سخنان ارزشمند دكتر شريعتی - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
زمان کنونی: 14-09-1395،11:53 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: darya
آخرین ارسال: yalda
پاسخ: 15
بازدید: 1023

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
ارسال: #11
RE: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
بدترین شکل دلتنگی برای کسی،
آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید...:(
دکتر شریعتی
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
25-12-1390 10:46 ب.ظ
 
ارسال: #12
RE: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
(20-12-1390 02:12 ق.ظ)saghar نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکانپذیر نیست . لطفا
ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید

مرا کسی نساخت , خدا ساخت
نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم
کسم خدا بود , کس بی کسان او بود که مرا ساخت

( دکتر علی شریعتی / کتاب هبوط صفحه 1 )
مرا كسي نساخت٬ خدا ساخت٬
نه آنچنان كه كسي مي خواست كه من كسي نداشتم٬
كسم خدا بود٬كس بي كسان! او بود كه مرا ساخت آنچنان كه خودش خواست٬نه از من پرسيد٬ نه از آن "من ديگرم"!
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
25-12-1390 11:10 ب.ظ
 
ارسال: #13
RE: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
تنهایی ، آزادی
من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام .

عشق به آزادی ، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد .

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است .

آزادی معبود من است .

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است .

هر دردی بی درد است .

هر زندانی رهایی است .

هر جهادی آسودگی است .

هر مرگی حیات است .

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم .

پس چرا از فردا می ترسم .

من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
31-05-1391 10:24 ب.ظ
 
ارسال: #14
RE: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
31-05-1391 10:27 ب.ظ
 
ارسال: #15
RE: سخنان ارزشمند دكتر شريعتی
پست‌ها: 158
تاریخ عضویت: 21 شهریور 1390
اعتبار: 28
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 01-04-1392 09:37 ب.ظ توسط yalda
گلایـه دكتر شریـعتی از خـدا


خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.


خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!


خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!


خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.


خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

و این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.


با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.


بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.
















 غم قفس به کنار
 آنچه عقاب را پیر میکند
 پرواز زاغهای بی سرو پاست...
01-04-1392 09:36 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  سخنان زیبا و آموزنده از آندره ژید Friga 0 164 06-08-1392 11:15 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  سخنان ناپلئون بناپارت Friga 0 185 22-06-1392 09:46 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  سخنان حکیمانه در مورد ازدواج Friga 5 561 23-10-1391 01:56 ق.ظ
آخرین ارسال: pajhan

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان