جستاری درباره ارتباط تئاتر و مدرنیته - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

جستاری درباره ارتباط تئاتر و مدرنیته
زمان کنونی: 15-09-1395،04:01 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: moderator
پاسخ: 1
بازدید: 233

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: جستاری درباره ارتباط تئاتر و مدرنیته
ارسال: #1
جستاری درباره ارتباط تئاتر و مدرنیته
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
الزام این جستار که تنها مشقی برای زیر و بالا کردن مفاهیم است، از آن جهت است که در هیاهوهای تئاتر ایران که در سطوح و جایگاه‌های مختلف اغلب به جیغ های کودکی نابالغ می ماند، فراموش کردن این مفاهیم منجر به جامه تفاخر به تن جهل کردن، شده است.

طبعاً نگارنده معتقد است دقت و توجهاتی از این گونه راهی است برای آشکار کردن ریشه مشکلات و اختلال‌هایی که در زاویه دید هنرمند و مدیر ایرانی نسبت به این پدیده وجود دارد.

از سوی دیگر تأمل در زاویه نگاه درست به تئاتر، برای تصمیمات کلان جهت رشد تئاتر می‌تواند چراغی باشد و همچنین راهی باشد دقیق تر و کوتاه تر برای پاسخ‌های روشن به ابهامات زیباشناختی مختلف تئاتر ایران.

برای راه یافتن به نزدیکی‌ها و ارتباط ماهوی مدرنیته با تئاتر ابتدا لازم است هر یک از این پدیده‌ها تعریف شوند.

مدرنیته از سویی به دوران حاصل از روشنگری اطلاق می‌شود که در آن تفکر بشری بر خود و قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنش آگاه شد و نظامی فلسفی بر اساس آرمان‌های مبتنی بر فهم و نیازهای خود را پایه‌گذاری کرد.

لذا در این دوره انسان محور فهم و اعتبار شد بشر دوره مدرن فهمید که حکمت‌های فراتر از جهان او از ذهن و حدود و ثغور عقلش خارج اند، لذا پس از کشمکش های گاه نظری، عملی و حتی خون بار ناگزیر از سکوت در برابر اموری شد که نمی‌تواند به طور دقیق به آنها بیندیشد.

دکارت با شک دستوری خود و طرح "من می‌اندیشم، پس هستم" اندیشه و ذهن انسان را محور برون رفت از تردید بر واقعیت دانست و در نتیجه اصالت واقعیت را به ذهن انسان داد.

از سوی دیگر متفکران پس از کانت آزادی و آگاهی را در این ظرف بلوغ انسانی و اندیشه خود بنیاد ریختند تا حسرت صدها ساله بشر را به سپیده دمان آزادی پیوند دهند و انسان را از زیر یوغ هرگونه چشم سوم بیرون از خودی خلاص کنند.

این زمینه باعث شد که مفاهیمی که انسان با آنها درگیر بود کاملاً تغییر کنند. اخلاق، اقتصاد، جامعه، سیاست، علم و هنر سراسر معنایی تازه یابند و به راهی جدید روند.

آزادی دیگر معنای پیش را نداشت بلکه از گوهری آسمانی به پدیده ای زمینی و قابل تعریف تبدیل شده بود(هگل می‌گفت با انقلاب فرانسه آسمان به زمین آمد). این تحول آغاز تضاد انسان با مفاهیم برای بهتر کردن دنیا و کشمکش برای تعریف نوع زیستش بود.

از اینجا می‌توان گفت که مدرنیته نوعی شیوه زیستن و تجربه کردن زندگی به شمار می‌آید که از تحولات صنعتی شدن، شهر نشینی و تفکیک حوزه دینی از غیر دینی ناشی شده است
مدرنیته، با عبور از نگرش اسطوره‌ای، مبتنی بر اصولی شفاف و دست یاب برای عقل انسانی و تعریف در حدود فهم جمعی و اخلاق و عرف اجتماعی بنا شده است.

گفت‌و‌گو بین جامعه انسانی و محصول تضاد اخلاقیاتی است که معطوف به بهبود این جهان است. ادبیات دراماتیک (تئاتر) با تمام اوصافی که از آن می‌شناسیم و با نوع تطورش در تاریخ بشری، هم دوش چنین تحولی شکل گرفته و رشد کرده است.

ریشه چنین دغدغه‌هایی به طور حتم قابل بازشناسی در یونان باستان است. زمانی که تراژدی‌نویسان یونانی اگر چه با شهری متفاوت از شهر ما، اما با پدیده شهر مواجه بودند.

هیچ یک از تراژدی‌های یونانی خارج از مضمون تنهایی و مصائب انسانی نیستند؛ چرا که عالم یونانی هم، عالمی انسانی و نزدیک‌ترین وضعیت به وضعیت مدرن بوده است.

تمام پایه‌های فکری دوران رنسانس که به نوعی زیرساخت مدرنیته محسوب می‌شدند برآمده از اندیشه یونانیان در باب مفاهیم بوده‌اند. ارسطو انواع تئاتر را بر مبنای صورتبندی خود از جامعه انسانی و اخلاق معطوف به سیاست تحلیل کرد و خود پایه فهم تراژدی را در گستره‌ای کلان و مؤثر در جامعه انسانی گذاشت.

تراژدی محصول رویارویی پرچالش انسان با قوانینی فراتر از خود است. از سوی دیگر هر درامی در هر گونه‌ای متکی بر تضاد است. تضاد به میزان ابعاد کلان و عمیقی که پیدا می‌کند پرقدرت‌تر می‌شود، به گونه‌ای که هرچقدر چالش و تضاد درون درام اخلاقی شود آن تضاد به لحاظ دراماتیک قوی‌تر است.

اما آیا در جهانی که فرهنگ دیالوگ و تکثر وجود ندارد، تضاد اخلاقی و اساساً تضاد به وسیله زبان معنا دارد؟ پس محوریت انسان و نگرش خود بسنده به او بر صحنه؛ یعنی مدرن بودن ذات درام و تئاتر.
تئاتر و اومانیسم

تئاتر را به دلیل نوع ارتباط با مخاطب و مبناهای پدید آمدنش، نمی توان هنری اومانیستی ندانست. تئاتر هنری است که در آن موقعیت انسان (انسان‌ها) برای انسان‌های (انسان) دیگری به نمایش گذاشته می‌شود، لذا آنچه بدیهی است این است که موقعیت ارتباطی تئاتر در هر زمان و مکانی موقعیت انسان بنیاد است و بر پایه حدود فهم و درک جمعی انسانی پدید می‌آید.

این فهم جمعی اساساً تعیین‌کننده آگاهی مؤلف و سقف خلاقیت او و ادراک پذیری مخاطب است. هر گونه نبوغ و خلاقیتی در بدیع ترین و شاخص‌ترین شکلش چیزی بیرون از آگاهی جمعی و غیر زمانمند نیست (اساساً هر آنچه به عنوان آگاهی فرازمانی و پیش‌تر از دوران بودن یک هنرمند گفته می‌شود، افسانه‌ای بیش از شعبده زبان و صفات ساخته در آن نیست).

فهم مقوله‌ای بین الاذهانی و قراردادی است که به آدمیان کمک می کند تا یکدیگر را بفهمند و وضعیتی قابل اتکا برای زندگی اجتماعی خود بسازند.

در واقع اگر قراردادهای نوشته و نانوشته اجتماعی منجر به بدیهی انگاشتن پاره‌ای هنجارهای مبنایی میان غالب افراد جامعه نشود، هرگونه مفاهمه و عمل اشتراکی ناممکن است و در سطح بالاتری چون جنبش و حرکت‌های اجتماعی و مدنی همین فهم مشترک است که باعث گسترش و ایجاد خواست جمعی می‌شود و در غیر این صورت به شکل ماهوی اراده‌ای مشترک نه تنها تحقق نخواهد یافت، بلکه اصلاً خالی از معنا خواهد بود.

لذا این فهم مشترک و محدود انسانی است که تئاتر را متحقق می‌کند. نکته دیگر در ارتباط انسان با انسان در تئاتر، خودبنیادی جهان انسانی این هنر است

. به این معنا که برای هیچ نوع تحلیلی معنایی فراتر از انسان وجود ندارد. چرا که کنترل‌گر و کنترل شونده یعنی اجراگر و مخاطب هر دو انسان‌اند و خود مختصات ارتباط خود را تعریف می‌کنند.

این نکات همه مبنایی هستند برای گرفتن قطعی این نتیجه که تئاتر از روحی اومانیستی برخوردار است. از این زاویه ما در تئاتر به مانند جهان مدرن ساخته شده به دست انسان، با رازی روبرو نیستیم که خلق و تکاملش را تشخصی ندهیم و ناشناخته‌هایشان را نیابیم، در واقع در جهانی که خود شبان آنیم گم شدن بی‌معناست.

تمام اینها اثبات این نکته است که تئاتر محصولی انسانی با تکوین و و سیری مشخص و مضامین، مفاهیم و چالش‌هایی معین است که حتی راز به عنوان یک تمهید در آن حرکتی در جهت اندیشیدن به مفهومی مشخص و نه مبهم است.

لذا رازآمیزی در تئاتر تنها یک تکنیک است، نه امری ماورایی و ناشناخته که فراتر از حدود و ثغور فهم انسانی قرار گیرد. راز در تئاتر تنها تمهیدی است برای به دست آوردن زاویه تازه و از نو ساختن آنچه بدیهی انگاشته شده است.

با در نظر گرفتن انسان و هویت ساخته شده او در شبکه ارتباطی جمعی، حتی گفتن این حرف که هنرمند خدای جهان صحنه است خرافه‌ای بیش نیست، چرا که هنرمند اساساً از آن جهت هنرمند است که توان ارتباط یافتن خلاقانه، خداگاهانه و روشنگرانه را با دیگری در این شبکه و هویت ارتباطی جمعی دارد.
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
01-03-1391 01:24 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تئاتر پست مدرن چیست؟ moderator 3 510 27-06-1395 06:58 ب.ظ
آخرین ارسال: novinmarketing
  سوالاتی از تئاتر atefeh25 1 367 27-11-1392 10:25 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
20 قابل توجه دوستان علاقه مند به تئاتر sara_hassani_91 3 375 13-09-1392 03:30 ب.ظ
آخرین ارسال: sara_hassani_91
  تئاتر ایران پنجره‌ای به تئاتر جهان moderator 0 271 02-03-1391 07:42 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator
  آنچه بايد درباره تئاتر خياباني بدانيد moderator 0 256 02-03-1391 07:39 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان