زنجیر عشق - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

زنجیر عشق
زمان کنونی: 14-09-1395،05:31 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: darya
آخرین ارسال: darya
پاسخ: 1
بازدید: 176

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: زنجیر عشق
ارسال: #1
زنجیر عشق
پست‌ها: 306
تاریخ عضویت: 24 اردیبهشت 1390
اعتبار: 45
حالت من: انتخاب نشده
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشتاز سر کار به خانه برمی گشت،سر راه خود زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده است. آن زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.اسمیت پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت: من آمدم تا کمکتان کنم.
زن در پاسخ گفت: صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست...
وقتی که او لاستیک را عوض کردو آماده رفتن شد، زن پرسید:من چقدر باید بپردازم؟؟؟
اسمیت جواب داد:شما هیچ بدهی به من ندارید.من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همان طوری که من به شما کمک کردم.اگرشما واقعا می خواهیدکه بدهی خود را به من بپردازید، باید این کار را بکنیدو نگذارید زنجیر عشق به شما ختم شود!
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید ورفت داخل تا چیزی خورده بعد به راه خود ادامه دهد.در داخل کافه توجه زن به لبخند شیرین زن پیشخدمت جلب شد، او به نظر می بایست هشت ماهه باردار باشد و از خستگی روی پا بند نبود...
زن داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست واحتمالا هرگز نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار زن را بیاورد، وی ا در بیرون رفته بود! اما بر روی دستمال سفره یادداشتی را باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن را می خواند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود:شما هیچ بدهی به من ندارید.من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همان طور که من به شما کمک کردم.اگر تو هم واقعا می خواهی که بدهی خود را به من بپردازی، باید این کار را بکنی و اجازه ندهی زنجیر عشق به تو ختم شود.
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خانه رفت در حالی که به آن پول ویادداشت زن فکر میکردبه شوهرش گفت:دوستت دارم اسمیت، همه چیز دارد درست میشود، سعادت دیگران بخش مهمی از زندگی ماست...
















دور باشـــــــــــ
اما نزديكـــــــــــــــــــــــ من...!!!
من از نزديكـــــــــــ بودن هــــای دور ميترســـــم...!!!
17-01-1391 03:10 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان