سید جیکاک و بازیچه ای به نام مردم ایران - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

سید جیکاک و بازیچه ای به نام مردم ایران
زمان کنونی: 15-09-1395،03:58 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sahari
آخرین ارسال: sahari
پاسخ: 1
بازدید: 163

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: سید جیکاک و بازیچه ای به نام مردم ایران
ارسال: #1
سید جیکاک و بازیچه ای به نام مردم ایران
پست‌ها: 286
تاریخ عضویت: 06 بهمن 1391
اعتبار: 69
حالت من: انتخاب نشده
[عکس: %D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DA%A91.jpg]
سید جیکاک!
لطفا این متن را با حوصله بخوانید و منشا بیچارگی ملت های مستعمره ی انگلیس را در یابید . این متن توهین به هیچ قومیتی نیست چرا که اگر هر قومیتی در این شرایط قرار می گرفت احتمالا همین رفتار را نشان می داد . پس بخوانیم و عبرت بگیریم

سرهنگ«جيكاك» مأمور اطلاعاتي بريتانيا، در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در ايران نقش زيادي را در جهت منافع كشورش ايفا نمود. جيكاك با خاتمه جنگ جهاني دوم به استخدام شركت نفت ايران و انگليس درآمد. مي گويند كه حكومت واقعي مناطق نفت خيز در دست او بود.جيكاك اغلب اوقات خود را در ميان مردم بومی محلی مي گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در يادگيري زبان در مدت بسيار كوتاهي توانست زبان فارسي و از آن مهم تر گويش محلی را همچون زبان مادري خود يادبگيرد . به حدي كه تشخيص او از بومی ها بسيار مشكل بود . خصوصاً اينكه با شگرد هاي خاص تفاوت ظاهري خود را نيز بوسيله گريم هاي مداوم با چهره ی قوم .... به حداقل مي رساند و البته چنانچه حكايت مي كنند آنقدر بر زبان و گويش و تاريخ و فرهنگ قوم مزبور مسلط بود كه چنانچه كسي نيز مي خواست از ظاهر او به خارجي بودنش مشكوك شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او يقين پيدا مي كردند كه وي از اقوام داخلی ایران است ! جيكاك علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمينه يادگيري و تطبيق با محيط برگ برنده ديگري نيز داشت و آن شوخ طبعي ذاتي وي بود

نام جيكاك براي مردم مناطق نفت خيز ... و خصوصاً ... نامي آشناست . نامي كه به نمادي در نيرنگ و حيله گري آنهم از نوع انگليسي تبديل شده و حتي امروز نيز معمولاً به كساني كه به نيرنگ و مكر و حيله و البته سياستمداري از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جيكاك مي دهند

جيكاك در راه جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بكار برد. او علاوه بر تشويق مردم حاضر در ولایت ... به بي توجهي به ملي شدن صنعت نفت، كوشش نمود تا در كار هيئت خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس خلل ايجاد نمايد. به گفته ی حسين مكي به هنگام عزيمت هيئت خلع يد به آبادان، جيكاك تصميم گرفت عده اي را تحريك كند تا اتومبيل اعضاي هيئت را از روي پل بهمن شير به داخل رودخانه بيندازد اما اين توطئه ناكام ماند. سرانجام دولت ايران كه به كارشكني و اخلال جيكاك در امر ملي شدن صنعت نفت پي برده بود وي را از ايران اخراج نمود


حكايت هاي زيادي از حضور سرهنگ جيكاك كه بعدها به "مستر جيكاك" و در اواخر حضورش در ايران به "سيدجيكاك" معروف شد نقل مي شود

1- جيكاك در اوايل حضورش در شركت نفت ايران و انگليس به عنوان سرپرست يك دكل حفاري مشغول به كار شد. يكروز يكي از كارگران محلي از بالاي دكل به زمين افتاد و درجا مرد. افراد محلي كه از فوت فاميلشان به شدت عصباني بودند و جيكاك را مسئول اين واقعه مي دانستند به سوي او حمله كردند. جيكاك كه مرگ را در يك قدمي خود ميديد ناگهان به سمت دكل حفاري حمله ور شد و شروع كرد به زدن دكل با مشت و لگد. مردم محلي كه شگفت زده بودند ناگهان ايستادند جيكاك كه مردد شدن مردم را ديد و فهميد انگار نقشه اش گرفته شروع كرد با سر كوبيدن به دكل و فحش دادن كه " نامرد تو برادرم را از من گرفتي" و از اين گونه صحبت ها... نقل مي كنند كه چند دقيقه بعد مردم دوباره به سمت جيكاك دويدند ولي اينبار نه براي زدن و انتقام گرفتن بلكه براي دلداري دادن به او و جلوگيري كردن از كوبيدن سرش به دكل.

2- از ديگر حكايات جيكاك عصاي معروف است كه با آن معجزه مي كرد و وقتي آنرا به بدن كسي مي زد به آن شوك عجيبي منتقل مي شد! جيكاك مدعي بود عصاي او بهترين وسيله براي تشخيص حلال زاده بودن افراد است و با همين شگرد بسياري از كساني را كه به دليل مختلف مي خواست از وجهه اجتماعي و قدرت بيندازد ، تخريب مي كرد ! بعد ها فاش شد كه در عصاي معجزه آساي مستر جيكاك جز يك پيل خشك الكتريكي و يك مدار ضعيف انتقال برق هيچ چيز وجود نداشته و جريان ضعيف برق باعث انتقال شوك الكتريكي به افراد نگون بختي مي شده كه مستر جيكاك هنگام تماس عصا با آنها ، دكمه وصل جريان را فشار مي داد.

3- در مجلسي او حاضران را دروغگو معرفي مي كرد و هنگامي كه قرار بر اثبات شد، كبريتي روشن كرد و گفت: هر كس راست بگويد اين كبريت ريشش را نمي سوزاند. اول كبريت را به ريش خود گرفت كه نسوخت سپس ريش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند كه دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد كه ريش او مصنوعي و نسوز بود.

4- اقدام بعدي جيكاك پوشيدن لباس روحانيت و عمامه گزاري وي بود! جيكاك مجلس وعظ و منبر برپا مي كرد و آخرش هم روضه ی امام حسين مي خواند و وسط روضه موقعي كه همه داغ مي شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشي كه وسط مجلس بود پرتاب مي كرد! از بند قبل علاقه ی جيكاك به پارچه ی نسوز را بياد داريد .
عمامه نمي سوخت و جيكاك آنرا به عنوان معجزه خود بيان مي كرد و ادعاي سيد بودن مي كرد! در ضمن او هيچكس را هم به سيدي قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش مي سوخت! از اينجا بود كه او به "سيد جيكاك" معروف شد

5- به هنگام ملي شدن صنعت نفت، جيكاك يا به قولي سيد جيكاك با گشت و گذار ميان مردم اين شعار را به گويش محلي براي آنها طرح نمود:

"يعني تو كه مهر علي را در دل داري براي چه به دنبال ملي شدن نفت هستي"

بعضي از مردم زندگي خود را رها كرده و با تشكيل دسته جات متعدد و درست كردن پرچم و علم هاي گوناگون علي علي گويان به امامزاده ها رفته و طلب عفو مي كردند.

سید جیکاک برای مردم بومی ... نماد حیله گری و مکاری ست.
















اینجا جایی است که وقتی زانوهایت را
از شدت تنهایی بغل گرفته ای به جای
همدردی برایت سکه می اندازند
چه عجیب مردمانی!!!!!!
15-12-1391 05:11 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  آثار باستانی ایران در موزه لوور پاریس sahari 0 322 15-12-1391 05:11 ب.ظ
آخرین ارسال: sahari

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان