فک فامیله داریم - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

فک فامیله داریم
زمان کنونی: 17-09-1395،05:58 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Maryam.....
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 25
بازدید: 1529

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: فک فامیله داریم
ارسال: #11
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
به خواهرم میگم ساعت چنده؟
میگه: 8
میگم: دقیق 8؟
میگه: نه دقیقا 8:42 دقیقه‌ست!!
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
16-12-1390 12:09 ق.ظ
 
ارسال: #12
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
شوهر خالم واسه خالم یه 206 صفر تیپ 6 خریده , الان دو روزه که مامانم با بابام قهر کرده
فک فامیله داریم.......tongue
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
21-12-1390 05:46 ب.ظ
 
ارسال: #13
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
یکی از فامیلامون رفته خونشون گفته:یه غذایی اومده خیلی سرطان زاست,مواظب باشین جایی دیدین نخورین.اسمشم یادش رفته بوده.همه اعضای خانواده هرچی غذای مضر یاد داشتن گفتن تا یادش بیاد ولی یادش نیومده.بعد از چندساعت سر میز شام یهو یادش اومده و گفته:آها یادم اومد"فست فود!!!!!" یعنی همه از روی صندلیشون سقوط کردن از خندهsmile)
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
21-12-1390 06:04 ب.ظ
 
ارسال: #14
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 21-12-1390 06:08 ب.ظ توسط Maryam.....
سر جلسه به استادم گفتم :اگه ممکنه یه کمکی کنید ....
استادم دست میکنه توی جیبش ...
یه دویستی در میاره و میزاره رو صندلی و میره !!!.....یعنی من عاشق این همه ایثارم ....
استاده داریم

:D:D:D:D
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
21-12-1390 06:07 ب.ظ
 
ارسال: #15
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
تو اخبار گفت چند نفر تو سوییس کشته شدن، مامانم برگشته میگه:"آخی طفلی ها دم عیدی چه بلایی سرشون اومد" :|
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
27-12-1390 01:34 ق.ظ
 
ارسال: #16
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
بابام کچله. یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی شوما زده!! بهش میگیم خوب پدر من! روی قوطی رو نخوندی نوشته کف شوی شوما؟!!! میگه چرا خوندم, نوشته بود برای سطوح صاف! pouty
:D
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
28-12-1390 04:31 ب.ظ
 
ارسال: #17
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
‫از طرف مدرسه به پسر عموم گفتن :

برو درباره ی "عمه ی عطار" تحقیق بنویس ،

کل فامیل رو بسیج کرده که درباره ی "عمه ی عطار" مطلب جمع کنن

آخرشم به هیچ جا نرسیدیم!

اصلا هیچ منبعی درباره ی خانواده ی پدری عطار پیدا نمیشد.

زن عموم رفته مدرسه داد و بیداد که این چه تحقیقی به بچه ی مردم میدین! ؟

عمه ی عطار به چه درد بچه میخوره آخه! ؟

مدیر مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقیق اصلا عمه ی عطار نبوده

بابا (( ائمه اطهار )) بوده...!!!

:D:D:D
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
12-01-1391 05:18 ب.ظ
 
ارسال: #18
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يدونش كم بشه ميزنمت
بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه! استعداد فک و فامیل رو.....

tonguetongue
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
14-01-1391 04:39 ب.ظ
 
ارسال: #19
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
آبدارچی شرکتی که خواهرم توش کار میکنه عاشق خواهرم شده خواهرم میگه هر دفعه که چایی میاره زیر نعلبکی یه کاغذه نوشته "تقدیم به قوری عشقم از طرف کتری عشق" !!! smile))))
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
24-01-1391 10:41 ق.ظ
 
ارسال: #20
RE: فک فامیله داریم
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
‫سر کلاس بودیم گوشی استاد زنگ خورد از کلاس رفت بیرون، همزمان با این حرکت یکی از دخترای کلاس که اسمش فرشته بود اومد تو کلاس، در این لحظه بود که من بانگ برآوردم که دیــو چو بیرون رود فرشته درآید! و کلاس منفجر شد، اندکی پس از این انفجار مهیب استاد با چهره ای عبوس و خشمگین وارد کلاس شد، پیشدستی نموده و بارِ دیگر بانگ برآوردم که استادِ محبوب ما به کلاس خوش آمد! و تا آخر ترم همه به خوبی و خوشی در کلاس درس حاضر شدیم! [smile]
گذشت تا اینکه روز امتحان، من که چون خر در گل تپیده بودم با چهره ای زار و پریشان از استادِ محبوب درخواست راهنمایی کردم و او با دستی بر شانه ی من عرضه داشتند که : بگذرد این روزگار تلختر از زهر! [:/]
میخوام بگم تو یه همچین جو انقلابی ای پرورش یافتم

:D:D:D:D
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
09-02-1391 11:59 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان