حس بد گناه - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

حس بد گناه
زمان کنونی: 13-09-1395،11:08 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Armin 2afm
آخرین ارسال: Armin 2afm
پاسخ: 1
بازدید: 205

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: حس بد گناه
ارسال: #1
حس بد گناه
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
سلام به دوستان

حس قريبي دارم

نمي دونم شايد شما هم حس من رو تجربه كرده باشين

حس بد گناه ، واي چقدر عذاب آوره

هميشه بعد از گناه كردن اين حس بهم دست ميده

شدت و ضعفشم بستگي به گناهي داره كه انجام دادم

انگار كه يه چيزي داره از درون مي سوزونتم

از طرفي هم يه ترس زياد تمام وجودم رو گرفته

مي ترسم همين الان عذاب بر سرم نازل بشه

خيلي پشيمونم از اين كه دوباره مرتكب گناه شدم

حاله ديروزم كجا و حاله امروزم كجا

الان چند وقته كه دارم به اين فكر ميكنم كه چرا من زود اسير گناه مي شم

مي گن گناه لذت داره ولي آخه خدايا چرا من بايد گناهي رو انجام بدم كه بعدش اينقدر عذاب وجدان بكشم؟؟؟؟؟؟

الان كه فكر مي كنم مي بينم همه آدما تو لحظات عادي مي تونن سربلند از امتحانات كوچك بيرون بيان ولي فقط آدمايي مي تونن از امتحانات بزرگ بيرون بيان كه ايمان تو وجودشون عمق پيدا كرده باشه

خدايا منم مي گم دوست دارم ابا عبدالله هم مي گه دوست دارم ولي وقته عمل كه مي رسه ايشون همه چيزشون رو در راه شما ميدن ولي من!!!!!!!!

هميشه به خودم مي گم چرا وقتي نماز مي خونم انگار صد تن بار رو دوشمه و دوست دارم زود تموم شه وقتي تموم مي شه ته دلم مي گم آخيش راحت شدم ولي خدايا چطور ميشه كه امام حسين عاشق نماز و در روز عاشورا هم نمازشون رو ترك نمي كنن

خدايا نمي دونم چرا تا يه كاره خوب انجام مي دم غرور مي گيرتم و فكر مي كنم الان از همه بالاترم و به بقيه از بالا نگاه مي كنم

خدايا كجاي كارم ايراد داره ، چرا نمي تونم عبد خالصت باشم؟ چرا هميشه ذهنم ميره سمت اينكه مثلاً من در لحظه ظهور آقا كنارشون هستم و وقتي همه من رو از تلوزيون مي بينن رو تصور مي كنم و يه غرور عجيبي بهم دست مي ده كه الان همه مي گن فلانيه ها.

خدايا چرا اينجوري شدم

ريا تمامه وجودم رو گرفته

هر روز دارم از روز قبل بدتر مي شم

ماه رمضان كه شد فكر كردم گفتم ديگه بعدش درست ميشم ولي نشدم بعدش محرم اومد با خودم گفتم بعد از محرم ديگه سمت گناه نمي رم ولي بازم نتونستم

آخه خدايا چرا من اينقدر احمقم ، چرا دست نمي شم ، خدايا اگه تنبيه لازمه من از شما تنبيه مي خوام ، خدايا چنان تنبيهم كن كه ديگه از ترس نتونم برم سمت گناه ، خدايا كمكم كن آدم بشم

خدايا دست رحمتت هميشه رو سرم بوده ولي خدايا شرمنده ام از اين همه قدرناشناسي

خدايا تو بين مردم به من عزت دادي ، مردم جور ديگه در مورد من فكر ميكنن ولي خدايا من اوني نيستم كه اونا فكر ميكنن ، خدايا مي ترسم از رسوايي ، خدايا مي ترسم از روزي اكه مولام بياد و من از خجالت نتونم ياريشون كنم

خدايا از اين نفس كه من رو بدجوري زده زمين مي ترسم ، خدايا اگه كمكم نكني دوام نميارم

خداياكمك كن بشم بهتر از اون چيزي كه مردم تو ذهنشون در مورد من دارن

خدايا مي ترسم از عقوبت گناه كمكم كن.

خدايا ممنون كه اجازه دادي باهات درد و دل كنم

خدايا تصميم گرفتم از اين به بعد اگه مرتكب گناهي شدم فرداي اون روز رو روزه بگيرم تا به اين وسيله نفسم رو زمين بزنم .

كمكم كن خدايا

اللهم عجل لوليك الفرج
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 10:14 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان