تاریخچه شهر تبریز - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

تاریخچه شهر تبریز
زمان کنونی: 20-09-1395،10:30 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yari
آخرین ارسال: yari
پاسخ: 1
بازدید: 265

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: تاریخچه شهر تبریز
ارسال: #1
تاریخچه شهر تبریز
پست‌ها: 98
تاریخ عضویت: 21 آبان 1390
اعتبار: 12
حالت من: انتخاب نشده
تاریخچه شهر تبریز



شاردن در قرن هفدهم میلادی نوشته است که " در تمام عالم من شهری نمی شناسم که درباره بنا و پیدایش و نام اولیه آن نویسندگان جدید این قدر زیاد بحث و جدل کرده باشند۱ ".
بسیاری از جهانگردان اروپایی که در قرن هفدهم و حتی هجدهم و نوزدهم از تبریز گذشته اند ، تبریز را همان اکباتان قدیم پنداشته اند . تاورنیه که پیش از شاردن از تبریز دیدار کرده ، می نویسد که " عقیده بعضی این است که تبریز همان اکباتان قدیم ، پایتخت مملکت مداست ۲." اولئاریوس که در نیمه نخست قرن هفدهم از تبریز گذشته ، به هنگام سخن گفتن از پایتخت های شاهان قدیم ایران ، اظهار نظر می کند که " آن ها در تابستان به اکباتان – که امروز آن جا را تبریز می نامند – نقل مکان می کردند . . .۳ " لابولای لو گوز هم که در اواسط قرن هفدهم مدت ها در ایران گذرانده ، براین باور بوده است که تبریز " در قدیم اکباتان نامیده می شده ، جایی که کتابخانه شاهان ماد بوده ۴". گاسیار در وویل که در نخستین سال های قرن نوزدهم در تبریز بوده ، با تردید می نویسد که " تبریز که تصور می کنند اکباتان باستان باشد – گرچه بعضی از مورخین همدان را اکباتان می دانند . . . ۵" و بالاخره در روزگار ما سید اسمعیل وکیلی است که قله اخی سعدالدین را که ولیان (بیلان) کوه نیز نامیده می شود و تپه ای است در شمال شرقی تبریز ، جای شهر اکباتان می پندارد
در زمانی که سارگن دوم در آشور فرمان می راند ، بر بخشی از سرزمین آذربایجان فعلی ، دولت ماننا و بر بخش دیگر آن دولت اورارتو حکومت می کرده اند . ناحیه ای که تبریز در آن قرار گرفته ، در میان قلمرو دو دولت مذکور از استقلال نسبی برخوردار بود و قبیله دالیان بر این ناحیه تسلط داشتند و گاهی به فرمانبرداری از یکی از دو قدرت یاد شده تن در می دادند ، چنان که به هنگام لشکر کشی سارگن دوم احتمالا" تحت فرمان اورارتو بوده اند .
در این زمان سارگن با استفاده از هرج و مرج داخلی ناشی از مرگ ایرانو فرمانروای ماننا ، در سال ۷۱۴ ق . م . از طریق همین سرزمین به اورارتو لشکرکشی کرده و در سر راه خود از محلی که تبریز در آن بنا گردیده ، گذشته و دژهای آن جا را به تصرف در آورده و با خاک یکسان کرده است . وصف یکی از دژهای این ناحیه که به نظر ا . م . دیاکونوف در جایگاه تبریز قرار داشته ، در کتیبه از این قرار است :
" تارماکیس دارای استحکامات مهم بود . سدهای ساخته شده در این جا محکم بود . همین سدها را خندق های ژرفی احاطه کرده بود . نیروهای احتیاطی قشون های دولت در این جا مستقر بودند . اسب های آن ها نیز در این جا نگهداری می شد . ساکنان بخش های اطراف از ترس من (سارگن) در این جا پناه گرفته بودند . هنگام لشکرکشی من به این جا ، اهالی برای نجات جان خویش ناگزیر از ترک این جا و فرار به دشت های بی آب شدند . من این محال را به تصرف درآوردم و درمیان سکونتگاه هایی که تبدیل به استحکامات تدافعی شده بودند ، جنگیدم . باروهای همین قلاع را با خاک یکسان کردم ، به اماکن داخل قلعه آتش زدم و مقدار زیادی از آزوقه ساکنان قلعه را به آتش کشیدم . درهای انبارهای بزرگ را که مملو از جو بودند ، گشوده ، بین لشکریان بیشمار خود تقسیم کردم . سی دهکده اطراف همین قلعه را نیز طعمه آتش کردم . دود این دهات به آسمان رفت ۴۲."
هرتسفلد در اثر خود تحت عنوان تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی که در سال ۱۹۳۶ م . منتشر کرده ، درباره کتیبه مذکور و اطلاعات به دست آمده از آن در رابطه با موضوع مورد نظر ما چنین می نویسد :
". . . تعدادی از اماکن را که در آن کتیبه نام برده شده است ، اکنون هنوز می توان تشخیص داد و محل آن ها را معلوم نمود . جریان آن جنگ های اولیه در اطراف دریاچه ارومیه حتی تا داخل خاک آذربایجان به خوبی روشن است. . .از جمله آن ها شهر اوشکایا را وصف می کند که حصاری به ضخامت هشت ذراع داشته و نیز شهر دیگری را به نام انیاس تانیا (در تاریخ ماد آنیاشتانیا ۴۳) که در محلی واقع بین اوشکایا و شهر تارواکیسا۴۴ (در تاریخ ماد تارماکیس ) بوده ، دارای دو حصار و خندق و خود شهر تواریر۴۵(در تاریخ ماد تاروئی ) نیز یک خندق و دو حصار داشته است .
آشکار است که براساس برداشت هرتسفلد تارواکسیا و تواریر دو شهر جداگانه بوده اند؛ درحالی که دیاکونوف این دو اسم را به صورت تاروئی _ تارماکیس نوشته و آنها را یک دژ مضاعف قلمداد کرده است . از گزارش سارگن که در بالا بخشی از آن نقل گردید ، چنین استنباط می شود که مردم تارماکیس در برابر نیروهای استیلاگر مقاومت کرده ، کوچه به کوچه با آنها جنگیده اند . پناهنده شدن اهالی اطراف در تاروئی _ تارماکیس و وجود انبارهای غلات _ که به عنوان مالیات و خراج از ساکنان دژ و نواحی اطراف گردآوری شده بود _ و اصطبل ها و نیز عمارت هایی که سقفشان از درخت سدر بوده ، و استحکامات و موقعیت استراتژیکی آنجا و اهمیتی که در گزارش به آن داده شده ، همه حاکی از وجود شهری قابل توجه است . سید آقا عون اللهی با توجه به اطلاعات داده شده در متأسفانه تا کنون در تبریز و اطرافش کندو کاو باستان شناسی نشده است ، اما نتایج به دست آمده از کاوش های محل های مجاور چون زیویه ، واقع در نزدیکی سقز و حسنلو ، واقع در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده _ را هر دو جزو قلمرو دولت ماننا بوده اند ، تا حدودی می توان به این ناحیه نیز تعمیم داد . این ناحیه بنا به استنتاج دیاکونوف از اطلاعات موجود ، از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر از نواحی دیگر مجاور بود . در حدود سده ۸ ق . م . زراعت و دامداری در این ناحیه رشد کرده و صنعت از کشاورزان جدا شده بود . فلزکاری با مفرغ رایج بود و استفاده از آهن نیز به تدریج متداول می شد. فرهنگ و تمدن آشوری و اورارتویی در شئون مختلف زندگی اجتماعی تأثیر کم و بیش داشت و جامعه در دوره مورد بحث در آستانه استقرار مناسبات طبقاتی قرار داشت .
در هر صورت نخستین بار در اواسط قرن حاضر میلادی بود که در پرتو تحقیق در پیرامون گزارش لشکرکشی هشتم سارگن دوم و تعیین خط سیر او نظریاتی در ابن یاره که تارویی _ تارماکیس در محل تبریز کنونی قرار داشته ، از طرف بعضی از پژوهندگان تاریخ باستان خاورمیانه ابراز گردید و این نظر با گذشت زمان طرفداران زیادی پیدا کرد . از آن جمله مینورسکی که پیش تر ماده تبریز انسیکلوپدی اسلامی را براساس منابع و مآخذ دست اول تألیف کرده بود ، همان نظر را پذیرفت و طی نامه ای که در سال ۱۳۴۵ ش . به عبدالعلی کارنگ ، مترجم همان مقاله به زبان فارسی فرستاد ، چنین نوشت :
"همان طوری که می دانید ، قدیمی ترین ذکر از اسم تبریز یحتمل در کتیبه پادشاه آشور (سارغن) پیدا می شود . سارغن (سارگن)ثانی در سال ۷۱۴ قبل از میلاد سفری به ضد ممالک اورارتو کرد و فتح های خود را به اله (خدای) مملکت خود ذکر کرد . او از ناحیه سلمانیه حالیه (در کردستان عراق) داخل کردستان مکری شد و ناحیت های جنوبی دریاچه ارومیه را استیلا کرد . محل پارسوا که به عقیده این جانب آن را نزدیک قلعه خراب پسوه باید جست . از آن جا سفرش از طرف شرقی دریاچه بود . بعد از رسیدن به اوشکایا (که به نظرم اسکویه حالیه باشد)از آن پس در میان فتح های قلعه های سدیدالبنا ، تاروی۴۹ و ترماکسیو۵۰ را ذکر می کند . دور نیست که یکی از این دو نام اسم جایی بوده که بعد از ورود ایرانی ها به صورت ایرانی مبدل شد و آخر کار تبریز حالیه گشته است . . .۵۱ ).
عبدالله فاضلی به ضرس قاطع اظهار نظر می کند که : "در این که تارماکیس مذکور در کتیبه سارگون همان تبریز معاصر است ، جای هیچ تردیدی نیست . از طرف دیگر هم منشاء بودن واژه های اوشکایای قید شده در کتیبه یاد شده و اوسکویه و نیز نزدیکی فاصله این دو قلعه به هم مؤید ادعای مذکور است ۵۲."
سارگن دوم در کتیبه خود از ۲۱ شهر در این منطقه نام برده است که نشان دهنده رشد شهرسازی در نواحی اطراف دریاچه ارومیه در هزاره اول پیش از میلاد است .
تعیین تاریخ دقیق پیدایش زندگی شهرنشینی در دشتی که تبریز در آن قرار گرفته ، دشوار است . همین قدر می توان گفت که شرایط این دشت حاصل خیز که مهران رود و آجی چای مشروبش می کنند و دارای اقلیمی معتدل است و راه هایی شمالی _ جنوبی و غربی _ شرقی از آن می گذرند و وجود منابع زیرزمینی غنی در آن و موقعیت مناسب استراتژیکی اش و . . . همه و همه زمینه مساعدی برای تکوین و توسعه زندگی شهری عرضه می دارند . شهر تارویی یا تارماکیس و یا تارویی _ تارماکیس که وصفش گذشت ، معلوم نیست که درچه تاریخی پدید آمده است . اما در هر صورت یک شهر ، یک شبه چون قارچ از زمین نمی روید و ای بسا که شکل گرفتن و راه یافتنش به صفحات تاریخ دهه ها و حتی سده ها طول بکشد .
در جریان کاوش هایی که به توسط هیأت باستان شناسی انگلیسی به رهبری چارلزبورنی در قراتپه (یانیق تپه) واقع در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب غربی تبریز صورت گرفته ، به طوری که پیش از این دیدم ، به خانه های دایره ای شکلی که از آجر خام و چینه ساخته شده اند و به اواخر هزاره ۳ و اوایل هزاره ۲ ق . م اواخر دوره عصر سنگ _ مس و اوایل دوران مفرغ _ تعلق دارند ، برخورد شده است . در این خانه ها سنگ آسیاها ، استخوان حیوانات ، نقش های هندسی شکل ، ظروف سفالی مزین به تصاویر پرندگان و حیوانات و انبارهای آذوقه و کارگاه نیز کشف گردیده است . از این کشفیات چنین استنباط می گردد که در آن هنگام در حوالی تبریز فعلی گروهی از مردم به امر پیشه وری اشتغال داشته اند و صورت گرفتن تقسیم کار زمینه مساعدی برای ایجاد زندگی شهری و شهرها پدید آورده بوده است .

به هرروی ، قدیمی ترین سند دایر بر وجود تبریز (تارویی _تارماکیس)کتیبه سارگن دوم متعلق به اواخر سده هشتم ق . م . است . به احتمال قوی شهر در جریان حمله نیروهای ویرانگر آشور منهدم می گردد و دیگر ، چنان که گذشت ، تا قرن های سوم و چهارم بعد از میلاد ، نام و نشانی از آن در میان نیست ، تا آن که مورخان ارمنی از شهری تاورژ نام سخن می گویند و قراینی دایر به وجود شهری در جایگاه تبریز در دوران ساسانی به دست می آید . می توان حدس زد که در جای و یا جوار شهر ویران شده تارویی _ تارماکیس و مجموعه دهکده هایی که در آن حدود پراکنده بوده اند و در کتیبه سارگن از آن ها سخن رفته ، دیگرباره شهری جان می گیرد و روی به آبادی و توسعه می گذارد . سپس حالا به هر علت ، شهر باز راه زوال می پیماید . چنان که در اواخر دوران ساسانی و در جریان یورش و فتوحات تازیان و تا نیمه اول قرن دوم هجری نامی از آن نمی رود ؛ و وقتی نخستین بار ، و این بار به نام تبریز پدیدار می گردد ، ابتدا قلعه ای بیش نیست ؛ قلعه ای که بعدها تبدیل به شهری بزرگ می گردد . شهری که در طی عمر دراز دوازده _سیزده سده اخیر خود نامی ترین شهر آذربایجان و غالبا" مرکز این سرزمین و پایتخت چندین سلسله قدرتمند۶ بوده است و گاهی نیز در نتیجه پیشامدهای سوء طبیعی و یا تاریخی گرفتار فترت شده ، رونق و جمعیت از دست می داده و تبدیل به نیمه ویرانه ای می شده است تا دیگر باره ققنوس وار از میان خاکسترها سررآورد و رونق و توسعه گیرد .
● آثارتاریخی شهر تاریخی تبریز
▪ مسجد جامع تبریز
مسجد جامع تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است، در ظلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع است و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه معلوم نیست، عده ای آن را از مساجد صدر اسلام می دانند، پاره ای دیگر بنای قدیمی را به دوره سلجوقیان نسبت می دهند. در کتاب مر زبان نامه به جامع تبریز اشاراتی که موید آبادانی و شکوه آن در سنوات ۶۰۷-۶۲۲ در عصر اتابک ازبک ابن محمد بن ایلدیگز بوده است. مسجد فعلی با طاقهای رفیع و پایه های استوارش بعد از زلزله تبریز در سال ۱۱۹۳ هجری قمری که چند طاق آن شکست و فرو ریخت توسط احمد خان و پسرش حسنقلی خان دنبلی مرمت گردیده است.
مسجد جمعه دارای دو ورودی یکی در جانب شمال می باشد که از طریق صحن مسجد می توان به آن راه یافت و در دیگر از طرف جنوب به کوجه مجاور بازار باز می شود. طول مسجد که از جنوب به شمال امتداد دارد حدود ۶۲ متر و در قسمت وسط آن که دارای طاق بلند و بزرگی است، ۱۵ متر عرض دارد. پایه های این طاق بسیار مستحکم و قطور است. طول مسجد به دو قسمت تقسیم می شود، قسمت اول که قدری کم عرض است به طول ۲۸ متر از بخش جنوبی که به طول ۳۲ متر است، به وسیله دو جرز عریض مجزا می شود. در انتهای این قسمت محرابی از سنگ مرمر سفید ساده با طره های مارپیچی تزئینی به شیوه صفری به چشم می خورد. در پشت دیوار شرقی این قسمت، مسجد مخروبه ای با پایه ها و طاقهای ضربی آجری به نام آلچاق مسجد وجود دارد که به مسجد زمستانی معروف است. این قسمت در سالهای اخیر تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی به فرم اولیه باز سازی شده است. مجموعه مسجد بسیار ساده و بی تکلف و عاری از هر گونه کاشیکاری است، فقط در بالای طاق محراب کتیبه گچبری به خط کوفی از دوره ایلخانان مغول باقی مانده است. مسجد جامع دارای سنگ نبشته به شرح ذیل می باشد
کتیبه ی اول که قدیمی ترین آنها نیز به شمار می رود و از جنس مرمر می باشد بر دیوار پایه غربی طاق میانی مسجد جامع نصب شده و مشتمل است بر رویای شاه طهماسب صفوی که حضرت ولی عصر (عج) را دیده و آن حضرت وی را به لغو احسان و گذشت درباره مردم امر فرموده اند. این کتیبه در سال ۹۷۲ هجری قمری به خط ثلث شیوا به قلم علاالدین محمد تبریزی خوشنویس معروف دربار صفوی به رشته تحریر در آمده است. کتیبه دوم از سنگ مرمر می باشد که در بالای در شمالی مسجد جامع نصب شده و مشتمل بر فرمانی ازشاه سلطان حسین صفوی به خط محمد مومن تبریز است. این کتیبه مورخ به سال ۱۱۰۶ هجری قمری و به خط ثلث عالی است که در آن فرمان شاه صفوی به رستم خان سالار سپه و بیگلر بیگی آذربایجان صادر شده که قمار خانه ها و روسپی خانه ها و چرسی فرئش ها را ببندند و هر کس مرتکب این اعمال شود حد شرعی در حق آنان جاری گردد و اهالی و اوباش را از کبوتر پرانی، گرگ دوانی، قوچ و گاو بازی که باعث خصومت و فساد است منع کرده و مرتکب را مجازات نماید.
▪ مجموعه بازار تبریزمجموعه بازار تبریز
شهر بزرگ تبریز بنا به مقتضیات جغرافیایی، وسعت، قدمت و اهمیتی که دارد دارای یکی از زیباترین و بزرگترین مجموعه بازارهای ایران می باشد. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده اند اسناد مهم و مدارک ارزنده ای را درباره ی بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده اند.
از مقدسی، یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمداله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کارری جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره های مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع مدرسه حاج صفر علی مدرسه طالبیه و مدرسه صادقیه در این مجموعه بنا می باشد.
بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه ( یعنی از زلزله ای که در سال ۱۱۹۳ هجری ق روی داد ) و عصر قاجار می باشد. در زمان عباسی میرزا که تبریز ولیعهد نشین ودارالسلطنه کشور گردید سراها و تیمچه ها و بازارهای عالی تازه ای احداث شد و از هر سوی کشور، بازرگانان با کالاهای مختلف به سوی تبریز روی نهادند. بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل امیر ، بازار حلاجان ، بازار سرجان ، راسته کهنه ، بازار حاج محمد حسین ، بازار مشیر، بازارچه صفی ، بازار میر ابولحسن و چند بازار دیگر است. در مجموعه این بازار تیمچه ها و چهار سوهایی هست که حجرات و مغازه های آنها مرکز عمده فروش اجناس گوناگون داخلی و خارجی است. سراها و تیمچه های معروف دیگر تبریز عبارتند از : سرای رسول، سرای حاج میرزا علی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفر علی، تیمچه و دالان میرزا شفیع ، تیمچه ملک و تیمچه میرزا رحیم ، تیمچه جلیل، سه تیمچه حاج شیخ و دهها سرا و تیمچه دیگر که با اختصار به چند اثر جالب توجه آن اشاره می شود.
▪ تیمچه امیر
تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوهترین تیمچه های مجموعه بازار تبریز به حساب می آید . بنای تیمچه را به میرزا محمد خان نظام زنگنه نسبت می دهند که در زمان نائب السلطنه عباس ولیعهد فتحعلی به مقام امیر نظامی رسیده است. این بنا در مجاورت میدان شهدا و اول بازار تبریز قرار گرفته و دارای طرحی هشت ضلعی با حجرات دو طبقه می باشد . بر فراز این تیمچه بزرگترین گنبد آجری موجود در بازار استوار شده که دارای پاطقهای مقرنس و کاربندی های زیبایی است. سرای امیر نیز در جنب تیمچه واقع، دارای فضای وسیع و درختکاری شده و حجرات متعدد است.
▪ تیمچه حاج صفر علی
بنایی است که بانی آن حاج صفر علی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلیشاه قاجار می باشد.
▪ تیمچه مظفریه
تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آنرا در سال ۱۳۰۵ ساخته و به مناسبت حضور مظفرالدین میرزا ولیعهد وقت در این تیمچه به نام مظفریه نام گذاری کرد.
▪ بازار صادقیه
مجموعه بازار و چهار سو و یخچال صادقیه را میرزا محمد صادق فرزند صدرالدین محمد مستوفی در سال ۱۰۶۸ ه . ق برای وقف به مسجد و مدرسه صادقیه احداث نمود. این بازار در زمان فتحعلیشاه ویران و خرابه بوده که نائب السلطنه عباس میرزا حکمران وقت تبریز به بازسازی گماشت.
▪ سرا تیمچه و بازار میر ابولحسن
بانی آن حاج میر ابوالحسن فرزند میرزا محمد که به خاطر احداث این مجموعه مورد لطف ناصرالدین شاه قرار گرفت.
▪ سرای حاج حسین سرای نو و سرای میانه
از آثار حاج سید حسین حسینی است که در زمان حکومت عباس میرزا ساخته شده است.
▪ خانه کوزه کنانی
خانه مرحوم حاج میرزا مهدی کوزه کنانی در جنب مجموعه بازار بزرگ تبریز و در کنار خیابان جدید الاحداث استاد مطهری واقع شده و در زمان مشروطیت و پس از آن محل تجمع سران و بازماندگان صدر مشروطیت از جمله ستارخان ، باقرخان، ثقه الاسلام، حاج میرزا آقا فرشی ، حاج میرزا حسین واعظ و اکثر مشروطه خواهان بوده است. خانه مزبور در سال ۱۲۴۷ هجری شمسی به دست حاج ولی معمار تبریزی که درسالیان متمادی در روسیه زندگی می کرده ساخته شده و در سال ۱۳۴۴ توسط مالکان جدید آن مرمت گردیده است.
مساحت خانه بیش از ۹۳۰ متر مربع است و قسمت اعظم آن را زیر بنای خانه مشتمل بر حوضخانه سرسرا و دو طبقه بنا ، تشکیل می دهد. حیاط مشجر و با صفای خانه کوزه کنانی به مجموعه طراوت و زیبایی بخشیده است. نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستونهای گچبری استوار شده داخل آن با آئینه و شیشه های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه اول ۶ اتاق و سر سرا و در طبقه دوم یک سالن بزرگ ( طنبی ) به ابعاد ۶×۹ متر و ۶ اتاق در سرسرا وجود دارد .
دارای جالبترین قسمت بنا سرسرا و اتاق وشرف به حیاط در طبقه دوم است که در آن در و پنجره های مشبک با شیشه الوان به کار رفته است. این در و پنجره توسط هنرمندان محلی ساخته و تعبیه گردیده است. اتاقهای جانبی ( گوشوار ) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته ی هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرحهای برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است. مصالح به کار رفته در ساختمان سنگ و آجر و خشت می باشد.
▪ موزه آذربایجان
موزه آذربایجان در خیابان امام شهر تبریز و در جوار مسجد کبود واقع گردیده است. این موزه در حال حاضر با برخورداری از سه سالن نمایش به ابعاد ۱۲×۳۷ و چند اطاق اداری و کتابخانه یکی از بزرگترین موزه های کشور محسوب می شود. کل زیر بنای موزه آذربایجان ۲۴۰۰ متر مربع می باشد.
از سه سالن موجود موزه آذربایجان شامل: زیرزمین، طبقه اول و دوم به عناوین نمایشگاهی دائمی آثار هنری ، باستان شناسی، مردم شناسی و مشروطیت بهره برداری می شود. در سالن طبقه ی اول که مهمترین سمت موزه محسوب می شود سالینه های متنوع و آثار مفروغی از هزاره پنجم قبل از میلاد در ویترین های متعددی به طریقه علمی و توالی زمانی چیده شده است . در غرفه اسلامی این سالن اشیائی از قرون چهارم تا یازدهم هجری به نمایش گذاشته شده که قفل رمزی به دست آمده از روستای بازار لوی عجبشیر از مهمترین آنها به شمار می رود. بخش سکه موزه ی آذربایجان نیز که در قسمت غربی این سالن قرار گرفته است حاوی سکه هائی از دوره های مختلف تاریخی است که قدیمی ترین آنها متعلق به سلوکوس فیکاتور جانشین اسکندر مقدونی در ایران می باشد. در سالن طبقه ی دوم یادگاریهائی از نهضت مشروطیت و سران آن و اشیائی از مردم شناسی کشور به نمایش در آمده است. بیشتر فضای این سالن که به عنوان محل دائمی نمایشگاه از آن استفاده می شود، فعلا" به مجسمه های دست ساز آقای احد حسینی پر غم مجسمه ساز تبریزی اختصاص یافته که عموما" بیانگر درد و رنج جوامع بشری و تبعیض های ناروای آن است.

▪ برج خلعت پوشان
در ده کیلومتری تبریز و یک کیلومتری شمال جاده تبریز – تهران ، در روستای گرگه برج بلندی وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است. بنای مزبور که از آثار اواخر دوره صفویه می باشد.
در دوره قاجاریه در این بنا خلعت اعطائی پادشاهان بر دوش حاکمان آذربایجان انداخته می شد . برج به صورت کثیرالاضلاع شانزده ضلعی و سه طبقه است. اضلاع شرقی ، غربی، شمالی و جنوبی بزرگتر و دارای درگاههای بلند باز هستند و دوازده ضلع دیگر دارای طاقنماهای تزئینی می باشد.
▪ عمارت شهرداری
این بنا در سال ۲۱۳۱ هجری شمسی و به دست مهندسان آلمانی در کوی نوبر تبریز ساخته شد. این ساختمان دارای ساعت بزرگ در بلندترین نقطه آنست که هر ربع ساعت یکبار به صدا در می آید. نمای ساختمان از سنگ تراش خورده می باشد و کل ساختمان به شکل عقاب می باشد.این بنا در مرکز شهرواقع شده است و هم اینک شورای اسلامی شهر و شهرداری شهر در آن مشغول به کار می باشند.
▪ کلیسای سر کیس مقدس
سر کیس مقدس نام کلیسایی است که در سال ۱۸۲۱ میلادی به وسیله ی شخصی به نام پطروسیان در محله بارون آواک تبریز ساخته شده است. بنا در سال ۱۸۴۵ تجدید یافته و سبک معماری آن ارمنی است . این کلیسا نیز به شکل صلیب ساخته شده و سه درب از سوی شمال ، شرق و جنوب به آن باز می شود. در مدخل شرقی آن قبری وجود دارد که متعلق به کشیشی به نام هاکوپ قاراپتیان می باشد. بنای کلیسا سنگی و گنبد های آن آجری است . در داخل کلیسا چهار ستون آجری با پایه های عریض سنگی ، علاوه بر اینکه گنبد بزرگ وسطی و طاقهای متعدد سقف را نگهداشته اند ، محراب و نماز گاه های فرعی را نیز از تالار اجتماعات جدا کرده اند. در بیرون کلیسا در پای دیوار شرقی حیاط، یک بنای یادبود سنگی ساخته شده است. این بنا برای یاد بود کشته شدگان ارمنی ساخته شده است و طرح و حجاری بدیعی دارد . در کنار این یادبود سنگ نبشته های مرمرین متعددی در پای همان دیوار پهلویی نهاده شده استا که همه متعلق به قبور کشتگان و بزرگانی از ارامنه است که اغلب آنها در قرن ۱۹ در گذشته و در حیاط این کلیسا مدفون گشته اند.
▪ عمارت ائل گولی
این پارک بزرگ در جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای سر سبز قرار دارد . علت نام گذاری آن به شاه گولی و بعدا" ائل گولی وجود استخر بزرگ در محوطه پارک است . ساختمان زیبائی در مرکز استخر قرار دارد که تاریخ بنای آن مشخص نمی باشد. وجود درختان سرسبز در محوطه پارک و گل کاریهای انجام شده زیبائی پارک را دو چندان می کند. فضای دل نشین پارک آن را به تفرجگاه عمومی شهر در تمامی فصول سال تبدیل کرده است.
▪ بقعه صاحب الامر و مدرسه اکبریه
بقعه صاحب الامر در کنار خیابان مدرس قرار دارد و از آثار زمان شاه طهماسب صفوی می باشد. این بنا در سال ۱۰۴۵ توسط سپاهیان سلطان مراد چهارم تخریب شد که در زمان شاه سلطان حسین صفوی، و از طرف میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان مرمت گردید .
این بقعه در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله شدید ویران گردید و در سال ۱۲۰۸ به وسیله جعفر قلی خان دینبلی تجدید بنا یافته و در سال ۱۲۶۶ میرزا علی اکبر خان ، قسمتی از بقعه و دهلیز را آئینه کاری کرد. این مدرسه که اکبریه نام داشت در سال ۱۳۴۵ جهت احداث ادامه خیابان دارائی ویران شد و در سالهای اخیر تعمیر این بنای تاریخی مورد توجه قرار گرفت و از طرف سازمان میراث فرهنگی نسبت به مرمت آن اقدام گردید . بقعه صاحب الامر دارای حرم و منار بلند در گوشه بنا می باشد .
در مدخل دهلیز و درون بقعه دو طاق مرمرین از زمان شاه طهماسب باقی است که دارای حجاریهای زیبایی شامل گل و بوته اسلیمی و ختائی است.
▪ ربع رشیدی
ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل ۲۴ کاروانسرای وسیع و ۱۵۰۰ دکان و ۳۰۰۰۰ خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است. ۲۰۰قاری از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و ۴۰۰ فقیه و ۱۰۰ فقیه و ۱۰۰۰ طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند . ۵۰ پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال ۷۱۸ هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال ۱۰۲۰ هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند.
▪ ارک علیشاه
یکی از ابنیه کهن و عظیم تبریز که بی شک در زمره شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود ، ارک علیشاه یا مسجد علیشاه است. در مورد تاریخ بنای ارک مورخین و سیاحان، از دوره ایلخانی تا به امروز متفق القولند که ساختمان آن بوسیله ی تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر سلطان ابو سعید ایلخانی در سال ۷۱۶ شروع شده، ولی به دلیل مرگ بانی بنا ناتمام مانده تا اینکه بازماندگان وی ساختمان آن را در سال ۷۲۴ به اتمام رساندند.
چنانچه از توصیف این بنای عظیم در اغلب سفر نامه ها و تواریخ بر می آید، مسجد علیشاه در زمان آبادانی مزین به کاشی، ازاره سنگی و ستونهای مرمر و کتیبه و گچبری بوده است. ایوان مسجد را طاق بلندی می پوشانده که به علت تعجیل در اتمام آن طاق شکسته و فرو ریخته است. بنای مزبور در زمان قاجاریه، در درگیریهای تبریز و انقلاب مشروطیت یکی از انبارهای مهمات و مخزن غلات قشون گردید و حصاری نیز دور آن کشیده شده و نام ارگ به خود گرفت. مسجد علیشاه در ظلع جنوبی خیابان امام خمینی واقع است. هر چند بنا در طول سالیان دراز خسارت زیادی دیده و ویرانی بسیار بدان را یافته لیکن بنای مانده خود موید شکوه روزگار آبادانی آن بوده است. قسمتی که هم اکنون به صورت سه دیوار بلند قطور جنوبی و شرقی و غربی به صورت ایوان به چشم می خورد، دارای ۳۰.۱۵ متر عرض می باشد و بلندی دیوارهای سه گانه تقریبا" ۲۶ متر و عرض هر دیوار به ۱۰.۴۰ متر می رسد. محراب بزرگی مسجد در انتهای ایوان و در بین دو نورگیر قرار گرفته است. در دوره قاجار در سمت شرقی ایوان پلکانی برای صعود به بام تعبیه کرده بودند که در سالهای اخیر به کلی این قسمت از بنا را از بین برده اند. در ضلع جنوبی بنا و در نمای خارجی، برج مدور عظیمی به چشم می خورد که پشتیبانی برای طاق و دیوار به حساب می آمده است.
▪ مسجد کبود
مسجد کبود تبریز یکی از ابنیه زمان جهانشاه قره قویونلو و متعلق به نیمه دوم قرن نهم هجری است که بوسیله جان بیگم خاتون همسر جهانشاه بنا شده و توسط دختر او صالحه خاتون در زمان حکومت سلطان یعقوب اق قویونلو مرمت گردیده است. بنای مسجد که بیشتر از نظر کاشیکاری و آمیزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالی و اشکال است.
سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد طرحهای بدیع، مورد نظر ارباب ذوق و معماری است، دارای سر در، دو مناره و شبستان و مقبره است. سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد ۵×۷ متر می باشد و از سطح کوچه مجاور، به اندازه ۵ پله سنگی که هر یک به درازای ۳ متر و به ارتفاع ۲۰ سانتی متر می باشند قرار دارد.
ارتفاع طاق باقی مانده سر در زیادتر از ۸.۵ متر است که تماما" از کاشیهای معرق پر آب و رنگ پوشیده شده است. سطح پایه های دو طرف با طرح ها و اشکال مرکب از گل و بوته و کاشیهای معرق الوان پوشیده شده بود که بر روی کتیبه های این پایه عبارات مختلفی با آیات قرآنی نوشته شده است. کتیبه ی قسمت بالای طاق سر در تماما" ریخته و اثری باقی نمانده است.
بر روی پایه سمت راست کتیبه ای به خط رقاع در متن لاجوردی نصب شده که از عالی ترین مظاهر معرق کاری دوره اسلامی محسوب می شود. از مفاد این کتیبه معلوم می شود که بنای مسجد در ربیع الاول سال ۸۷۰ هجری قمری به پایان رسیده اس
















تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست

حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست

من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست ...
04-09-1390 12:30 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تاریخچه مختصر قالی اصفهان Friga 0 143 23-06-1392 03:17 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان