در مرگ مغزي و‌كما چه مي‌گذرد - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

در مرگ مغزي و‌كما چه مي‌گذرد
زمان کنونی: 16-09-1395،02:16 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Armin 2afm
آخرین ارسال: Armin 2afm
پاسخ: 1
بازدید: 102

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: در مرگ مغزي و‌كما چه مي‌گذرد
ارسال: #1
در مرگ مغزي و‌كما چه مي‌گذرد
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
مغز از پيچيده‌ترين اعضاي بدن انسان است به طوري كه هنوز هم بخش‌هايي از اين جعبه سياه انساني ناشناخته مانده است.گاهي با كوچك‌ترين ضربه وارده به مغز و خطرات ديگر، مشكلات جبران ناپذيري براي افراد پيش مي‌آيد كه حتي ممكن است جان آنها را به مخاطره بيندازد. دو پديده كما و مرگ مغزي كه مغز را تهديد مي‌كنند، جزو بحث برانگيزترين مساله‌هاي حال حاضر به شمار مي‌رود.
معمولا پزشكان به بازگشت افرادي كه به كما مي‌روند، علي‌رغم شرايط پيچيده مغزي و جسمي اميدوارند اما متاسفانه كساني كه دچار مرگ مغزي مي‌شوند، اميدي به زندگي دوباره ندارند. با وجود اين، خانواده افراد مبتلا به مرگ مغزي همواره به برگشت بيمار خود اميدوارند. ولي آيا واقعا مرگ مغزي به معناي پايان زندگي است يا اين كه نوعي كماي مغزي محسوب مي‌شود و مي‌توان به بهبود بيمار اميدوار بود؟
مغز به عنوان يك اندام پيچيده، نه تنها مركز تفكر آدمي و تنظيم كننده حركات ارادي است، بلكه حركات غير ارادي و ساير عملكردهاي حياتي بدن مانند شنوايي، بويايي، بينايي و لامسه، تنظيم حرارت بدن، فشار خون، تنفس و ضربان قلب را نيز تحت كنترل خود دارد.
كما يك وضعيت عصب شناسي است كه در پي آن بسياري از فعاليت‌هاي مغزي آسيب ديده و منجر به بيهوشي و كاهش بسياري از عكس العمل‌هاي اوليه و فعاليت‌هايي چون تنفس مي‌شود.اين وضعيت ممكن است به دلايلي چون آسيب وارده به مغز، خونريزي مغزي و ناهنجاري‌هايي از قبيل كاهش قند خون رخ دهد. از دلايل ديگر كما مي‌توان به مسموميت ناشي از مصرف زياد الكل، داروهاي باريبورات و اوپييوتيدها اشاره كرد.
كما در واقع حالتي از عملكرد مغزي به حساب مي‌آيد.مغز انسان در سطوح متفاوت هوشياري فعاليت مي‌كند و هر سطح به سطح ديگر پيوسته است.مغز در بالاترين حد عملكرد خود در وضعيت هوشيار و آماده باش قرار دارد و نسبت به انواع داده‌ها واكنش سريع نشان مي‌دهد.يك مرحله پايين‌تر، واكنش مغز كمتر مي‌‌شود و تا حدي اين واكنش ممكن است كم شود كه در مرحله آخر، مغز در حالت كما قرار ‌گيرد و هيچ‌گونه هوشياري از خود نشان ندهد. در واقع اين مرحله، مرحله پاياني پيش از مرگ مغزي است و معمولا بيمار پس از گذشت مدتي از حالت كما خارج مي‌شود و بهبود مي‌يابد.
گاهي افرادي كه به كما مي‌روند وارد مرحله‌اي مي‌شوند كه يك زندگي نباتي دارند و با اين كه فعاليت‌هاي آناتومي يا نباتي چون تنفس، حفظ فشار خون، گوارش و دفع غذا انجام مي‌شود، فرد هوشياري ندارد و واكنش به محيط و محرك‌ها نشان نمي‌دهد.چشمان اين بيماران باز است، ولي هيچ‌گونه عملكرد و شناختي از اطراف و محيط خود ندارد و ارتباط آنها با محيط اطراف از بين رفته است. بيماراني كه دچار زندگي نباتي هستند، ممكن است با گذشت زمان سلامت خود را به دست آورند و گاهي هم هيچ درماني براي آنها وجود ندارد و در نهايت بيمار بر اثر ابتلا به عفونت و ساير مشكلات جان خود را از دست مي‌دهد.
فرق بيماري كه پس از به هوش آمدن از كما دچار زندگي نباتي مي‌شود با فردي كه در كماي عميق قرار دارد، اين است كه بيماري كه در كماي عميق است، در بيمارستان بستري است و به مراقبت‌هاي ويژه نياز دارد و برخلاف آن، فردي كه زندگي نباتي دارد مرخص مي‌شود و در منزل به زندگي خود ادامه مي‌دهد، البته بدون اين كه واكنشي از خود نشان دهد. در واقع، زندگي نباتي پايين‌ترين حد عملكرد مغزي را نشان مي‌دهد و يك درجه پايين‌تر از كماي عميق است. در واقع بيماري كه در كما قرار دارد، علائم عصبي دارد و فعاليت‌هاي مغزي متفاوت است. مغز اين افراد در واكنش به محرك‌هاي خارجي تكانه‌هاي الكتريكي و علائمي از فعاليت از خود نشان مي‌دهد كه در مرگ مغزي هيچ يك از اينها ديده نمي‌شود.
كما يا خواب
در ظاهر كما حالتي شبيه خواب معمولي است، ولي در واقعيت اين گونه نيست و امواج الكتريكي كه از اعصاب و امواج مغزي در طول خواب به دست آمده، حاكي از آن است كه مغز در حالت خواب فعاليت و نوعي حالت آماده باش دارد تا به انواع تحريكات دروني و بيروني واكنش دهد و فورا از حالتي شبيه كما به هوشياري كامل برسد. نزديك‌ترين شباهت خارجي ميان خواب و كما از اين تعريف آغاز مي‌شود كه كما حالتي شبيه خواب است كه فرد قادر به تحريك شدن نيست و همانند خواب نسبت به تحريكات واكنش نشان نمي‌دهد.
واژه كما از واژه‌ يوناني koma به معناي حالتي از خواب گرفته شده است كه براي اولين بار بقراط، پدر علم طب آن را براي تشريح پايين‌ترين سطح هوشياري مغز به كار برد.خواب و كما در واقع به معناي ناآگاهي فرد نسبت به اطراف است و هرگاه بيماري كه در كما قرار دارد، هوشياري خود را به دست آورد ديگر در كما نيست. عدم واكنش‌پذيري در حالت كما به معناي نداشتن حركت و حرف زدن است و در واقع كما حالت بي‌توجهي و عدم واكنش پذيري و بيهوشي ظاهري است.
آنچه در مرگ مغزي رخ مي‌دهد
مغز يك اندام محسوب مي‌شود و درد را نيز حس مي‌كند.زماني كه مرگ مغزي رخ مي‌دهد، بيمار هيچ دردي را حس نمي‌كند. بيمار مرگ مغزي داراي علائم و نشانه‌هايي است كه با انجام آزمايش‌هاي تخصصي مي‌توان به آنها پي‌برد:
1) بيمار نسبت به فرامين هيچ واكنش گفتاري و چشمي نشان نمي‌دهد.
2) مردمك‌ها واكنشي نسبت به نور نشان نمي‌دهند.
3) فرد نسبت به درد واكنشي ندارد و دردي را حس نمي‌كند.
4) وقتي پزشك سطح چشم بيمار را لمس مي‌كند، چشم بيمار واكنشي نشان نمي‌دهد و پلك نمي‌زند.
5) با تكان دادن سر بيمار، چشم‌ها حركتي ندارند.
6) با ريختن آب سرد در داخل گوش بيمار، چشم‌ها حركت نمي‌كنند.
7) وقتي پزشك به پشت گلوي بيمار دست مي‌زند، بيمار علائمي از خفگي حس نمي‌كند.
8) با قطع دستگاه تهويه بيمار قادر به تنفس به طور خودكار نيست.
9) آزمايش ثبت امواج مغزي هيچ گونه فعاليت مغزي را ثبت نمي‌كند.
پس از بررسي تمام اين آزمايش‌ها و عدم مشاهده فعاليت مغزي و مشخص بودن علت ضايعه، پزشكان مرگ مغزي را تأييد مي‌كنند.پس از اثبات مرگ مغزي ديگر نمي‌توان كاري براي بيمار مرگ مغزي انجام داد و اميدي به بازگشت بيمار نيست. با مرگ مغزي، اندام‌هاي بدن رفته رفته از بين مي‌روند و تنها با انجام برخي اقدامات پزشكي و با استفاده از دستگاه تهويه مي‌توان اندام‌هاي حياتي بيمار را به طور موقت زنده نگه داشت به طوري كه با قطع دستگاه ها، فعاليت اندام‌هاي بيمار هم به كلي از كار مي‌افتد.به عنوان مثال قلب كه يكي از حياتي‌ترين اندام‌هاي بدن به شمار مي‌رود، مدت زمان كوتاهي مي‌تواند با دستگاه فعاليت كند و تنها 24 تا 48 ساعت زمان باقي است تا بتوان از قلب يك بيمار مرگ مغزي براي پيوند استفاده كرد. ساير اندام‌ها نيز در عرض كمتر از يك هفته از كار مي‌افتند؛ بنابراين تنفس و ضربان قلب بيمار در اين شرايط كاملا وابسته به دستگاه است و قطع آن، تنفس و ضربان بيمار را هم از بين مي‌برد و به نوعي بيمار فقط با اين دستگاه‌ها زنده محسوب مي‌شود.
به خاطر استفاده از دستگاه در اين بيماران، هنگام دست زدن به بيمار، بدن او گرم است و پوست او رنگ طبيعي دارد و خانواده و اطرافيان او اين تصور را دارند كه بيمار آنها هنوز زنده است و به بهبود او اميدوارند و همين مساله اصلي‌ترين دليلي است كه اجازه پيوند عضو بيمارشان را نمي‌دهند و تصور مي‌كنند بيمار آنها در كماست و با گذشت زمان و اقدامات درماني بهبود خواهد يافت. در اين شرايط، وظيفه پرسنل و پزشكان كادر درماني بيمارستان است كه وضعيت را به طور كامل براي خانواده بيمار توضيح دهند و آنها را مجاب كنند كه بيمار آنها ديگر به اين زندگي برنخواهد گشت.
در واقع بيمار مرگ مغزي در ظاهر همانند فردي است كه در خواب عميق به سر مي‌برد و تنها با آزمايشات تخصصي مي‌توان به مرگ مغزي پي برد. البته در مواردي هم كه خانواده بيمار فكر مي‌كردند بيمارشان مرگ مغزي شده و پس از مدتي بيمار به هوش آمده، در اصل مرگ مغزي نبوده است و بيمار وارد مرحله كماي عميق شده كه در اين مرحله هم اميد بازگشت و بهبود بيمار وجود دارد، ولي در مرگ مغزي هيچ‌گونه اميد بازگشتي نيست.
مرگ مغزي، پايان زندگي است
مغز براي انتقال اكسيژن و مواد مغذي مورد نياز به منظور فعاليت مغزي به خون‌رساني دائمي نياز دارد. اما زماني كه خون‌رساني به تمام سلول‌ها و بافت‌هاي مغز مختل شود، اكسيژن به بافت‌ها قطع شده، سلول‌ها از بين مي‌روند و شانسي براي برگشت آنها باقي نمي‌ماند.
در واقع مرگ مغزي زماني رخ مي‌دهد كه تمام عملكردها و فعاليت‌هاي مغزي بر اثر بيماري، آسيب شديد وارد به سر، خونريزي مغزي، سكته مغزي، غرق شدگي يا اصابت گلوله به سر مختل شده و از كار افتاده باشند. پزشكان پس از بررسي عملكرد مغزي و گرفتن آزمايش‌هاي كامل پزشكي و اطمينان از عدم فعاليت مغز، مرگ مغزي را اعلام مي‌كنند. نوار مغزي گرفته شده از بيمار مرگ مغزي هيچ فعاليتي ندارد و تنها يك خط صاف را نمايش مي‌دهد. البته ممكن است پس از وقوع مرگ مغزي، هنوز ساير اندام‌هاي حياتي مانند قلب، كليه و كبد فعاليت داشته باشند،‌ ولي اين فرآيند تنها كمتر از يك هفته باقي مي‌ماند و سپس از بين مي‌رود.
مرگ مغزي همانند كما نيست. در كما اميد به بازگشت بيمار وجود دارد، ولي در مرگ مغزي اميدي نيست. پس از بروز مرگ مغزي ممكن است حمله يا سكته قلبي رخ دهد. در حالي كه دستگاه تهويه، اكسيژن را وارد ريه‌ها مي‌كند، قلب بدون دريافت تكانه‌اي از مغز به تپش خود ادامه مي‌دهد، ولي علي‌رغم وجود تنفس و گرم بودن پوست، فرد مرده محسوب مي‌شود.
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
15-02-1392 01:44 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  رمزگشايي از كدهاي مغزي مرتبط با تلفظ حروف صدا دار Emziper 0 138 20-05-1392 06:48 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  شناسايي سن دقيق انسان با اسكن مغزي ممكن شد Emziper 0 148 20-05-1392 06:47 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  ابداع آزمايش خون جديد براي تشخيص سريع ضربه مغزي Emziper 0 119 20-05-1392 06:32 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  افزايش خطر سكته مغزي با صداي ترافيك Emziper 0 99 20-05-1392 05:37 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  افزايش توان مغزي Emziper 0 86 20-05-1392 05:35 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان