عشق چیست؟ - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

عشق چیست؟
زمان کنونی: 17-09-1395،01:20 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 17
بازدید: 516

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: عشق چیست؟
ارسال: #11
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 11 (دروغ زیبا)





روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود

















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:01 ب.ظ
 
ارسال: #12
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 12 (کاش عشق دروغ نبود)





قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
اينجوري خيلي بهتره هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من ! بايد من رو جا بذاري
بايد صدام رو تو شب ترانه تنها بذاري
بدون تو سايه ي من تنها نشوني منه
بغض ترانه ساز من كنار تو نمي شكنه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعكاس اين ترانه آخرين آواز قو نيست
بايد بري تا بتونم اين شب رو نقاشي كنم
طعم گس نيش اي اين عقرب رو نقاشي كنم
بايد بري !دوس ندارم شب به تو چپ نگاه كنه
دوس ندارم دستاي شب صورتت رو سياه كنه
نه من من ‚ نه من تو تو اين شبا ما نميشه
عشق عظيم ما دوتا زير يه سقف جا نميشه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعكاس اين ترانه آخرين آواز قو نيست
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:02 ب.ظ
 
ارسال: #13
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 13 (به نام عشق زیباترین دروغ دنیا.....)





ای عشق تو چه هستی

می گوییند هرکه تورا داشته باشد تنها میماند

میگویند هرکه تو را دوست بدارد تو اورا دوست نمی داری

میگویند هرکه از کوه هم که باشد یا از سنگ

باز هم اگر تورا داشته باشد تنها میماندد...

ای عشق ای زیباترین دروغ دنیا

منکه نه تورا دارم نه کوهم نه سنگ

من چرا تنها ماندم.....
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:03 ب.ظ
 
ارسال: #14
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 14 (خیانت)





يکی از ما داره باز به اون يکی دروغ ميگه

يکی از ما رفته باز سراغ يک يار ديگه

يکی از ما داره تو عشق خيانت می کنه

داره دستاش به يک دست ديگه عادت می کنه

اون توئی که دستت را تو دست ديگرون ديدن

اون توئی که آدم ها با دست به هم نشون می دن

اونی که سادگی رفته از نگاش فقط توئی

اونی که عشق را گذاشته زير پاش فقط توئی

برو از تو قلب من ، که قلب من جای تو نيست

ديگه دل عاشق اون چشمای تو نيست

واسه برگشتن و موندن ديگه خيلی دير شده

آخه اين دل ديگه يک جای ديگه اسير شده
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:04 ب.ظ
 
ارسال: #15
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 15 ( داستانی از دروغ بودن عشق)





درست سه سال پيش بود که با او آشنا شدم



در اول رفاقتمان همه چيز را به من گفت اسم واقعي خود را شماره خانه و در واقع همه چيز را .



او به من گفت من اولين عشق او هستم



هر روز تکرار مي کرد که دوستت دارم



ميگفت حرف زدن با جنس مخالف باعث شرم من مي شود



ميگفت پشت خطي هاي من فاميل و از اقوام هستند چون هميشه پشت خطي داشت



آنروز که او را سوار فلان ماشين ديدم قسم خورد که برادرش است و حال ميدانم که برادر او 4 ساله است



روزي که من ميخواستم او را رها کنم او گريه کرد



و حال که من او را با همه ي دروغهايش ميپذيرم او به من ميخندد



حال چه کسي ميگويد عشق دروغ نيست....
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:05 ب.ظ
 
ارسال: #16
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 16 (تقديم به کسي که عشق را در من کشت)





به که گويم که خزان است دلم واي بهاري که دگر خون کندم رنگ بهاري زه چه ترسم که خودم عقدهء دردم زه که گويم که لبم نفرت گفتن چه بهاريست که بلبل به گل و عشق جفا کرد و من سردي اين اشک زمستان دلي پر ز همه درد بهاران تو بخند بر همه خوبي و بناليد به گرماي زمستان که اگر بوف بخواند شرف بلبل نادان که کلاغ از سر احساس کند غار به پاييز و بلبل به جفا کاري گل نغمه سرايد به بهاران . چه قشنگ است که مرگ گل و بلبل به زمستان که اگر گل به جفاي دل بلبل بخورد گريه به حاشا ببرم من به زمستان و بهار دگر از نفرت و کينه بسرايم . به دل هر دل پاکي ز بهاران و تو اي عشق دروغ است تمناي دل و دلبر و رعنا که همه زشتي و زيبايي ما در دل سرماست و تو را پاک عوض خوام کرد . و دل و عشق به نيرنگ و فريب خواهم داد و خيانت به بهاران کنم و عشق به سرماي زمستان...
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:05 ب.ظ
 
ارسال: #17
RE: عشق چیست؟
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
عشق 17 (عشق دروغی بیش نیست)





عشق واقعی

نمیدونم ازکجا شروع کنم قصه ای تلخ سادگی مو!

نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خوب زندگی مو؟

چرا توی اول قصه همه دوستم میدارن!!

وسط قصه که میشه سربه سر من میزارن.

تا میخواد قصه تمام شه همه تنهام میزارن

میتونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم. میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم.

که با یه نیش زبون بترک و خراب بشه...تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه...

میتونم بازی کنم با عشقو احساس کسی...میتونم درست کنم ترس دلو دلواپسی...

میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم...میتونم پشت دلها قائم بشم کمین کنم...

ولی با این همه حرفها بازمن هم مثل ونهام...یه دروغ گومیشم همیشه ورده زبونها...

یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم...؟؟با چه تیری اونیکه دوستش دارم شکار کنم...!!؟؟

من باید از چی به فهمم چه کسی دوستم داره...!!؟

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره.......!!!!!!
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-01-1392 05:06 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان