حجیت مفاهیم قضاوت - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

حجیت مفاهیم قضاوت
زمان کنونی: 20-09-1395،10:05 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 248

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: حجیت مفاهیم قضاوت
ارسال: #1
حجیت مفاهیم قضاوت
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
نویسنده : حسن نجفي جيلاني (قاضي دادگستري)

قضاوت در دعاوي مدني شامل دو عمل است يكي رسيدگي بماهيت موضوع اسناد و دلايل طرفين و دوم تطبيق مورد با قانون مربوطه كه مجموع اين دو عمل را استنباط قضائي مينامند .
ترديدي نيست كه لازمه انجام اين دو عمل داشتن اطلاعات حقوق مدني است اما براي صحيح بودن استنباط بايد مباني و ضوابطي در بين باشد و با توجه بمهبهمات قانوني و تعارض ادله طرفين و تكليف ماده 3 قانون آئين دادرسي مدني كه مسلم است . بنظر ميرسد شناخت قياسهاي منطقي و مطالب مربوط به جنس و فصل و اقسام دلالات منطقي و نسب اربعه و غيره كه در علم منطق از آنها بحث شده و همچنين آگاهي از مباحث حقيقت و مجاز و عام و خاص و برائت و اشتغال و حجيت مفاهيم و استصحاب و مانند آنها كه در علم اصول فقه اسلامي از آن گفتگو بعمل آمده است ميتواند معيارهائي براي يك استدلال صحيح باشند خاصه اينكه قانون مدني كشور ما هم متأثر از فقه اسلامي است و بنابراين قواعد منطق و مباني علم اصول فقه يكي از ابزار و وسايل كار براي استنباط و داوري صحيح در رسيدگي بدعاوي مدني خواهند بود .
اكنون يكي از مباحث الفاظ علم اصول فقه را تحت عنوان ( حجيت مفاهيم ) مورد بررسي قرار داده و موارد استفاده از آن در حقوق موضوعه را نيز توضيح ميدهيم مفهوم چيست ؟ مفهوم در مقابل منطوق است و بنابراين هر دو را تعريف مي كنيم .
دانشمندان علم اصول براي اين دو مدلول ، تعاريف مختلفي كرده اند و بنظر ميرسد تعريف صاحب كتاب كفايه الاصول بهترين آنها است و خلاصه آن چنين است :
منطوق عبارت از حكم و معنائي است كه مستقيماً از خود جمله فهميده ميشود و در جمله ذكر شده . و مفهوم عبارت از حكم و معنائي است كه مستقيماً از جمله فهميده نميشود و در جمله هم ذكر نشده اما با توجه به كيفيت و تركيب آن جمله ميتوان حكم مفهومي جمله را فهميد .
مثلا ماده 24 قانون مدني مي گويد ( هيچكس نميتواند طرق وشوراع عامه و كوچه هائي را كه مسدود نيست تملك نمايد ) كه حكم ( عدم تملك كوچه غير مسدود ) از خود اين كلام فهميده ميشود كه آنرا معني منطوقي اين كلام مي گويند ولي حكم ( تملك كوچه مسدود ) مستقيماً از اين جمله فهميده نميشود بلكه از وضع و ساختمان تركيبي آن ، ميتوان اين حكم را فهميد كه نتيجه حكم ( تملك كوچه مسدود ) را مدلول يا معني مفهومي اين كلام مينامند .
مفهوم اصولي و مفهوم عرفي
مفهوم اصطلاحي يعني مفهومي كه در علم اصول فقه از آن بحث ميشود و موضوع اين مقاله است غير از مفهوميست كه عرف آن را بكار ميبرد مثلاً گفته ميشود ( مفهوم اين جمله يا مفهوم اين شعر چنين است ) و منظورشان معناي كلي آن جمله و شعر است كه شامل معني منطوقي و معني مفهومي آن جمله يا شعر خواهد شد و بهتر است از اين منظور به لغت ( مدلول ) تعبير نمود .
اقسام منطوق
منطوق را هم در علم اصول به منطوق صريح و منطوق غير صريح تقسيم كرده اند كه هر چند در حقوق موضوعه چندان قابل استفاده نيست ولي براي اينكه مصداق مفهوم با منطوق غير صريح اشتباه نشود اشاره اي بآن مينمائيم .
منطوق صريح كلام مانند حكم ( عدم تملك كوچه غير مسدود) كه منطوق صريح ماده 24 قانون مدني است و يا مانند حكم مبهم نبودن مبييع يا شيء در ماده 216 قانون مدني كه مي گويد ( مورد معامله بايد مبهم نباشد ) زيرا ( مورد معامله ) شامل مبيع و ثمن هردو ميباشد و مانند اين مثالها
منطوق غيرصريح آنست كه مدلول از لوازم كلام باشد يعني اقتضاء جمله آنست كه كلمه اي در تقدير بوده و يا فقط از كلام ، علت حكم فهميده شود مانند ماده 436 قانون آئين دادرسي مدني كه مي گويد ( دادگاه ميتواند بنظر خود قرار معاينه محل را بدهد ) يعني ( رئيس و مسئول دادگاه ) و يا جمله ( لا يقضي القاضي و هوغضبان ) كه علت عدم قضاوت ، عصبانيت قاضي خواهد بود .
فرق مفهوم با منطوق غير صريح
با تعريفي كه قبلااز مفهوم نموديم بخوبي روشن است كه مفهوم با منطوق غير صريح تفاوت اساسي دارد يعني از مفهوم كلامي ، حكم ديگري غير از حكم منطوقي آن كلام فهميده ميشود مانند حكم ( تملك كوچه مسدود ) مستنبط از ماده 24 قانون مدني سابق الذكر ولي در منطوق غير صريح حكم ديگري بجز حكم منطوق فهميده نميشود فقط حذف كلمه اي و يا علت حكمي استنباط ميگردد مانند دو مثال بالا .
اقسام مفهوم
اينك كه تعريف مفهوم اصولي را روشن كرديم بايد دانست كه اين مفهوم بر دو قسم است : 1- مفهوم موافق 2- مفهوم مخالف .
مفهوم موافق حكم قضيه ايست كه آن حكم نفياً يا اثباتاً موافق حكم منفي باشد يعني اگر حكم منطوق كلام منفي است حكم مفهومي آن كلام هم منفي باشد و اگر حكم منطوق كلام مثبت است حكم مفهومي آن كلام هم مثبت باشد فرض اول مانند آيه ( لاتقل لهمااف ) كه حكم منطوق آن ، حرام بودن ايذاء پدر مادر است و مثلا حكم حرام بودن مضروب نمودن آنها نيز كه حكم مفهومي اين كلام است كه هردو منفي ميباشند . فرض دوم مانند ماده 691 قانون مدني كه مي گويد ( ضمان ديني كه هنوز سبب آن ايجاد نشده باطل است ) از قيدي كه در اين ماده وجود دارد ميتوان فهميد كه علت بطلان ضمان ، فقدان سبب دين در زمان انعقاد ضمان است و چون مي دانيم كه حواله وضمان از حيث انتقال دين با هم مشترك هستند فهميده ميشود كه چنانچه علت فوق در مورد حواله نيز وجود داشته باشد سبب بطلان آن نيز خواهد گرديد كه حكم منطوق و حكم مفهوم هر دو منفي هستند .
مفهوم مخالف
مفهوم مخالف قضيه ايست كه حكم آن نفياً يا اثباتاً مخالف حكم منطوق باشد يعني اگر مدلولي كه مستقيماً از كلام فهميده ميشود حكم اثباتي هست ، حكم مفهومي آن كلام منفي باشد و اگر مدلولي كه مستقيماً از كلام فهميده ميشود حكم منفي هست ، حكم مفهومي آن كلام اثباتي باشد يعني حكم مفهوم مخالف حكم منطوق باشد مثال موردي كه حكم منطوق مثبت و حكم مفهومي منفي باشد مانند ماده 691 قانون مدني فوق الذكر كه مفهوم مخالف ماده اين است كه ( ضمان ديني كه سبب آن ايجاد شده باطل نيست ) يعني حكم منطوق ماده ( باطل بودن ضمان ) و حكم مفهوم مخالف آن ( باطل نبودن ضمان ) ميباشد .
مثال موردي كه حكم منطوق ، منفي و حكم مفهوم ، مثبت باشد مانند ماده 79 قانون آئين دادرسي مدني كه مي گويد ( دعاوي متعددي را كه منشاء مبناي آنها مختلف است نميتوان بموجب يك دادخواست اقامه نمود ) و مفهوم مخالف ماده مرقوم اين است كه ( دعاوي متعدد را كه منشاء و مبناي آنها يكي باشد ميتوان بموجب يك دادخواست اقامه نمود ) كه حكم منطوق ماده ( عدم جواز اقامه دادخواست ) و حكم مفهومي ماده مرقوم ( جواز اقامه دادخواست ) خواهد بود .
حجيت مفاهيم
آيا حكم مفهومي جمله ها اعم از مفهوم موافق يا مفهوم مخالف حجيت بوده و ميتوانند ملاك عمل قرار گيرند ؟
همانطور كه توضيح داديم مفهوم بر دو قسم است يكي مفهوم موافق و ديگري مفهوم مخالف بنابراين موضوع حجت بودن مفاهيم را هم درد و فراز شرح ميدهيم :
الف – حجيت مفهوم موافق
در مثالهاي گذشته دو نوع مفهوم موافق توضيح داده شد يكي مثالي كه حكم مفهومي و حكم منطوقي كلام ، هر دو منفي بودند مانند آيه ( لاتقل لهمارف ) و يكي هم مثالي كه حكم منطوقي و حكم مفهومي هر دو مثبت بودند مانند حكم مفهومي بطلان حواله مستنبط از ماده 691 قانون مدني سابق الاشعار
اكنون بايد گفت كه نوع اول مفهوم موافق حجت بوده و بايد مورد عمل قرار گيرد و آنرا قياس بالاولويه نيز مينامند و علت حجت بودن آنهم دلالت عقلي است زيرا در مثال بالا حكم حرمت مضروب كردن پدر و مادر بدليل عقلي بايد حجت بوده و مورد رعايت قرار گيرد .
و در نوع دوم مفهوم موافق هم كه حكم بطلان حواله را از وجه اشتراك آن باضمان دانستيم ( ماده 691 قانون مدني ) بازهم يك نوع قياس بكار ميرود باين توضيح كه حكم بطلان ضمان ازمنطوق ماده فوق بدست ميآيد و چون حواله با ضمان از حيث انتقال دين مشتركند نتيجه مي گيريم كه ( حواله ديني كه سبب آن ايجاد نشده باطل است .)
و نظر اينكه در متون قانوني منعي براي مجاز بودن اين نوع قياس وجود ندارد بنا به اصل كلي جواز ، استفاده از اين نوع مفهوم موافق هم مجاز بوده و ميتواند مورد عمل قرار گيرد ( اين نوع قياس را در منطق تمثيل نام نهاده اند )
ب- حجيت مفهوم مخالف
با توجه به تعريف مفهوم و مثالهائي كه براي مفهوم مخالف آورده ايم روشن ميشود كه علت فهميدن حكم مخالف از جمله اي وجود ( قيدي ) در آنست و استنباظ ميشود كه شارع يا قانونگذار از آوردن آن ( قيد ) در جمله منظوري داشته يعني از چنين جملاتي دو حكم مورد نظر وي بوده يكي حكم منطوقي كه مدلول مستقيم جمله است ويكي هم حكم مفهومي كه از توجه بآن ( قيد ) فهميده ميشود . و چون مدلول ( قيدها ) متفاوتست ، نتيجه اصوليين قريب ده قسم مفهوم مخالف نقل كرده اند كه ما چهار قسم از آنها را كه در قوانين موضوعه ، مصاديقي هم دارند شرح داده و حجيت آنها را نيز توضيح ميدهيم .
مفهوم شرط
شرط اصولي و شرط نحوي – شرط اصولي يا فقهي شرطي است كه از عدم آن ، عدم مشروط لازم آيد بدون آنكه وجودش مستلزم وجود مشروط باشد مانند اهليت طرفين معامله كه شرط صحت معامله است ( ماده 190 قانون مدني ) يعني اگر يكي از طرفين معامله اهليت نداشته باشد از عدم اين شرط (مشروط ) يعني معامله هم وجودنداشته و باطل است اما لازمه وجود شرط يعني وجود اهليت ، لزوم معامله ( مشروط ) نخواهد بود .
3- مفهوم حصر
اگر موضوعي حكمي مقيد بمورد معين و منحصري باشد حكم خارج از آنمورد ، حكم مفهومي تلقي ميشود مانند 7 لايحه قانوني استقلال كانون وكلاء دادگستري كه مي گويد ( از تاريخ اجراي اين قانون فقط بكساني پروانه وكالت داده ميشود كه از دانشكده هاي حقوق داخله يا خارجه داراي دانشنامه ليسانس باشند ) و حكم مخالف ماده اين است كه باشخاص فاقد مدارك فوق پروانه وكالت داده نخواهد شد و مانند قسمت آخر ماده 212 قانون مجازات عمومي كه مي گويد ( در مورد فقره 2 اين ماده زوجه و در مورد فقره 1 و 3 زوج تنها سمت مدعي خصوصي داشته و تعقيب جزائي موكول به شكايت او هست و حكم مفهوم مخالف جمله اين است كه اگر شخص ديگري شكايت نمايد قابل تعقيب نخواهد بود
4- مفهوم وصف
هرگاه حكم موضوعي مقيد بوجود وصفي باشد مفهوم مخالف آن حكمي است كه مورد واجد آن وصف نباشد مانند ماده 756 قانون مدني كه مي گويد ( حقوق خصوصي كه از جرم توليد ميشود ممكن است مورد صلح واقع شود ) و مفهوم مخالف آن اين است كه (حقوق عمومي ناشي از جرم را نميتوان مورد صلح قرار داد يعني حكم منطوقي واجد وصف ( خصوصيت ) بوده و حكم مفهومي فاقد وصف مزبور ميباشد .
حجيت چهارنوع مفهوم
نتيجه تحقيق دانشمندان علم اصول فقه در خصوص حجيت چهارنوع مفهوم فوق الاشعار اين است كه مفاهيم شرط و غايت و حصر حجيت بوده ولي مفهوم وصف حجيت نيست يعني در مثالهائي كه براي اين سه نوع مفهوم آورده ايم بايد حكم مفهوم مخالف نيز مورد رعايت قرار گيرد و در مثال مفهوم مخالف وصف نبايد حكم مفهومي مورد عمل قرار گيرد و دليل حجيت سه نوع مفهوم اول را هم ( تبادر عرفي ) دانسته اند .
تبادر در لغت بمعناي سبقت و سرعت است و منظور در اين مقام اينستكه پس از اداي جملات مفيد شرط و غايت و حصر آنچه زودتر در ذهن عرف جا مي گيرد اين است كه مصاديق فاقد شرط و غايت و حصر از حكم منطوقي جمله خارج ميباشند ولي در مفهوم وصف چنين تبادري استنباط نميگردد .
در پايان بيان دونكته ضروري است :
همانطور كه درصدر مقاله مرقوم افتاد، استفاده از حجيت مفهوم در مورد قوانين مدني بوده و در قوانين جزائي نميتوان مفاهيم استناد نمود زيرا بموجب ماده 2 قانون مجازات عمومي مجازات بايد بصراحت قانون ومدلول منطوقي صريح آن عنوان شده باشد يعني با استفاده از مفاهيم ( اعم از مفهوم موافق و مفهوم مخالف ) نميتوان حكم مجازات براي موردي استنباط نمود .
استناد به مفهوم كلام و استفاده از آن بايد با رعايت حدود و قيود مربوطه بوده و مثلا دليل معارض و يا قرينه اي برخلاف آن نبوده كه در آنصورت بايد با ضوابط و ملاك هاي ديگري ، حكم مورد را استنباط كرد .
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

03-02-1392 12:54 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان