عشق و معشوق - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

عشق و معشوق
زمان کنونی: 16-09-1395،03:39 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ℕazanin
آخرین ارسال: ℕazanin
پاسخ: 9
بازدید: 264

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: عشق و معشوق
ارسال: #1
عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
دوســــتتهدارم
هدیه ایستهکهههر قلبی
فــــهمهگرفتنشهرا ندارد

قیمتی دارد کهههرهکسی
تــــوانهپرداختشهرا ندارد
جملههیهکوتاهیستهکهههر کسی

لــــیاقت شنیدنشهرا ندارد



05-04-1392 08:42 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
مـــــن ؛
نـــبـــودنــــــتهرا تــــــابهمــی آورم !
رفــتـنــت راه، تـحمـــــلهمــی کنم !
فــــــرامــــــوشهشـــــدنـــــم را !!

بــــاور مــیهکــنــــم …
امـــــــــــــــــــا ؛
فــــــرامــــــوشهکردنــــــت ،
دیــگـــر کـــــارهمــــــنهنـــیـــســـت … !



05-04-1392 08:45 ب.ظ
 
ارسال: #3
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
خدایا :
مستجابهکنهدعایهمادری را کهههیچ آرزوئی
جز خوشبختیهوههیچ هدیه ایهجز عشقهو محبت
برای فرزندشهندارد …و شاید … فرزندههرگز نداند !



05-04-1392 08:45 ب.ظ
 
ارسال: #4
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
حماقتهچیست…؟
این کههمن…
تو را…
با تمامهبدیهایی که درهحقم میکنی…!!
هنوز…
دوستهدارم



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 
ارسال: #5
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
وقتیهنه دستیهبرای گرفتن است،
نه آغوشیهبرای گریه،
نه شانه‌ای برایهتکیه؛
انتظارهنداشتههباشهخنده‌ام واقعیهباشد مادر !!!
می خندم تا تو آرامهباشی…
این روز‌ها فقط زنده‌امهتا دیگران زندگی کنند



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 
ارسال: #6
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
هنوز هگاهی همیان آدمها گم می شوم…!
کوچه هها را بلد شدم…
خیابان‌ها را هبلد شدم…
ماشین‌ها را، همغاز‌ه‌ها را،
… رنگ‌هایهچراغ قرمز را…
ولی هنوز گاهی میانهآدمها گم می شوم
آدمها راهبلد نیستم



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 
ارسال: #7
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
.
خدا یا
کاری کن اونایی هکه تو زندگیمونه نیستن…
تو خوابمــونم هنباشن
.
.
.
ﻫﺮه ﻗﻠﺒﻰ هﺩﺭﺩﻯ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﻧﺤﻮﻩ هﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ هﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ

ﻣﻰ هﻛﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ هﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ
.
.
.
گاهی وقتا به یه چیزاییهکه آرزوهشو داری میرسی…

تازههمیفهمی
که چقدر آرزوش
از داشتنشهقشنگتر بوده !!!
.
.
.
بـهـتـریـن لـذتـیهکـه تـوی دنـیـاسـتهایـنـه کـه . . .
بـدونـی یـه نـفـر خـیـلـیهدوسِـت داره . . .
بـرایهیـه نـفـرهمـهـمـی . . .
یـه نـفـر هـسـتهکـه هـمـیـشـه نـگـرانـته . . .
اونـوقـتهکـه زنـدگـی مـعـنـاهپـیـدا مـیـکُـنه . . .
اون موقع،ههر روزت،همثلهروز “ولنتاین” میشه … !!!



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 
ارسال: #8
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
دیرآمدی خیلی دیرآمدی گفته بودم تاابدمنتظرت می مانم اما اما افسوس دلم طاقت نیاورد

من عشقم راابراز می کردم ولی تو تنها حرفت سکوت بود
شبی تا صبح برایت گریه کردم برای تو چرا؟؟؟؟؟برای خودم برای عشقی که مطمئن شدم دردلت جایی ندارد
عشقت را قاب گرفتم و توی صندوقچه ی اسرارم پنهان کردم
چشمانم رابستم و گفتم آری قبول است
حالا تو آمدی حالا که دستانم را دستان گرم دیگری می فشرد حالاکه قبول کردم قلب بی جانم را به نام دیگری کنم عشقت را,حرف دلت را آرزوی محال من را برزبان می آوری؟؟؟؟؟
اگر روزهایی که به یادت بودم بازگردد تا ابدمنتظرت می مانم
افسوس دیگر خیلی دیرشده ,تو آمدی اما من دیگرمن سابق نیستم
برای من حتی اندیشیدن به تو رنگ خیانت دارد چگونه درچشمانت نگاه کنم
آری من گفتم منتظرت می مانم اما توچه گفتی؟؟ یادت هست؟برایم آرزوی خوشبختی بادیگری راکردی
حالا چرا نگاه پرازسوالت را از من برنمی گیری
حلا من روزها به تو می اندیشم با تردید که کارم خیانت است یا حسرت
خدایا توشاهد اشک هایم بودی تو عشقم را می دانستی ولی دعاهایم بی جواب ماند چرا؟



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 
ارسال: #9
RE: عشق و معشوق
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
مرگ سهم ماست

می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست

می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست

می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می

دانم یک نفر بی گناه می میرد آه

او آشناست می دانم..

تقدیم به آنهایی که بی تقصیرند.تقدیم به چشمهایی که

در راه ماندند.و دلهایی که آنها را راندند.

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهد هایی

که هرگز کسی آنها را نبست....



05-04-1392 08:46 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان