غزل شاعره آذری فریبا عباسی - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

غزل شاعره آذری فریبا عباسی
زمان کنونی: 14-09-1395،11:41 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: arazd
آخرین ارسال: fencer
پاسخ: 2
بازدید: 755

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: غزل شاعره آذری فریبا عباسی
ارسال: #1
غزل شاعره آذری فریبا عباسی
پست‌ها: 206
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 29
حالت من: انتخاب نشده
"فریبا عباسی" و نمونه ای از غزلیات وی

سرکار خانم "فریبا عباسی" در یک خانواده ترک زبان در سال ۱۳۶۲ متولد شده است.او که هم اینک کارشناس دبیری زبان و ادبیات انگلیسی می باشد اولین مجموعه شعری خود تحت عنوان"سهمم از دوریتان چند غزل" را به زبان فارسی توسط انتشارات فصل پنجم تهران تقدیم علاقمندان هنر و ادبیات نموده است.اگرچه شاعره ی غزل سرا تبحرخاصی در نوشتن نثر ترکی دارد ولی عمده اشعار و غزلیات وی به زیان فارسی سروده شده است.ذیلا با نمونه ای از غزل این شاعره توانا و طبع ادبی ایشان آشنا می گردیم.برای ادیب گرامی سرکار خانم" عباسی" در خلق آثار هنری خود سعادت و سربلندی آرزو می نمائیم."یاشیل"
بیاورم

اصلا قرار نیست که سرخم بیاورم

حالا که سهم من نشدی کم بیاورم

دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم

تا روی زخمهای تو مرهم بیاورم

میخواستم که چشم تو را شاعری کنم

امّا نشد که شعر مجسم بیاورم

دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل

می شد تو را دوباره به شعرم بیاورم

یادت که هست پای قراری که هیچ وقت...

میخواستم برای تو مریم بیاورم؟

حتی قرار بود که من ابر باشم و

ـ باران عاشقانه ی نم- نم بیاورم

کلّی قرار با تو ولی بی قرار من

اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم

......

اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم

باعث شود به زندگیت غم بیاورم!!

حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم

عمراً دوباره رو به جهنّم بیاورم!!

خود را عوض کنم و برایت به هر طریق

از زیر سنگ هم شده٬ آدم بیاورم!!

بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت!

یا باز هم، بهانه ی محکم بیاورم!!

در پی درج غزل زیبای سرکار خانم "فریبا عباسی" شاعران و سخنوران زیادی از آن استقبال نمودند.بطوریکه در این میان دوست ارجمندمان شاعر توانا جناب آقای "نعمت الله پژمان " برای آن نظیره زیبائی نوشته اند که تقدیم ادب دوستان گرامی بالاخص سرکار خانم "عباسی" می نمائیم:
...بیاوری!

اصلن قرار نیست که سر خم بیاوری!

یا در عزا و ماتم من،کم بیاوری!

گفتی قرار بود شبی بر مزار من

دستی پر از شقایق و شبنم بیاوری!!

بگذشت دی و فرصت اردیبهشت هم!

لیکن نشد که دسته ای مریم بیاوری!

ابر سیاه غصه ی من بی اثر گذشت

فرصت نکردی بارش نم - نم بیاوری!

حتا نشد که زخم دلم باز کرده و

ـ یا دست مهربانی و مرهـم بیـاوری!

پاییز عمر عشق "حوا" پر گشاید ولی!

لطفی نکردی یادی از "آدم" بیاوری!!

دل بی بهانه میکشـدم بر سـواد تو

تـا جـــان بی پناه مـرا دم بیــاوری!!

رفتی کــه فصــل زمستــان درد را

دستان آشنـایی ادهــم بیاوری!!

اصلن قرار نیست،نه هرگز نبوده و

اوهام تیره بخت مرا غم بیاوری!

شبها به یاد لطف اهورایی دلت!

اینجا نشسته مردی که "مریم" بیاوری!!



27-12-1390 02:23 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: غزل شاعره آذری فریبا عباسی
پست‌ها: 5
تاریخ عضویت: 08 اسفند 1390
اعتبار: 2
حالت من: انتخاب نشده
آفرین خیلی خوب بود
aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii​iiiiie



27-12-1390 04:28 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  غزل هایی از فریبا شش بلوکی arazd 0 254 28-12-1390 02:02 ب.ظ
آخرین ارسال: arazd

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان