درد دل دختر با مامانش... - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

درد دل دختر با مامانش...
زمان کنونی: 20-09-1395،02:48 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 171

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: درد دل دختر با مامانش...
ارسال: #1
درد دل دختر با مامانش...
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب


گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست


گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!


سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد


هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!


مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:


دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود


غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!


گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!


گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها


در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا


کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟


غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدویاسر وایضا صفر


با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!


یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم


یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید


مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله


بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود


بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا


بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم


بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم


مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!


گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری


لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر


خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

15-04-1392 07:19 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان