زنی به خانه ی خدارفت اما کعبه راندید - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

زنی به خانه ی خدارفت اما کعبه راندید
زمان کنونی: 20-09-1395،08:08 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: moderator
پاسخ: 1
بازدید: 228

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: زنی به خانه ی خدارفت اما کعبه راندید
ارسال: #1
زنی به خانه ی خدارفت اما کعبه راندید
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
حاجیان ازراه رسیده بودند درب بیشترخانه ها بازبود بازارسوغاتی وخرما وآب زمزم وجانماز وتسبیح گرم بود اما کسانی هم بودند که آرزوی رفتن به خانه ی نورانی خداراداشتند وبه قصد دیدار با زائران کوی دوست آمده بودند یکی از همین دوستان خدا به دیدار زنی ازاهالی محله شان رفته بودبعدازنوشیدن آب زمزم وخواندن دعا وتبریک به اهل خانه صحبت به لحظه ی دیدار خانه ی خدا رسید همه شاهد بودند که زن آهی کشید وگفت:درتمام عمرم حسرت این لحظه رامی خورم که همراه حاجیان وارد مکه شدیم هفت بار همچون پروانه به گرد خانه اش گشتیم وطواف کردیم اما فقط شنیدم که چقدر خانه ی خدا زیباست وهاله ی نورانی اطرافش بسته است وهرچه من نگاه کردم وپلک زدم وچشمانم رامالیدم چیزی ندیدم!!چند نفری به فکر فرورفتند وچند نفری حیرت زده مشغول تماشای زن گریان وناراحت بودند فردمومن به زن اشاره کردوگفت:بهتراست به نزد شیخ بروی وماجرارابرایش شرح دهی شاید خداوند توفیق دیدار خانه اش را نصیب تونکرده ویا هشداری برای توست...
زن سراسیمه ازشنیدن این حرف به مسجد محله رفت تااذان فاصله ی چندانی نبود چند نفری مشغول دعاورازونیاز بودندوعده ای نیز باشیخ مشغول صحبت بودندودستورات دین رامی پرسیدند.زن مدتی صبرکرد تا اندکی خلوت شد واز پرده ی مابین قسمت زنانه ومردانه فاصله گرفت وخواست با شیخ صبت کند.شیخ مدتی فکرکرد وسپس خواست بعدازخواندن نماز به نزد وی برود وماجرارابا شرح وبسط کامل بیان کند.
آوای ملکوتی اذان همه جاراپرکرد همراه با زنانی که برای ادای فریضه به مسجد می آمدند نمازرا به جای آورد وبعد به نزد شیخ رفت .شیخ ازانجام فرایض واعمال ویژه ی حج پرسید زن همه راشرح داد وشیخ دانست مساله بالاترازاین حرفهاست واومشمول عذاب وتنبیهی است که خداوند دراین دنیا مقدرساخته به اوداده شود .از زندگی وامورات زن پرسیدپاسخ شنید:کارمن شستن مردگان است شیخ گفت:مردگان را چگونه به خاک می سپاری زن سکوت کرد وگفت:حال که سوال کردید ماجرایی به یادم آمد مدتی قبل جوانی رابرای غسل وکفن ودفن آورده بودند.درست زمانی که دوروبرمن خلوت شده بود زنی به نزدم آمد ومبالغ زیادی پول به من داد تامن هم درعوض بعدازاین که مرده راشستشودادم طلسم رابرداشته ودردهان مرده بگذارم تا باطل نشودوبه دست کسی نیفتد!!
من نیز به خاطرنیاز مالی قبول کردم.شیخ فهمید که خداوند به خاطر این که گناه کبیره ای راباتوسل برسحروجادوومال حرام انجام داده است توفیق دیدارخانه اش رادریغ داشته است .(کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نکنی حاجی احرام دگر بند وببین یارکجاست؟!)
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
26-08-1390 10:03 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پیامبری از کنار خانه ما رد شد darya 0 206 30-07-1390 02:52 ب.ظ
آخرین ارسال: darya

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان