داستان هیزم شکن - تالار گفتمان آذر فروم





فروش فوری انجمن آذر فروم با 1 گیگ هاست نامحدود به قیمت مناسب
جهت خرید با شماره 09363810642 تماس حاصل فرمایید.

 

داستان هیزم شکن
زمان کنونی: 06-05-1396،10:17 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahzad
آخرین ارسال: mahzad
پاسخ: 1
بازدید: 216

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: داستان هیزم شکن
ارسال: #1
داستان هیزم شکن
پست‌ها: 567
تاریخ عضویت: 26 مهر 1390
اعتبار: 21
حالت من: انتخاب نشده
روزی روزگاری یک هیزم شکن خیلی قوی برای کار سراغ یک تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام کرد. و دستمزد خوبی برایش تعیین کرد و همچنین شرایط کاری بسیار خوب بود. بنابراین هیزم شکن ما تصمیم گرفت کارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب کار خود را جلب کند...


رئیس جدی به او یک تبر داد و محل کارش را نشان داد. روز اول هیزم شکن ۱۸ درخت را قطع کرد. رئیسش به او تبریک گفت و از او خواست به همین روش به کار خود ادامه دهد.
تاجر بسیار هیجان زده بود تا ببیند روز بعد هیزم شکن چند درخت قطع می کند. اما روز بعد او توانست فقط ۱۵ درخت را بیندازد. روز بعد هیزم شکن تلاش خود را بیشتر کرد. ولی فقط ۱۰ درخت قطع کرد. هر روز با همه تلاشی که می کرد تعداد کمتر درخت می توانست قطع کند.
هیزم شکن با خود فکر کرد من باید قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراین پیش رئیس خود رفت و از او معذرت خواهی کرد. و گفت نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که هر روز توانایی من در قطع درختان کمتر می شود.
تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرین باری که تبر خود را تیز کردی کی بود؟ »
هیزم شکن پاسخ داد: تیز کردن؟ من وقتی برای تیز کردن تبر نداشتم چون خیلی مشغول ...
در این لحظه هیزم شکن به فکر فرو رفت و در کمال شرمندگی به اشتباه خود پی برد.
آیا شما هم تبر زندگی خود را تیز می کنید؟ آیا اطلاعات خود را به روز می کنید؟ آیا زمانی را برای اندیشیدن و بررسی آنچه انجام داده اید می گذارید؟ آیا نتایج کارهای خود را تجزیه و تحلیل می کنید؟ آیا بدنبال راهی موثرتر برای مشکلات فعلی هستید؟ یا اینکه آنقدر خود را درگیر انجام کاری کرده اید که وقتی برای این کارها ندارید.



25-12-1390 12:40 ق.ظ
 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان زیبای جزا در روز قیامت ! mariyam 0 23 26-01-1396 08:33 ب.ظ
آخرین ارسال: mariyam
  داستان گاندی و لنگه کفش neshat 0 55 20-01-1396 08:07 ب.ظ
آخرین ارسال: neshat
  داستان عاشقانه مرا بغل كن mona1 0 242 13-03-1393 10:55 ب.ظ
آخرین ارسال: mona1
  داستان عاشقانه و غم انگيز Sky Girl 1 310 07-02-1393 12:03 ب.ظ
آخرین ارسال: پژمان1348
  داستان گربه را دم حجله کشتن sima123 0 214 11-01-1393 05:07 ب.ظ
آخرین ارسال: sima123

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان