روح زمانه در معماری و شهرسازی alireza mos'hefi - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

روح زمانه در معماری و شهرسازی alireza mos'hefi
زمان کنونی: 16-09-1395،08:21 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mehrdad
آخرین ارسال: mehrdad
پاسخ: 1
بازدید: 341

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: روح زمانه در معماری و شهرسازی alireza mos'hefi
ارسال: #1
روح زمانه در معماری و شهرسازی alireza mos'hefi
پست‌ها: 64
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
بعد از فروپاشی دیوار برلین و یك قطبی شدن جهان، روح زمانه تغییر شكل پیدا كرد و تمام روابط بین‌المللی كشورها، چه از نقطه‌نظر اجتماعی، اقتصادی و به‌خصوص سیاسی، متأثر از آن گردید. این تغییر شكل‌ روابط سیاسی در مقیاس جهانی و باز شدن دروازه‌های كشورهای «چپ» و «راست» به روی یكدیگر، رژیم سرمایه‌داری را از حالت غول‌آسای خود به‌صورت سرمایه‌داری كوچك‌تر و خصوصی تبدیل نمود، به‌طوری‌كه هر سرمایه‌داری به خودی‌ خود وارد قدرت جهانی سیاسی/سرمایه‌داری گردید.

سرمایه‌داری خصوصی، اقتصاد كشورها را از حالت اقتصاد با برنامه، به صورت فعالیت‌های اقتصادی خصوصی تبدیل كرد و هر سرمایه‌دار در هر كشور و هر شهری به خاطر بالا بردن بهره یا به كار انداختن سرمایه‌ی خود، هر عملی كه منافع خود را در آن می‌دید در مقیاس شهری یا كشوری یا جهانی انجام داد. دولت‌ها هم كه خود را سرمایه‌دار اصلی می‌دانستند یا فكر می‌كردند هستند، خود وارد بازار اقتصادی شدند.
در اینجاست كه بحث در مورد:
حاكمیت اقتصاد بر منافع اجتماعی
حاكمیت منافع اجتماعی بر اقتصاد
كه لیبرالیزم اقتصادی را به‌وجود می‌آورد، مطرح می‌شود. در لیبرالیزم اقتصادی دو حالت یا دو مسیر كاملاً مشخص و متضاد وجود دارد.
مداخله نكردن دولت در سرمایه‌گذاری بخش خصوصی
كنترل هرچه بیشتر دولت بر منافع اقتصادی بخش خصوصی به نفع رفاه اجتماعی
مهم‌ترین تحولی كه در این دهه در حال رشد است، اولویت دادن به بخش خصوصی است. این امر باعث گردیده تا بسیاری از تولیدات داخلی و محلی كاهش یابد یا از بین برود، و در مقابل، كالاهای وارداتی جایگزین آنها گردد كه پدیده‌ی بیكاری را افزایش می‌دهد.
بیشترین ضرری كه بخش خصوصی می‌تواند به مملكت و جامعه وارد آورد:
از بین بردن توسعه پایدار
تجاوز به محیط‌زیست و مخدوش نمودن آن است.
مثلاً برلوزكٌنی، سرمایه‌دار ایتالیایی، سعی در پیاده نمودن تز خود با عنوان «ساحل سیمان مسلح» درباره‌ی ساختمان‌سازی در ساحل جزیره‌ی «ساردنیا» می‌كند. این ایده از سوی گروه مخالفان مترقی و خود مردم ساردنیا جلوگیری شد.
این نوع فعالیت‌های بخش خصوصی كه توسط سرمایه‌داران در مقیاس‌های مختلف انجام می‌گیرد، مربوط می‌شود به همان تز لیبرالیزم اقتصادی، كه یك سرمایه‌دار آن‌چه را كه می‌خواهد انجام می‌دهد، چه در زمینه‌ی مسكن‌سازی یا ایجاد كارخانه‌های صنعتی كوچك یا بزرگ یا خرید املاك و مستغلات دولتی یا سازمان‌ها و غیره، كه دولت كنترلی بر روی آن ندارد. ادامه‌ی این مسیر به یك نوع روابط می‌انجامد كه در علوم اقتصادی آن را «اقتصاد وحشی» نام‌گذاری كرده‌اند، كه همیشه تمایل به این دارد تا برتری و نفوذ خود را نسبت به سایر فعالیت‌های اقتصادی نشان دهد.
یا ایده «گلوبالیزاسیون» كه در بخش اقتصادی، سعی در قدرت گرفتن دارد، و برای اولین‌بار در شهر سیاتل امریكا شروع شد و به «جنبش سیاتل» معروف گشت.
امروزه اگر از «قانون‌مند شدن» صحبت می‌شود، منظور، بیشتر كنترل دولت بر سرمایه‌داری بخش خصوصی است و اگر گفته می‌شود «ما فرهنگ تولید نداریم تا سرمایه‌داری‌مان رشد كند» ایده‌ی درستی است چون، درغیر این صورت به همان اقتصاد وحشی خواهیم رسید (اگر در آن غوطه‌ور نباشیم). ما اگر قانون‌مند شویم یك قدم به جلو گذاشته‌ایم و دعوای دلالان بخش خصوصی با دولت در این است كه اگر اقتصاد یا تولید قانون‌مند شود، منافع دلالان كم‌رنگ می‌شود. به همین دلیل برج‌ها بالا می‌رود. زمین‌ها تصرف می‌شود، شهرها گسترش می‌یابد و خیابان‌ها عریض می‌گردد.
از شروع سال 1960 بود كه متخصصان شهرسازی ایتالیا متوجه شدند كه مسایل شهرسازی آنها، كه بیشترین فعالیت‌ خود را بعد از جنگ جهانی دوم آغاز كرده بود، چه كمبود‌هایی را دارد و به همین دلیل شهرسازی را یك علم چند منظوره دانستند كه علوم مختلف بایستی در آن ادغام شود.
در شهر «پیان كاستانیایو» از حومه‌های شهرستان «سینا» به‌خاطر بهبود وضع اقتصادی و رشد جمعیت، تمام زمین‌های خالی داخل محدوده شهری با ساختمان‌سازی مسكونی پر شد به‌طوری كه حتی ساختمان‌های قدیم را هم تا جایی كه طرح تفصیلی اجاره می‌داد نوسازی شد و دیگر فضایی برای مسكن اضافه جمعیت باقی نماند. از مقامات سینا اجازه‌ی تهیه‌ی طرح گسترش شهر را خواستند، سال‌ها به طول انجامید، ولی بالاخره اجازه‌ی گسترش شهر به شهرداری پیان كاستانیایو داده نشد چون از هر نقطه نظر این گسترش را یك نوع تجاوز به محیط‌زیست و سرزمین‌های اطراف، تعرض به فضاهای سبز و باز شهری، تعرض به حیات وحش و به آب و خاك و معادن و خلاصه تجاوز به همه چیز دانستند. این نمونه‌ای است از یك شهر قانون‌مند، از یك دولت قانون‌مند و از یك جامعه‌ی متمدن.
تا قانون‌مند نشویم، روح زمانه، چه در معماری، چه در شهرسازی و چه در فعالیت‌های جنبی، همین دلال‌بازی و اقتصاد لجام‌گسیخته است كه گریبان‌گیر آن هستیم.
تهران، ظرفیت پذیرش جمعیت مهاجر را ندارد، ولی گسترش در این شهر به سرعت ادامه دارد، در حالی كه استانداردهای مربوط به شهرنشینی در آن رعایت نمی‌گردد. به خاطر فقر روستایی و بیكاری در شهر‌ها، و از طرفی گسترش الگوی جدید مدرنیزم و شبكه‌های ارتباطی، رفتارها و معیارهای بسیاری از روستاییان تغییر یافته و آنها را، راهی شهرها نموده است.
در بعضی از شهرها، مهاجرت و شهرنشینی با چنان سرعتی در جریان است كه دولت و مدیریت شهری از عهده‌ی اداره كردن این جمعیت به راحتی بر نمی‌آید. در چنین شرایطی مظاهر فقر، بی‌كاری، ناكافی بودن شرایط و امكانات زیربنایی، مسكن، خدمات اجتماعی نامناسب، انحرافات اجتماعی، افزایش جرایم در جامعه، روی آوردن به مشاغل غیرقانونی و پایین آمدن كیفیت محیط‌زیست اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

در نتیجه:
نظم سیستماتیك بخش‌های مختلف شهر، مثل مناطق مسكونی، غیرمسكونی، نقاط تجاری، صنعتی، تفریحی، فرهنگی، خدماتی و نظیر آن، از بین می‌رود.
برنامه‌ریزی مربوط به حمل و نقل مسافر درون شهری كه بدون برنامه‌ریزی صحیح باشد موجب هرج‌ومرج حركت‌ها، آلودگی محیط‌زیست و سنگینی وسایل نقلیه و راه‌بندان‌های همه روزه می‌شود.
نظام ساختمان‌سازی، موارد بهداشتی شامل فاضلاب، آب، برق و نظیر آن در بافت‌های مسكونی و غیرمسكونی رعایت نمی‌شود.
فقدان تسهیلات مربوط به گذران اوقات فراغت، جامعه شهری را به شكل پیچیده‌ای با بن‌بست‌های گوناگون فرهنگی و اجتماعی مواجه می‌نماید.
یكی از ویژگی‌های بارز ناهمگونی اجتماعی در تهران آن است كه عوامل مختلف فرهنگی، آموزشی، تخصص و … آن را به یك شهر ـ روستای بزرگ تبدیل كرده است. به عبارت دیگر، گونه‌های مختلف فرهنگی، ناهمگونی اجتماعی را در این شهر ایجاد كرده است. زمینه‌های رفتاری روستا‌نشین و شهر‌نشین در هم گره خورده و شخصیت‌های ناموزون را به بار آورده . شهرنشینان و تحصیل‌كرده‌ها سبب شده‌اند تا پدیده‌ی فردگرایی در نقاط مختلف (چه مسكونی و چه اداری) هر چه بیشتر افزایش یابد. در نتیجه احساس هم‌دردی با جامعه از بین رفته، تجمع‌گرایی بین شهرنشینان كمتر به چشم می‌خورد. هم‌چنین دو عامل عمده‌ی امروزه، مسائل اكولوژی و ازدیاد جمعیت است كه تا حد زیادی زمینه‌ی تخریب محیط‌زیست، تغییر ارزش‌های اجتماعی و آلودگی محیط و پدیده‌های دیگری را به دنبال می‌آورد و ما یك برنامه‌ریزی مطلوب با چنین زمینه‌هایی را عمدتاُ دنبال می‌كند و تنها در چنین شرایط است كه می‌توان یك نوع تعادل رفاهی در نقاط مختلف شهر ایجاد نمود.
هر چه بیشتر به سطح شهر اضافه كنیم و امكانات بیشتری برای خانه‌سازی و اضافه جمعیت فراهم آوریم، به نابودی اكوسیستم آن كمك كرده‌ایم.
روح زمانه‌ی امروز ما، به‌هم ریختن، مخدوش كردن،‌ در هم پیچیدن، آشفتگی، فروش زمین، فروش درخت، (قانون می‌گوید درخت‌ها را قطع نكنید ولی مسئولان می‌گویند: اگر پرداخت كنید می‌توانید قطع كنید!)، فروش مزرعه‌ها، فروش جویبارها، فروش دامنه‌های كوهستان و … نظیر این‌ها است كه در معماری و شهرسازی، امروزه خود را منعكس نموده است.
















کاش ازچشمانم میفهمیدی که نگاه زاده ی علاقه است...
23-03-1390 05:00 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان