عاشقانه ی من - صفحه 12 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

عاشقانه ی من
زمان کنونی: 14-09-1395،01:44 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yasna
آخرین ارسال: yasna
پاسخ: 199
بازدید: 7473

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: عاشقانه ی من
ارسال: #111
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
هوا ابری بود و باران میبارید

کودکی آرام گفت:

خدایا گریه نکن،

همه چی درست میشه
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:50 ق.ظ
 
ارسال: #112
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق این پندارم

كه چرا

خانه كوچك ما سیب نداشت
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:51 ق.ظ
 
ارسال: #113
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما

ای در شکسته جام ما ای بر دریده دام ما



ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما



ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظّاره کن در دود ما



ای یار ما عیّار ما دام دل خمّار ما

پا وامکش از کار ما بستان گر و دستار ما



در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:52 ق.ظ
 
ارسال: #114
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
باز باران بی ترانه ....

باز باران با تمام بی کسی های شبانه

می خورد بر مرد تنها می چکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم

باز ماتم ...

من به پشت شیشه تنهایی افتاده


نمی دانم ، نمی فهمم

کجای قطره های بی کسی زیباست ....



نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

کجای ذلتش زیباست ...نمی فهمم ....




کجای اشک یک بابا

که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران

به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده

کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ....نمی دانم ...



نمی دانم چرا مردم نمی دانند

که باران عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

کجای مرگ ما زیباست ...نمی فهمم ....



یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

می دویدم زیر باران ، از برای نان ...

مادرم افتاد...

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد

فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود...

نمی دانم...کجــــای این لجـــــن زیباست....

بشنو از من کودک من

پیش چشم مرد فردا

که باران هست زیبا

از برای مردم زیبای بالا دست...

و آن باران که عشق دارد

فقط جاریست برای عاشقان مست...



و باران من و تو درد و غم دارد

خدا هم خوب می داند

که این عدل زمینی ، عدل کم دارد
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:53 ق.ظ
 
ارسال: #115
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت:

((يادت مي آيد تورا با دوبال و دو پا آفريدم؟

زمين و آسمان هر دو براي تو بود. اما تو آسمان را نديدي.

راستي عزيزم، بال هايت را كجا گذاشتي؟))

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي

چيزي را احساس كرد. آن وقت رو به خدا كرد و گريست.
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:54 ق.ظ
 
ارسال: #116
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
برای تو ...



بی تو طوفان زده دشت جنونم

صیدافتاده به خونم

تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی...
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:55 ق.ظ
 
ارسال: #117
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،

دگر از پای نشستم

گوئیا زلزله آمد،

گوئیا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی

بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که ز کوی‌ات نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟

نتوانم، نتوانم

بی تو من زنده نمانم
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:55 ق.ظ
 
ارسال: #118
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
قاصدك! هان، چه خبر آوردي؟

از كجا وز كه خبر آوردي؟



خوش خبر باشي، اما، ‌اما

گرد بام و در من

بي‌ ثمر مي‌گردي



انتظار خبري نيست مرا

نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري

برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس

برو آنجا كه تو را منتظرند



قاصدك

در دل من همه كورند و كرند



دست بردار ازين در وطن خويش غريب

قاصد تجربه هاي همه تلخ

با دلم مي‌گويد

كه دروغي تو، دروغ

كه فريبي تو، فريب



قاصدك هان،

ولي... آخر... اي واي

راستي آيا رفتي با باد؟

با توام، آي! كجا رفتي؟ آي

راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟

مانده خاكستر گرمي، جايي؟

در اجاقي طمع شعله نمي‌بندم...

خردك شرري هست هنوز؟



قاصدك

ابرهاي همه عالم شب و روز

در دلم مي‌گريند
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:57 ق.ظ
 
ارسال: #119
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز ؟

من در این گوشه که از دنیا بیرون است

آفتابی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه می بینم دیوار است

آه این سخت سیاه

آنچنان نزدیک است

که چو بر می کشم از سینه نفس

نفسم را بر می گرداند

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می ماند

کورسویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانیست

نفسم می گیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست



هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است

اندر این گوشه خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

یاد رنگینی در خاطرمن

گریه می انگیزد



ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می گرید

چون دل من که چنین خون ‌آلود

هر دم از دیده فرو می ریزد



ارغوان

این چه رازیست که هر بار بهار

با عزای دل ما می آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می افزاید؟

ارغوان پنجه خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده خورشید بپرس

کی بر این دره غم می گذرند ؟



ارغوان خوشه خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند

جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

تو بخوان نغمه ناخوانده ی من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:57 ق.ظ
 
ارسال: #120
RE: عاشقانه ی من
پست‌ها: 712
تاریخ عضویت: 09 مرداد 1391
اعتبار: 80
حالت من: انتخاب نشده
آواز کرک



بَدِ بَدبَد چه امیدی ، چه ایمانی

کرک­جان خوب می­خوانی

من آن آواز پاکت را در این غمگین خراب­آباد

چو بوی بال­های سوختت پرواز خواهم داد

گرت دستی دهد با خویش ور دنجی فراهم باش

بخوان آواز تلخت را و لکن دل به غم مسپار

کرک جان بنده­ی دم باش



بد بدبد ره هر پیک و پیغام و خبر بسته است

نه تنها بال و پر ، بال نظر بسته است

قفس تنگ است و در بسته است

کرک جان راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت

من این آواز تلخت را



بد بدبد دروغین بود هم لبخند و هم سوگند

دروغین است هر سوگند و هر لبخند

و حتی دلنشین آواز جفت تشنه­ی پیوند

من این غمگین سرودت را

هم­آواز پرستوهای آه خویشتن

پرواز خواهم داد به شهر آواز خواهم داد



بد بدبد چه پیوندی ، چه پیمانی

کرک جان خوب می­خوانی

خوشا با خود نشستن

نرم نرمک اشکی افشاندن

زدن پیمانه­ای دور از گرانان

هر شبی کنج شبستانی
















دلتنگم

مثل مادر بی سوادی که ..

دلش هوای بچه اش را کرده،

ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد.
..

[عکس: Exis-aks%20ghalb-30851.jpg]
13-05-1391 01:58 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار عاشقانه Armin 2afm 10 535 05-09-1392 07:22 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  ای کاش...(متن عاشقانه) Friga 0 234 23-06-1392 03:18 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
7 عاشقانه nina79 0 236 18-05-1392 06:09 ب.ظ
آخرین ارسال: nina79
  زیباترین حرف های عاشقانه Armin 2afm 48 1,271 05-04-1392 04:23 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  عاشقانه ها arazd 13 832 27-05-1391 01:34 ب.ظ
آخرین ارسال: arazd

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان