فتح نینوا - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

فتح نینوا
زمان کنونی: 18-09-1395،03:16 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: کوروش بزرگ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
پاسخ: 1
بازدید: 106

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: فتح نینوا
ارسال: #1
فتح نینوا
پست‌ها: 65
تاریخ عضویت: 10 بهمن 1391
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
اشور، در نیمۀ قرن هفتم ق.م، یعنی چهل سال قبل از انقراض، به اوج عظمت خود رسیده بود. مادها مطیع، لیدیه پَست و دولت عیلام، دشمن موروثی اشورها، در سال 645 ق.م، به دست اشوربانی پال، به طرز وحشیانه و وحشتناکی، ویران شده بود. سرزمین «وان» هم دیگر جرأت تَخَطی به حدود اشور را نداشت و اشور در داخل سرزمین خود، دارای تمدنی درخشان و عالی  بود. اشوری ها برای اینکه ملل مغلوب شده را مَرعوب کرده و حکمرانی خود را در تمام اسیای غربی تا کویر لوت تامین کند، به سختگیری های دهشتناک و وحشیگری های بی نظیر متوسل می شدند ...

ولی علایم و اثار نشان میدهد که نخواهند توانست تسلّط خود را در اسیای غربی  تا کویر لوت، تامین و محفوظ نگهدارند. به خصوص از زمان اتحاد قبایل اریایی، اشور مجبور بود شیوه های گذشته، سخت کشیها و ستم های مالیاتی را تغییر داده و از طریق استراتژی جدید، یعنی نفاق میان این قبایل، به حیات سیاسی خود ادامه دهد...
تاخت و تازهای سکاها در اسیای غربی، بزودی نشان داد که اشور، دیگر ان دولت سامی قدرتمند نیست و عمر او به پایان رسیده است و بسیار روشن بود که ملل مغلوب، این نکته رابه خوبی دریافته بودند.

در نیمۀ دوم قرن هفتم ق.م، علایم احتضار اشور، بطور شدیدی مشهود شده بود. بطوری که کتاب مقدّس، هم در صحیفۀ ( ناحوم نبی)، سرود مرگ نینوا را می سرود و هم، از رهایی از پالنگ بندگی شادی میکرد. امپراطور بابل که از زیر نظر فرمان اشور بیرون امده بود، در زمان « نبوپلسر»، حدود 616 ق.م، بر اشور تاختن گرفت. اشوریان از مصریان کمک خواستند و مادها برای یاری، به بابل امدند و پایان کار اشور نزدیک شد.

گسترش مستعمرات و لزوم حفظ سروری اشور بر انها و پراکندگی  پادگان های اشوری در این سرزمین ها، کاری بود که از لحاظ ضرورت تاریخی، اشوریان را دچار همان سرنوشتی کرد که لزومآ ایندۀ انان را بطور قطع مشخص می ساخت و نتیجۀ ان، از هم گسیختگی نظامات اداری و مدیریت انان بر سرزمین های وسیع، با مردمی به شدت ناراضی، بود. مرتضی راوندی می نویسد :

« مردم سراسر شرق، ارزومند نابودی اشور (کنام شیران در شاهنامه) و سقوط نینوا، شهرِ خون بودند. افراد و نمایندگان قبایل مرزی و دوردست، که هنوز منقاد و  مستعمرۀ اشور نگشته بودند و بزرگان دولت که از میهن خویش به جاهای دیگری کوچ داده شده بودند و افراد ازاد، جماعت ها و نمایندگان ملل مجاور برده شدۀ خارج از اشور، همه در این ارزو شریک بودند ...
علت اصلی جانسَختی اشور، فقدان وحدت لازم و نیروی جنگی کافی، در صَفِ مخالفان ان بود. ولی موفقیت های پی در پی اشور که بطور معمول، با قساوت و وحشیگری و غارت و سخت کُشی همراه بود، موجب شد که طبقۀ حاکمل ان کشور، خطر دولت های خارجی را کوچک بشمارد و اختلاف و جدال، میان دسته های مختلف ان، شدیدتر شود.»

مادها، در نتیجۀ اعمال سیاست کشورگشایی، اراضی جنوب و شرق دریاچۀ ارومیه رابه دست اوردند و بر اثر اتحاد با «نبوپلسر»، پادشاه بابِل، موفقیت های
تازه تری نصیب « هوخشتره» گشت. نبوپلسر (نبوپلاسر)، در سال 616 ق.م، به خاک اشور حمله کرد و شهر نینوا رابه محاصره در اورد. ولی کار را تمام نکرد. ظاهرآ توجه لشگریان ماد، معطوف به مسایل دیگر و در درجۀ اول، مبارزه علیه بقایای قبایل سکاها، در شمال گشته بود و در این انصراف خاطر، نفوذ نبوپلاسر نیز که مایل به سلطۀ مادها در خاک اشور نبود، مؤثر بوده است. در حضور هر دو سپاه، پیمانی میان هوخشتره و نبوپلاسر بسته شد که به موجب ان، نوۀ هووخشتره
( دختر استیاگس)، نامزد پسر نبوپلاسر گشت.

به هر حال، از مطالۀ لوحه هایی که از اکتشافات بابل بدست امده و موافق گفته های « بُرسِ کَلدانی» و هرودت، معلوم میشود که پادشاه بابل، از عهدۀ اشوریان برنیامده و به کمک مادی ها، بر انها غلبه کرده و از اینجا روشن می شود که طرف قوی تر در این اتحاد، مادها بودند. هرودت دربارۀ این لشگرکشی و مقدمات ان برای پیروزی ایرانیان بر اشور که توسط « هُوخشَترَه» انجام گرفت، مطلبی می گوید که از لحاظ  تاریخی، واجد اهمیت خاصّی می باشد :

« می گویند که او (هووخشتره)، اولین کسی بود که  اقوام ساکن اسیا را به قسمت های نظامی تقسیم کرد و نخستین باز مقررات جنگی برقرار کرد که طبق انف هر نیزه دار و کماندار و سوارکار، باید از هم جدا باشند که پیش از این، انان بی نظم و مخلوط بودند.»

از این گفتۀ هرودت و با تأمل در قسمت های قبل از حمله سرنوشت ساز به نینوا، معلوم میشود که در حملۀ گسترده به اشور، تمام قبایل ایرانی از جمله، پارسیان و پارتیان، شاهان و حکومت های بعدی نیز شرکت داشتند و این اتحاد تمام اقوام اریایی بود که دژ سهمگین نطامی سامی ها (اشوریان) را در هم شکست.

به هر حال مشخص نیست که از سال 614 تا سال 612 ق.م، مقارن سقوط نینوا، چه حوادثی روی داده است. امّا نینوا، پس از چند ماه محاصره، با حمله ای در پایان تابستان سال 612 گرفته شد و این شهر با خاک یکسان گردید و از ان پس، مادها با غنایم فراوان، به میهن خویش بازگشتند.

بُرس؛ مورخ کلدانی می نوسد :
« پادشاه اشور، برای انکه به دست دشمن نیفتد، قصر خود را اتش زد و باید از این استنباط کرد که، خود و خانواده اش در اتش سوخته اند.»

هرودت، فتح شهر نینوا را به کیاکسار (هوخشتره)، تسبت داده و وعده داده است که جزئیات این امر را بنویسد. ولی گویا فراموش کرده است.

گیرشمن می نویسد :
« در سال 612 ق.م، دو متحد، یعنی نبوپلاسر و هوخشتره، نینوا را محاصره کرده و انرا متصرف شدند و اخرین شاه اشور، « سارکوس» به حرّان فرار کرد. امّا دو سال بعد، با وجود قول مساعد مصریان، ضَربَتِ جدید از طرف متحدان سبب شد که اشور، از فهرست دولت های جهانی حذف شود.»



مرتضی راوندی می نویسد :

« لشگریان ماد در سال 614 ق.م، به فرمان کیاکسار (هوخشتره)، پس از راه پیمایی و مانُور درخشان نظامی، خاک اشور را از کمک خارجی، محروم ساختند و با سرعت تمام، شهر تاریخی نینوا را تصرف کردند و ثروت هایی را که اشوریان در نتیجۀ قرنها، غارتِ اقوام اسیای غربی گرداوری کرده بودند، به دست فاتحان (مادها)، افتاد و نینوا، که بزرگترین مرکز جنایت و ظلم بود، در اثر حملۀ سخت متحدان، تسخیر و پس از جنگهای خیابانی شدید، دشمنان وارد خاک نینوا شدند و پادشاه اشور، خود را در میان شعله های اتش کاخ خود افکند. »

و بدین ترتیب، اشور تسخیر شد و متحدین معدود ان و سپاهیان وفادار به ان که در مستعمرات و در پادگانها، زندگی می کردند، نتوانستند به او کمکی بکنند. ولی با موجد تمام ستمگریهای اشوریان، نمی توان برخی از امتیازات حاصل از ارامش و فرمانروایی انان را که موجب رونق بازرگانی و پدید امدن ساختمان های بزرگ و ایجاد وسایل ابیاری شده را انکار کرد...
دستگاه اداری بین المللی و همچنین سپاه جهانی، دو میراث بسیار مهم اشوریان به شمار میرود.
















تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش، آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم، کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم، مازيارم، بابکم من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم،
زاده پاک اهـــورا، از نژاد آريـــانم
11-11-1391 04:33 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان