>ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم - تالار گفتمان آذر فروم





فروش فوری انجمن آذر فروم با 1 گیگ هاست نامحدود به قیمت مناسب
جهت خرید با شماره 09363810642 تماس حاصل فرمایید.

 

>ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم
زمان کنونی: 30-05-1396،12:12 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahzad
آخرین ارسال: mahzad
پاسخ: 1
بازدید: 228

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: >ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم
ارسال: #1
>ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم
پست‌ها: 567
تاریخ عضویت: 26 مهر 1390
اعتبار: 21
حالت من: انتخاب نشده
وقتی که نوجوان بودم، > >یک شب با پدرم در صف خرید بلیط
سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می
رسید وضع مالي خوبي نداشته باشند . شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال
داشتند ولباس هايي کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت
پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زيادي در مورد
برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر
نيز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. >وقتی به باجه
بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می
خواهید؟ >پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط
برای بزرگسالان. >متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام كرد . پدر به باجه
نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟!
>متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد
تغيير كرد و نگاهي به همسرش انداخت . بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند
و همچنان سرگرم صحبت در باره برنامه هاي سيرك بودند . >معلوم بود که مرد
پول کافی نداشت. و نميدانست چه بكند و به بچه هايي كه با آن علاقه پشت او
ايستاده بودند چه بگويد . >ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست
دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت،
به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! >مرد که
متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت:
متشکرم آقا. >مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده
نشود، کمک پدرم را قبول کرد... >بعد از این که بچه ها به همراه پدر و
مادشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه
برگشتيم و من در دلم به داشتن چنين پدري افتخار كردم و آن زيباترين سيركي
بود كه به عمرم رفته بودم .

>ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند
بمیریم. جانسون



07-12-1390 10:08 ب.ظ
 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  یه جایی از زندگی که رسیدی میفهمی mahzad 0 256 24-12-1390 12:34 ق.ظ
آخرین ارسال: mahzad

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان