاره دهد اجاره به فوت اوباطل نمي گردد.
ماده 500 - دربيع شرط مشتري مي تواندمبيع رابراي مدتي كه بايع حق خيار ندارداجاره منافي باخياربايع باشدبوسيله جعل خياريانحوآن حق بايع را محفوظ داردوالااجاره تاحدي كه منافي باحق بايع باشدباطل خواهدبود.
ماده 501 - اگردرعقداجاره مدت بطورصريح ذكرنشده ومال الاجاره هم از قرارروزياماه ياسالي فلان مبلغ معين شده باشداجاره براي يك روزيايكماه يايكسال صحيح خواهدبودواگرمستاجرعين مستاجره رابيش ازمدتهاي مزبوره درتصرف خودنگاه داردوموجرهم تخليه يداورانخواهدموجربموجب مراضات حاصله براي بقيه مدت وبه نسبت زمان تصرف مستحق اجرت مقرربين طرفين خواهدبود.
ماده 502 - اگرمستاجردرعين مستاجره بدون اذن موجرتعميراتي نمايدحق مطالبه قيمت آنرانخواهدداشت .
ماده 503 - هرگاه مستاجربدون اجازه موجردرخانه يازميني كه اجاره كرده وضع بناياغرس اشجاركندهريك ازموجرومستاجرحق داردهروقت بخواهد بناراخراب يادرخت راقطع نمايددراين صورت اگردرعين مستاجره نقصي حاصل شودبرعهده مستاجراست .
ماده 504 - هرگاه مستاجربه موجب عقداجاره مجازدربناياغرس بوده موجرنمي تواندمستاجررابه خراب كردن ياكندن آن اجباركندوبعدازانقضاء مدت اگربنايادرخت درتصرف مستاجرباقي بماندموجرحق مطالبه اجرت المثل زمين راخواهدداشت واگردرتصرف موجرباشدمستاجرحق مطالبه اجرت المثل بنايادرخت راخواهدداشت .
ماده 505 - اقساط مال الاجاره كه بعلت نرسيدن موعدپرداخت آن برذمه مستاجرمستقرنشده است به موت اوحاصل نمي شود.
ماده 506 - دراجاره عقارآفت زراعت ازهرقبيل كه باشدبه عهده مستاجر است مگراينكه درعقداجاره طورديگرشرط شده باشد.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:25 ب.ظ
 
ارسال: #13
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مبحث دوم - دراجاره حيوانات
ماده 507 - دراجاره حيوان تعيين منفعت بابه تعيين مدت اجاره است يا به بيانت مسافت ومحلي كه راكب يامحصول بايدبه آنجاحمل شود.
ماده 508 - درموردي كه منفعت به بيان مدت اجاره معلوم شودتعيين راكب يامحمول لازم نيست ولي مستاجرنمي تواندزياده برمقدارمتعارف حمل كندواگرمنفعت به بيان مسافت ومحل معين شده باشدتعيين راكب يامحمول لازم است .
ماده 509 - دراجاره حيوان ممكن است شرط شودكه اگرموجردروقت معين محمول رابه مقصدنرساندمقدارمعيني ازمال الاجاره كم شود.
ماده 510 - دراجاره حيوان لازم نيست كه عين مستاجره حيوان معيني باشد بلكه تعيين آن به نوع معيني كافي خواهدبود.
ماده 511 - حيواني كه مورداجاره است بايدبراي همان مقصودي استعمال شودكه قصدطرفين بوده است بنابراين حيواني كه براي سواري اجاره داده شده است نمي تواندبراي باركشي استعمال نمود.
مبحث سوم - دراجاره اشخاص
ماده 512 - دراجاره اشخاص كسي كه اجاره مي كندمستاجروكسي كه مورد اجاره واقع مي شوداجيرومال الاجاره اجرت ناميده مي شود.
ماده 513 - اقسام عمده اجاره اشخاص ازقرارذيل است -
1 - اجاره خدمه وكارگران ازهرقبيل .
2 - اجاره متصديان حمل و نقل اشخاصي يامال التجاره اعم ازراه خشكي يا آب ياهوا.
فقره اول - دراجاره خدمه وكارگر
ماده 514 - خادم ياكارگرنمي توانداجيرشودمگربراي مدت معيني يا براي انجام امري معيني .
ماده 515 - اگركسي بدون تعيين انتهاءمدت اجيرشودمدت اجاره محدود خواهدبودبه مدتي كه مزدازقرارآن معين شده است بنابراين اگرمزداجيراز قرارروزهفته ياماه ياسالي فلان مبلغ معين شده باشدمدت اجاره محدودبه يك روزيايك هفته يايك ماه يايكسال خواهدبودوپس ازانقضاءمدت مزبور اجاره برطرف مي شودولي اگرپس ازانقضاءمدت اجيربخدمت خوددوام دهد وموجراورانگاه دارداجيرنظربه مراضات حاصله به همانطوري كه درزمان اجاره بين اووموجرمقرربوده مستحق اجرت خواهدشد.
فقره دوم - دراجاره متصدي حمل و نقل
ماده 516 - تعهدات متصديان حمل ونقل اعم ازاينكه ازراه خشكي ياآب يا هواباشدبراي حفاظت ونگاهداري اشيائي كه به آنهاسپرده مي شودهمان است كه براي امانت داران مقرراست بنابراين درصورت تفريط ياتعدي مسئول تلف ياضايع شدن اشيائي خواهندبودكه براي حمل به آنهاداده مي شودواين مسئوليت ازتاريخ تحويل اشياءبه آنان خواهدبود.
ماده 517 - مفادماده 509درموردمتصديان حمل و نقل نيزمجري خواهدبود.
فصل پنجم - درمزارعه ومساقات ،مبحث اول - درمزارعه
ماده 518 - مزارعه عقدي است كه بموجب آن احدازطرفين زميني رابراي مدت معيني بطرف ديگرمي دهدكه آن رازراعت كرده وحاصل راتقسيم كند.
ماده 519 - درعقدمزارعه حصه هريك ازمزارع وعامل بايدبنحواشاعه از قبيل ربع ياثلث يانصف وغيره معين گرددواگربنحوديگرباشداحكام مزارعه جاري نخواهدشد.
ماده 520 - درمزارعه جائزاست شرط شودكه يكي ازدوطرف علاوه برحصه ازحاصل مال ديگري نيزبطرف مقابل بدهد.
ماده 521 - درعقدمزارعه ممكن است هريك ازبذروعوامل مال مزارع باشدياعامل دراين صورت نيزحصه مشاع هريك ازطرفين برطبق قراردادياعرف بلدخواهدبود.
ماده 522 - درعقدمزارعه لازم نيست كه متصرف زمين مالك آنهم باشدولي لازم است كه مالك منافع بوده باشديابعنواني ازعناوين ازقبيل ولايت وغيره حق تصرف درآن راداشته باشد.
ماده 523 - زميني كه موردمزارعه است بايدبراي زرع مقصودقابل باشد اگرچه محتاج به اصلاح ياتحصيل آب باشدواگرزرع محتاج به عملياتي باشداز قبيل حفرنهرياچاه وغيرخودرحين عقدجاهل به آن بوده باشدحق فسخ معامله را خواهدداشت .
ماده 524 - نوع زرع بايددرعقدمزارعه معين باشدمگراينكه برحسب عرف بلدمعلوم وياعقدبراي مطلق زراعت بوده باشددرصورت اخيرعامل دراختيار نوع زراعت مختارخواهدبود.
ماده 525 - عقدمزارعه عقدي است لازم .
ماده 526 - هريك ازمالك عامل ومزارع مي توانددرصورت غبن معامله را فسخ كند.
ماده 527 - هرگاه زمين بواسطه فقدان آب ياعلل ديگرازاين قبيل از قابليت انتفاع خارج شودورفع مانع ممكن نباشدعقدمزارعه منفسخ مي شود.
ماده 528 - اگرشخص ثالثي قبل ازاينكه زمين موردمزارعه تسليم عامل شودآن راغصب كندعامل مختاربرفسخ مي شودولي اگرغصب بعدازتسليم واقع شودحق فسخ ندارد.
ماده 529 - عقدمزارعه به فوت متعاملين يااحدازآنهاباطل نمي شودمگر اينكه مباشرت عامل شرط شده باشددراين صورت به فوت اومنفسخ مي شود.
ماده 530 - هرگاه كسي به مدت عمرخودمالك منافع زميني بوده وآن را به مزارعه داده باشدعقدمزارعه به فوت اومنفسخ مي شود.
ماده 531 - بعدازظهورثمره زرع عامل مالك حصه خودازآن مي شود.
ماده 532 - درعقدمزارعه اگرشرط شودكه تمام ثمره مال مزارع ياعامل تنهاباشدعقدباطل است .
ماده 533 - اگرعقدمزارعه بعلتي باطل شودتمام حاصل مال صاحب بذر است وطرف ديگركه مالك زمين ياآب صاحب عمل بوده است به نسبت آنچه كه مالك بوده مستحق اجرت المثل خواهدبود.اگربذرمشترك بين مزارع وعامل باشدحاصل واجرت المثل نيزبه نسبت بذربين آنهاتقسيم مي شود.
ماده 534 - هرگاه عامل دراثناءيادرابتداعمل آن راترك كندوكسي نباشدكه عمل رابجاي اوانجام دهدحاكم به تقاضاي مزارع عامل رااجباربه انجام مي كندوياعمل رابخرج عامل ادامه مي دهدودرصورت عدم امكان مزارع حق فسخ دارد.
ماده 535 - اگرعامل زراعت نكندومدت منقضي شودمزارع مستحق اجرت المثل است .
ماده 536 - هرگاه عامل بطورمتعارف مواظبت درزراعت ننمايدوازاين حيث حاصل كم شودياضررديگرمتوجه مزارع گرددعامل ضامن تفاوت خواهدبود.
ماده 537 - هرگاه درعقدمزارعه زرع معيني قيدشده باشدوعامل غيرآن را زرع نمايدمزارعه باطل وبرطبق ماده 533 رفتارمي شود.
ماده 538 - هرگاه مزارعه دراثناءمدت قبل ازظهورثمره فسخ شودحاصل مال مالك بذراست وطرف ديگرمستحق اجرت المثل خواهدبود.
ماده 539 - هرگاه مزارعه بعدازظهورثمره فسخ شودهريك ازمزارع وعامل به نسبتي كه بين آنهامقرربوده شريك درثمره هستندليكن ازتاريخ فسخ تا برداشت حاصل هريك به اخذاجرت المثل زمين وعمل وسايرمصالح الاملاك خود كه به حصه مقرربطرف ديگرتعلق مي گيردمستحق خواهدبود.
ماده 540 - هرگاه مدت مزارعه منقضي شودواتفاقازرع نرسيده باشد مزارع حق داردكه زراعت راازاله كندياآن رابه اخذاجرت المثل ابقاءنمايد
ماده 541 - عامل مي تواندبراي زراعت اجيربگيردياباديگري شريك شود ولي براي انتقال معامله ياتسليم زمين به ديگري رضاي مزارع لازم است .
ماده 542 - خراج زمين به عهده مالك است مگراينكه خلاف آن شرط شده باشدسايرمخارج زمين برحسب تعيين طرفين متعارف است .
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:25 ب.ظ
 
ارسال: #14
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مبحث دوم - درمساقات
ماده 543 - مساقات معامله اي است كه بين صاحب درخت وامثال آن يا عامل درمقابل حصه مشاع معين ازثمره واقع مي شودوثمره اعم است ازميوه وبرگ گل وغيره آن .
ماده 544 - درهرموردكه مساقات باطل شوديافسخ شودتمام ثمره مال مالك است وعامل مستحق اجرت المثل خواهدبود.
ماده 545 - مقررات راجعه به مزارعه كه درمبحث قبل ذكرشده است در موردعقدمساقات نيزمرعي خواهدبودمگراينكه عامل نمي تواندبدون اجازه مالك معامله رابه ديگري واگذارياباديگري شركت نمايد.
فصل ششم - درمضاربه
ماده 546 - مضاربه عقدي است كه بموجب آن احدمتعاملين سرمايه مي دهد باقيداينكه طرف ديگرباآن تجارت كرده ودرسودآن شريك باشندصاحب سرمايه مالك وعامل مضارب ناميده مي شود.
ماده 547 - سرمايه بايدوجه نقدباشد.
ماده 548 - حصه هريك ازمالك ومضارب درمنافع بايدجزءمشاع ازكل ازقبيل ربع ياثلث وغيره باشد.
ماده 549 - حصه هاي مزبوره درماده فوق بايددرعقدمضاربه معين شودمگر اينكه درعرف منجزامعلوم بوده وسكوت درعقدمنصرف به آن گردد.
ماده 550 - مضاربه عقدي است جائز.
ماده 551 - عقدمضاربه به يكي ازعلل ذيل منفسخ مي شود -
1)درصورت موت ياجنون ياسفه احدطرفين .
2)درصورت مفلس شدن مالك .
3)درصورت تلف شدن تمام سرمايه وربح .
ماده 552 - هرگاه درمضاربه براي تجارت مدت معين شده باشدتعيين مدت موجب لزوم عقدنمي شودليكن پس ازانقضاءمدت مضارب نمي تواندمعامله بكندمگربه اجازه جديدمالك .
ماده 553 - درصورتي كه مضاربه مطلق باشديعني تجارت خاصي شرط نشده باشدعامل مي تواندهرقسم تجارتي راكه صلاح بداندبنمايدولي درطرزتجارت بايدمتعارف رارعايت كند.
ماده 554 - مضارب نمي تواندنسبت به همان سرمايه باديگري مضاربه كندياآن رابه غيرواگذارنمايدمگربااجازه مالك .
ماده 555 - مضارب بايداعمالي راكه براي نوع تجارت متعارف ومعمول بلدوزمان است بجاآوردولي اگراعمالي راكه برطبق عرف بايستي باجيررجوع كندخودشخصاانجام دهدمستحق اجرت آن نخواهدبود.
ماده 556 - مضارب درحكم امين است وضامن مال مضاربه نمي شودمگردر صورت تفريط ياتعدي .
ماده 557 - اگركسي مالي براي تجارت بدهدوقرارگذاردكه تمام منافع مال مالك باشددراين صورت معامله مضاربه محسوب نمي شودوعامل مستحق اجرت المثل خواهدبودمگراينكه معلوم شودكه عامل عمل راتبرعاانجام داده است .
ماده 558 - اگرشرط شودكه مضارب ضامن سرمايه خواهدبودوياخسارات حاصله ازتجارت متوجه مالك نخواهدشدعقدباطل است مگراينكه بطورلزوم شرط شده باشدكه مضارب ازمال خودبه مقدارخسارت ياتلف مجانابه مالك تمليك كند.
ماده 559 - درحساب جاري ياحساب به مدت ممكن است بارعايت شرط قسمت اخيرماده قبل احكام مضاربه جاري وحق المضاربه به آن تعلق بگيرد.
ماده 560 - به غيرازآنكه فوقامذكورشدمضاربه تابع شرايط ومقرراتي است كه بموجب عقدبين طرفين مقرراست .
فصل هفتم - درجعاله
ماده 561 - جعاله عبارت است ازالتزام شخصي به اداءاجرت معلوم در مقابل عملي اعم ازاينكه طرف معين باشدياغيرمعين .
ماده 562 - درجعاله ملتزم راجاعل وطرف راعامل واجرت راجعل مي گويند
ماده 563 - درجعاله معلوم بودن اجرت من جميع الجهات لازم نيست بنابر اين اگركسي ملتزم شودكه هركس گم شده اوراپيداكندحصه مشاع معيني ازآن مال اوخواهدبودجعاله صحيح است .
ماده 564 - درجعاله گذشته ازعدم لزوم تعيين عامل ممكن است عمل هم مردودوكيفيات آن نامعلوم باشد.
ماده 565 - جعاله تعهدي است جائزومادامي كه عمل به اتمام نرسيده است هريك ازطرفين مي توانندرجوع كنندولي اگرجاعل دراثناءعمل رجوع نمايد بايداجرت المثل عمل عامل رابدهد.
ماده 566 - هرگاه درجعاله عمل داراي اجزاءمتعددبوده وهريك ازاجزاء مقصودبالاصاله جاعل بوده باشدوجعاله فسخ گرددعامل ازاجرت المسمي به نسبت عملي كرده است مستحق خواهدبوداعم ازاينكه فسخ ازطرف جاعل باشديا ازطرف خودعامل .
ماده 567 - عامل وقتي مستحق جعل مي گرددكه متعلق جعاله راتسليم كرده ياانجام داده باشد.
ماده 568 - اگرعاملين متعددبه شركت هم عمل راانجام دهندهريك به نسبت مقدارعمل خودمستحق جعل مي گردد.
ماده 569 - مالي كه جعاله براي آن واقع شده است ازوقتي كه بدست عامل مي رسدتابه جاعل ردكنددردست اوامانت است .
ماده 570 - جعاله برعمل نامشروع ويابرعمل غيرعقلائي باطل است .
فصل هشتم - درشركت
مبحث اول - دراحكام شركت
ماده 571 - شركت عبارت است ازاجتماع حقوق مالكين متعدددرشيئي واحدبنحواشاعه .
ماده 572 - شركت اختياري است ياقهري .
ماده 573 - شركت اختياري يادرنتيجه عقدي ازعقودحاصل مي شوديادر نتيجه عمل شركاءازقبيل مزاج اختياري ياقبول مالي مشاعادرازاءعمل چندنفر ونحواينها.
ماده 574 - شركت قهري اجتماع حقوق مالكين است كه درنتيجه امتزاج يا ارث حاصل مي شود.
ماده 575 - هريك ازشركاءبه نسبت سهم خوددرنفع وضررسهيم مي باشدمگر اينكه براي يك ياچندنفرازآنهادرمقابل عملي سهم زيادتري منظورشده باشد. ماده 576 - طرزاداره كردن اموال مشترك تابع شرايط مقرره بين شركاء خواهدبود.
ماده 577 - شريكي كه درضمن عقدبه اداره كردن اموال مشترك ماذون شده است مي تواندهرعملي راكه لازمه اداره كردن است انجام دهدوبه هيچوجه مسئول خسارات حاصله ازاعمال خودنخواهدبودمگردرصورت تفريط ياتعدي .
ماده 578 - شركاءهمه وقت مي توانندازاذن خودرجوع كنندمگراينكه اذن درضمن عقدلازم داده شده باشدكه دراين صورت مادام كه شركت باقي است حق رجوع ندارند.
ماده 579 - اگراداره كردن شركت بعهده شركاءمتعددباشدبنحوي كه هر يك بطوراستقلال ماذون دراقدام باشدهريك ازآنهامي توانندمنفردابه اعمالي كه براي اداره كردن لازم است اقدام كند.
ماده 580 - اگربين شركاءمقررشده باشدكه يكي ازمديران نمي تواندبدون ديگري اقدام كندمديري كه به تنهائي اقدام كرده باشددرصورت عدم امضاء شركاءديگردرمقابل شركاءضامن خواهدبوداگرچه ماذونين ديگرامكان فعلي براي مداخله درامراداره كردن موجودنبوده باشد.
ماده 581 - تصرفات هريك ازشركاءدرصورتي كه بدون اذن ياخارج ازحدود اذن باشدفضولي بوده وتابع مقررات معاملات فضولي خواهدبود.
ماده 582 - شريكي كه بدون اذن يادرخارج ازحدوداذن تصرف دراموال شركت نمايدضامن است .
ماده 583 - هريك ازشركاءمي تواندبدون رضايت شركاءديگرسهم خودرا جزءياكلابه شخص ثالثي منتقل كند.
ماده 584 - شريكي كه مال الشركه دريداوست درحكم امين است وضامن تلف ونقص آن نمي شودمگردرصورت تفريط ياتعدي .
ماده 585 - شريك غيرماذون درمقابل اشخاصي كه باآنهامعامله كرده مسئول بوده وطلبكاران فقط حق رجوع به اودارند.
ماده 586 - اگربراي شركت درضمن عقدلازمي مدت معين نشده باشدهريك از شركاءهروقت كه بخواهدمي تواندرجوع كند.
ماده 587 - شركت به يكي ازطرق ذيل مرتفع مي شود -
1)درصورت تقسيم .
2)درصورت تلف شدن تمام مال شركت .
ماده 588 - درمواردذيل شركاءماذون درتصرف اموال مشتركه نمي باشند -
1)درصورت انقضاءمدت ماذونيت يارجوع ازآن درصورت امكان رجوع .
2)درصورت فوت يامحجورشدن يكي ازشركاء
مبحث دوم - درتقسيم اموال شركت
ماده 589 - هرشريك المال مي تواندهروقت بخواهدتقاضاي تقسيم مال مشترك رابنمايدمگردرمواردي كه تقسيم به موجب اين قانون ممنوع ياشركاء به وجه ملزمي ملتزم برعدم تقسيم شده باشند.
ماده 590 - درصورتي كه شركاءبيش ازدونفرباشندممكن است تقسيم فقط به نسبت سهم يك ياچندنفرازآنهابعمل آيدوسهام ديگران به اشاعه باقي بماند.
ماده 591 - هرگاه تمام شركاءبه تقسيم مال مشترك راضي باشندتقسيم به نحوي كه شركاءتراضي نمايندبعمل مي آيدودرصورت عدم توافق بين شركاءحاكم اجباربه تقسيم مي كندمشروط براينكه تقسيم مشتمل برضررنباشدكه دراين صورت اجبارجائزنيست وتقسيم بايدبه تراضي باشد.
ماده 592 - هرگاه تقسيم براي بعضي ازشركاءمضروبراي بعض ديگربي ضرر باشددرصورتي كه تقاضاازطرف متضررباشدطرف ديگراجبارمي شودواگر برعكس تقاضاازطرف غيرمتضرربشودشريك متضرراجباربرتقسيم نمي شود.
ماده 593 - ضرري كه مانع ازتقسيم مي شودعبارت است ازنقصان فاحش قيمت به مقداري كه عادتاقابل مسامحه نباشد.
ماده 594 - هرگاه قنات مشترك ياامثال آن خرابي پيداكرده ومحتاج به تنقيه ياتعميرشودويك ياچندنفرازشركاءبرضررشركاء ديگرازشركت در تنقيه ياتعميرامتناع نمايندشريك ياشركاءمتضررمي توانندبه حاكم رجوع نماينددراين صورت اگرملك قابل تقسيم نباشدحاكم مي تواندبراي قلع ماده نزاع ودفع ضررشريك ممتنع رابه اقتضاي موقع به شركت درتنقيه ياتعميريا اجاره يابيع سهم خوداجباركند.
ماده 595 - هرگاه تقسيم متضمن افتادن تمام مال مشترك ياحصه يك ياچند نفرازشركاءازماليت باشدتقسيم ممنوع است اگرچه شركاءتراضي نمايند.
ماده 596 - درصورتي كه اموال مشترك متعددباشدقسمت اجباري دربعضي ازآنهاملازم باتقسيم باقي اموال نيست .
ماده 597 - تقسيم ملك ازوقف جايزاست ولي تقسيم مال موقوفه بين موقوف عليهم جايزنيست .
ماده 598 - ترتيب تقسيم آنست كه اگرمال مشترك مثلي باشدبه نسبت سهام شركاء افراز مي شود و اگرقيمتي باشدبرحسب قيمت تعديل مي شودوبعداز افرازياتعديل درصورت عدم تراضي بين شركاءحصص آنهابه قرعه معين مي گردد.
ماده 599 - تقسيم بعدازآنكه صحيحاواقع شدلازم است وهيچيك ازشركاء نمي تواندبدون رضاي ديگران ازآن رجوع كند.
ماده 600 - هرگاه درحصه يك ياچندنفرازشركاءعيبي ظاهرشودكه درحين تقسيم عالم به آن نبوده شريك ياشركاءمزبورحق دارندتقسيم رابه هم بزنند.
ماده 601 - هرگاه بعدازتقسيم معلوم شودكه قسمت به غلط واقع شده است تقسيم باطل مي شود.
ماده 602 - هرگاه بعدازتقسيم معلوم شودكه مقدارمعيني ازاموال تقسيم شده مال غيربوده است درصورتي كه مال غيردرتمام حصص مفروزابه تساوي باشد تقسيم صحيح والاباطل است .
ماده 603 - ممرومجراي هرقسمتي كه ازمتعلقات آنست بعدازتقسيم مخصوص همان قسمت مي شود.
ماده 604 - كسي كه درملك ديگري حق ارتفاق داردنمي تواندمانع ازتقسيم آن ملك بشودولي بعدازتقسيم حق مزبوربحال خودباقي مي ماند.
ماده 605 - هرگاه حصه بعضي ازشركاءمجراي آب يامحل عبورحصه شريك ديگرباشدبعدازتقسيم حق مجري ياعبورساقط نمي شودمگراينكه سقوط آن شرط شده باشدوهمچنين است سايرحقوق ارتفاقي .
ماده 606 - هرگاه تركه ميت قبل ازاداءديون تقسيم شودويابعدازتقسيم معلوم شودكه برميت ديني بوده است طلبكاربايدبهريك ازوراث به نسبت سهم اورجوع كندواگريك چندنفرازوارث معسرشده باشدطلبكارمي تواندبراي سهم معسريامعسرين نيزبه وارث ديگررجوع نمايد.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:25 ب.ظ
 
ارسال: #15
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
فصل نهم - دروديعه
مبجث اول - دركليات
ماده 607 - وديعه عقدي است كه بموجب آن يك نفرمال خودرابه ديگري مي سپاردبراي آنكه آن رامجانانگاهدارد.وديعه گذارمودع ووديعه گيررا مستودع ياامين مي گويند.
ماده 608 - دروديعه قبول امين لازم است اگرچه به فعل باشد.
ماده 609 - كسي مي تواندمالي رابه وديعه گذاردكه مالك ياقائم مقام مالك باشدوياازطرف مالك صراحتاياضمنامجازباشد.
ماده 610 - دروديعه طرفين بايداهليت براي معامله داشته باشندواگر كسي مالي راازكسي ديگركه براي معامله اهليت نداردبعنوان وديعه قبول كند بايدآن رابه ولي اوردنمايدواگردريداوناقص ياتلف شودضامن است .
ماده 611 - وديعه عقدي است جائز.
مبحث دوم - درتعهدات امين
ماده 612 - امين بايدمال وديعه رابطوري كه مالك مقررنموده حفظ كند واگرترتيبي تعيين نشده باشدآن رابطوري كه نسبت به آن مال متعارف حفظ كند والاضامن است .
ماده 613 - هرگاه مالك براي حفاظت مال وديعه ترتيبي مقررنموده باشد وامين ازبراي حفظ مال تغييرآن ترتيب رالازم بداندمي تواندتغييردهدمگر اينكه مالك صريحانهي ازتغييركرده باشدكه دراين صورت ضامن است .
ماده 614 - امين ضامن تلف يانقصان مالي كه به اوسپرده شده است نمي باشدمگردرصورت تعدي ياتفريط .
ماده 615 - امين درمقام حفظ،مسئول وقايعي نمي باشدكه دفع آن ازاقتدار اوخارج است .
ماده 616 - هرگاه ردمال وديعه مطالبه شودوامين ازردآن امتناع كنداز تاريخ امتناع احكام امين به اومترتب نشده وضامن تلف وهرنقص ياعيبي است كه درمال وديعه حادث شوداگرچه آن عيب يانقص مستندبه فعل اونباشد.
ماده 617 - امين نمي تواندغيرازجهت حفاظت تصرفي دروديعه كنديابه نحوي ازانحاءازآن منتفع گرددمگربااجازه صريح ياضمني امانت گذاروالا ضامن است .
ماده 618 - اگرمال وديعه درجعبه سربسته ياپاكت مختوم به امين سپرده شده باشدحق نداردآن رابازكندوالاضامن است .
ماده 619 - امين بايدعين مالي راكه دريافت كرده است ردنمايد.
ماده 620 - امين بايدمال وديعه رابه همان حالي كه موقع پس دادن موجود است مستردداردونسبت به نواقصي كه درآن حاصل شده ومربوط بعمل امين نباشد ضامن نيست .
ماده 621 - اگرمال وديعه قهراازامين گرفته شودومشاراليه قيمت يا چيزديگري بجاي آن اخذكرده باشدبايدآنچه راكه درعوض گرفته است به امانت گذارمجبوربه قبول آن نبوده وحق داردمستقيمابه قاهررجوع كند.
ماده 622 - اگروارث امين مال وديعه راتلف كندبايدازعهده مثل يا قيمت آن برآيداگرچه عالم به وديعه بودن مال نبوده باشد.
ماده 623 - منافع حاصله ازوديعه مال مالك است .
ماده 624 - امين بايدمال وديعه رافقط به كسي كه آن راازاودريافت كرده است ياقائم مقام قانوني اويابه كسي كه ماذون دراخذمي باشدمسترد داردواگربواسطه ضرورتي بخواهدآن راردكندوبه كسي كه حق اخذدارددسترس نداشته باشدبايدبه حاكم ردنمايد.
ماده 625 - هرگاه مستحق للغيربودن مال وديعه محقق گرددبايدامين آن را به مالك حقيقي ردكندواگرمالك معلوم نباشدتابع احكام اموال مجهول المالك است .
ماده 626 - اگركسي مال خودرابه وديعه گذاردوديعه به فوت امانت گذار باطل وامين وديعه رانمي تواندردكندمگربه وارث او.
ماده 627 - درصورت تعددوراث وعدم توافق بين آنهامال وديعه بايدبه حاكم ردشود.
ماده 628 - اگردراحوال شخص امانت گذارتغييري حاصل گرددمثلااگر امانت گذارمحجورشودعقدوديعه منفسخ ووديعه رانمي توان مستردنمودمگربه كسي كه حق اداره كردن اموال محجوررادارد.
ماده 629 - اگرمال محجوري به وديعه گذارده شده باشدآن مال بايدپس از رفع سمت مزبوربه مالك آن ردشودمگراينكه ازمالك رفع حجرنشده باشدكه در اين صورت به قيم ياولي بعدي مستردمي گردد.
ماده 630 - اگركسي مالي رابه سمت قيمومت ياولايت وديعه گذاردآن مال بايدپس ازرفع سمت مزبوربه مالك آن ردشودمگراينكه ازمالك رفع حجر نشده باشدكه دراين صورت به قيم ياولي بعدي مستردمي گردد.
ماده 631 - هرگاه كسي مال غيراربعنواني غيرازمستودع متصرف باشدو مقررات اين قانون اورانسبت به آن مال امين قرارداده باشدمثل مستودع است بنابراين مستاجرنسبت به عين مستاجره قيم ياولي نسبت به مال صغيريامولي عليه وامثال آنهاضامن نمي باشدمگردرصورت تفريط ياتعدي ودرصورت استحقاق مالك به استردادازتاريخ مطالبه اووامتناع متصرف باامكان رد متصرف مسئول تلف وهرنقص ياعيبي خواهدبوداگرچه مستندبه فعل اونباشد.
ماده 632 - كاروانسراداروصاحب مهمانخانه وحمامي وامثال آنها نسبت به اشياءواسباب ياالبسه واردين وقتي مسئول مي باشدكه اشياءو اسباب ياالبسه نزدآنهاايداع شده باشدويااينكه برطبق عرف بلددرحكم ايداع باشد.
مبحث سوم - درتعهدات امانت گذار
ماده 633 - امانت گذاربايدمخارجي راكه امانت داربراي حفظ مال وديعه كرده است به اوبدهد.
ماده 634 - هرگاه ردمال مستلزم مخارجي باشدبرعهده امانت گذاراست .
فصل دهم - درعاريه
ماده 635 - عاريه عقدي است كه بموجب آن احدطرفين بطرف ديگراجازه مي دهدكه ازعين مال اومجانامنتفع شود.
عاريه دهنده رامعيروعاريه گيرنده رامستعيرگويند.
ماده 636 - عاريه دهنده علاوه براهليت بايدمالك منفعت مالي باشدكه عاريه مي دهداگرچه مالك عين نباشد.
ماده 637 - هرچيزيكه بتوان بابقاءاصلش ازآن منتفع شدمي تواندموضوع عقدعاريه گردد.منفعتي كه مقصودازعاريه است منفعتي است كه مشروع وعقلائي باشد.
ماده 638 - عاريه عقدي است جائزوبموت هريك ازطرفين منفسخ مي شود.
ماده 639 - هرگاه مال عاريه داراي عيوبي باشدكه براي مستعيرتوليد خسارتي كندمعيرمسئول خسارت وارده نخواهدبودمگراينكه عرفامسبب محسوب شود.
همين حكم درموردمودع وموجروامثال آنهانيزجاري مي شود.
ماده 640 - مستعيرضامن تلف يانقصان مال عاريه نمي باشدمگردرصورت تفريط ياتعدي .
ماده 641 - مستعيرمسئول منقصت ناشي ازاستعمال مال عاريه نيست مگر اينكه درغيرمورداذن استعمال نموده باشدواگرعاريه مطلق بوده برخلاف متعارف استفاده كرده باشد.
ماده 642 - اگربرمستعيرشرط ضمان شده باشدمسئول هركسرونقصاني خواهدبوداگرچه مربوط بعمل اونباشد.
ماده 643 - اگربرمستعيرشرط ضمان منقصت ناشي ازصرف استعمال نيز شده باشدضامن اين منقصت خواهدبود.
ماده 644 - درعاريه طلاونقره اعم ازمسكوك وغيرمسكوك مستعيرضامن است هرچندشرط ضمان نشده وتفريط ياتعدي هم نكرده باشد.
ماده 645 - درردعاريه بايدمفادمواد624و626تا630رعايت شود.
ماده 646 - مخارج لازمه براي انتفاع ازمال عاريه برعهده مستعيراست و مخارج نگاهداري آن تابع عرف وعادت است مگراينكه شرط خاصي شده باشد.
ماده 647 - مستعيرنمي تواندمال عاريه رابه هيچ نحوي به تصرف غيردهد مگربه اذن معير.
فصل يازدهم - درقرض
ماده 648 - قرض عقدي است كه بموجب آن احدطرفين مقدارمعيني ازمال خودرابطرف ديگرتمليك مي كندكه طرف مزبورمثل آن راازحيث مقداروجنس ووصف ردنمايدودرصورت تعذرردمثل قيمت يوم الردرابدهد.
ماده 649 - اگرمالي كه موضوع قرض است بعدازتسليم تلف ياناقص شود ازمال مقترض است .
ماده 650 - مقترض بايدمثل مالي راكه قرض كرده است ردكنداگرچه قيمتاترقي ياتنزل كرده باشد.
ماده 651 - اگربراي اداءقرض به وجه ملزمي اجلي معين شده باشدمقترض نمي تواندقبل ازانقضاءمدت طلب خودرامطالبه كند.
ماده 652 - درموقع مطالبه حاكم مطابق اوضاع واحوال براي مقترض مهلت يااقساطي قرارمي دهد.
ماده 653 - حذف شد.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
فصل دوازدهم - درقماروگروبندي
ماده 654 - قماروگروبندي باطل ودعاوي راجعه به آن مسموع نخواهدبود. همين حكم درموردكليه تعهداتي كه ازمعاملات نامشروع توليدشده باشدجاري است .
ماده 655 - دردوانيدن حيوانات سواري وهمچنين درتيراندازي و شمشيرزني گروبندي جائزومفادماده قبل درموردآنهارعايت نمي شود.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
فصل سيزدهم - دروكالت
مبحث اول - دركليات
ماده 656 - وكالت عقدي است كه بموجب آن يكي ازطرفين طرف ديگررا براي انجام امري نايب خودمي نمايد.
ماده 567 - تحقق وكالت منوط به قبول وكيل است .
ماده 568 - وكالت ايجاباوقبولابهرلفظ يافعلي كه دلالت برآن كند واقع مي شود.
ماده 659 - وكالت ممكن است مجاني باشديابااجرت .
ماده 660 - وكالت ممكن است بطورمطلق وبراي تمام امورموكل باشديا مقيدوبراي امرياامورخاصي .
ماده 661 - درصورتي كه وكالت مطلق باشدفقط مربوط به اداره كردن اموال موكل خواهدبود.
ماده 662 - وكالت بايددرامري داده شودكه خودموكل بتواندآن رابجا آوردوكيل هم بايدكسي باشدكه براي انجام آن امراهليت داشته باشد.
ماده 663 - وكيل نمي تواندعملي راكه ازحدودوكالت اوخارج است انجام دهد.
ماده 664 - وكيل درمحاكمه وكيل درقبض حق نيست مگراينكه قرائن دلالت برآن نمايدوهمچنين وكيل دراخذحق وكيل درمرافعه نخواهدبود.
ماده 665 - وكالت دربيع وكالت درقبض ثمن نيست مگراينكه قرينه قطعي دلالت برآن كند.
مبحث دوم - درتعهدات وكيل
ماده 666 - هرگاه ازتقصيروكيل خسارتي به موكل متوجه شودكه عرفاوكيل مسبب آن محسوب مي گرددمسئول خواهدبود.
ماده 667 - وكيل بايددرتصرفات واقدامات خودمصلحت موكل را مراعات نمايدوازآنچه كه موكل بالصراحه به اواختيارداده يابرحسب قرائن وعرف وعادت داخل اختياراوست تجاوزنكند.
ماده 668 - وكيل بايدحساب مدت وكالت خودرابه موكل بدهدوآنچه راكه بجاي اودريافت كرده است به اوردكند.
ماده 669 - هرگاه براي انجام امردوياچندنفروكيل معين شده باشد هيچيك ازآنهانمي تواندبدون ديگري ياديگران دخالت درآن بنمايدمگراين كه هريك مستقلاوكالت داشته باشددراين صورت هركدام مي تواندبه تنهائي آن امررابجاآورد.
ماده 670 - درصورتي كه دونفربنحواجتماع وكيل باشندبموت يكي ازآنها وكالت ديگري باطل مي شود.
ماده 671 - وكالت درهرامرمستلزم وكالت درلوازم ومقدمات آن نيز هست مگراينكه تصريح بعدم وكالت باشد.
ماده 672 - وكيل درامري نمي تواندبراي آن امربه ديگري وكالت دهدمگر هست مگراينكه صريحايابه دلالت قرائن وكيل درتوكيل باشد.
ماده 673 - اگروكيل كه وكالت درتوكيل نداشته انجام امري راكه درآن وكالت داردبه شخص ثالثي واگذاركندهريك ازوكيل وشخص ثالث درمقابل موكل نسبت به خساراتي كه مسبب محسوب مي شودمسئول خواهدبود.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:25 ب.ظ
 
ارسال: #16
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مبحث سوم - درتعهدات موكل
ماده 674 - موكل بايدتمام تعهداتي راكه وكيل درحدودوكالت خودكرده است ،انجام دهد.
درموردآنچه كه درخارج ازحدودوكالت انجام داده شده است موكل هيچ گونه تعهدنخواهدداشت مگراينكه اعمال فضولي وكيل راصراحتاياضمنااجازه كند.
ماده 675 - موكل بايدتمام مخارجي راكه وكيل براي انجام وكالت خود نموده است وهمچنين اجرت وكيل رابدهدمگراينكه درعقدوكالت طورديگر مقررشده باشد.
ماده 676 - حق الوكاله وكيل تابع قراردادبين طرفين خواهدبودواگر نسبت به حق الوكاله يامقدارآن قراردادنباشدتابع عرف وعادت است اگر عادت مملمي نباشدوكيل مستحق اجرت المثل است .
ماده 677 - گردروكالت مجاني يابااجرت بودن آن تصريح نشده باشد محمول براين است كه بااجرت باشد.
مبحث چهارم - درطرق مختلفه انقضاءوكالت
ماده 678 - وكالت بطريق ذيل مرتفع مي شود -
1)به عزل موكل .
2)به استعفاي وكيل
3)به موت يابه جنون وكيل ياموكل .
ماده 679 - موكل مي تواندهروقت بخواهدوكيل راعزل كندمگراينكه وكالت وكيل باعدم عزل درضمن عقدلازمي شرط شده باشد.
ماده 680 - تمام اموري كه وكيل تاقبل ازرسيدن خبرعزل به اودرحدد وكالت خودبنمايدنسبت به موكل نافذاست .
ماده 681 - بعدازاينكه وكيل استعفادادمادامي كه معلوم است موكل به اذن خودباقي است مي توانددرآنچه وكالت داشته اقدام كند.
ماده 682 - محجوريت موكل موجب بطلان وكالت مي شودمگردراموري كه حجرمانع ازاقدام درآن نباشد.
ماده 683 - هرگاه متعلق وكالت ازبين برودياموكل عملي راكه مورد وكالت است خودانجام دهديابطوركلي عملي كه منافي باوكالت وكيل باشدبجا آورده مثل اينكه مالي راكه براي فروش آن وكالت داده بودخودبفروشدوكالت منفسخ مي شود.
فصل چهاردهم - درضمان عقدي
مبحث اول - دركليات
ماده 684 - عقدضمان عبارت است ازاينكه شخصي مالي راكه برذمه ديگري است بعهده بگيرد.
متعهدراضامن طرف ديگررامضمون له وشخص ثالث رامضمون عنه يامديون اصلي مي گويند.
ماده 685 - درضمان رضاي مديون اصلي شرط نيست .
ماده 686 - ضامن بايدبراي معامله اهليت داشته باشد.
ماده 687 - ضامن شدن ازمحجوروميت صحيح است .
ماده 688 - ممكن است ازضامن ضمانت كرد.
ماده 689 - هرگاه چندنفرضامن شخصي شوندضمانت هركدام كه مضمون له قبول كندصحيح است .
ماده 690 - درضمان شرط نيست كه ضامن مال دارباشدليكن اگرمضمون له در وقت ضمان به عدم تمكن ضامن جاهل بوده باشدمي تواندعقدضمان رافسخ كندولي اگرضامن بعدازعقدغيرملي شودمضمون له خياري نخواهدداشت .
ماده 691 - ضمان ديني كه هنوزسبب آن ايجادنشده است ،باطل است .
ماده 692 - دردين حال ممكن است ضامن براي تاديه آن اجلي معين كندو همچنين مي توانددردين موجل تعهدپرداخت فوري آن رابنمايد.
ماده 693 - مضمون له مي توانددرعقدضمان ازضامن مطالبه رهن كنداگرچه دين اصلي رهني نباشد.
ماده 694 - علم ضامن به مقدارواوصاف وشرايط ديني كه ضمانت آن را مي نمايدشرط نيست بنابراين اگركسي ضامن دين شخص بشودبدون اينكه بداند آن دين چه مقداراست ضمان صحيح است ليكن ضمانت يكي ازچنددين بنحوترديد باطل است .
ماده 695 - معرفت تفصيلي ضامن به شخص مضمون له يامضمون عنه لازم نيست
ماده 696 - هرديني راممكن است ضمانت اگرچه شرط فسخي درآن موجود باشد.
ماده 697 - ضمان عهده ازمشتري يابايع نسبت به درك مبيع ياثمن در صورت مستحق للغيردرآمدن جايزاست .
مبحث دوم - دراثرضمان بين ضامن ومضمون له
ماده 698 - بعدازاينكه ضمان بطورصحيح واقع شده ذمه مضمون عنه بري و ذمه ضامن به مضمون له مشغول مي شود.
ماده 699 - تعليق درضمان مثل اينكه ضامن قيدكندكه اگرمديون ندادمن ضامنم باطل است ولي التزام به تاديه ممكن است معلق باشد.
ماده 700 - تعليق ضمان به شرط صحت آن مثل اينكه ضامن قيدكندكه اگر مضمون عنه مديون باشدمن ضامنم موجب بطلان آن نمي شود.
ماده 701 - ضمان عقدي است لازم وضامن يامضمون له نمي توانندآن رافسخ كنندمگردرصورت اعسارضامن بطوري كه درماده 690مقرراست يادرصورت بودن حق فسخ نسبت بدين مضمون له ويادرصورت تخلف ازمقررات عقد.
ماده 702 - هرگاه ضمان مدت داشته باشدمضمون له نمي تواندقبل از انقضاءمدت مطالبه طلب خودراازضامن كنداگرچه دين حال باشد.
ماده 703 - درضمان حال مضمون له حق مطالبه طلب خودرادارداگرچه دين موجل باشد.
ماده 704 - ضمان مطلق محمول به حال است مگرآنكه به قرائن معلوم شودكه موجل بوده است .
ماده 705 - ضمان موجل به فوت ضامن حال مي شود.
ماده 706 - حذف شد( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 707 - اگرمضمون له ذمه مضمون عنه رابري كندضامن بري نمي شودمگر اينكه مقصودابراءازاصل دين باشد.
ماده 708 - كسي كه ضامن درك مبيع است درصورت فسخ بيع به سبب اقاله يا خيارازضمان بري مي شود.
مبحث سوم - دراثرضمان بين ضامن ومضمون عنه
ماده 709 - ضامن حق رجوع به مضمون عنه نداردمگربعدازاداءدين ولي مي توانددرصورتي كه مضمون عنه ملتزم شده باشدكه درمدت معيني برائت اورا تحصيل نمايدومدت مزبورهم منقضي شده باشدرجوع كند.
ماده 710 - اگرضامن بارضايت مضمون له حواله كندبه كسي كه دين رابدهد وآن شخص قبول نمايدمثل آن است كه دين رااداكرده است وحق رجوع به مضمون عنه داردوهمچنين است حواله مضمون له بعهده ضامن .
ماده 711 - اگرضامن دين راتاديه كندومضمون عنه آن راثانيابپردازد ضامن حق رجوع به مضمون له نخواهدداشت وبايدبه مضمون عنه مراجعه كندومضمون عنه مي تواندازمضمون له آنچه راكه گرفته است مسترددارد.
ماده 712 - هرگاه مضمون له فوت شودوضامن وارث اوباشدحق رجوع به مضمون عنه دارد.
ماده 713 - اگرضامن به مضمون له كمترازدين داده باشدزياده برآنچه داده نمي تواندازمديون مطالبه كنداگرچه دين راصلح به كمتركرده باشد.
ماده 714 - اگرضامن زيادترازدين به داين بدهدحق رجوع به زياده ندارد مگردرصورتي به اذن مضمون عنه داده باشد.
ماده 715 - هرگاه دين مدت داشته وضامن قبل ازموعدآن رابدهدمادام كه دين حال نشده است نمي تواندازمديون مطالبه كند.
ماده 716 - درصورتي كه دين حال باشدهروقت ضامن اداكندمي تواندرجوع به مضمون عنه نمايدهرچندضمان مدت داشته وموعدآن نرسيده باشدمگرآنكه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده باشد.
ماده 717 - هرگاه مضمون عنه دين رااداكندضامن بري مي شودهرچندضامن به مضمون عنه اذن درادانداده باشد.
ماده 718 - هرگاه مضمون له ضامن راازدين ابراءكندضامن ومضمون عنه هر دوبري مي شوند.
ماده 719 - هرگاه مضمون له ضامن راابراءياديگري مجانادين رابدهد ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.
ماده 720 - ضامني كه به قصدتبرع ضمانت كرده باشدحق رجوع به مضمون عنه ندارد.
مبحث چهارم - دراثرضمان بين ضامنين
ماده 721 - هرگاه اشخاص متعددازيك شخص وبراي يك قرض بنحوتسهيم ضمانت كرده باشندمضمون له بهريك ازآنهافقط بقدرسهم اوحق رجوع داردو اگريكي ازضامنين تمام قرض راتاديه نمايدبهريك ازضامنين ديگركه اذن تاديه داده باشدمي تواندبقدرسهم اورجوع كند.
ماده 722 - ضامن حق رجوع به مديون اصلي نداردوبايدبه مضمون عنه خود رجوع كندوبه همين طريق هرضامني به مضمون عنه خودرجوع كندتابه مديون اصلي برسد.
ماده 723 - ممكن است كسي درضمن عقدلازمي به تاديه دين ديگري ملتزم شود دراين صورت تعليق به التزام مبطل نيست مثل اينكه كسي التزام خودرابه تاديه دين مديون معلق به عدم تاديه اونمايد.
فصل پانزدهم - درحواله
ماده 724 - حواله عقدي است كه بموجب آن طلب شخصي ازذمه مديون به ذمه شخص ثالثي منتقل مي گردد.
مديون رامحيل ،طلبكاررامحتال ،شخص ثالث رامحال عليه مي گويند.
ماده 725 - حواله محقق نمي شودمگربارضاي محتال وقبول محال عليه .
ماده 726 - براي صحت حواله لازم نيست كه محال عليه مديون به محيل باشد دراين صورت محال عليه پس ازقبولي درحكم ضامن است .
ماده 728 - درصحت حواله ملائت محال عليه شرط نيست .
ماده 729 - هرگاه دقت حواله محال عليه معسربوده ومحتال جاهل به اعسار اوباشدمحتال مي تواندحواله رافسخ وبه محيل رجوع كند.
ماده 730 - پس ازتحقيق حواله ذمه محيل ازديني كه حواله داده بري وذمه محال عليه مشغول مي شود.
ماده 731 - درصورتي كه محال عليه مديون محيل نبوده بعدازاداءوجه حواله مي تواندبه همان مقداري كه پرداخته است رجوع به محيل نمايد.
ماده 732 - حواله عقدي است لازم وهيچيك ازمحيل ومحتال ومحال عليه نمي تواندآن رافسخ كندمگردرموردماده 729ويادرصورتي كه خيارفسخ شرط شده باشد.
ماده 733 - اگردربيع بايع حواله داده باشدكه مشتري ثمن رابه شخصي بدهد يامشتري حواله داده باشدكه بايع ثمن راازكسي بگيردوبعدبطلان بيع معلوم گرددحواله باطل مي شودواگرمحتال ثمن راخذكرده باشدبايدمستردداردولي اگربيع بواسطه فسخ يااقاله منفسخ شودحواله باطل نبوده ليكن محال عليه بري وبايع يامشتري مي تواندبه يكديگررجوع كند.
مفاداين ماده درموردسايرتعهدات نيزجاري خواهدبود.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:25 ب.ظ
 
ارسال: #17
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
فصل شانزدهم - دركفالت
ماده 734 - كفالت عقدي است كه بموجب آن احدطرفين درمقابل طرف ديگر احضارشخص ثالثي راتعهدمي كند.
متعهدراكفيل ،شخص ثالث رامكفول وطرف ديگررامكفول له مي گويند.
ماده 735 - كفالت به رضاي كفيل ومكفول له واقع مي شود.
ماده 736 - درصحت كفالت علم كفيل به ثبوت حقي برعهده مكفول شرط نيست بلكه دعوي حق ازطرف مكفول له كافي است اگرچه مكفول منكرآن باشد.
ماده 737 - كفالت ممكن است مطلق باشدياموقت ودرصورت موقت بودن بايدمدت آن معلوم باشد.
ماده 738 - ممكن است شخص ديگري كفيل ،كفيل شود.
ماده 739 - دركفالت مطلق مكفول له هروقت بخواهدمي توانداحضار مكفول راتقاضاكندولي دركفالت موقت قبل ازرسيدن موعدحق مطالبه ندارد.
ماده 740 - كفيل بايدمكفول رادرزمان ومكاني كه تعهدكرده است حاضر نمايدوالابايدازعهده حقي كه برعهده مكفول ثابت مي شودبرآيد.
ماده 741 - اگركفيل ملتزم شده باشدكه مالي درصورت عدم احضارمكفول بدهدبايدبه نحوي كه ملتزم شده است عمل كند.
ماده 742 - گردركفالت محل تسليم معين نشده باشدكفيل بايدمكفول رادر محل عقدتسليم كندمگراينكه عقدمنصرف به محل ديگرباشد.
ماده 743 - اگرمكفول غايب باشدبه كفيل مهلتي كه براي حاضركردن مكفول كافي باشدداده مي شود.
ماده 744 - اگركفيل مكفول رادرغيرزمان ومكان مقرريابرخلاف شرايطي كه كرده اندتسليم كندقبول آن برمكفول له لازم نيست ليكن اگرقبول كردكفيل بري مي شودوهمچنين اگرمكفول له برخلاف مقرربين طرفين تقاضاي تسليم نمايد كفيل ملزم به قبول نيست .
ماده 745 - هركس شخصي راازتحت اقتدارذيحق ياقائم مقام اوبدون رضاي اوخارج كنددرحكم كفيل است وبايدآن شخص راحاضركندوالابايدازعهده حقي كه براوثابت شودبرآيد.
ماده 746 - درمواردذيل كفيل بري مي شود -
1)درصورت حاضركردن مكفول به نحوي كه متعهدشده است .
2)درصورتي كه مكفول درموقع مقررشخصاحاضرشود.
3)درصورتي كه ذمه مكفول بنحوي ازانحاءازحقي كه مكفول له براودارد بري شود.
4)درصورتي كه مكفول له كفيل رابري نمايد.
5)درصورتي كه حق مكفول بنحوي ازانحاءبديگري منتقل شود.
6)درصورت فوت مكفول .
ماده 747 - هرگاه كفيل مكفول خودرامطابق شرايط مقرره حاضركندو مكفول له ازقبول اوامتناع نمايدكفيل بااشهاديامراجعه به حاكم ،بري مي شود ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 748 - فوت مكفول له موجب برائت كفيل نمي شود.
ماده 749 - هرگاه يك نفردرمقابل چندنفرازشخصي كفالت نمايدبه تسليم اوبه يكي ازآنهادرمقابل ديگري بري نمي شود.
ماده 750 - درصورتي كه شخصي كفيل ،كفيل باشدوديگري كفيل اووهكذاهر كفيل بايدمكفول خودراحاضركندوهركدام ازآنهاكه مكفول اصلي راحاضركرد اووسايرين بري مي شوندوهركدام كه به يكي ازجهات مزبوردرماده 746بري شد كفيل هاي مابعداوهم بري مي شوند.
ماده 751 - هرگاه كفالت به اذن مكفول بوده وكفيل باعدم تمكن ازاحضار حقي راكه به عهده اواست ادانمايدويابه اذن اواداي حق كندمي تواندبه مكفول رجوع كرده آنچه راكه داده اخذكندواگرهيچيك به اذن مكفول نباشدحق رجوع نخواهدداشت .
فصل هفدهم - درصلح
ماده 752 - صلح ممكن است يادرموردرفع تنازع موجودوياجلوگيري از تنازع احتمالي درموردمعامله وغيرآن واقع شود.
ماده 753 - براي صحت صلح طرفين بايداهليت معامله وتصرف درمورد صلح داشته باشند.
ماده 754 - هرصلح نافذاست جزصلح برامري كه غيرمشروع باشد.
ماده 755 - صلح باانكاردعوي نيزجائزاست بنابراين درخواست صلح اقرارمحسوب نمي شود.
ماده 756 - حقوق خصوصي كه ازجرم توليدمي شودممكن است موردصلح واقع شود.
ماده 757 - صلح برعوض نيزجائزاست .
ماده 758 - صلح درمقام معاملات هرچندنتيجه معامله راكه بجاي آن واقع شده است مي دهدليكن شرائط واحكام خاصه آن معامله رانداردبنابراين اگر موردصلح عين باشددرمقابل عوض نتيجه آن همان نتيجه بيع خواهدبودبدون اين كه شرايط واحكام خاصه بيع درآن مجري شود.
ماده 759 - حق شفعه درصلح نيست هرچنددرمقام بيع باشد.
ماده 760 - صلح عقدلازمست اگرچه درمقام عقودجائزه واقع شده باشدوبر هم نمي خوردمگردرمواردفسخ به خياريااقاله .
ماده 761 - صلحي كه درموردتنازع يامبني به تسامح باشدقاطع بين طرفين است وهيچيك نمي تواندآن رافسخ كنداگرچه به ادعاءغبن باشدمگردرصورت تخلف شرط يااشتراط خيار.
ماده 762 - اگردوطرف مصالحه ويادرموردصلح اشتباهي واقع شده باشد صلح باطل است .
ماده 763 - صلح به اكراه نافذنيست .
ماده 764 - تدليس درصلح موجب خيارفسخ است .
ماده 765 - صلح دعوي مبتني برمعامله باطله باطل است ولي صلح دعوي ناشي ازبطلان معامله صحيح است .
ماده 766 - اگرطرفين بطوركلي تمام دعاوي واقعيه وفرضيه خودرابه صلح خاتمه داده باشندكليه دعاوي داخل درصلح محسوب است اگرچه منشاءدعوي در حين صلح معلوم نباشدمگراينكه صلح به حسب قرائن شامل آن نگردد.
ماده 767 - اگربعدازصلح معلوم گرددكه موضوع صلح منتفي بوده است صلح باطل است .
ماده 768 - درعقدصلح ممكن است احدازطرفين درعوض مال الصحلي كه مي گيردمتعهدشودكه نفقه معيني همه ساله ياهمه ماهه تامدت معين تاديه كند اين تعهدممكن است به نفع طرفين مصالحه يابه نفع شخص يااشخاص ثالث واقع شود.
ماده 769 - درتعهدمذكوره درماده قبل به نفع هركس كه واقع شده باشد ممكن است شرط نمودكه بعدازفوت منتفع نفقه به وراث اوداده شود.
ماده 770 - صلحي كه برطبق دوماده فوق واقع مي شودبه ورشكستگي ياافلاس متعهدنفقه فسخ نمي شودمگراينكه شرط شده باشد.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:26 ب.ظ
 
ارسال: #18
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
فصل هجدهم - دررهن
ماده 771 - رهن عقدي است كه به موجب آن مديون مالي رابراي وثيقه به داين مي دهد.
رهن دهنده راراهن وطرف ديگررامرتهن مي گويند.
ماده 772 - مال مرهون بايدبه قبض مرتهن يابه تصرف كسي كه بين طرفين معين مي گرددداده شودولي استمرارقبض شرط صحت معامله نيست .
ماده 773 - هرمالي كه قابل نقل وانتقال قانوني نيست نمي تواندمورد رهن واقع شود.
ماده 774 - مال مرهون بايدعين معين باشدورهن دين ومنفعت باطل است .
ماده 775 - براي هرمالي كه درذمه باشدممكن است رهن داده شودولو عقدي كه موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد.
ماده 776 - ممكن است يك نفرمالي رادرمقابل دوياچنددين كه به دويا چندنفرداردرهن بدهددراين صورت مرتهنين بايدبه تراضي معين كنندكه رهن درتصرف چه كسي باشدوهمچنين ممكن است دونفريك مال رابه يك نفردرمقابل طلبي كه ازآنهاداردرهن بدهند.
ماده 777 - درضمن عقدرهن يابموجب عقدعليحده ممكن است راهن مرتهن راوكيل كندكه اگردرموعدمقررراهن قرض خودرااداءننموده مرتهن ازعين مرهونه ياقيمت آن طلب خودرااستيفاءكندونيزممكن است قراردهدوكالت مزبوربعدازفوت مرتهن باورثه اوباشدوبالاخره ممكن است كه وكالت به شخص ثالث داده شود.
ماده 778 - اگرشرط شده باشدكه مرتهن حق فروش عين مرهونه راندارد باطل است .
ماده 779 - هرگاه مرتهن براي فروش عين مرهونه وكالت نداشته باشدو راهن هم براي فروش آن واداءدين حاضرنگرددمرتهن به حاكم رجوع مي نمايدتا اجباربه بيع يااداءدين بنحوديگربكند.
ماده 780 - براي استيفاءطلب خودازقيمت رهن مرتهن برهرطلبكار ديگري رجحان خواهدداشت .
ماده 781 - اگرمال مرهون به قيمتي بيش ازطلب مرتهن فروخته شودمازاد مال مالك آن است واگربرعكس حاصل فروش كمترباشدمرتهن باسدبراي نقيصه به راهن رجوع كند.
ماده 782 - درموردقسمت اخيرماده قبل اگرراهن مفلس شده باشدمرتهن باغرماءشريك مي شود.
ماده 783 - اگرراهن مقداري ازدين رااداكندحق نداردمقداري ازرهن را مطالبه نمايدومرتهن مي تواندتمام آن راتاتاديه كامل دين نگاهداردمگر اينكه بين راهن ومرتهن ترتيب ديگري مقررشده باشد.
ماده 784 - تبديل رهن به مال ديگربه تراضي طرفين جائزاست .
ماده 785 - هرچيزي كه درعقدبيع بدون قيدصريح بعنوان متعلقات جزء مبيع محسوب مي شوددررهن نيزداخل خواهدبود.
ماده 786 - ثمره رهن وزيادتي كه ممكن است درآن حاصل شوددرصورتي كه متصل باشدجزءرهن خواهدبودودرصورتي كه منفصل باشدمتعلق به راهن است مگر اينكه ضمن عقدبين طرفين ترتيب ديگري مقررشده باشد.
ماده 787 - عقدرهن نسبت به مرتهن جايزونسبت به راهن لازم است وبنابر اين مرتهن مي تواندهروقت بخواهدآن رابرهم زندولي راهن نمي تواندقبل از اينكه دين خودراادانمايدويابنحوي ازانحاءقانوني ازآن بري شودرهن را مسترددارد.
ماده 788 - به موت راهن يامرتهن رهن منفسخ نمي شودولي درصورت فوت مرتهن راهن مي تواندتقاضانمايدكه رهن به تصرف شخص ثالثي كه به تراضي اوو ورثه معين مي شودداده شود.
درصورت عدم تراضي شخص مزبورازطرف حاكم معين مي شود.
ماده 789 - رهن دريدمرتهن امانت محسوب است وبنابراين مرتهن مسئول تلف ياناقص شدن آن نخواهدبودمگردرصورت تقصير.
ماده 790 - بعدازبرائت ذمه مديون رهن دريدمرتهن امانت است ليكن اگرباوجودمطالبه آن راردننمايدضامن آن خواهدبوداگرچه تقصيرنكرده باشد
ماده 791 - اگرعين مرهونه بواسطه عمل خودراهن ياشخص ديگري تلف شود بايدتلف كننده بدل آن رابدهدوبدل مزبوررهن خواهدبود.
ماده 792 - وكالت مذكوردرماده 777شامل بدل مزبوردرماده فوق نخواهد بود.
ماده 793 - راهن نمي توانددررهن تصرفي كندكه منافي حق مرتهن باشدمگر به اذن مرتهن .
ماده 794 - راهن مي توانددررهن تغييراتي بدهدياتصرفات ديگري كه براي رهن نافع باشدومنافي حقوق مرتهن هم نباشدبعمل آوردبدون اينكه مرتهن بتوانداورامنع كند،درصورت منع اجازه باحاكم است .
فصل نوزدهم - درهبه
ماده 795 - هبه عقدي است كه به موجب آن يك نفرمالي رامجانابه كس ديگري تمليك مي كندتمليك كننده واهب طرف ديگررامتهب ،مالي راكه مورد هبه است عين موهوبه مي گويند.
ماده 796 - واهب بايدبراي معامله وتصرف درمال خوداهليت داشته باشد.
ماده 797 - واهب بايدمالك مالي باشدكه هبه مي كند.
ماده 798 - هبه واقع نمي شودمگرباقبول وقبض متهب اعم ازاينكه مباشر قبض خودمتهب باشدياوكيل اووقبض بدون اذن واهب اثري ندارد.
ماده 799 - درهبه به صغيريامجنون ياسفيه قبض ولي معتبراست .
ماده 800 - درصورتي كه عين موهونه دريدمتهب باشدمحتاج به قبض نيست
ماده 801 - هبه ممكن است معوض باشدوبنابراين واهب مي تواندشرط كندكه متهب مالي رابه اوهبه كندياعمل مشروعي رامجانابجاآورد.
ماده 802 - اگرقبل ازقبض واهب يامتهب فوت كندهبه باطل مي شود.
ماده 803 - بعدازقبض نيزواهب مي تواندبابقاع عين موهوبه ازهبه رجوع مگردرمواردذيل -
1)درصورتي كه متهب پدريامادريااولادواهب باشد.
2)درصورتي كه هبه معوض بوده وعوض هم داده شده باشد.
3)درصورتي كه عين موهوبه ازملكيت متهب خارج شده يامتعلق حق غير واقع شودخواه قهرامثل اينكه متهب به واسطه فلس محجورشودخواه اختيارا مثل اينكه عين موهوبه به رهن داده شود.
4)درصورتي كه درعين موهوبه تغييري حاصل شود.
ماده 804 - درصورت رجوع واهب نماآت عين موهوبه اگرمتصل باشدمال واهب واگرمنفصل باشدمال متهب خواهدبود.
ماده 805 - بعدازفوت واهب يامتهب رجوع ممكن نيست .
ماده 806 - هرگاه داين طلب خودرابه مديون ببخشدحق رجوع ندارد.
ماده 807 - اگركسي مالي رابعنوان صدقه به ديگري بدهدحق رجوع ندارد.
قسمت سوم - در اخذ به شفعه
ماده 808 - هرگاه مال غيرمنقول قابل تقسيمي بين دونفرمشترك باشدو يكي ازدوشريك حصه خودرابه قصدبيع به شخص ثالثي منتقل كندشريك ديگرحق داردقيمتي راكه مشتري داده است به اوبدهدوحصه مبيعه راتملك كند.
اين حق راحق شفعه وصاحب آن راشفيع مي گويند.
ماده 809 - هرگاه بناودرخت بدون زمين فروخته شودحق شفعه نخواهدبود.
ماده 810 - اگرملك دونفردرممريامجري مشترك باشدويكي ازآنهاملك خودراباحق ممريامجري بفروشدديگري حق شفعه دارداگرچه درخودملك مشاعا شريك نباشدولي اگرملك رابدون ممريامجري بفروشدديگري حق شفعه ندارد.
ماده 811 - اگرحصه يكي ازدوشريك وقف باشدمتولي ياموقوف عليهم حق شفعه ندارد.
ماده 812 - اگرمبيع متعددبوده وبعض آن قابل شفعه وبعض ديگرقابل شفعه نباشدحق شفعه رامي توان نسبت به بعضي كه قابل شفعه است بقدرحصه آن بعض ازثمن اجرانمود.
ماده 813 - دربيع فاسدحق شفعه نيست .
ماده 814 - خياري بودن بيع مانع ازاخذبه شفعه نيست .
ماده 815 - حق شفعه رانمي توان فقط نسبت به يك قسمت ازمبيع اجرا نمودصاحب حق مزبوريابايدازآن صرف نظركنديانسبت به تمام مبيع اجرا نمايد.
ماده 816 - اخذبه شفعه هرمعامله راكه مشتري قبل ازآن وبعدازعقدبيع نسبت به موردشفعه نموده باشد،باطل مي نمايد.
ماده 817 - درمقابل شريكي كه به حق شفعه تملك مي كندمشتري ضامن درك است نه بايع ليكن اگردرموقع اخذبه شفعه موردشفعه هنوزبه تصرف مشتري داده نشده باشدشفيع حق رجوع به مشتري نخواهدداشت .
ماده 818 - مشتري نسبت به عيب وخرابي وتلفي كه قبل ازاخذبه شفعه دريد اوحادث شده باشدضامن نيست وهمچنين است بعدازاخذشفعه ومطالبه درصورتي كه تعدي ياتفريط نكرده باشد.
ماده 819 - نماآتي كه قبل ازاخذبه شفعه درمبيع حاصل مي شوددرصورتي كه منفصل باشدمال مشتري ودرصورتي كه متصل باشدمال شفيع است ولي مشتري مي تواندبنائي راكه كرده يادرختي راكه كاشته قلع كند.
ماده 820 - هرگاه معلوم شودكه مبيع حين البيع معيوب بوده ومشتري ارش گرفته است شفيع درموقع اخذبه شفعه مقدارارش راازثمن كسرمي گذارد.
حقوق مشتري درمقابل بايع راجع به درك مبيع همان است كه درضمن عقدبيع مذكورشده است .
ماده 821 - حق شفعه فوري است .
ماده 822 - حق شفعه قابل اسقاط است واسقاط آن به هرچيزي كه دلالت بر صرف نظركردن ازحق مزبورنمايدواقع مي شود.
ماده 823 - حق شفعه بعدازموت شفيع به وارث ياوارث اومنتقل مي شود.
ماده 824 - هرگاه يك ياچندنفرازوارث حق خودرااسقاط كندباقي وراث نمي توانندآن رافقط نسبت به سهم خوداجرانمايندوبايدياازآن صرف نظركننديانسبت به تمام مبيع اجرانمايند.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:26 ب.ظ
 
ارسال: #19
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
قسمت چهارم - دروصايا و ارث
باب اول - دروصايا
فصل اول - دركليات
ماده 825 - وصيب بردوقسم است - تملكيي وعهدي .
ماده 826 - وصيت تمليكي عبارت است ازاينكه كسي عين يا منفعتي را از مال خودبراي زمان بعدازفوتش به ديگري مجاناتمليك كند.
وصيت عهدي عبارت است ازاينكه شخصي يك ياچندنفررابراي انجام امر يااموري ياتصرفات ديگري مامورمي نمايد.
وصيت كننده موصي ،كسي كه وصيت تمليكي به نفع اوشده است موصي له ، موردوصيت موصي به وكسي كه بموجب وصيت عهدي ولي برمورد ثلث يابرصغير قرارداده مي شودوصي ناميده مي شود.
ماده 827 - تمليك به موجب وصيت محقق نمي شودمگرباقبول موصي له پس ازفوت موصي .
ماده 828 - هرگاه موصي له غيرمحصورباشدمثل اينكه وصيت براي فقرايا امورعام المنفعه شودقبول شرط نيست .
ماده 829 - قبول موصي له قبل ازفوت موصي موثرنيست وموصي مي تواند ازوصيت خودرجوع كندحتي درصورتي كه موصي له موصي به راقبض كرده باشد.
ماده 830 - نسبت به موصي له ردياقبول وصيت بعدازفوت موصي معتبر است بنابراين اگرموصي له قبل ازفوت موصي وصيت راردكرده باشدبعدازفوت مي تواندآن راقبول كندواگربعدازفوت آن راقبول وموصي به راقبض كردديگر نمي تواندآن راردكندليكن اگرقبل ازفوت قبول كرده باشدبعدازفوت قبول ثانوي لازم نيست .
ماده 831 - اگرموصي له صغيريامجنون باشدردياقبول وصيت باولي خواهد بود.
ماده 832 - موصي له مي تواندوصيت رانسبت به قسمتي ازموصي به قبول كند دراين صورت وصيت نسبت به قسمتي كه قبول شده صحيح ونسبت به قسمت ديگر باطل مي شود.
ماده 833 - ورثه موصي نمي توانددرموصي به تصرف كندمادام كه موصي له رد ياقبول خودرابه آنهااعلام نكرده است .
اگرتاخيراين اعلام موجب تضررورثه باشدحاكم موصي له رامجبورمي كند كه تصميم خودرامعين نمايد.
ماده 834 - دروصيت عهدي قبول شرط نيست ليكن وصي مي تواندمادام كه موصي زنده است وصايت راردكندواگرقبل ازفوت موصي ردنكردبعدازآن حق رد ندارداگرچه جاهل بروصايت بوده باشد. فصل دوم - درموصي
ماده 835 - موصي بايدنسبت به موردوصيت جائزالتصرف باشد.
ماده 836 - هرگاه كسي به قصدخودكشي خودرامجروح يامسموم كنديااعمال ازاين قبيل كه موجب هلاكت است مرتكب گرددوپس ازآن وصيت نمايدآن وصيت درصورت هلاكت باطل است وهرگاه اتفاقامنتهي به فوت نشدوصيت نافذ خواهدبود.
ماده 837 - اگركسي بموجب وصيت يك ياچندنفرازورثه خودراازارث محروم كندوصيت مزبورنافذنيست .
ماده 838 - موصي مي تواندازوصيت خودرجوع كند.
ماده 839 - اگرموصي ثانياوصيتي برخلاف وصيت اول نمايدوصيت دوم صحيح است .
فصل سوم - درموصي به
ماده 840 - وصيت به مصرف مال درامرغيرمشروع باطل است .
ماده 841 - موصي به بايدملك موصي باشدووصيت به مال غيرولوبااجازه مالك باطل است .
ماده 842 - ممكن است مالي راكه هنوزموجودنشده است وصيت نمود.
ماده 843 - وصيت به زياده برثلث تركه نافذنيست مگربه اجازه وراث واگربعض ازورثه اجازه كندفقط نسبت به سهم اونافذاست .
ماده 844 - هرگاه موصي به مال معيني باشدآن مال تقويم مي شوداگرقيمت آن بيش ازثلث تركه باشدمازادمال ورثه است مگراينكه اجازه ازثلث كند.
ماده 845 - ميزان ثلث به اعتباردارائي موصي درحين وفات معين مي شود نه به اعتباردارائي ازدرحين وصيت .
ماده 846 - هرگاه موصي به منافع ملكي باشددائمايادرمدت معين بطريق ذيل ازثلث اخراج مي شود -
بدواعين ملك بامنافع آن تقويم مي شودسپس ملك مزبورباملاحظه مسلوب المنفعه بودن درمدت وصيت تقويم شده تفاوت بين دوقيمت ازثلث حساب مي شود.
اگرموصي به منافع دائمي ملك بوده وبدين جهت عين ملك قيمتي نداشته باشدقيمت ملك باملاحظه منافع ازثلث محسوب مي شود.
ماده 847 - اگرموصي به كلي باشدتعيين فردباورثه است مگراينكه در وصيت طورديگرمقررشده باشد.
ماده 848 - اگرموصي به جزءمشاع تركه باشدمثل ربع ياثلث موصي له با ورثه درهمان مقدارازتركه مشاعاشريك خواهدبود.
ماده 849 - اگرموصي زياده برثلث به ترتيب معيني وصيت به اموري كرده باشدورثه زياده برثلث رااجازه نكنندبه همان ترتيبي كه وصيت كرده است از تركه خارج مي شودتاميزان ثلث وزايدبرثلث باطل خواهدشدواگروصيت به تمام يك دفعه باشدزياده ازهمه كسرمي شود.
فصل چهارم - درموصي له
ماده 850 - موصي له بايدموجودباشدوبتواندمالك چيزي بشودكه براي اووصيت شده است .
ماده 851 - وصيت براي حمل صحيح است ليكن تملك اومنوط است براينكه زنده متولدشود.
ماده 852 - اگرحمل درنتيجه جرمي سقط شودموصي به ،به ورثه اومي رسدمگر اينكه موصي طورديگري مقررداشته باشد.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:26 ب.ظ
 
ارسال: #20
RE: قانون مدنی با آخرین اصلاحات
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
فصل پنجم - دروصي
ماده 854 - موصي مي توانديك ياچندنفروصي معين نمايد،درصورت تعداد اوصياءبايدمجتمعاعمل به وصيت كنندمگردصورت تصريح به استقلال هريك .
ماده 855 - موصي مي تواندچندنفررابنحوترتيب وصي معين كندبه اين طريق كه اگراولي فوت كرددومي وصي باشدواگردومي فوت كردسومي باشدوهكذا.
ماده 856 - صغيررامي توان به اتفاق يك نفركبيروصي قرارداددراين صورت اجراءوصاياباكبيرخواهدبودت اموقع بلوغ ورشدصغير.
ماده 857 - موصي مي توانديك نفررابراي نظارت درعمليات وصي معين نمايد.
حدوداختيارات ناظربه طريقي خواهدبودكه موصي مقررداشته است يا ازقرائن معلوم شود.
ماده 858 - وصي نسبت به اموالي كه برحسب وصيت دريداومي باشدحكم امين راداردوضامن نمي شودمگردرصورت تعدي ياتفريط .
ماده 859 - وصي بايدبرطبق وصاياي موصي رفتاركندوالاضامن ومنعزل است .
ماده 860 - غيرازجدپدروجدپدري كس ديگرحق نداردبرصغيروصي معين كند
باب دوم - درارث
فصل اول - درموجبات ارث وطبقات مختلفه وراث
ماده 861 - موجب ارث دوامراست - نسب وسبب
ماده 862 - اشخاصي كه بموجب نسب ارث مي برندسه طبقه اند -
1)پدرومادرواولادواولاداولا د
2)اجدادوبرادروخواهرواولادآ نها.
3)اعمام وعمات واخوال وخالات واولادآنها.
ماده 863 - وارثين طبقه بعدوقتي ارث مي برندكه ازوارثين طبقه قبل كسي نباشد.
ماده 864 - ازجمله اشخاصي كه بموجب سبب ارث مي برندهريك اززوجين است كه درحين فوت ديگري زنده باشد.
ماده 865 - اگردرشخص واحدموجبات متعدده ارث جمع شودبه جهت تمام آن موجبات ارث مي بردمگراينكه بعضي ازآنهامانع ديگري باشدكه دراين صورت فقط ازجهت عنوان مانع مي برد.
ماده 866 - درصورت نبودن وارث امرتركه متوفي راجع به حاكم است .
فصل دوم - درتحقق ارث
ماده 867 - ارث بموت حقيقي يابه موت فرضي مورث تحقق پيدامي كند.
ماده 868 - مالكيت ورثه نسبت به تركه متوفي مستقرنمي شودمگرپس از اداءحقوق وديوني كه به تركه ميت تعلق گرفته .
ماده 869 - حقوق وديوني كه به تركه ميت تعلق مي گيردوبايدقبل ازتقسيم آن اداءشودازقرارذيل است -
1)قيمت كفن ميت وحقوقي كه متعلق به اعيان تركه مثل عيني كه متعلق رهن است .
2)ديون وواجبات مالي متوفي .
3)وصاياي ميت تاثلث تركه بدون اجازه ورثه وزياده برثلث بااجازه آنها.
ماده 870 - حقوق مزبوره درماده قبل بايدبه ترتيبي كه درماده مزبور مقرراست تاديه شودومابقي اگرباشدبين وراث تقسيم گردد.
ماده 871 - هرگاه ورثه نسبت به اعيان تركه معاملاتي نمايندمادام كه ديون متوفي تاديه نشده است معاملات مزبوره نافذنبوده وديان مي توانند آن رابرهم زنند.
ماده 872 - اموال غايب مفقودالاثرتقسيم نمي شودمگربعدازثبوت فوت اوياانقضاءمدتي كه عادتاچنين شخصي زنده نمي ماند.
ماده 873 - اگرتاريخ فوت اشخاصي كه ازيكديگرارث مي برندمجهول و تقدم وتاخرهيچيك معلوم نباشداشخاص مزبورازيكديگرارث نمي برندمگر آنكه موت به سبب غرق ياهدم واقع شودكه دراين صورت ازيكديگرارث مي برند.
ماده 874 - اگراشخاصي كه بين آنهاتوارث باشدبميرندوتاريخ فوت يكي ازآنهامعلوم وديگري ازحيث تقدم وتاخرمجهول باشدفقط آنكه تاريخ فوتش مجهول است ازآن ديگري ارث مي برد.
فصل سوم - درشرايط وجمله ازموانع ارث
ماده 875 - شرط وراثت زنده بودن درحين فوت مورث است واگرحملي باشددرصورتي ارث مي بردكه نطفه اوحين الموت منعقدبوده وزنده هم متولد شوداگرچه فوراپس ازتولدبميرد.
ماده 876 - باشك درحيوه حين ولادت حكم وراثت نمي شود.
ماده 877 - درصورت اختلاف درزمان انعقادنطفه امارات قانوني كه براي اثبات نسب مقرراست رعايت خواهدشد.
ماده 878 - هرگاه درحين موت مورث حملي باشدكه اگرقابل وراثت متولد شودمانع ازارث تمام يابعضي ازوراث ديگرمي گرددتقسيم ارث بعمل نمي آيد تاحال اومعلوم شودواگرحمل مانع ازارث هيچيك ازسايروراث نباشدوآنها بخواهندتركه راتقسيم كنندبايدبراي حمل حصه اي كه مساوي حصه دوپسرازهمان طبقه باشدكنارگذارندوحصه هريك ازوراث مراعااست تاحال حال حمل معلوم شود.
ماده 879 - اگربين وراث غايب مفقودالاثري باشدسهم اوكنارگذارده مي شودتاحال اومعلوم شوددرصورتي كه محقق گرددقبل ازمورث مرده است حصه او به سايروراث برمي گرددوالابخوداويابه ورثه اومي رسد.
ماده 880 - قتل ازموانع ارث است بنابراين كسي كه مورث خودراعمدا بكشدازارث اوممنوع مي شوداعم ازاينكه قتل بالمباشره باشديابالتسبيب ومنفرداباشديابه شركت ديگري .
ماده 881 - درصورتي كه قتل عمدي مورث به حكم قانون يابراي دفاع باشد مفادماده فوق مجري نخواهدبود.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 881 - كافرازمسلم ارث نمي بردواگردربين ورثه متوفاي كافرمسلم باشدوراث كافرارث نمي برنداگرچه ازلحاظ طبقه ودرجه مقدم برمسلم باشند.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 882 - بعدازلعان زن وشوهري ازيكديگرارث نمي برندوهمچنين فرزندي كه به سبب انكاراولعان واقع شده ازپدروپدرازاوارث نمي بردليكن فرزندمزبورازمادروخويشان مادري خودوهمچنين مادروخويشان مادري ازاو ارث مي برند.
ماده 883 - هرگاه پدربعدازلعان رجوع كندپسرازاوارث مي بردليكن از ارحام پدروهمچنين پدروارحام پدري ازپسرارث نمي برند.
ماده 884 - ولدالزناازپدرومادرواقوام آنان ارث نمي بردليكن اگر حرمت رابطه كه طفل ثمره آنست نسبت به يكي ازابوين ثابت ونسبت به ديگري به واسطه اكراه ياشبهه زنانباشدطفل فقط ازاين طرف واقوام اوارث مي برد وبالعكس .
ماده 885 - اولادواقوام وكساني كه به موجب ماده 880ازارث ممنوع مي شوندمحروم ازارث نمي باشندبنابراين اولادكسي كه پدرخودراكشته باشد ازجدمقتول خودارث مي برداگروارث نزديكتري باعث حرمان آنان نشود.
ماده 886 - حجب حالت وارثي است كه به واسطه بودن ارث ديگرازبردن ارث كلاياجزئامحروم مي شود.
ماده 887 - حجب بردوقسم است -
قسم اول آن است كه وارث ازاصل ارث محروم مي گرددمثل برادرزاده كه بواسطه بودن برادرياخواهرمتوفي ازارث محروم مي شوديابرادراني كه با بودن برادرابويني ازارث محروم مي گردند.
قسم دوم آن است كه فرض وارث ازحداعلي بحدادني نازل مي گرددمثل تنزل حصه شوهرازنصف به ربع درصورتي كه براي زوجه اولادباشدوهمچنين تنزل حصه زن ازربع به ثمن درصورتي كه براي زوج اواولادباشد.
ماده 888 - ضابطه حجب ازاصل ارث رعايت اقربيت به ميت است بنابر اين هرطبقه ازوراث طبقه بعدراازارث محروم مي نمايندمگردرموردماده 936 وموردي كه وارث دورتربتواندبه سمت قائم مقامي ارث ببردكه دراين صورت هردوارث مي برند.
ماده 889 - دربين وراث طبقه اولي اگربراي ميت اولادي نباشداولاداولاد اوهرقدركه پائين بروندقائم مقام پدريامادرخودبوده وباهريك ازابوين متوفي كه زنده باشدارث مي برندولي دربين اولاداقرب به ميت ابعدراازارث محروم مي نمايد.
ماده 890 - دربين وراث طبقه دوم اگربراي متوفي برادرياخواهرنباشد اولاداخوه هرقدركه پائين بروندقائم مقام پدريامادرخودبوده باهريك از اجدادمتوفي كه زنده باشدارث مي برندليكن دربين اجداديااولاداخوه اقرب به متوفي ابعدراازارث محروم مي كند.مفاداين ماده درموردوارث طبقه سوم نيزمجري مي باشد.
ماده 891 - وراث ذيل ازحاجب ارث ندارد -
پدر،مادر،پسر،دختر،زوج وزوجه
ماده 892 - حجب ازبعض فرض درمواردذيل است -
الف - وقتي كه براي ميت اولاديااولاداولادباشددراي ن صورت ابوين ميت ازبردن بيش ازيك ثلث محروم مي شوندمگردرموردماده 908و909كه ممكن است هريك ازابوين تعنوان قرابت ياردبيش ازيك سدس ببردوهمچنين زوج ازبرون بيش ازيك ربع وزوجه ازبردن بيش ازيك ثمن محروم مي شود.
ب - وقتي كه براي ميت چندبرادروخواهرباشددراين صورت مادرميت ازبردن بيش ازيك سدس محروم مي شودمشروط براينكه -
اولا - لااقل دوبرادريايك برادربادوخواهرياچهارخواهر باشند.
ثانيا - پدرآنهازنده باشد.
ثالثا - ازارث ممنوع نباشدمگربه سبب قتل .
رابعا - ابويني ياابي تنهاباشند.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 11:26 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اصول كلي نگارش قانون moderator 0 284 16-08-1390 01:44 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator
  القاي ادعاي نقض قانون؛ با كدام هدف؟ moderator 0 303 18-07-1390 10:56 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator
  با قانون جرائم رایانه ای آشنا شوید(متن قانون جرائم رایانه ای ) moderator 0 238 09-07-1390 04:41 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان