عشق... - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

عشق...
زمان کنونی: 21-09-1395،09:52 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda
آخرین ارسال: Maryam.....
پاسخ: 3
بازدید: 269

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: عشق...
ارسال: #1
16 عشق...
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
عشق...
اما پرنده ای زیبا و خوش پرواز و رنگین است در این باغ پر اسرار و پر اعجاز که از آن پرندگان زیباتر بسیارند،عشق
در آغوش کشیدن است در آغوش خفتن است ولی در آنجا در آغوش سوختن است در آغوش مردن است جان دادن
است و زنده گشتن است،عشق خواستن هست و در آنجا...
نمیدانم
چیست؟نمیدانم چه بگویم؟کلمات را در آنجا راه نمیدهند،که بروند و ببینند و برمیگردند و برایت حکایت کنند..
(دکتر شریعتی)
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
13-12-1390 12:46 ق.ظ
 
ارسال: #2
RE: عشق...
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
بـا پنبــه
یـــا با لبخند
بـا لبخــند یا با دِشــنه
فرقــی نمیــکند
همه شان بـــرّان هســتند
... من تیغ را ترجیـع میدهم
میســـوازند
ولی زجرم نمیــدهد
رقص تیغ روی هنــجــزه ام را ترجیع میدهــم
به
نوازش پنبه روی گلــوگاهم

بازم هم قلتک شعرم راه افتاد
مراقب باش تو را با خاک یکسان نکنم
آخر من دیووانه ام
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
16-12-1390 12:20 ق.ظ
 
ارسال: #3
RE: عشق...
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
گاهی ..

دلـت بهانه هــایی می گیرد که خودت انگشت به دهــان می مانی !

گاهی ..
... ...
دل تنگی هــایی داری که فقط باید فریادشــان بزنی اما سکوت می کنی

گاهی ..

پشیمانی از کرده و ناکرده ات ..

گاهی ..
دلـت نمی خواهــد دیروز را به یاد بیاوری ,

انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ...

گاهی ..

فقط دلـت می خواهد زانوهـایت را تنگ در آغوش بگیری ,

و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای .. بشینی و فقط نگاه کنی

گاهی ..

چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شـــــود

گاهی ..

دل گیری , شاید از خودت ..

شاید
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
16-12-1390 12:20 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان