شرح یک محاکمه - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

شرح یک محاکمه
زمان کنونی: 15-09-1395،01:57 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 100

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: شرح یک محاکمه
ارسال: #1
شرح یک محاکمه
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
نویسنده : ارسلان خلعت بري

مطابق تعريف ماده 97 قانون مجازات عمومي جعل وتزويرعبارت است ازساختن نوشته يا سند يا چيزديگري برخلاف حقيقت دركتب علماحقوق هم اتفاق نظروجوددارد كه موضوع جعل بايد چيزي مخالف حقيقت باشد والاباجعل منطبق نخواهد بود براي اينكه نشان داده شود دربرخورد باقضايائي كه واقع ميشونددراين باره چه نحو عمل وقضاوت ميشود بهتراست دانسته شود كه نتيجه محاكمات جزائي دراينگونه موارد چيست واينك يكي ازآن محاكمات رادراين مقاله ازجهت درس عملي نقل ميكنيم بدون اينكه اسمي ازاشخاص برده باشم.
سال ها قبل شخصي بمن براي قبول وكالتي مراجعه كردچنين شرح داد كه شخصي بسيارثروتمند دريكي ازشهرستانها فوت نمود وازاو يك زوجه باقي است وحسب ظاهرداراي اولاد نيست اما مخفيانه اززن خود درشهرديگري زن ديگري بانكاح منقطع داشته است كه ازاو دختري دارد وآن دختررانزد بانوئي گذاشته ومخارج اوراميپرداخت ومادرآن دختردرزمان حيات آن شخص ثروتمند چون نكاح منقطع اوخاتمه يافته بود شوهرديگري اختياركرد وآن دخترنزد مادربامخارج پدرزندگي ميكرد تااينكه بحد بلوغ رسيد ازاين جريان عده قليلي باخبربودند وازآن جمله خود من.
كلام كه باينجا رسيد شخصي كه براي تعيين من جهت موضوع آمده بود چنين ادامه داد كه چون ازجريان حال دختراطلاع داشت بخواستگاري آن دختربلافاصله بعد ازفوت پدراورفت واورا براي پسرخود خواستگاري نمود وعقد وازدواج هم صورت گرفت تااينجا موضوع ساده بود اما جريانات بعدي براي اوگرفتاري بوجود آورد.
چون آن شخص ثروتمند متوفي بظاهر اولادي نداشت اقرباء درجه دوم درصدد تصاحب املاك واموال او بحسب وراثت برآمدند ازآن طرف براي اينكه فرزند واقعي آن مرحوم بتواند نسبت خود راثابت كند بدو چيز احتياج بود يكي عقد نامه مادر وديگر شناسنامه كه هيچكدام موحود نبود اين شد كه درصددبرآمدند براي دخترشناسنامه اي وبراي مادرعقد نامه اي جعل كنند كه حق قانوني دخترازبين نرود هردوكارشد هم شناسامه وهم عقد نامه هردوساخته شد ومورداستفاده واقع گرديد.
وراث طبقه دوم وقتي ازموضوع خبردارشدند شكايت بدادسراكردند تحقيقات آغازگرديد وباتحقيق ازاداره آمارمجعوليت شناسامه وبارسيدگي بعقد نامه ساختگي بودن آن هم مسلم گرديد درتحقيقات عده اي اظهارنموده بودند كه ازآن مرحوم اين دخترباقي بوده ونزد بانوئي باخرج پدرنگاهداري ميشد ولي سند ومدركي درميان نبود ادعانامه عليه مادرودختروپدرشوهردخترتنظيم گرديد وچون مستخدم اداره آمارهم تحت تعقيب بود پرونده بديوان كيفر كارمندان دولت ارجاع ودرشعبه دوم آن رسيدگي آغازشد.
ايجانبت كه قانون وعدالت بايد دردستگيري وحمايت ازبيچارگان بكمك آنها بيايد دختري درطفوليت اززندگي مرفه خانواده ومهر پدرمحروم بافقروفاقه زندگي كرده واكنون كه خواسته بحق خود برسد قانون حق اروارگرفته وعلاوه برمحروميت اورابزندان هم ميكشاند.
مجاكمه بعد ازتشريفات مقدماتي آغازشد همه چيزدرظاهرمحكوميت را تاييد مينمود ولي روزانه اميدي هم وجودداشت كه نورحقيقت وعدالت ازآن بتابد وصحنه راآنچنان روشن سازد كه حقيقت آشكارگرددبالاخره چنين شد وعدالت دست خود رابراي نجات دخترومادردرازكرد وآن دورانجات داد.
البته مامورهائي آن دونفربي پناه كه درزمان محاكمه دربازداشت هم بودند من بودم ازيكطرف وسه قاضي كه قبول يارد مدافعاب من باآنها بود چون ازلحاظ وقوع جعل ديگر ترديدي نبود من اصراري نداشتم كه درآن ترديد كنم اما پايه ودفاعم رابراين قراردادم كه يكي ازعوامل اساسي جرم جعل آن است كه خلاف حقيقت نيست زيرااين دخترفرزندمرحوم.. ميباشد وعده اي ازمطلعين شهادت باين امر داده اند واينها احتياجي به تنظيم عقد نامه عادي وشناسنامه رسمي نداشته اند وطريق ديگري براي اثبات نسب وجود داشت النهايه دراثر راهنمائي ناصحيح اين طريقه راانتخاب كرده اند كه بحق مشروع وقانوني خود برسند هيئت قضات هم درمقابل دلائل قطعي ارتكاب جرم ووجدان قرارگرفته بودند ووقتي وجدان بادلائل قوي روبرو شود قاضي ناراحت ميشود محسوس بود كه قضات هم متاثرند وهم درمقابل دلائل حيران وشايد بدنبال چيزي ميگشتند كه دست بسته آنهارا بازكند بالاخره آنچه كه درانتظارآن بوديم يعني يك دليل قابل قبول بدست آمد اما بدين شكل.
درروزهاي آخرمحاكمه چون مادردخترزنداني بود شوهرش به تهران آمده بود من درموقع تنفس ازاو پرسيدم كه عقد نامه زن خود را كه قبلا درنكاح منقطع مرحوم…. بوده من ميخواهم ببينم بنظرمن رسيده بود كه چون مادردخترقبلا درنكاح منقطع ديگري بوده ممكن است درموقع عقد بشوهر دوم تذكربموضوع داده شده باشد زيرا شرعا بايد درنكاح منقطع بذل مدت ازطرف زوج بشود تانكاح باديگري ممكن باشد.
بااصراروباحال ياس شوهررا بشهرخودش فرستادم كه عقد نامه رسمي خودوزنش را بياورد واوهم رفت وعقد نامه را باخودآورد البته عقد نامه اي كه درزمان حيات مرحوم…..شوهرقبلي مادردختربراي نكاح بااين شوهر دوم تنظيم شده بود نميدانيد ازخوشخالي روي دوپابند نبودم وقتي كه درصفحه اول عقد نامه درتوصيف زوجه نوشته بود: (بانو….كه قبلا درنكاح منقطع مرحوم….بوده وبعد ازبذل مدت ازطرف زوج سابق اين نكاح واقع گرديد).
آنچه بدنبال آن ميگشتيم بدست آمد يك سند رسمي كه سال ها قبل ازفوت پدردخترتنظيم شده بود وقابل ترديد نبود ودرآن تصريح شده بود كه مادردخترقبلا درنكاح منقطع مرحوم….يعني پدردختربوده وچون تولد دخترقبل ازنكاح باشوهر دوم بوده بنابقاعده شرعي الولد للفراش طفل شرعا وقانونا( بموجب قانون مدني) بشوهر اول تعلق داشته وبالاخره بايك سند رسمي كه ازغيب رسيد نسب دختربه پدرثابت شد ووجدان قضات قوت تازه اي براي قضاوت بحق قرارگرفت.
من وقتي دردفاع دوم گفتم كه چنين سندي وجوددارد رئيس دادگاه حرف مراقطع كرد وباصدائي مرتعش گفت اين سند كجاست بانهايت ادب گفتم دركيف من است وامروزازشهر.. شوهرش آنراآورده است وسند را بدادگاه تقديم نمودم وضع دادگاه برهم خورد وبكلي تغيير كرد قضات آنرا بادقت نگاه كردند سكوت محكمه راگرفت تماشاچيان كه عده اي ازآنها ازوكلاء جوان وكارآموزوازنظرعلمي باين محاكمه علاقمند بودند تغيير قيافه دادند ريراديدند اساس محكوميت نزديك است به تبرئه مبدل شود.
دنبال كلام راگرفتم وگفتم كه اين عمل مسلما هم كه واقع شده باشد جعل نيست زيراخلاف واقع نيست ومطابق باواقع است ودرتاييد دفاع خود بعقايد علماء حقوق استناد كردم وتبرئه مادرودخترراخواستارشدم محاكمه تمام بود ونتيجه برتماشاچيان ومتهمان نامعلوم ولي برخود من معلوم بود زيراميدانستم براي متهمان هم وجدان بكمك آمده است دليل رسمي وقضاوت بسند رسمي ترتيب اثرخواهند داد ونداي وجدان راهم بدون پاسخ نخواهند گذاشت.
همانطوركه تصورمن بود شد بعدازساعتي قضات برگشتند وحكم دادگاه خوانده شد ازاستدلالات دادگاه علائم تبرئه ظهورميكرد قيافه شاكيان خصوصي تيره وگرفته ميشد قيافه تماشاچيان بازوبشاش عاقبت خواندن استدلال دادگاه تمام شد وخلاصه آن ازاينقراربود: چون بردادگاه مسلم شد كه مادردختردرنكاح مرحوم…. بوده ساختن نكاح نامه خلاف حقيقت تلقي نميشود وچون باوجود نكاح فرزند بشوهر طبق قانون ملحق است لذا فرزند بودن دخترنسبت بمرحوم…. يعني پدراومحرزاست وتنظيم شناسنامه هم برخلاف حقيقت نميباشد وعلاوه برآن دادگاه حكم برفرزند بودن دختركردوهيچيك ازدوموضوع را منطبق باجرم جعل ندانست ومادرودخترراتبرئه كرد وبالاخره حق برناحق غلبه نمود ويك حكم وسابقه ديگري راجع بموضوع جعل براي مطالعه واستناد درپرونده هاي دادگستري وبراي توجه قضات ووكلاء ودانشجويان حقوق باقي گذارد.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

29-01-1392 09:10 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان