دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
زمان کنونی: 21-09-1395،07:18 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: lahzeh
آخرین ارسال: lahzeh
پاسخ: 7
بازدید: 414

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
ارسال: #1
21 دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده
دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ

آرومــ خودمــــو بغــــل مي کنمــ

دستــ نوآزشــــي بهــ ســــرمــ مي کشــــمــ

لبخنــــد مي زنمــــو آهســــتهــ مي گــــمــ

گريــــهــ نکــــن عزيــــــزمـــ

" مــــن هســـــتـمــ "

خــــودمــ بهــــ تنهــــــــآيي هــــوآي همهــ ي ندآشتــــهــ اتــــ را دآرمــ ...



16-05-1391 12:21 ق.ظ
 
ارسال: #2
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده
همیـشه سکـوت خــوب نیــست
گـاهـی خُـرد میشوی زیـر بـار حـرفهـای نـگفتـه
غافـل از اینکـه بــه تـو تـهمـت بـی جنـبگـــی میــزننــد...
[عکس: 257.jpg]



16-05-1391 12:23 ق.ظ
 
ارسال: #3
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده
خــودت را که ِ بــزنے بـــه آن راهـــ

یــــآدتـــ مے رود

کـهِ روزے کــسے بـــود ...

کـه ِ خــنـــده هــآیــتـــ را دوســتــــ داشــتـــ !

کــهِ دوســتــــ نـــداشــت ...

چـــشـــمـــآنـــتـــ نـــمــنـــاکــــ شـــــود

کـــافے اســـت

خــودتــــ را بـــه آن راه بــزنـــے ...

تـــــآ هــمـــه ے ایــن ها را فـــرامـــوش کـــنــے !



16-05-1391 12:24 ق.ظ
 
ارسال: #4
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم



16-05-1391 12:47 ق.ظ
 
ارسال: #5
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی:

دیدن لینک ها برای شما امکانپذیر نیست . لطفا
ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید




16-05-1391 12:49 ق.ظ
 
ارسال: #6
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده

دیدن لینک ها برای شما امکانپذیر نیست . لطفا
ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید

خنده هـ ـای تــو بـ ــود

وقتــ ـی کــه شـ ـانه بـه شـ ـانه ی دلـ ــم قــدم مـ ـی زدی

و مـ ـن ...


اشکــ ــــ هـ ـای شــوقـ ـم را پنهـ ـانــی پــاکـ ــــــ مــی کـ ـردم




آری تـ ـو نمــی دانستـ ــی


چــه لـذتـ ـی دارد


تنهـ ـایــی ِ غمنـ ـامــه ی ایـ ـن دل را


بـ ـا خنــده هـ ـای نــاز تـ ــو شکستـ ـن




حــ ـالا کــ ـه فـــرقـ ـی نمــی کـ ــند ...


کـنــ ـارتـــــــ ایستــ ـاده بــاشـ ــم


یـ ــا نـ ــه


بگـ ــذار همـــه چیـ ــز را از وسـ ــط قیچــ ـی کنــــم


تـــا تــ ـو ...


در نیمـ ــی بــاشــی و مـ ــن ...


در نیمـ ـی دیگـ ــر


راستــ ـی ...


بــا دستــ ـی کـــه روی شــ ـانـه اتــ ــــــ


جــ ـا گــذاشتــ ـه ام ...


چــ ـه مــی کنــ ــی !!؟??



26-05-1391 12:47 ق.ظ
 
ارسال: #7
RE: دلـــــمــ کــــهــ ميگـيرهـــ
پست‌ها: 18
تاریخ عضویت: 15 مرداد 1391
اعتبار: 4
حالت من: انتخاب نشده

دیدن لینک ها برای شما امکانپذیر نیست . لطفا
ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید

به نگاهش افتاد...

خيلي وقت بود كه نديده بودمش...

خيلي وقت بود كه شبهارو با خاطراتش سر ميكردم...

توش شب بيداري هام حرفاي زيادي رو واسه گفتن آماده كرده بودم واسه چنين روزي...

كه وقتي ديدمش بهش بگم...

اما...

وقتي ديدمش...

وقتي نگاهم نه نگاهش افتاد...

بدون هيچ احساسي تو چشمام زل زد و گفت سلام خوبي؟!؟

نگاهم را از نگاهش برداشتم و چيزي نگفتم...

بغض گلويم را گرفته بود...

صدايم ميلرزيد...

چشمانم پر از اشك شده بود...

تو حال خودم نبودم...

يهو زد به شونم و گفت با توام كجايي؟

گفتم همين جا ميان گفتن يه سلام و يه خداحافظ ساده

ميان بودن و نبودن...

ميان حرف هايي كه دارم و نميتونم بزنم

ميان اين همه ناباوري...

سلام ديدار از او بود و خداحافظي اش با من...

باز هم من ماندم و كلي حرف كه...

ميدونم هيچ وقت بر زبانم نمي آيند...

هيچ وقت...



04-06-1391 03:34 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان